خبرآنلاین - برای نزدیک به ۵ دهه، انقلاب مردم ایران در سال ۱۳۵۷ به عنوان الگویی از مبارزههای ضد استعماری، ضد استکباری و مبارزه با سلطهگری ابرقدرتها در جهان شناخته میشد.
برای افرادی مانند من که پس از انقلاب اسلامی متولد شدند و در نظام آموزشی جمهوری اسلامی پرورش یافتند، شعارهای اصلی انقلاب اسلامی همواره «نه شرقی، نه غربی»، حمایت از مستضعفان جهان و مبارزه با استکبار و استعمار غرب و شرق تعریف میشد.
حکومت ایران پس از انقلاب اسلامی تاکید داشت که از هرگونه اتحاد و پیروی از ابرقدرتهای شرق و غرب مبرا است و به همین دلیل هم بود که تیمهای ورزشی ایران هم المپیک ۱۹۸۰ مسکو را تحریم کردند و هم المپیک ۱۹۸۴ لسآنجلس را، چرا که در آن زمان میان استکبار اتحاد جماهیر شوروی و استکبار ایالات متحده آمریکا به عنوان دو ابرقدرت شرق و غرب تفاوتی وجود نداشت.
دیدگاه ضد استکباری جمهوری اسلامی برای بسیاری از آزادیخواهان و ملتهای تحت سلطه جهان الگویی برای مبارزههای آزادیخواهانه و خیزشهای ضداستعماری بود.
جمهوری اسلامی ایران نه به خاطر سلطه بر جنوب آفریقا، بلکه با انگیزه رهایی رنگینپوستان تحت ظلم روابط خود را با حکومت آپارتاید آفریقای جنوبی قطع کرده بود. به همین ترتیب مبارزه با اسرائیل هم با هدف هژمونی بر خاورمیانه و غرب آسیا نبود، بلکه با هدف حمایت از ملت فلسطین برای ایجاد کشور آزاد و مستقل و بازگشت آوارگان فلسطینی به سرزمینهایشان بود.
اما به نظر میرسد که این دیدگاه میان همه مردم ایران مشترک نیست. گروهی از افراد با نفوذ و جریانهای قدرتمند در سالهای اخیر در جمهوری اسلامی ایران ظاهر شدهاند که نه تنها مشکلی با نظام سلطه و استکبار ندارند، بلکه خواستار بازآفرینی نقش ایران به عنوان یک ابرقدرت سلطهگر در نظم آینده جهان هستند.
در دیدگاه این افراد انقلاب اسلامی از یک انقلاب پابرهنگان و آزادیخواهان به یک جریان سلطه مستحیل شدهاست.
ممکن است عدهای ادعا کنند که قدرت و اقتدار برای حمایت از مستضعفان جهان و مبارزه با نظام سلطه ضروری است. تردیدی در ضرورت قدرتمندتر شدن ایران وجود ندارد. ایران باید جامعه مدنی قوی، شهروندان اثرگذار، نظام سیاسی پایدار، قوای نظامی و امنیتی مقتدر و دستگاه دیپلماسی بانفوذ داشتهباشد.
اما این قدرت و اقتدار نباید تهدید برای ملتها و کشورهای دیگر جهان باشد. اختلاط در مفهوم استکبار ستیزی زمانی پیش میآید که عدهای تصور میکنند قدرت و اقتدار نظام جمهوری اسلامی، ابزاری برای تغییر حکومتهای جهان و تصرف سرزمینهای جدید است.
وقتی سخنگوی وزارت امور خارجه در پاسخ به سوال خبرنگاری میگوید که «ما هم ابرقدرتیم» این سوال در ذهن مخاطبان پیش میآید که ۴۸ سال پس از انقلاب اسلامی، آیا حکومت ایران قصد دارد به بدیل نظام جنایتکار و توسعهطلب آمریکا یا شوروی سابق تبدیل شود؟
وقتی مدیرمسئول روزنامه کیهان توصیه میکند که ایران از الگوی روسیه در تصرف کریمه و رویای چین در سلطه کامل بر تایوان پیروی کند و یکی از کشورهای مستقل جنوب کشور را به خاک خود ضمیمه کند، تردیدها در مورد دیدگاه برخی افراد به جهانبینی سیاسی انقلاب اسلامی افزایش پیدا میکند. آیا حمایت روزنامهنگار با نفوذ در تهران از اشغال کشورهای همسایه، مشابه ایدههای دونالد ترامپ برای تبدیل کردن کانادا و ونزوئلا و کوبا به عددهای تازه در اتحادیه ایالتهای آمریکا نیست؟
باورمندان واقعی به آرمانهای انقلاب اسلامی همواره برای مردم بحرین آزادی، دموکراسی و حق تعیین حاکمیت آرزو میکنند، نه اشغالگری و سلطه خارجی.
به نظر میرسد که ایده جمهوری اسلامی در ذهن عدهای از افراد، روز به روز از آنچه ما به عنوان جمهوری اسلامی میشناختیم، دورتر و دورتر میشود.




نظر شما