مذاكرات اسلام آباد

تحول ادراک امنیتی کشورهای عربی نسبت به ایران پس از جنگ

با آغاز جنگ میان ایران و امریکا و اسرائیل، کل کشورهای عربی و حتی کشورهایی که تا هفته های قبل از جنگ، نقش میانجی را برای رسیدن به یک توافق ایفا می کردند، از حملات مصون نماندند و این جنگ، به کلی صحنه سیاست خاورمیانه را دگرگون کرد. ین مسئله از آنجا اهمیت دارد که به این بیندیشیم چگونه ادراک امنیتی کشورهای عربی دوست و رقیب، نسبت به ایران دگرگون شد؟

خبرآنلاین - با آغاز جنگ میان ایران و امریکا و اسرائیل، کل کشورهای عربی و حتی کشورهایی که تا هفته های قبل از جنگ، نقش میانجی را برای رسیدن به یک توافق ایفا می کردند، از حملات مصون نماندند و این جنگ، به کلی صحنه سیاست خاورمیانه را دگرگون کرد تا اگر در فردای آتش بس، هر طرفی از جنگ بخواهد روند صلح دائمی را دنبال کند، با اعتمادهای شکشته شده ای مواجه شود که تغییر آن نیازمند گذر زمان، اعتمادسازی تدریجی و ایجاد مکانیسم‌های جایگزین قابل اتکا باشد که در کوتاه‌مدت به دست نمی‌آید. این مسئله از آنجا اهمیت دارد که به این بیندیشیم چگونه ادراک امنیتی کشورهای عربی دوست و رقیب، نسبت به ایران دگرگون شد؟

در شرایط فعلی که آتش‌بس بسیار شکننده است و احتمال بازگشت تنش‌ها و حتی ادامه جنگ همچنان جدی به نظر می‌رسد، انتظار ایجاد تحول سریع و عمیق در اعتماد میان ایران و کشورهای عربی، چندان واقع‌بینانه نیست.پیش از وقوع جنگ امریکا و اسرائیل با ایران، نگرش کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به ایران، تصویری چندلایه و پیچیده بود. ایران برای بیشتر این کشورها، همسایه‌ای بزرگ، قدرتمند و دارای تمدنی کهن به شمار می‌رفت که نمی‌شد آن را نادیده گرفت. این همسایگی، همزمان فرصت‌هایی برای همکاری اقتصادی و حتی امنیتی ایجاد می‌کرد و نگرانی‌هایی نیز به همراه داشت. چه آنکه ریشه بسیاری از این نگرانی‌ها به دهه‌های پیش، به ویژه به سال‌های پس از انقلاب اسلامی ایران و برخی تنش‌های ناشی از تفاوت دیدگاه‌ها در مسائل منطقه‌ای  بازمی‌گشت.

با این حال، نخبگان کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، ایران را عمدتاً به عنوان رقیبی قابل مدیریت و نه تهدیدی وجودی و فوری و غیرقابل مهار می‌دیدند. چه آنکه گزارش‌های مراکز پژوهشی آنها نیز بر این نکته تأکید داشت که برنامه دفاعی ایران، حضور گروه‌های همسو با ایران در برخی نقاط منطقه و موقعیت ژئوپلیتیک ایران در خلیج فارس، نگرانی‌هایی ایجاد کرده بود، اما کشورهای عربی با تقویت همکاری‌های دفاعی، خرید تجهیزات پیشرفته و تلاش برای تنوع‌بخشی در روابط خارجی، در پی مدیریت این نگرانی‌ها بودند.

در این میان، دو کشور عمان و قطر نیز نقش متفاوتی ایفا می‌کردند. عمان با سیاست هوشمندانه و دیرینه خود مبنی بر دوستی با همه همسایگان، همواره تلاش کرده بود تا نقش پل ارتباطی را حفظ کند. این کشور حتی در دوران تنش، کانال‌های گفت‌وگوی محرمانه را باز نگه داشته بود و معتقد بود که امنیت پایدار در خلیج فارس تنها از مسیر گفت‌وگوی فراگیر و احترام متقابل به دست می‌آید. قطر نیز با حفظ تعادل میان روابط خود با کشورهای غربی و همسایگی با ایران، به ویژه در زمینه منابع گازی مشترک، تلاش می‌کرد تا فضایی برای کاهش تنش ایجاد کند. از این رو تلاش دو کشور نشان‌دهنده آن بود که نگرش به ایران در حوزه خلیج فارس یکسان نیست و طیفی از دیدگاه‌ها وجود دارد که می‌تواند پایه‌ای برای تعامل سازنده باشد.

با این حال، باید دوره سال‌های ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ را می‌توان دوران احتیاط مشروط نامید. توافق بهبود روابط میان عربستان سعودی و ایران با میانجی‌گری چین در سال ۲۰۲۳، فضایی تازه برای از سرگیری روابط دیپلماتیک و بررسی موضوعات مشترک ایجاد کرد. در این دوره، ابتکارهایی مانند پیشنهاد صلح هرمز از سوی ایران مورد توجه قرار گرفت و دیدارهای اقتصادی و فنی افزایش یافت که می توان این دوره را نشانه‌ای از بلوغ استراتژیک در حوزه خلیج فارس توصیف کرد؛ جایی که کشورها همزمان با حفظ خطوط قرمز خود، به دنبال کاهش تنش و تمرکز بر توسعه اقتصادی بودند. با این وجود، اختلافاتی مانند مسئله جزایر سه‌گانه و برخی فعالیت‌های منطقه‌ای همچنان به عنوان نقاط نیازمند گفت‌وگوی بیشتر باقی مانده بود.

تصویر ایران در ذهن بخش‌هایی از نخبگان عربی تغییر کرد. ایران اکنون به عنوان کشوری قدرتمند با قابلیت بازدارندگی قوی دیده می‌شود که در شرایط بحرانی، از ابزارهای خود استفاده می‌کندکشورهایی مانند امارات متحده عربی و بحرین نیز رویکرد محتاطانه‌تری داشتند و تلاش می‌کردند با تقویت روابط با بازیگران مختلف، تعادل ایجاد کنند. عربستان سعودی نیز بیشتر نقش تعادل‌بخش را ایفا می‌کرد. این تفاوت‌های درونی نشان می‌داد که ساخت هرگونه چارچوب امنیتی مشترک در خلیج فارس که از سوی وضعیتی ایده آل برای ایران است، نیازمند صبر، حکمت و یافتن منافع مشترک واقعی است. با تاکید بر این نکته که پیش از جنگ، ایران به عنوان همسایه‌ای بزرگ با قابلیت‌های قابل توجه دیده می‌شد که مدیریت روابط با آن، نیازمند و دوراندیشی بود. اما آیا هنوز هم ادراک امنیتی اعراب از ایران، مانند قبل از جنگ است؟

 نقطه عطف جنگ و دگرگونی ادراک امنیتی اعراب درباره ایران

جنگ کنونی با آغاز حملات امریکا و اسرائیل به خاک ایران و پاسخ‌های بعدی، فضایی متفاوت ایجاد کرد. این رویدادها باعث شد تا بسیاری از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، با تجربه‌ای مستقیم از ناامنی مواجه شوند. گزارش مراکز پژوهشی عربی در روزهای پس از درگیری‌ها تأکید داشت که تصویر خلیج فارس به عنوان منطقه‌ای نسبتاً امن برای سرمایه‌گذاری و زندگی، تحت تأثیر قرار گرفته است. برخی تأسیسات و زیرساخت‌ها در کشورهای منطقه آسیب دید و این امر حس آسیب‌پذیری را تقویت کرد.

مراکز پژوهشی عربی مانند مرکز سیاست‌گذاری امارات و مرکز پژوهش‌های خلیج فارس، این تحول را نقطه‌ای مهم در ادراک امنیتی ارزیابی کردند. آنچه بیش از همه بر ذهن نخبگان منطقه تأثیر گذاشت، نمایش قدرت بازدارنده ایران و همزمان هزینه‌های ناشی از درگیری برای همه طرف‌ها بود. حتی کشورهایی مانند قطر و عمان که تلاش کرده بودند نقش کم‌تری در تنش‌ها ایفا کنند، از پیامدهای آن مصون نماندند. این تجربه، حس بی‌اعتمادی را افزایش داد و باعث شد تا برخی از نخبگان، نسبت به آینده روابط با ایران با احتیاط بیشتری نگاه کنند.

وقتی کشورهای منطقه در جریان درگیری‌ها با هزینه‌های مستقیم و آسیب به زیرساخت‌های خود مواجه شدند، حتی اگر این آسیب‌ها در چارچوب پاسخ به حضور نیروهای خارجی رخ داده باشد، حس آسیب‌پذیری و بی‌اعتمادی به طور طبیعی تقویت شد. نخبگان عربی حوزه خلیج فارس اکنون با احتیاط بیشتری به هر پیشنهاد امنیتی مشترک می‌نگرند و انتظار دارند که هر چارچوب جدید، تضمین‌های ملموس و قابل راستی‌آزمایی برای جلوگیری از تکرار چنین تجربه‌هایی ارائه دهدبا این حال، باید به این نکته مهم توجه کرد که ریشه بسیاری از این تنش‌ها به عوامل خارجی و دخالت‌های فرامنطقه‌ای بازمی‌گردد. حضور گسترده پایگاه‌های نظامی خارجی در خلیج فارس و استفاده از آنها در درگیری‌ها، موقعیت کشورهای منطقه را پیچیده‌تر کرد. گزارش‌های مؤسسه ژئوپلیتیک مانیتور و مرکز استیمسون نیز بر این موضوع تأکید دارند که جنگ، شکنندگی مدل‌های امنیتی وابسته را آشکار ساخت و همزمان نگرانی‌هایی جدی ایجاد کرد.

در نتیجه این رویدادها، تصویر ایران در ذهن بخش‌هایی از نخبگان عربی تغییر کرد. ایران اکنون به عنوان کشوری قدرتمند با قابلیت بازدارندگی قوی دیده می‌شود که در شرایط بحرانی، از ابزارهای خود استفاده می‌کند. این تغییر ادراک، البته در همه کشورها به یک میزان نیست. عمان و قطر همچنان بر ادامه گفت‌وگو و نقش میانجی تأکید دارند، در حالی که برخی کشورهای دیگر رویکرد احتیاط‌آمیزتری اتخاذ کرده‌اند.

 موانع پیش روی مدل‌های امنیتی بومی ایران و چشم‌انداز آینده

در چنین شرایطی، سخن گفتن از ایجاد معماری امنیتی فراگیر و بومی در خلیج فارس، که همه کشورها بدون وابستگی گسترده به قدرت‌های خارج از منطقه در آن مشارکت داشته باشند، با چالش‌های جدی مواجه است. پیشنهادهایی مانند شبکه امنیتی منطقه‌ای که در برخی تحلیل‌ها مطرح شده، از منظر اصل همسایگی و برادری اسلامی جذاب است، اما اجرای آن نیازمند بازسازی اعتماد است که زمان و گام‌های عملی را می‌طلبد.

یکی از مهم‌ترین موانع، کاهش قابل توجه سطح اعتماد میان طرف‌هاست. وقتی کشورهای منطقه در جریان درگیری‌ها با هزینه‌های مستقیم و آسیب به زیرساخت‌های خود مواجه شدند، حتی اگر این آسیب‌ها در چارچوب پاسخ به حضور نیروهای خارجی رخ داده باشد، حس آسیب‌پذیری و بی‌اعتمادی به طور طبیعی تقویت شد. نخبگان عربی حوزه خلیج فارس اکنون با احتیاط بیشتری به هر پیشنهاد امنیتی مشترک می‌نگرند و انتظار دارند که هر چارچوب جدید، تضمین‌های ملموس و قابل راستی‌آزمایی برای جلوگیری از تکرار چنین تجربه‌هایی ارائه دهد.

مانع دوم، نگرانی ساختاری از عدم تعادل قدرت در هر مدل صرفاً منطقه‌ای است. کشورهای کوچکتر خلیج فارس با توجه به وزن جمعیتی، جغرافیایی و قابلیت‌های دفاعی ایران، نگران هستند که در یک معماری بومی، صدای آنها به حاشیه رانده شود یا ایران به طور طبیعی نقش محوری و تعیین‌کننده پیدا کند. این نگرانی، ریشه در تفاوت‌های عینی قدرت دارد و نه صرفاً ادراک ذهنی. حتی اگر ایران حسن نیت کامل داشته باشد، واقعیت‌های ژئوپلیتیک باعث می‌شود برخی همسایگان احساس کنند که در چنین مدلی، استقلال تصمیم‌گیری‌شان ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد.

امنیت واقعی در خلیج فارس، نه با خرید تضمین از خارج، بلکه با تقویت اعتماد درون‌منطقه‌ای و احترام به منافع متقابل به دست می‌آید. البته این مسیر، نیازمند صبر استراتژیک، گفت‌وگوی مستقیم بدون واسطه و گام‌های کوچک اما قابل راستی‌آزمایی استمانع سوم، وابستگی طولانی‌مدت به تضمین‌های امنیتی خارجی است. طی دهه‌های گذشته، مدل امنیتی بسیاری از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بر پایه همکاری نزدیک با ایالات متحده، حضور پایگاه‌های نظامی و خرید تجهیزات پیشرفته بنا شده است. جنگ آوریل  هرچند شکنندگی این مدل را آشکار کرد، اما همزمان نشان داد که جایگزین بومی آماده و مورد توافق هنوز وجود ندارد. تغییر این الگوی ریشه‌دار نیازمند زمان، اعتمادسازی تدریجی و ایجاد مکانیسم‌های جایگزین قابل اتکا است که در کوتاه‌مدت به دست نمی‌آید.

علاوه بر اینها، شکاف‌های درونی میان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس نیز مانع دیگری است. در حالی که عمان و قطر همچنان بر ادامه گفت‌وگو و نقش میانجی تأکید دارند، برخی کشورهای دیگر رویکرد محتاطانه‌تر و احتیاط‌آمیزتری اتخاذ کرده‌اند. این تفاوت دیدگاه‌ها باعث می‌شود دستیابی به اجماع لازم برای یک مدل امنیتی جامع منطقه‌ای بسیار دشوار باشد.

در نهایت، هزینه‌های سیاسی داخلی برای رهبران کشورهای عربی را نباید نادیده گرفت. افکار عمومی در بسیاری از این کشورها پس از تجربه درگیری‌ها، حساسیت بالایی پیدا کرده است. هر حرکت جدی به سمت ایجاد چارچوب امنیتی مشترک با ایران، بدون کسب تضمین‌های کافی و حمایت افکار عمومی، می‌تواند برای نخبگان حاکم هزینه‌بر باشد.

با همه این موانع، نباید نسبت به آینده بدبین بود. اشتراکات عمیق فرهنگی، دینی، جغرافیایی و اقتصادی میان ایران و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، همچنان قوی‌ترین سرمایه برای آینده است. همه ما در یک منطقه زندگی می‌کنیم و چالش‌هایی مانند امنیت انرژی، حفاظت از محیط زیست خلیج فارس، مدیریت منابع آب و توسعه گردشگری، فراتر از اختلافات سیاسی هستند و می‌توانند مبنایی برای همکاری عملی و گام‌به‌گام فراهم کنند.

از این رو تجربه جنگ کنونی درس مهمی داشت: امنیت واقعی در خلیج فارس، نه با خرید تضمین از خارج، بلکه با تقویت اعتماد درون‌منطقه‌ای و احترام به منافع متقابل به دست می‌آید. البته این مسیر، نیازمند صبر استراتژیک، گفت‌وگوی مستقیم بدون واسطه و گام‌های کوچک اما قابل راستی‌آزمایی است. چه آنکه جمهوری اسلامی ایران همواره بر سیاست همسایگی خوب و برادری اسلامی تأکید داشته و آماده است تا در چارچوب احترام متقابل، به سمت روابطی پایدارتر حرکت کند.

از این رو در شرایط فعلی که آتش‌بس بسیار شکننده است و احتمال بازگشت تنش‌ها و حتی ادامه جنگ همچنان جدی به نظر می‌رسد، انتظار ایجاد تحول سریع و عمیق در اعتماد میان ایران و کشورهای عربی، چندان واقع‌بینانه نیست. آنچه در شش تا نه ماه آینده می‌توان آن را هدف‌گذاری کرد و پیگیری نمود، «تثبیت نسبی آتش‌بس» و «کاهش احتمال درگیری‌های ناخواسته» و نه ایجاد اعتماد راهبردی و عمیق است. بهترین راهبرد برای جمهوری اسلامی ایران در این برهه حساس، ترکیب هوشمندانه‌ای از حفظ بازدارندگی قوی در کنار دیپلماسی هدفمند، محدود و هوشمندانه به‌ویژه با عمان و قطر است.

 این رویکرد دوجانبه، هم اقتدار و قدرت دفاعی ایران را حفظ می‌کند و هم اگر روزنه‌ای برای کاهش تنش‌ها باز شد، ایران را در موقعیت بهتری قرار خواهد داد. در نهایت، تاریخ خلیج فارس بارها به ما آموخته که اعتماد واقعی و پایدار، اغلب نه در دوران آرامش، بلکه پس از دوره‌های تنش و از مسیر همکاری‌های اقتصادی ملموس و منافع عملی مشترک شکل گرفته است. اما این مسیر، نیازمند صبر استراتژیک، واقع‌بینی دقیق و پرهیز کامل از هرگونه خوش‌بینی بدون درنظر گرفتن ادراک کنونی بازیگران عربی در خاورمیانه است.

۲۱۳/۴۲

کد مطلب 2220649

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 1 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین