مذاكرات اسلام آباد

۱۲ نفر
۲۸ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۳
برگی از دفتر خاطرات وکیل برای وکلای جوان

تاکید حکیمانه ی بزرگان ادب پارسی در پاس داشت نعمت ، موید اهمیت معرفت شکرگزاری و آثار چنین رفتاری است ؛ همانطور که حضرت مولوی می فرماید : شکر نعمت ، نعمتت افزون کند ، کفر نعمت از کفت بیرون کند.

شیخ اجل سعدی شیرازی در سرآغاز گلستان در مقام ستایش و سپاس از درگاه باریتعالی می فرماید : منت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت ، هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است و چون بر می آید مفرح ذات ، پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب.

تاکید حکیمانه ی بزرگان ادب پارسی در پاس داشت نعمت ، موید اهمیت معرفت شکرگزاری و آثار چنین رفتاری است ؛ همانطور که حضرت مولوی می فرماید : شکر نعمت ، نعمتت افزون کند ، کفر نعمت از کفت بیرون کند. مرور حکایات و مَثَل هایی از این دست ، سبب یادآوری خاطره ای از سال های آغازین فعالیت در حرفه ی وکالت شد.؛

پیرو تماس یکی از دوستان متوجه مشکلات اقتصادی یکی از همکاران شدم که به تازگی صاحب فرزند شده بود ، آن هم دوقلو  !

بنده‌ی خدا شرایط اقتصادی اش طوری نابسامان بود که بعضا برای خرید شیر خشک و مایحتاج اولیه‌ی زندگی نیازمند کمکِ پدری است که جز حقوق بازنشستگی درآمدی ندارد و...

در حین گفتگو با آن همکار عزیز ، سال‌های ابتدایی حضورم در حرفه‌ی وکالت را مرور کردم ، روزهایی که مجبور بودم برای تامین هزینه های زندگی به شرکت های طرف قرارداد از جنوبی ترین نقطه ی تهران یعنی شهرری تا شهرک غرب و از شهرک غرب تا فردیس کرج و سپس میدان فردوسی سرکشی کنم ، روزهایی که از شش صبح تا دوازده شب لاینقطع مشغول بودم .

به همکاری که تماس گرفته بود گفتم ؛ تنها راهی که به ذهنم می‌رسد این است که ؛پس از هماهنگی ‌های معمول وکالتِ برخی پرونده‌ها که به جهت درگیری های شرکت از پذیرش آنها معذور هستم را به پدر دوقلوها بسپارم ، استقبال کرد و قرار شد با پدر دوقلوها هماهنگ کند.

به لطف خیرالرازقین ، پس از ‌دو سه هفته چند پرونده‌ی مناسب ارجاع شد و به مرور مشکلات اقتصادی پدر دوقلوها طوری رفع شد که به جبران ایام گذشته هر از گاهی مبلغی ولو اندک به حساب پدرش منتقل می‌کرد.

رضایت موکلین از عملکرد پدر دوقلوها به انضمام پیگیری و تلاش خالصانه‌ی وی زمینه‌ی ارجاع پرونده‌های بیشتری را فراهم آورد و در کمتر از چند ماه به وکیلی پرکار تبدیل شد.

چیزی از این تغییر اساسی در اوضاع مالی‌اش نگذشته بود که احساس کردم پدردوقلوها آن همکار چند ماه پیش نیست و رغبتی به پذیرش پرونده و انجام کار ندارد.

ذهن و فکرم درگیر چرایی چنین احساسی بود که پیامک ارسالی وی مُهر تاییدی بود بر آنچه حس کرده بودم ؛ بنده‌ی خدا خیلی خلاصه و مفید بدون کمترین حاشیه ای نوشته بود: حقیقتش سرم خیلی شلوغ شده و دیگه قادر به انجام پرونده هایی که تا الان به من می‌دادی نیستم!!

در پاسخ نوشتم: شکرخدا ، موفق باشید.

ساعت ها پس از ارسال پاسخ به پدر دوقلوها با خودم کلنجار رفتم که نکند من کاری کرده ام که سبب دلخوری و ناراحتی وی شده ، به همین سبب به دوست مشترکمان تماس گرفتم و جویای جریان شدم که وی نیز اظهار بی اطلاعی کرد و گفت : حتما خوشی زده زیر دلش !

پس از یکسال و چندماه که از ارسال آخرین پیامک پدر دوقلوها می‌گذشت ، رفیق مشترکمان تماس گرفت و گفت : همین‌روزهاست که پدرِدوقلوها بیاد سراغت ! گفتم ؛ چی شده ؟‌آن هم  پس از یکسال و چندماه که هیچ‌ تماسی نداشته ؟! 

گفت : کفگیرش به ته دیگ خورده و کلی بدهی بالا آورده!! خواستم‌ بهت اطلاع بدهم تا جواب مناسبی براش در نظر بگیری...

  اینکه برخورد بنده با پدرِ دوقلوها چه بود زیاد مهم نیست ، آنچه مایه عبرت و قابل تامل است ، شرایط حرفه‌ای و اوضاع مالی پدر دوقلوهاست ...

وی در دو مقطع زمانی و هر مرتبه به فاصله‌ی دو سه سال و هر بار با بی اعتنا به فرمایش بزرگان که بر شکرانه‌ی نعمت تاکید دارند ، سراغ بنده و سایر همکاران آمد و بنا بر آخرین اطلاعی که از وی دارم ، سرش به سنگ تجربه نخورده و  کما فی‌السابق معطل ارجاع پرونده از سوی همکاران است.

وکیل دادگستری_شیراز 

کد مطلب 2206556

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 10 =

آخرین اخبار