به گزارش خبرآنلاین، مهدی زارع، زلزلهشناس، در اینباره با اشاره به ژرفای کم کانون، نوع سازهها، زمان وقوع زلزله و میزان در معرض بودن جمعیت، توضیح میدهد چرا چنین زمینلرزهای توانسته است اینچنین مخرب باشد و چگونه این رویداد، یک نمونه کلاسیک برای تمایز بین «بزرگا» و «شدت» در مهندسی زلزله به شمار میآید.
او میگوید: «زلزله لیونان در جنوب چین با بزرگای ۵.۲ که در اولین ساعت بامداد ۱۸ مه ۲۰۲۶ منطقه لیونان در منطقه گوانگشی جنوبی چین را لرزاند و باعث تخریب غیرمنتظرهای برای یک رویداد متوسط شد و منجر به دو کشته، چندین زخمی و فروپاشی حداقل ۱۳ ساختمان شد.»
زارع توضیح میدهد: «در حالی که یک زلزله با بزرگای ۵.۲ عموماً در مقایسه با رویدادهای بزرگ زمینساختی، انرژی کل کمی آزاد میکند، اثر مخرب موضعی زلزله ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ چین را میتوان به چندین عامل مهم مهندسی و زلزلهشناختی نسبت داد.» او با اشاره به دادههای رسمی اضافه میکند: «مرکز شبکههای زلزله چین ژرفای کانونی را بین ۸ تا ۱۰ کیلومتر گزارش کرد.»
او در ادامه با تشریح نقش ژرفای کم کانون میگوید: «در رویدادهای پوستهای کمژرفا، انرژی لرزهای قبل از رسیدن به سطح، دچار حداقل کاهندگی با فاصله میشود. امواج حجمی با فرکانس بالا (امواج P و S) به جای اینکه روی یک ستون ضخیم پوسته زمین مستهلک شوند، با شتاب شدید و مستقیم زمین به سازههای محلی میرسند.»

زارع با اشاره به نوع ساختمانهای آسیبدیده، فروپاشیها را چنین توصیف میکند: «فروپاشیهای متمرکز در شهرکهای محلی شامل سازههای بنایی قدیمیتر، غیرمهندسی یا با مهندسی ضعیف هستند.» او درباره ویژگی این ساختمانها توضیح میدهد: «سازههای بنایی غیرمسلح یا انواع ساختمانهای روستایی سنتی که در بخشهایی از جنوب چین رایج هستند، اغلب فاقد ویژگیهای طراحی شکلپذیر ضروری - مانند ستونهای مهار بتنی مسلح و تیرهای حلقوی - هستند. این سازهها مقاومت برشی پایینی دارند و حتی در لرزشهای شدید کوتاهمدت زلزله، به شدت مستعد شکست ناگهانی و شکننده تحت بارگذاری جانبی دینامیکی هستند.»
او سپس به موقعیت جغرافیایی کانون زلزله اشاره کرده و میگوید: «کانون زلزله تقریباً در ۲۴ کیلومتری شمالغربی لیوژو، یک مرکز شهری صنعتی و تراکم بالای جمعیت محلی، واقع شده است.» به گفته زارع، همین مجاورت با جمعیت زیاد نقش تعیینکنندهای در تبدیل شدن خطر متوسط به بحران داشته است. او تأکید میکند: «از آنجا که لرزش درست در نزدیکی یک بخش پرجمعیت رخ داد، متغیر "در معرض بودن" در معادله ریسک لرزهای (ریسک = خطر ضربدر در معرض بودن ضربدر آسیبپذیری) به شدت به اوج خود رسید و یک خطر فیزیکی متوسط را به یک وضعیت اضطراری سازهای مرگبار تبدیل کرد.»
زارع در بخش دیگری از توضیحات خود به زمان وقوع رویداد اشاره میکند و میگوید: «زلزله در ساعت ۱۲:۲۱ بامداد به وقت محلی رخ داد.» او تأکید میکند که زمان شب، خود یک عامل تشدیدکننده تلفات است: «رویدادهای شبانه به طور چشمگیری میزان تلفات را برای سطح معینی از آسیب سازهای افزایش میدهند. از آنجا که ساکنان در داخل خانه و خواب هستند، تخلیه ناشی از وحشت کند میشود و احتمال گیر افتادن افراد در زیر ریزشهای موضعی دیوار یا سقف در مقایسه با رویدادهای روزانه که مردم در فضای باز یا در فضاهای تجاری مقاومتر هستند، به صورت تصاعدی افزایش مییابد.»
او در پایان این رویداد را یک نمونه درسی مهم برای جامعه علمی میداند و میگوید: «این رویداد به عنوان یک یادآوری کلاسیک در کتابهای درسی زلزلهشناسی مهندسی و مهندسی زلزله عمل کرد: بزرگا با شدت برابر نیست.» زارع توضیح میدهد: «و هنگامی که یک پارگی پوستهای متوسط و یک کانون بسیار کمژرفا مستقیماً در زیر سازههای آسیبپذیر و غیرمسلح در شب است، شدت مرکالی اصلاحشده حاصل میتواند به راحتی به سطوحی برسد که قادر به شکست موضعی فاجعهبار سازهای باشد.»
۴۷۴۷




نظر شما