مذاكرات اسلام آباد

«رگ‌ گردن» نمی خواهیم، به دلایل قوی نیازمندیم/ پس از قرن‌ها هنوز بیگانگی با سعدی/ چگونه سعدی از دل فاجعه، «انسان» را کشف کرد؟

در مراسم بزرگداشت سعدی، نسبت اندیشه این شاعر با مسائل معاصر از جمله خشونت و فقدان گفت‌وگو مورد واکاوی قرار گرفت.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از  ایبنا (از روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران)، آیین بزرگداشت سعدی، در سالن فرهنگ مرکز همایش‌های بین‌المللی این سازمان برگزار شد. در این نشست، احسان‌الله شکراللهی رئیس اندیشگاه فرهنگی و دبیر نشست، مهدی مظفری ساوجی شاعر و پژوهشگر و اکبر ثبوت پژوهشگر تاریخ و تمدن اسلامی با تمرکز بر ابعاد فکری، اخلاقی و تاریخی آثار سعدی، مفهوم مدارا و امکان احیای سنت گفت‌وگو در جامعه ایرانی را بررسی کردند.  

اندیشه مدارا در سعدی
احسان شکراللهی

 احسان‌الله شکراللهی در آغاز نشست، با اشاره به هم‌زمانی بزرگداشت سعدی و محمدتقی بهار، پیش از خوانش شعری از بهار گفت: «این شعر از بهار در واقع یک مقاله منظوم و زمان تدوین آن با زمان تأسیس کتابخانه در سال ۱۳۱۶ هم‌زمان است. در دانشسرای تهران مجلسی به مناسبت هفتصدمین سالگرد تصنیف گلستان تشکیل شده بود و ملک‌الشعرا در آن مراسم این شعر را قرائت کرد.»

وی پس از ارائه این مقدمه، این شعر بهار را خواند:

«سعدیا! چون تو کجا نادره گفتاری هست؟
یا چو شیرین سخنت نخل شکرباری هست؟

یا چو بستان و گلستان تو گلزاری هست؟
هیچم ار نیست، تمنای توام باری هست

مشنو ای دوست! که غیر از تو مرا یاری هست
یا شب و روز بجز فکر توام کاری هست...»

اندیشه مدارا در سعدی
مهدی مظفری ساوجی

 در ادامه، مهدی مظفری‌ساوجی شاعر و پژوهشگر با طرح پرسشی درباره وضعیت گفت‌وگو در جامعه ایرانی اظهار داشت: «پرسشی که برای من مطرح است و به آن فکر می‌کنم این است که چرا ما به‌عنوان انسان ایرانی، بیش از صد سال، تقریباً یک قرن و نیم است که نمی‌توانیم با یکدیگر گفت‌وگو کنیم و گرد همان میزی بنشینیم که در حقیقت سعدی هفتصد سال پیش ما را به آن دعوت کرده است؟»

وی با اشاره به یکی از اصول بنیادین اندیشه سعدی افزود: «اصلی که سعدی در بوستان به آن پرداخته و در نهایت به این نقطه می‌رسد، این است که: «دلایل قوی باید و معنوی، نه رگ‌های گردن به حجت قوی.»

اندیشه مدارا در سعدی
اکبر ثبوت

 در بخش پایانی نشست، اکبر ثبوت پژوهشگر تاریخ و تمدن اسلامی، در سخنرانی خود با عنوان «سعدی و کیش مدارا»، با ترسیم زمینه تاریخی زندگی سعدی گفت: «در روزگار سعدی، از یک‌سو با تداوم جنگ‌های صلیبی روبه‌رو هستیم که نزدیک به دویست سال در غرب عالم اسلام ادامه داشت و فجایعی به‌نام دفاع از دین مسیح رخ می‌داد، و از سوی دیگر با فاجعه حمله مغول مواجهیم که با کشتار، غارت، سوزاندن و ویرانی همراه بود. به‌این ترتیب، عالم اسلام از دو سو در محاصره قرار داشت.»

وی با اشاره به تجربه زیسته سعدی افزود: «سعدی خود نیز از این فجایع بی‌نصیب نماند و حتی به‌گفته خودش در جریان جنگ‌های صلیبی به اسارت درآمد و در خندق ترابلس به‌عنوان برده او را در کنار کارگران به کار واداشتند. در چنین شرایطی طبیعی است که هر انسانی دچار بدبینی و نفرت نسبت به غیرمسلمانان شود، اما سعدی مسیر دیگری را برگزید.»

ثبوت در ادامه با تأکید بر رویکرد انسانی سعدی تصریح کرد: «در روزگاری که دین خدا وسیله‌ای برای کمک به دشمنان دین و انسانیت شده بود، سعدی به‌عنوان ادیب، متفکر و مصلح، سخن را سلاح خود قرار داد و با طرح شعارهایی انسانی، افقی فراتر از مرزهای متعارف گشود.»

وی سپس ابیاتی از گلستان را یادآور شد:

«بنی‌آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند...»

این پژوهشگر با اشاره به نگاه فراگیر سعدی ادامه داد: «او با نگاهی عرفانی، همه موجودات را مخلوق خدا می‌دانست و می‌گفت: “عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست.” سعدی حتی نسبت به حیوانات نیز توصیه به محبت و احسان داشت و شاید کمتر شاعری به اندازه او در حمایت از حیوانات سخن گفته باشد؛ چنان‌که در حکایت معروفی از بوستان می‌گوید:

«یکی در بیابان سگی تشنه یافت
برون از رمق در حیاتش نیافت

کله دلو کرد آن پسندیده کیش
چو حبل اندر آن بست دستار خویش

به خدمت میان بست و بازو گشاد
سگ ناتوان را دمی آب داد

خبر داد پیغمبر از حال مرد
که داور گناهان از او دفع کرد.»

ثبوت در بخش دیگری از سخنان خود با نقد انحصارطلبی در فهم حقیقت گفت: «شیخ اجل دیده بود که پیروان ادیان و فرقه‌ها هر یک خود را مالک تمام حقیقت می‌دانند و دیگران را از آن بی‌بهره می‌شمارند. پاسخ سعدی‌شیرازی در برابر این تفکر، ریش‌خند و طعنه است و در شعری می‌گوید: گر از بسیط زمین عقل منهدم گردد/ به خود گمان نبرد هیچ‌کس که نادان است. در حقیقت سعدی در این شعر همان نکته‌ای را بیان می‌کند که شاید قرن‌ها بعد از او رنه دکارت مطرح کرده است؛ اینکه انسان‌ها ممکن است در بسیاری از امور، کار خدا را دچار نقص بدانند، اما در یک مورد هیچ تردیدی ندارند و آن این است که هر کس گمان می‌کند خداوند تمام عقل و بالاترین مرتبه آن را به او عطا کرده است.»

او در ادامه با اشاره به زمینه‌های فکری سعدی افزود: «بخش قابل‌توجهی از محتوای آثار سعدی، از جمله بوستان و گلستان، متأثر از سنت فکری امام محمد غزالی است و سعدی نیز در همان مدرسه نظامیه‌ای تحصیل کرده که غزالی پیش‌تر در آن تدریس می‌کرد.»

ثبوت گفت: «سعدی از سهروردی به‌عنوان مرشد خود یاد می‌کند و می‌گوید:

مرا پیر دانای مرشد شهاب
دو اندرز فرمود بر روی آب

یکی آنکه بر نفس خودبین مباش
دگر آنکه بر خلق بدبین مباش.»

وی در پایان سخنان خود با قرائت دعایی از سعدی برای ایران بیان داشت:

«یا رب به نسل طاهر اولاد فاطمه
یا رب به خون پاک شهیدان کربلا

دل‌های خسته را ز کرم مرحمی فرست
ای اسم اعظمت در گنجینه شفا.»

سعدی سپس برای ایران دعا می‌کند و باید توجه داشت که واژه پارس در اینجا به معنای کل ایران است:

«یا رب ز باد فتنه نگه دار خاک پارس
چندان که خاک را بود و آب را بقا.»

او در جمع‌بندی نهایی گفت: «امیدوارم در پیروی از تعالیم شیخ اجل موفق باشیم و مبادا مانند روزگار مغول، خشونت‌هایی که به نام دین انجام می‌شود، راه را برای دشمنان هموار کند. امروز نیز بهترین ابزار برای پیشبرد اهداف دشمنان این است که ما از دین خدا چهره‌ای خشن ارائه دهیم و با رفتارهایی چون فرقه‌گرایی و تبعیض، موجبات خشنودی آنان را فراهم کنیم.»

 ۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2210768

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 2 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین