به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، درک تفاوتهای فردی، بهویژه در روابط نزدیک، کلید حل بسیاری از سوءتفاهمهاست. گاهی تفاوت در شیوهی ابراز احساسات یا پردازش افکار، که ریشه در الگوهای شخصیتی متفاوت دارد، بهاشتباه به کمبود محبت یا نیت بد تعبیر میشود. شناخت این تفاوتها نه تنها از قضاوتهای نادرست جلوگیری میکند، بلکه به درک عمیقتر و روابط سالمتر میان افراد کمک شایانی مینماید.
بنابر روایت حوزه،حجتالاسلام والمسلمین رضا یوسفزاده مشاور و کارشناس خانواده مورد بررسی قرار گرفته است که در ادامه متن آن تقدیم حضور مخاطبین فرهیخته میگردد.
هر فرد باید نقش خود را بهدرستی بشناسد و در عین حال بداند دیگران چه مسئولیتی بر عهده دارند. انتظار اینکه مدافع یک تیم برای گلزنی به خط حمله برود، نشاندهنده درک نادرست از تفاوت نقشهاست. همانگونه که اگر انتظار داشته باشیم هر یازده بازیکن یک تیم، همگی در حد بهترین مهاجم جهان باشند، آن تیم کارایی خود را از دست خواهد داد. وجود تفاوتها و ایفای درست هر نقش در جایگاه خود، شرط موفقیت و پایداری هر مجموعه است. این اصل در زندگی فردی و اجتماعی ما نیز صادق است.
در ادامه به تفاوتهای شخصیتی میرسیم. نخستین ویژگی مهم، بهویژه در روابط زن و مرد، «تعاملی بودن» است. افراد در میزان این ویژگی با یکدیگر تفاوت دارند؛ برخی در سطح پایینتر (برای مثال ۱۰ یا ۲۰ درصد)، برخی در حد متوسط (حدود ۵۰ درصد) و برخی در سطح بالا (تا ۹۰ درصد) از این ویژگی برخوردارند.
افرادی که تعاملیتر هستند، معمولاً گرایش بیشتری به برونگرایی دارند و از حضور در جمع انرژی میگیرند. در مقابل، افرادی که میزان تعاملی بودن در آنها کمتر است، از ارتباطهای محدودتر، گفتوگوهای دونفره یا حتی تنهایی خود انرژی کسب میکنند.
ویژگیهای عاطفی این دو گروه نیز متفاوت است. افراد تعاملیتر غالباً احساسات خود را بهصورت آشکار ابراز میکنند، هیجانات مثبت را با شدت بیشتری تجربه میکنند و واکنشهای عاطفی سریعتری دارند. همچنین تمایل دارند تجربههای احساسی خود را با دیگران به اشتراک بگذارند و معمولاً از ظرفیت بالاتری برای تجربه شادکامی و رضایت برخوردارند.
کمابرازی احساسات؛ نشانه بیعلاقگی نیست
در مقابل، افرادی که میزان «تعاملی بودن» در ویژگیهای شخصیتی آنها پایینتر است، معمولاً احساسات خود را کمتر با دیگران به اشتراک میگذارند. با این حال، این موضوع نباید مبنای قضاوت قرار گیرد. برای مثال، نمیتوان چنین برداشت کرد که «تو مرا دوست نداری»؛ بلکه این شیوهی ابراز، بخشی از الگوی شخصیتی آنهاست و طبیعتاً توان یا تمایل کمتری برای بیان آشکار احساسات دارند.
این تفاوتها تنها به بُعد عاطفی محدود نمیشود، بلکه در حوزهی شناختی نیز قابل مشاهده است. افرادی که تعاملگراترند، معمولاً افکار خود را بهصورت بیرونی پردازش میکنند؛ به تعبیر رایج، «با صدای بلند فکر میکنند». آنها هر آنچه به ذهنشان میرسد بیان میکنند و از طریق گفتوگو به جمعبندی میرسند. در مواجهه با این افراد، لازم است فضای بیان آزاد فراهم شود و ایدههای اولیهی آنها بدون سرزنش یا قضاوت شنیده شود.
زمانی که فرد درک میکند همسر یا شریک زندگیاش به دلیل تعاملگراتر بودن، در حال «بلند فکر کردن» است، میتواند با آرامش بیشتری این فرایند را بپذیرد و تصور نکند هر آنچه گفته میشود، تصمیم نهایی و قطعی است. در واقع، بیان افکار برای این گروه بخشی از مسیر رسیدن به نتیجه است، نه خود نتیجه.
بهطور معمول، افراد برونگرا نیز تعاملگراترند و برای رسیدن به تصمیم، تمایل بیشتری به بحث و گفتوگو دارند. در مقابل، افرادی که تعاملگرایی کمتری دارند، ترجیح میدهند ابتدا در خلوت ذهنی خود به جمعبندی برسند و سپس نتیجه را مطرح کنند. برچسبهایی نظیر «تو اهل مشورت نیستی» در چنین شرایطی منصفانه نیست؛ زیرا این افراد صرفاً به فضایی درونی برای اندیشیدن و تصمیمگیری نیاز دارند، نه آنکه مخالف مشورت یا تبادل نظر باشند.
برای دانلود یا شنیدن صوت اینجا کلیک کنید.




نظر شما