مذاكرات اسلام آباد

تاوان سنگین غافلگیر شدن و بی‌خبری تاریخی / وارونگی ارزش‌ها در بستر خون/ از قتل‌عام سرخپوستان تا توهم تسخیرِ سیاره توسط ترامپ

آن آبراهام لینکلنی که علیه تبعض نژادی جنگید اینک ناوگان تهدید وتجاوزی که نام او را بر پیشانی‌اش نهاده‌اند برای غارت منابع حیاتی کشورها و ملت‌ها و تسخیر و تجزیه سرزمین‌ها با صدها جت و بمب‌افکن و خلبانان و کماندوهای کشورش به فرمان رییس دولت و حاکمان کشورش و با زیرپا نهادن قانون اساسی که او برایش جنگید اینک هزاران مایل آن ‌سوتر مرزهای زادگاهش در سواحل کشورهای دیگر لنگر گرفته و آماده تجاوز و تعرض به کشورهای دیگر و غارت منابع حیاتی ملت‌های دیگر است!

 گروه اندیشه: حکمت ملاصالحی استاد تمام دانشگاه تهران و مدرس مدعو دانشگاه آتن در مقاله ای در صفحه اندیشه روزنامه اعتماد، با نگاهی فلسفی و تاریخی، نسبت میان «آگاهی تاریخی» و «بقا» را واکاوی می‌کند. نویسنده با مرور فجایع ناشی از استعمار در سرزمین سرخپوستان، استدلال می‌کند که قدرت‌های مدرن به‌ویژه آمریکا، با وارونه‌سازی مفاهیمی چون حقوق بشر و دموکراسی، همان مسیر نسل‌کشی و غارت را در لباسی نو ادامه می‌دهند. از دیدگاه متن، شخصیت‌هایی نظیر ترامپ نه یک فرد، بلکه تجسمِ عریانِ جریانی اهریمنی و «دجال‌گونه» هستند که بقای خود را در فریب و نابودی دیگران می‌بینند.

نویسنده تأکید می‌کند که جامعه ایرانی به‌دلیل غفلت تاریخی، تاوان سنگینی پرداخته است؛ اما در عین حال، ایران را «سیزیفی پیروز» و ریشه‌دار می‌داند که به‌واسطه میراث نبوی و وجدان جمعی، توانِ درهم‌شکستن هیمنه این امپراتوری‌های شرور را دارد. در نهایت، نبرد فعلی یک ایستادگیِ هستی‌شناختی میان «راستی و دروغ» توصیف می‌شود؛ فتح‌الفتوحی که نه تنها یک پیروزی نظامی، بلکه گامی آغازین برای بیداریِ جهانی و شکستن ستون فقراتِ فریبِ مدرنیته است. این مقاله را در ادامه می خوانید: 

****

غافلگیر شدن و تاریخ‌ناشناسی و بی‌خبری تاریخی در عصر و عالمی که تا خرخره و به طرز خطرناک و نگران‌کننده و خطرخیز و دلهره‌آور، رها شده و افسارگسیخته و شتابان به سوی جهنمی از انواع بحران‌ها، چالش‌ها، تنش‌ها، کشمکش‌ها و منازعات خونبار و خسارتبار ره می‌سپارد، همان‌قدر هلاکت‌بار است که تاریخ‌شناسی و ردیابی و رصد با دقت و مراقبت و هوشمندانه و هوشیارانه تحولات و تحرکات نهان و آشکاری که در لایه‌های درون و سویه‌های بیرون جامعه و جهان ما رخ می‌دهد؛ حیاتی، تعیین‌کننده و سرنوشت‌ساز است. 

مهاجمان قاره غربی برای نخستین‌بار که با کشتی‌هایشان به سرزمین‌ها و کرانه‌های تاریخ، فرهنگ، جامعه و جهان سرخپوستان لنگر می‌افکندند؛ با اقوام و مردمان جامعه‌های قاره سرخپوستانی مواجه می‌شدند که طی هزاره‌های دیرینه و دیرپا سیر و مسیر تاریخ و فرهنگ و جامعه و جهان خود را پیموده بودند و همچنان می‌پیمودند.

آن ها اسب و ارابه و تفنگ و باروت مهاجمان را نداشتند؛ در اقلیم و عالم، مدنی و معنوی و زیر آسمان آیین‌ها و اسطوره‌های خود زندگی می‌کردند و برزمین تاریخ خود ره می‌سپردند. پیشینه و سرگذشت تاریخی و فرهنگی و نحوه زندگی خود را داشتند و زیست اقلیم و عالم خود را از سر می‌گذراندند.

اقتصاد و معیشت و نحوه زندگی و نظام‌های ارزشی و هنر و معماری و ساختار اجتماعی خود را پدید آورده بودند و داشتند. اسپانیایی‌های قاره غربی، اینها همه را ندیدند. شاید درست و دقیق‌تر این است که گفته شود؛ نمی‌خواستند که ببینند تا با خاطری آسوده‌تر و خشونت بیشتر و سنگدلانه و بی‌رحمانه‌تر سرخپوستان بومی که صاحبان خانه بودند و سرزمینی که سرزمین آن ها بود و هزاره‌ها ریشه در خاک میراث خود داشتند؛ قتل عام کنند، به همین دلیل هم نخست آن ها را از فهرست نوع بشر خارج کردند؛ سپس بی‌ملاحظه و افسارگسیخته و سنگدلانه آن ها را کشتار جمعی کردند.

این‌چنین امپراتوری‌های آزتک‌ها و اینکاها در کمتر از چند دهه قتل و غارت و تخریب و نسل‌کشی با سلاح‌های گرم و قساوت مهاجمان نابود شدند و روی اجساد تکه تکه شده و آثار تاریخ و فرهنگ بومیان، موزه‌های مدرن‌شان را مهاجمان و غاصبان بنیاد نهادند.

در منطقه‌ها و سرزمین‌های شمالی قاره سرخپوستان یا امریکای شمالی اکنون، نسل‌کشی‌ها بسیار بی‌رحمانه‌تر بود و جمعیت‌های بومی قاره، چونان بوفالوهای حیات‌وحش شکار و طعمه و دریده و کشته و نابود شدند. آنچه برای مهاجمان و غاصبان، کشف بود و دنیای جدید، برای صاحبان خانه تخریب و قتل عام ومحو ونابودی بود! این‌چنین ایالات‌متحده روی اجساد بومیان سرخپوست و آفریقایی‌هایی که بردگان سیاه و مهاجرانی بودند که به زور و اجبار از زادگاه و سرزمین ریشه‌های خود کنده و به تحقیر به سرزمین جدید آورده و افکنده شده بودند؛ بنیاد پذیرفت.

آن میراث و عقبه و کارنامه سیاه بی‌رحمی و قساوت و خشونت و تهدید به تجاوز و لشکرکشی وتسخیرسرزمین‌هاو تعرض به کشورها و چنگ افکندن و غارت منابع حیاتی ملت‌ها مرحله به مرحله جهانی‌تر و جهانی‌تر و نهادینه‌تر و نهادینه‌تر شد.

ثبات و قدرت سیاسی و رونق و رفاه اجتماعی و اقتصادی و سیطره و سیادت و سروری بیشتر و بیشتر را برای اربابان و امپراتوری‌های مدرن و بی‌ثباتی و تبعیض و فقر و فلاکت و تحقیر و ذلت‌پذیری نهادینه شده غم‌انگیز را برای کشورها و جامعه‌ها و جمعیت‌های مرعوبِ اربابان مستکبر و نژادپرست مدرن به ‌دنبال داشته است!

و اینها در ذیل نام آزادی، دموکراسی، حقوق بشر، پیشرفت، توسعه و رفاه! ارزش‌هایی که به‌نامشان و در ذیل نام شیرین و دلنشین و فریب‌ناک و سحرآمیزشان چه جنایت‌ها که اربابان دنیای مدرن و امپراتوری‌های استکباری نوبنیاد عصر و عالم مدرن نکرده و چه خون‌ها که بر زمین تاریخ نریخته‌اند و می‌ریزند! اینک که کوس رسوایی واژگون و وارونه ‌شده‌شان به صدا درآمده است؛ برای آنکه بمانند و بیشتر و بیشتر جامعه و جمعیت‌های میلیاردی سیاره زمین را فریب دهند؛ جنون گرفته و افسارگسیخته دست به هر جنایتی می‌زنند که بمانند. 

آن خدای مرده و ایمان مدفون مدرنیته دیروز، اینک با دست ودامنی پر از اجساد آن سنت و میراث خدای مرده و مدفون با سحره فرعونی و گوساله‌پرستی سامری و گوساله‌پرستان سامری همدستش، سودای تسخیرسیاره زمین را در سر دارد و جامعه‌ها و جمعیت‌های سیاره زمین را تهدید به نابودی می‌کند!

دچار غفلت و خطای تاریخی عظیم و جبران‌ ناپذیر شده‌ایم اگر ترامپ را یک فرد یا یک رییس نظام سیاسی و رییس‌جمهور یک کشور ببینیم در زیرآستین آلوده به جنایت و خون او، روان و رفتار بیمار و پریشان او ذهن و فکر آشفته و آشوبناک او زبان گزنده و پریشان‌گوی او وجدان تهی از اخلاق و ادب وآداب زندگی او، جان فاسد و پلشت او چهره نازیبا و اهریمنی او تفرعن و قارون صفتی افسارگسیخته او جریان‌های اهریمنی‌تر از او باندهای تبهکارترِ بسیارتر و بیمارتر و روان‌پریش و فریبکارتر و سودازده‌تر و افزون‌خواه و قارون صفت‌تر از نهانکاری و فریبکاری و دغلبازی‌شان اینک که از مخفیگاه‌های زیرین تاریخ سر بر کشیده‌اند؛ آشکارتر و برهنه‌تر از پیش، درنده و بی‌ملاحظه و افسارگسیخته‌تر از بیش، وحشی و بی‌شرم و شرورتر از پیش، جامعه و جهان ما را تهدید به تسخیر و تسلیم و نابودی می‌کنند!

و اینها همه چهره زشت و نازیبا و اهریمنی سرنگون و وارونه ‌شده ارزش‌هایی است که در ذیل نامشان امپراتوری‌های استکباری و استعماری و استحماری و نظام‌های سلطه نوظهور و نوپدید مدرن در قاره و منطقه‌های غربی تاریخ، هر بار که سودای تسخیر سرزمین‌ها و تعرض و تجزیه کشورها و غارت منابع حیاتی جامعه‌ها و جمعیت‌های سیاره زمین را درسر داشته‌اند؛ در ذیل نامشان؛ بی‌رحم و بی‌ملاحظه، دست به چه جنایت‌های بزرگ که نزده‌اند و چه جوی‌های خون که در جامعه وجهان بشری ما در ارض تاریخ کشورها و ملت‌ها جاری نکرده و نریخته‌اند و چه کشتارها و نسل‌کشی‌های بی‌رحمانه را با تمسک به ایدئولوژی‌های نژادپرستانه باطل‌شان مرتکب نشده و به‌ راه نینداخته‌اند!

آن آبراهام لینکلنی که علیه تبعض نژادی جنگید اینک ناوگان تهدید وتجاوزی که نام او را بر پیشانی‌اش نهاده‌اند برای غارت منابع حیاتی کشورها و ملت‌ها و تسخیر و تجزیه سرزمین‌ها با صدها جت و بمب‌افکن و خلبانان و کماندوهای کشورش به فرمان رییس دولت و حاکمان کشورش و با زیرپا نهادن قانون اساسی که او برایش جنگید اینک هزاران مایل آن ‌سوتر مرزهای زادگاهش در سواحل کشورهای دیگر لنگر گرفته و آماده تجاوز و تعرض به کشورهای دیگر و غارت منابع حیاتی ملت‌های دیگر است! تهدید به تعرض و تسخیر و تسلط بر منابع حیاتی سرزمین‌ها و کشورهایی که تسلیم نمی‌شوند و از حقوق خود از منابع حیاتی خود از یکپارچگی کشور خود در برابر تهدید ارتش مهاجم به دفاع به‌پاخاسته‌اند. چنین است وارونگی و واژگون ‌شدن ارزش‌هایی که او برایش جنگید و چنین است واژگون کردن و واژگون دیدن قانون اساسی که او برای تدوینش جنگید.

غفلت و غافلگیر شدن و بی‌خبری تاریخی و بی‌خبر ماندن از خیزش‌ها و ریزش‌های فکری و مدنی و معنوی و تحولات بی‌سابقه و نوظهور و نوپدیدی که در قاره و منطقه‌های غربی اتفاق می‌افتاد. برای جامعه ایرانی ما نیز چنان‌که برای بسیاری از جامعه‌ها و جمعیت‌های سیاره زمین، غافلگیرکننده و پرهزینه بود. تاوانش هم بسیار سنگین و سهمگین بود. همچنان پرهزینه و سنگین، تاوان آن غفلت و غافلگیر شدن و بی‌خبر ماندن و بی‌خبری تاریخی و تاریخ‌ناشناسی را می‌پردازیم. سالی که به پایانش نزدیک می‌شویم سالی متعارف و معمولی در تاریخ ملک و ملت ما نیست. برهه‌ای به غایت حساس، به غایت دشوار، به غایت مهم و سرنوشت‌ساز و مرزی و حیاتی در تاریخ مُلک و ملت و میهن ماست.

سرزمین‌ها به وفور و فراوانی دام‌ها و دانه‌هایشان به وسعت و پهنای جغرافیایشان مهم نیستند، به خیزش‌های بزرگی که مردمان آن سرزمین، در اندیشه، در آگاهی، در نحوه بودن و زیستن و حضور انسان در جهان در حیات مدنی و معنوی جامعه‌ها به‌پا کرده‌اند و تاثیری که برزیست اقلیم و عالم انسانی ما نهاده‌اند؛ مهم‌اند. تقدیر تاریخ ما، جامعه و جهان ایرانی ما در قلب یکی از تاثیرگذار و سرنوشت‌سازترین منطقه‌های جغرافیای تاریخ، فرهنگ، جامعه و جهان بشری رقم خورده است.

در ده هزاره اخیر، کمتر سرزمینی را در جغرافیای تاریخ، فرهنگ، جامعه وجهان بشری می‌یابید، تقدیر تاریخ مردمانش به طرز نفس‌گیر در قلب تحولات و منازعات تاریخی و لشکرکشی‌های بزرگ بیگانگان و برآمدن و به‌در شدن سلسله‌ها و خیزش و ریزش سنت‌های فکری و دینی و مدنی و معنوی، رقم خورده باشد و همچنان هویت خود را چونان یک ملت، چونان یک اقلیم و عالم فکری و معنوی و اعتقادی، چونان نوعی از اندیشه و خرد و حکمتِ زندگی، حفظ کرده و به حیاتش ادامه داده باشد.

یک تاریخ، فرهنگ، جامعه و جهان زنده، یک اقلیم و عالمی از ارزش‌های اصیل و ریشه‌ای و سرچشمه‌ای و متعالی و اخلاقی و معنوی که درآن مرزهای میان پاکی و پلیدی، اخلاق نیک و بد، راستی و دروغ، داد و بیداد، زیست عزتمندانه و شرافتمندانه و ذلیلانه و حقیرانه، زیبایی و زشتی در طلوع‌گاه تاریخ نبوی‌اش چونان مرز میان روشنایی و تاریکی شفاف و ریشه‌ای و سرچشمه‌ای و در ابعادی تکوینی و هستی‌شناختی از هم تفکیک شده است؛ فریب دادن و به زیر کشیدنش آن‌قدر آسان نیست که گمان برده‌اند. اصلا شدنی نیست که ابلهانه پنداشته‌اند. آن سنت و میراث معنوی و آموزه‌های متعالی نبوی در برهه‌ها و بزنگاه‌های خطرخیز وخطرناک تاریخی هر بار که از لایه‌های زیرین تاریخ ملت ما وجدان جمعی و ایمان مردم ما به حضور فراخوانده شده است. چه اعجازها که نکرده است و حتی در آوردگاه نابرابرترین نبردها و دست‌وپنجه فشردن با اهریمن‌خوترین دشمنان مصداق چه «إِنّا فتحْنا لک فتْحًا مُبِینًا» که نبوده است. این ‌بار نیز در این آوردگاه نابرابر بردشمن فراز خواهد آمد؛ ان‌شاءالله!

ایستادن و سینه ایمان و پایمردی را دلاورانه و پهلوانانه در دو آوردگاه، در دوسنگر با دو دشمن شرورتا بُن دندان مسلح و مجهز به انواع سلاح‌های گرم و نرم و کشتارجمعی، ایستادن و دلاورانه و پهلوانانه و بی‌ترس و بی‌هراس سینه ایمان را ستبر و استوار سپر گرفتن و قامت نخوت فرعونی و هیمنه هراسناک ابوالهولی او را شکستن و از قله به درّه افکندن، یک پیروزی متعارف و معمولی نیست. یک فتح‌الفتوح متعارف و معمولی هم‌ نیست. فردای تاریخ، جامعه وجهانی را قلم و رقم زده‌ای که از آنِ توست و تو مصداق کلمه زکیه شجره طیبه حقی هستی که در وصفت قرآن فرمود: «ولا خوْفٌ علیْهِمْ ولا هُمْ یحْزنُون» و شایسته و آیت کلمه مبارکه قرآنی هستی مژده «یُحِبُّهُمْ ویُحِبُّونهُ» به تو داده شده است. 

نبردی هر چند سخت و پرهزینه و بهایش سنگین و ایستادن در میانه آوردگاهی هر چند سهمگین و تاوانش هر چند بس گران، اما آنچه به کف می‌آید بسیارگرانبهاتراست و میراثش ماناتر و باقی‌تر! و پیروزی یعنی آنچه به کف می‌آوری بسیارگرانبهاتر و گوهرین‌تر و مانا و ماندنی‌تر از آنچه از کف داده‌ای. هر چند جان‌های پاکی که از کف می‌روند گرانبهایند اما اینها همه برای چه و برای که؟! برای و به خاطر و در راه آنکه و آنچه که از اینها همه که گرانبهایند بس گرانبهاتر وگوهرین‌تر است.

شکستن هیمنه دو دشمن به غایت شرور و فریبکار و ریاکار و بدسابقه با کارنامه‌ای سیاه از جنایت و آدم‌کشی و تجاوز و تخریب و تعریض و تحریم کشورها و تحقیر و تخفیف و تضعیف و تذلیل ملت‌ها کاری است کارستان و فتح‌الفتوحی عظیم است. آشکار و آفتابی شدن چهره‌های زشت و اهریمنی و تبهکار طراحان و برنامه‌ریزان انجیلی- صهیونی و دجال‌های آخرالزمانی در یک جامعه و جهان مرعوب و مسحور و مقهور امپراتوری شروران تنها یک پیروزی نیست، گام آغازین است به سوی درهم شکستن ستون فقرات دروغ و فریب و فریبکاری و ریاکاری و تحقیر و ارعاب جامعه‌ها و جمعیت‌های سیاره زمین.

فراز آمدن بر گوساله‌پرستی سامری و گوساله‌پرستانی است که این‌بار هزاران گوساله زیرین و بت‌ نژاد و نژادپرستان را درکارنامه سیاه نسل‌کشی و فلسطینان و مردمان منطقه را در بغل دارند و به پشتیبانی نظام‌های زورگو و جنایت‌پیشه و افزون‌خواه جنایت می‌کنند و خون می‌ریزند و بیش از این هم خواهند ریخت.

چنین است که می‌بینیم با واژگون و وارونه شدن نظام‌های ارزشی مدرنیته و تهی‌شدن معنایشان، در ذیل نام بی‌مسما و فریبناکشان، امپراتوری‌های استکباری و وحشی قاره غربی سودای تسخیر سیاره زمین را در سرنخوت خود دارند و هرجا که گام نهاده‌اند نه آزادی، نه دموکراسی، نه اخلاق، نه رفاه، نه امنیت، نه ثبات، نه رونق ورمق اقتصادی و اجتماعی که بردگی و فقر و فساد و تباهی و تبهکاری و تفرقه‌افکنی و نفاق ارمغانشان بوده است و هویت‌سازی‌های موهوم و دستکاری‌های تاریخی و فرهنگی و اعتقادی و تاریخ‌سازی‌های جعلی برای جامعه‌ها و کشورها و ملت‌های برده و بنده ارباب و البته به مدد و با همدستی و هسویی و همکاری و همراهی دانش‌آموخته‌های تاریخ ناشناس کشورهای برده اربابان مدرن!

۲۱۶۲۱۶
 

کد مطلب 2205643

برچسب‌ها

داغ ترین های لحظه

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 3 =