نیلوفر مولایی: جوانی که حتی نمیتوان نام خبرنگار را بر او گذاشت، به میان جمعیتی رفته که شبها در حمایت از کشور و نظام به خیابانها آمدهاند و از آنان میپرسد: «چه کسی از سگهای هلال احمر پستتر است؟» فارغ از آنکه پاسخ فرد مصاحبهشونده چه بوده و نام چه کسانی را بر زبان آورده است، میتوان آن را به حساب نظر شخصی یک رهگذر گذاشت، اما ماجرا زمانی غیرعادی میشود که این مصاحبه از شبکه سه سیما و به صورت زنده منتشر شده است. اینجا دیگر قضیه متفاوت میشود؛ چراکه در شرایط حساس کنونی، صدا و سیما یکی از مهمترین پلهای ارتباطی میان مردم و مسئولان است و باید به حفظ انسجام ملی کمک کند. با این حال، اقدامات اخیر صدا و سیما خلاف این مسیر بوده و انتقادات گستردهای را به دنبال داشته است.
حکایت، فقط مربوط به دیروز و امروز نیست؛ چند سالی است که صدا و سیما به پایگاهی برای عرضاندام یک گروه سیاسی تبدیل شده و این دیگر حرف تازهای نیست. فرقی هم نمیکند رئیس صدا و سیما پیمان جبلی باشد، علیعسگری، سرافراز یا ضرغامی؛ خط مشی همان است که بود: «تریبون دادن به تندروها». به بیان دیگر، مدتهاست تندروی به شیوه رفتاری گروهی خاص در رسانه ملی تبدیل شده است؛ بهطوری که به جای طرح دیدگاهها و نظرات کارشناسانه، با دعوت از مهمانان پرحاشیه و طیفهای تندرو و همچنین حضور مجریهای جنجالساز، از مسیر منطقی خود خارج شده و به برهم زدن نظم و آرامش جامعه دامن میزند.
گویی صدا و سیما «ملک طلق» تندروها شده است؛ جایی که هر زمان بخواهند و با هر بهانهای میتوانند از قوانین حاکم بر کشور و تصمیمات شورای عالی امنیت ملی و حاکمیت عبور کنند و حتی گاهی با ادبیاتی نامناسب و دون شأن رسانه ملی، هزینههایی را برای دولت، وزارت خارجه و نظام ایجاد کنند.
تریبون ملی یا خانه تندروها؟
هر چند که در جنگ ۱۲ روزه یا حتی در ایام انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۳، صدا و سیما تلاش کرد تا از کارشناسانی که از طیف مخالف و مورد غضب رؤسای خود هستند نیز دعوت کند، اما از زمان شروع جنگ رمضان، گویا دستورالعمل این رسانه تغییر پیدا کرده و میل و تمایل به حضور تندروها در این رسانه بیش از پیش شده است. در شرایطی که کشور نیازمند انسجام و اتحاد میان تمام اقشار جامعه بوده و صدا و سیما میتواند نقش مهمی در حفظ وحدت میان مردم، حاکمیت و سیاسیون ایفا کند، مجریان صدا و سیما تمرکز خود را روی فعالیتهای سلبریتیها گذاشتهاند و روزی به علی دایی و رضا رشیدپور حمله میکنند و روز دیگر، حامد بهداد و امیرحسین قیاسی هدف تمسخرشان قرار میگیرند.
اما نکتهی مهمتر از بازی اعصاب مجریان صدا و سیما با اعصاب مردم و گاه پرسیدن سوالاتی در خصوص سگهای هلال احمر، حضور پررنگ نمایندگان مجلس و کارشناسانی در برنامههای ویژه خبری و ویژهبرنامههایی با محتوای جنگ آمریکا علیه ایران است. به بیان دیگر، با نگاهی به قاب صدا و سیما از روزهای ابتدایی جنگ رمضان تا کنون که در وضعیت «نه جنگ، نه صلح» قرار داریم، میتوان متوجه شد که این سازمان تبدیل به خانه دوم افراطیون و مخالفان دولت شده است. هر چند که صدا و سیما با انتشار تصاویری از تجمعات شبانه، مردم را به حضور گسترده در صحنهها دعوت میکند و از انسجام ملی سخن میگوید، اما چه در همین تجمعات و چه در ویژهبرنامههایش، عملی متضاد با گفتههایش نشان میدهد.
مهمانهای تکراری و جای خالی کارشناسان
از زمان آغاز جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران و شهادت رهبر انقلاب، تمامی برنامههای تلویزیون حول محور جنگ و سرنوشت آن بوده است؛ از شبکه یک سیما گرفته تا شبکه خبر و افق. در این میان، چند برنامه تلویزیونی مانند «جریان»، «خط مقاومت»، «جنگ تحمیلی سوم» و «ویژه خبری» از جمله برنامههای گفتوگومحوری بودند که هر روز از رسانه ملی پخش میشوند. اگرچه در برنامهسازی، چیدمان و طراحی دکور، جلوههای ویژه، لوکیشنهای متنوع و حتی توانایی و تسلط مجری امری مهم است، اما نکته مهمتر و در حقیقت، دشواری تولید برنامه گفتوگومحور به ضرورتهای میز مباحثه مربوط میشود و در واقع، چشم مخاطب به انتخاب کارشناسان حاضر در گفتوگو است.
اقدامی که رسانه ملی نتوانست بهخوبی از عهده آن برآید و جای خالی کارشناسانی که بهجای پرداختن به مسائل جناحی، روایت صحیح و تحلیل مناسبی از جنگ و مسائل پیرامون آن ارائه کنند، احساس میشود. کافی است این روزها سری به شبکههای تلویزیونی بزنید تا شاهد مهمانهای تکراری صداوسیما باشید؛ ابراهیم رضایی، علی خضریان، مالک شریعتی، سیدنظام موسوی، حسینعلی حاجیدلیگانی، فواد ایزدی، مصطفی خوشچشم، ابوالفضل ظهرهوند، جواد لاریجانی، علیرضا عباسی، سعید جلیلی، منوچهر متکی، علی بهادریجهرمی، احمد نادری، امیرحسین قاضیزاده هاشمی، نصرالله پژمانفر و ... از جمله مهمانهایی بودند که طی ماههایی که از آغاز جنگ میگذرد، بهطور مرتب در شبکههای صداوسیما حضور داشتهاند. حضور پرتعداد نمایندگان مجلس و کارشناسانی که عمدتاً از طیف تندرو و افراطی هستند، بار دیگر به شائبه مهندسی مهمانان این رسانه دامن میزند و این گزاره را تقویت میکند که رسانه ملی همچنان گرفتار بازیهای سیاسی و جناحی است.
در شرایطی که کشور بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازسازی اعتماد عمومی و حفظ انسجام ملی است، انتظار میرود رسانهای که نام «ملی» را یدک میکشد، به جای تریبون یک جریان سیاسی خاص، صدای همه بخشهای جامعه باشد؛ مطالبهای که به نظر میرسد همچنان با واقعیت قاب تلویزیون فاصله دارد.
29215




نظر شما