مذاكرات اسلام آباد

۰ نفر
۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۱:۵۰
کودک؛ بازندهٔ میدان محبت بی‌مرز

چرا بعضی کودکان با وجود محبت فراوان، ضعیف و ناتوان بار می‌آیند و برخی دیگر در کمبود عاطفه، سخت و خشن می‌شوند؟ مسئله دقیقاً همین‌جاست؛ مرز میان محبت سازنده و نازپروردگی مخرب کجاست و والدین چگونه می‌توانند تعادل را حفظ کنند؟

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، تربیت کودک، یکی از ظریف‌ترین و در عین حال سرنوشت‌سازترین مسئولیت‌های والدین است؛ مسیری که کوچک‌ترین افراط و تفریط در آن می‌تواند آثار عمیقی بر شخصیت و آیندهٔ فرزند بر جای بگذارد.

میان محبت‌ورزی و سخت‌گیری، مرزی باریک اما تعیین‌کننده وجود دارد که شناخت و رعایت آن، کلید پرورش نسلی متعادل، توانمند و مسئولیت‌پذیر است.

بنابر روایت فارس، دکتر «مریم فرضی» کارشناس تربیتی، از این مرز باریک می‌گوید.

نه کمبود محبت، نه نازپروردگی

فرضی به بخشی از جلد چهاردهم کتاب «یادداشت‌ها» (صفحهٔ ۲۵۹) اثر استاد شهید مطهری رحمه‌الله‌علیه اشاره می‌کند که می‌فرمایند «دو چیز روحیهٔ کودک را فاسد می‌کند؛ یکی کمبود محبت از جانب پدر و مادر که باعث می‌شود روحیه‌ای سرسخت در کودک شکل بگیرد، و دیگری افراط در نازپروردگی که روحیهٔ کودک را لوس، بی‌هنر و ناتوان بار می‌آورد.»

او توضیح می‌دهد «هر کودکی به محبت و عاطفهٔ پدر و مادر نیاز دارد و از این جهت نباید دچار کمبود شود. دریافت محبت کافی از سوی والدین، روحیهٔ کودک را مهربان و باعاطفه پرورش می‌دهد؛ در حالی که احساس تنهایی و کمبود محبت، روحیهٔ او را خشن می‌کند. بنابراین، نه افراط و نه تفریط، بلکه رعایت حد اعتدال بسیار مهم است.»

«نازپروردِ تنعُّم نبرَد راه به دوست»

شهید مطهری در همین کتاب نقل می‌کنند فردی اروپایی، زمانی که می‌خواست به فرزندش شیرینی بدهد، آن را مستقیم به دست او نداد، بلکه چند قدم دورتر گذاشت. وقتی از او علت این کار را پرسیدند، پاسخ داد «برای اینکه کودک چند قدمی برای رسیدن به آن حرکت کند و یاد بگیرد که به‌راحتی به همه چیز دسترسی پیدا نکند.»

این کارشناس تربیتی بر اساس بیانات استاد مطهری در کتاب «یادداشت‌ها» توضیح می‌دهد «ما هم بسیاری از افراد موفق را می‌بینیم که دچار تربیت لوس و نازپرورده نبوده‌اند. والدین آنها در عین ابراز محبت و مهر، فرزندان خود را در مسئولیت‌های زندگی شریک می‌کردند و به آنها وظایف مهمی می‌دادند و اجازه نمی‌دادند مسیر تربیتشان دچار انحراف شود.»

وقتی محبت تبدیل به وظیفه می‌شود

فرضی در ادامه نکتهٔ مهمی از مرحوم استاد صفایی حائری در کتاب «تربیت کودک» (صفحهٔ ۶۹) نقل می‌کند که ایشان می‌فرمایند «وقتی عامل محبت به‌طور مداوم و همیشگی بدون ضابطه مورد استفاده قرار گیرد، از تأثیر آن کاسته می‌شود و به امری عادی تبدیل می‌گردد؛ حتی ممکن است به‌عنوان یک وظیفه تلقی شود و دیگر اثر تربیتی خود را نداشته باشد.»

به اعتقاد فرضی «در چنین شرایطی، چون محبت به‌صورت وظیفه دیده می‌شود، نه شکست و محرومیتی در کار است، نه قدردانی، و نه شکل‌گیری علاقه‌ای عمیق. چه‌بسا زیاده‌روی در احسان و محبت، باعث تخریب روحیهٔ کودک، لوس و نازپرورده شدن شخصیت او، و سطحی و خام ماندن فکرش شود و پیامدهای منفی دیگری نیز به همراه داشته باشد.»

محبت با قاطعیت، قاطعیت با محبت

نازپروردگی و لوس شدن، نه‌تنها روحیهٔ کودک را فاسد می‌کند، بلکه باعث می‌شود او در برابر مشکلات زندگی، مقاوم و توانمند نباشد.فرضی در انتها می‌گوید «آنچه اهمیت دارد این است که پدر و مادر در عین قاطعیت، محبت خود را هم نسبت به کودک حفظ کنند؛ یعنی محبت همراه با قاطعیت و قاطعیت همراه با محبت داشته باشند. این رویکرد، از تربیت نادرست جلوگیری می‌کند و به پرورش فرزندانی قوی، متعادل و به‌دور از نازپروردگی می‌انجامد.»

کد مطلب 2218272

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 3 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین