مذاكرات اسلام آباد

۱ نفر
۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۹:۵۵
جهان به‌مثابه اردوگاه 

گویی ترامپ، به پیروی از کارل اشمیت، بر این نظر است که «حاکم کسی است که در مورد استثنا تصمیم می‌گیرد». «حاکم می‌تواند در باب وضعیت استثنایی تصمیم‌گیری کند، اتکای آن به‌نظام حقوقی را ضمانت کند… [و خود] بیرون از آن نظام حقوقی در حالت عادی و معتبر می‌ایستد اما باز درون نظام است چون او عهده‌دار مسئولیت تصمیم‌گیری درباره‌ی تعلیق کامل قانون اساسی است»….

گروه اندیشه: دکتر محمدرضا تاجیک در سایت مشق نو، یادداشتی نوشته با عنوان «جهان به‌مثابه اردوگاه» که در آن تلاش می کند با ابتناء نظریات آگامبن، وضعیت کنونی جهان و نوع تخاصم و جنگ آمریکا علیه ایران را توضیح بدهد. این مطلب را در ادامه می خوانید: 

**** 

یک

ترامپیسم، ایدئولوژی امپریالیسم متأخر است: ایدئولوژی‌ای که هم متضمن «آگاهی کاذب» (من نمی‌دانم اما انجام می‌دهم)، و هم مستلزم «کلبی‌مشربی» (من می‌دانم، با این حال، انجام می‌دهم) است. این ایدئولوژی، با ایجاد تصویر و تصوری دروغین مبتنی بر «وضعیت اضطراب و تهدید و بحران، یا وضعیت استثنا»، و به‌تبع آن، تعلیق وضعیتِ صلح و امنیت برای پاسداشت آن، از یک‌سو، و ایجاد فضایی برای انفعال آگاهی راستین، تلاش دارد جهان را به یک «اردوگاه بزرگ» و مردمان را به «هوموساکر» تبدیل نماید. آگامبن، از همین منظر، و از رهگذر تبارشناسی و توسعه پنداره‌ی وضعیت استثنایی، به نقد و نکوهش لیبرال‌دموکراسی غرب، به‌ویژه، ایالات‌متحده، پرداخته و تلاش می‌کند توضیحی برای این مسئله که چگونه کشوری با ادعای قانونمندی و دموکراسی، قانون را به بهانه‌ی حفظ قانون، تعلیق و نادیده می‌گیرد و جامعه را بدل به یک اردوگاه می‌سازد که باید برای مدیریت و حفظ آن، به‌حکم اضطرار، قانون را تعلیق کرد- تعلیقی که تداوم می‌یابد و برای مردمی که تبدیل به هوموساکر شده‌اند عادی جلوه می‌کند.

دو

«وضعیت استثنایی»، در ارتباط با قانون مرزبندی می‌شود و اشاره به مجموعه‌ای از پدیده‌هایی چون وضعیت اضطراری، احکام اضطراری، وضعیت فوق‌العاده، حکومت‌نظامی، اختیارات فوق‌العاده و وضعیت بحرانی دارد که نقطه‌ی اشتراک همه‌ی آن‌ها «عدم توازن میان حقوق عمومی و واقعیت سیاسی» و یا آن‌چنان‌که آگامبن می‌گوید «تعلیق قانون و برزخ بین نظم حقوقی و زندگی» است. از نگاه آگامبن،‌ در وضعیت استثنایی قانون تعطیل نمی‌شود، از بین نمی‌رود، جایگزین با قانونی دیگر نمی‌شود، قانون تعلیق می‌شود؛ یعنی هست، مشروع هم هست، الزام اجرایی نیز دارد، اما حاکم با توجه به شرایط استثنا، قانون را بین زمین و هوا نگه می‌دارد. در این حالت، اراده‌ی معطوف به قدرتِ لویاتان جهانی به‌مثابه قانون تعریف می‌شود: قانونی که قانون را معلق می‌کند تا آن را حفظ کند. پس، وضعیت استثنایی بیانگر وضعیتی است که در آن «از یک‌سو، هنجار لازم‌الاجراست اما زور ندارد، و از سوی دیگر، احکامی که قانون نیستند، زور قانون را کسب می‌کنند… وضعیتی که زور قانون بدون قانون حکمفرماست». در این حالت، «استثنا تبدیل به‌قاعده» می‌شود، و حاکم و حاکمیت دموکراتیک، در ظاهر و لوای قانون و نظام دموکراتیک که بر مبنای سامان حقوقی به‌هیچ‌وجه دیکتاتوری نیست- همان‌گونه که فاشیسم و نازیسم از حیث حقوقی دیکتاتوری نبودند -، فراتر از قانون عمل می‌کند، قوانین را تعلیق می‌کند و از همه مهم‌تر «جایگاه قانونی افراد را از بیخ و بن از بین می‌برد و یک هستی قانوناً نام‌ناپذیر و غیرقابل طبقه‌بندی ایجاد می‌کند.»

جورجو آگامبن
جورجو آگامبن

 سه

آیا جنگی که امریکای ترامپ امروز بر علیه ایران آغاز کرده، همان بسط و گشوده‌شدن لوح ملفوف ترامپیسم نیست که تلاش دارد با ایجاد فضای تعطیلی و محاق کامل قانون و تعیّنات قانونی مترتب بر حقوق ملل و دول، پروژه‌ی «اردوگاه‌سازی» جهان خویش را تکمیل کند؟ آیا اعلام وضعیت امنیتی و اضطرار و ایجاد وضعیت ترس فراگیر و قدرت‌زدایی فزاینده از دولت‌ها و ملت‌ها، نشان و نشانه‌ی اجرای چنین پروژه‌ای توسط ترامپ نیستند؟ از رهگذر آموزه‌های آگامبن می‌دانیم که در وضعیت عادی، تهدید پس از تحقیق و استدلال ثابت می‌شود، اما در وضعیت امنیتی، حرف پلیس جهانی و رسانه‌های وابسته به آن، برای اعلام‌ تهدید کفایت می‌کند. ترامپ نیز، این می‌داند و می‌داند برای تصدیق چنین تصوری، مردمان باید همواره در شک و تردید در مورد آن‌چه تهدیدشان می‌کند باقی بمانند، و می‌داند که تنها در چنین وضعیتی است که هر رفتاری و به هر دلیلی امکان و استعداد تهدید تعریف‌شدن، و مقابله‌ی فراقانونی را می‌یابد، زیرا بر اساس یک ضرب‌المثل قدیمی «اضطرار قانون ندارد»، خودش پایه‌گذار قانون است یعنی اضطرار «منشأ واقعی قانون و اولین و اصلی‌ترین منشأ هر قانون است، به‌طوری‌که دیگر منابع را در مقایسه با آن باید دست‌دوم به‌حساب آورد.»

چهار

نظام حقوقی امریکا، وضعیت استثنایی را امری بیرونی،‌ فراحقوقی، سیاسی و حق طبیعی دولت برای دفاع از خود و قانون مستقر می‌داند، و تحت عناوینی چون اختیار اعمال کنترل تام کشور، وضع فوق‌العاده ملی محدود و نامحدود، وضع فوق‌العاده نظامی و اقتصادی،‌ اختیار اعلام وضعیت استثنا و تبدیل آن به قاعده را به رئیس‌جمهور می‌دهد. اما از آن‌جا که امریکا امنیت و منفعت خود را فراملی تعریف کرده، این «اختیار» رئیس‌جمهور می‌تواند به‌سهولت مرزهای ملی را درنوردد و بی‌محابا برای تأمین منافع خویش، جنگ‌ها برپا کند. برای نمونه، ترامپ، در شرایط کنونی، ایران را یک تهدید جهانی تعریف و تصویر کرده، تا در پرتو آن بتواند وضعیت را وضعیت امنیتی اعلام، و بر مبنای استلزامات آن، خلاء حقوقی یا تعلیق حقوقی را توسط قدرت خویش پر کند. البته، به‌تصریح آگامبن، این «خلأ حقوقی، تماماً به نقص یا سکوت قانون مربوط نمی‌شود، بلکه مربوط به تعلیق نظم جاری است تا وجود خودش را تضمین کند؛ زیرا وضعیت استثنایی واکنشی به خلأ هنجاری نیست، بلکه گشودن یک خلائی است جعلی، با هدف حفظ قانون و هنجار در شرایط عادی. پس، خلأ درون قانون نیست، بلکه رابطه آن با واقعیت است. اجرای قانون معلق می‌شود، ولی خود قانون هم‌چنان معتبر می‌ماند». گویی ترامپ، به پیروی از کارل اشمیت، بر این نظر است که «حاکم کسی است که در مورد استثنا تصمیم می‌گیرد». «حاکم می‌تواند در باب وضعیت استثنایی تصمیم‌گیری کند، اتکای آن به‌نظام حقوقی را ضمانت کند… [و خود] بیرون از آن نظام حقوقی در حالت عادی و معتبر می‌ایستد اما باز درون نظام است چون او عهده‌دار مسئولیت تصمیم‌گیری درباره‌ی تعلیق کامل قانون اساسی است»…. «در وضع عادی، خودمختاریِ تصمیم به حداقل می‌رسد [و قانون در هنجار خود را نشان می‌دهد] اما در وضعیت استثنایی این هنجار است که به کنار می‌رود و [قانون خود را در تصمیم نشان می‌دهد]». حاکم برای این‌که قادر به اقدام قاطع باشد باید عنصری از دیکتاتوری را در قانون خویش لحاظ کند.

پنج

امروز، در مورد ایران، قانون، خود را در تصمیم ترامپ نشان داده است، و او برای این‌که قادر به اقدام قاطع هر کاری باشد، باید عنصری از دیکتاتوری را در گفتار و کردار خویش (به‌مثابه قانون) لحاظ کند. ترامپ، بی‌محابا از جنگ پیش‌دستانه، از کشتن ملوانان غیرمسلح یک ناو به‌عنوان تفریح، از متوقف‌کردن کشتی‌های تجاری به‌عنوان دزدی لذت‌بخش دریایی، از ویران‌کردن یک تمدن، تخریب زیرساخت‌ها و امکان فرهنگی، تمدنی، علمی، آموزشی، درمانی (جنایت جنگی)، و… می‌گوید و مطمئن است حداقل در نزد بسیاری از ساکنین اردوگاه، هر آن‌چه آن ارباب گوید و کند، قانون حاکم بر این اردوگاه جهانی است، و هرگونه شهادت به ضدانسانی و جنایتکارانه‌بودن این قانون ناممکن است– شاید از آن‌رو که آگامبن در مورد شهادت در مورد آن‌چه در آشویتس گذشت، می‌گوید: «شهادت در کُنه خودش شکافی ذاتی دارد. به عبارت دیگر، بازماندگان به چیزی شهادت دادند که شهادت‌دادن به آن ناممکن است»، چون، از یک‌سو، آن‌چه در اردوگاه‌ها روی داد برای بازماندگان به‌منزله‌ی تنها چیز حقیقی و به‌معنای واقعی کلمه، مطلقاً فراموش‌نشدنی به‌نظر می‌آیند. از سوی دیگر، این حقیقت نیز، مطلقاً تصورناپذیر است، یعنی غیرقابل تقلیل به عناصر واقعی برسازنده‌اش است. رویدادهایی چنان واقعی که در قیاس با آن‌ها هیچ‌چیز حقیقی‌تر نیست؛ واقعیتی که لاجرم از عناصر واقعی‌اش فراتر می‌رود».

شش

اگرچه آگامبن راست می‌گوید که در برابر موقعیت بیان‌ناپذیر اردوگاه و سکوت درباره‌ی آشویتس، نجات‌یافتگان نمی‌توانند به نیابت از غرق‌شدگان سخن بگویند و به‌جای آن‌ها شهادت دهند… آنان نمی‌توانند به تجربه‌ای گواهی دهند که خودشان از سر نگذرانده‌اند،… هیچ‌یک از آن اصول اخلاقی‌ای که زمانه‌ی ما معتبر می‌انگاشت از این آزمون تعیین‌کننده سربلند بیرون نیامدند، اما امروز یک جهان و یک تاریخ، در مقام یک شاهد و شهادت ظاهر شده‌اند. مردمان این جهان اردوگاهی، برآن شده‌اند تا با فاصله‌گرفتن از خویشتن اردوگاهی خویش، آن ببینند که نباید ببینند، آن بگویند که نباید بگویند، آن بکنند که نباید بکنند. آنان نیک می‌دانند، حقیقت، همواره عنصری رویت‌ناپذیر در خود دارد، و «امر واقع» را هرگز نمی‌توان به قانون اردوگاه فروکاست. این دقیقاً همان چیزی است که شاهدان امروز بدان شهادت می‌دهند. آنان، هم‌چنین حقیقت و واقعیتِ «هوربینگ»های (کودکی فلج در اردوگاه) این جهان اردوگاهی را بر دامان آفتاب افکنده‌اند، و آشکار کرده‌اند که چگونه کماکان عده‌ای از ترس، یا سرسپردگی، و یا منفعت و مصلحت، در نقش یک «هیچ‌کس» ظاهر می‌شوند، نمی‌توانند/نمی‌خواهند حرف بزنند، کلامی ندارند، احساسی ندارند، نگاهی ندارند، وجودی ندارند. اینان، همان مردمان مومیایی و مردگان زنده‌ و نا-انسان‌های آشویتسی هستند که هرگز نمی‌توانند/نمی‌خواهند شهادت بدهند. اما به‌گونه‌ی پارادوکسیکال، همین مردمانی که نمی‌توانند/نمی‌خواهند شهادت دهند، شاهد حقیقی این جهان اردوگاهی هستند، «شاهد مطلق»، زیرا اینان، در هستی نا-انسانی‌شان، بر نظم و نظام اردوگاهی که آنان را دربرگرفته، شهادت می‌دهند.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2221956

برچسب‌ها

داغ ترین های لحظه

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 2 =

آخرین اخبار