گروه اندیشه: دکتر سعید عطار استاد دانشگاه یزد در مطلبی که در کانال تلگرامی خود نوشته، تحت عنوان «لنگرانداختن در ساحل بقا یا حرکت به سمت توسعه؟» به بررسی تحولات جهانی انرژی و ضرورت ریل گذاری جدید برای توسعه ایران تاکید می کند. او با نگاهی به پیامدهای جنگ اخیر در دهه سرنوشتساز ۱۴۰۰، سرنوشت ملتها را گرهخورده به اقتصاد و تحولات ساختاری بازار انرژی میداند. سعید عطار تبیین میکند که تبدیل شدن آمریکا به بزرگترین تولیدکننده نفت و گاز جهان، با ابزارهای تنشزایی و تحریم (در مناطقی چون تنگه هرمز و روسیه) برای بازآرایی بازار و حذف رقبا همراه بوده است. در نهایت، با تغییر قطب ثروت جهان به سمت هوش مصنوعی، تجارت الکترونیک و اینترنت آزاد، در ایران نیز اصلاح حکمرانی و بازسازی اعتماد داخلی برای ورود به این مسیرهای جدید توسعه، حیاتی قلمداد میشود. این مطلب را در ادامه می خوانید:
****
بیرون آمده از تراژدی خون و شرارت جنگ، خسته از یک عمر تنش، نظاره گر روزگار جدیدی هستیم که آرام آرام رخ می نماید. ما در دهه سرنوشت ساز ۱۴۰۰ هستیم. در میانه این دهه، دومین جنگ هم درگرفت که در کنار همه زخمهایش بر پیکر جامعه ایران، تجربه دیگری بود برای تجدیدنظر در شیوه فکر کردن ما؛ فرصتی برای خروج جمعی از جامعه از توهم فواید دخالت نظامی خارجی. ما در مسیر توافقی شکننده در حال حرکتیم(که حداکثر در حد deal و موقتی باقی خواهد ماند)؛ مسیری که سال ۱۴۰۵ را به یک سال پُر اتفاق دیگر در تاریخ ایران تبدیل خواهد کرد. در نهایت، اقتصاد است که سرنوشت ملتها را رقم خواهد زد؛ این را در سربرگ کتاب دهه ۱۴۰۰ ایران خواهند نوشت.
از منظر جهان بیرون از خاورمیانه، جنگ اخیر نام دیگری دارد: جنگ بر سر تنگه هرمز. به جز بازدارندگی داشتن این تنگه در چشم انداز امنیتی ایران، بخشی از آنچه در تنگه هرمز گذشت را با نگاه به تحولات کلان در بازار انرژی می توان فهمید. هدف راهبردی امریکا در حوزه انرژی، تسلط بر این بازار پیچیده است. داستان تنگه هرمز، برگی است از دفتر بازآرایی بازار انرژی در طول دو دهه گذشته.
۱. در حالی که در سال ۲۰۰۵، خالص واردات نفت امریکا بیش از ۱۰ میلیون بشکه و خالص واردات فرآورده های نفتی مثل بنزین و گازوییل حدود ۴۰۰ هزار بشکه در روز بود، در سال ۲۰۲۵ با انقلاب فن آوری و نفت شیل (Shale Oil)، خالص وارادتش به بیش از ۲ میلیون بشکه و خالص صادراتش به حدود ۲.۵ میلیون بشکه در روز رسید(که در ۴ ماه ۲۰۲۶، به ۳.۵ میلیون بشکه رسیده). ۲۰ سال طول کشید تا امریکا نیازش به مناطق نفتی جهان را حدود ۸۰ درصد کاهش دهد و صادرکننده فرآورده ها شود. اکنون امریکا با فاصله زیاد، بزرگترین تولیدکننده نفت جهان است.
۲. بیش از ۸ میلیون بشکه کاهش وارادت در آنجا و ۳.۵ میلیون بشکه افزایش صادرات در اینجا یعنی حرکت از کسری تجاری ۲۳۱ میلیارد دلاری به مازاد تجاری بیش از ۲۰ میلیارد دلاری. امریکا در طول ۲۰ سال از واردکننده خالص انرژی به صادرکننده خالص تبدیل شده است. اگر گاز را هم وارد معادله کنیم که امریکا اکنون، بزرگترین تولیدکننده آن در جهان است، بیشتر می فهمیم که چه اتفاقی در این دو دهه افتاده است.
۳. یک تحول اساسی در ساختار اقتصاد جهانی در شاخه بازار انرژی رخ داده است. امریکا نیاز دارد تا برای حدود ۱۲ میلیون بشکه، جا برای این کشور در بازار انرژی باز شود. به جز بخشی از این ظرفیت که توسط افزایش مصرف جهانی هضم شده، از ابزارهای متنوع سیاسی- نظامی برای دوباره شکل دادن به بازار استفاده میشود. برای بازآرایی، باید جاهایی را تحریم کرد مانند ایران و روسیه(کاهش ۱ و ۲ میلیون بشکه ای نسبت به ۲۰۰۵)؛ در جایی به بحران سیاسی داخلی دامن زد مثل لیبی و آنگولا(سرجمع ۱ میلیون بشکه کاهش)؛ در جایی بر برخی کشورها مسلط شد مثل ونزویلا؛ و در جایی با تنش زایی در مناطق راهبردی جهان، عرضه را مدیریت کرد.
تنش پایدار در تنگه هرمز ضمن امنیتی سازی ایران در چشم بسیاری از کشورها، به کاهش صادرات نفت و گاز کشورهای عرب(رقبای نفتی امریکا در کنار رقیب گازی اش یعنی قطر) منجر میشود و همین، اروپا و شرق آسیا را مجبور میکند به سمت دیگر سفره جهانی انرژی کشیده شوند؛ جایی که امریکا نشسته است؛ درست همان کاری که امریکا با جنگ میان روسیه و اوکراین در بازار گاز کرد.
کشور ما، نفتی- گازی بوده و هست اما با تحولات ساختاری در اقتصاد جهانی و شاخه انرژی اش، آینده ما به موتورهای توسعه دیگری نیاز دارد. گزارشهای متعددی وجود دارد(از جمله اینجا) که نشان میدهند ۱۸ حوزه جدید هستند که جریان قدرت و ثروت را در جهان خواهند ساخت(حوزه هایی که تا ۱۵ سال آینده، ۴۸ هزار میلیارد دلار ثروت خلق میکنند). آینده، آنجاست. مثلا:
۱. تجارت الکترونیک(E-Commerce)؛ متکی به گسترش پهنای باند اینترنت و افزایش راههای دسترسی به اینترنت آزاد و ایجادکننده ۱۴ هزار میلیارد دلار ثروت تا ۱۵ سال آینده. یا
۲. هوش مصنوعی (AI) و هوش مصنوعی مولد (Gen AI)؛ ایجادکننده ۲۳ هزار میلیارد دلار ثروت تا ۱۵ سال آینده؛ یا
۳. خودروهای برقی(EV)؛ که به سرعت، به جریان غالب صنعت خوردرو تبدیل شده و در ۱۵ سال آینده، بیش از ۳ هزار میلیارد دلار، ثروت خلق می کند.
ایران ما سوار بر قطار جهانی است که به سرعت در حال تحول است؛ قطاری با مسیرهای جدید توسعه. مسیر جدید، فکرهای جدید در اقتصاد و روش های جدید در حکمرانی می خواهد. جز زندان ذهنی خودمان، برندگان داخلی و خارجی مسیر گذشته، مانع تراشان اصلی اند. آنها که ایران و جهان را می فهمند می دانند که بی بازسازی اعتماد در داخل و توسعه همکاری در خارج، نمی توان از پنجره فرصت های جهانی استفاده کرد. دهه ۱۴۰۰ را چه خواهند نامید: لنگرانداخته در ساحل بقا یا حرکت به سمت توسعه؟
۲۱۶۲۱۶




نظر شما