از پاواروتی تا بکهام؛ داستان پیوند عجیب فوتبال و موسیقی کلاسیک

فوتبال و موسیقی کلاسیک، در ظاهر دو جهان کاملاً متفاوت‌اند؛ یکی پر از هیجان سکوها و ضربه‌های پنالتی، دیگری سرشار از سکوت سالن‌های کنسرت و ظرافت ارکسترها. اما از پاواروتی تا شوستاکوویچ و از بکهام تا بروکنر، تاریخ نشان می‌دهد این دو دنیا بارها به هم رسیده‌اند و برای فوتبال، موسیقی‌ای ساخته‌اند که هنوز در حافظه جمعی جهان طنین دارد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فرانسه ۹۸، زمانی که اسکاتلند آخرین بار در جام جهانی به مراکش باخت (که جمعه پیش رو دوباره با آن روبه‌رو می‌شود) و یک بازی مهم را سه بر صفر واگذار کرد. (البته گل جان مک‌گین مقابل هائیتی در بوستون همه رکوردها را بازنویسی کرده و تیم را در مسیر تقریباً قطعیِ افتخار قرار داده است ـ بدیهی است!

اما می‌شد نشانه‌های آن شکست را از موسیقی هواداران اسکاتلند هم فهمید. سرود آن سال اسکاتلند آهنگ غم‌انگیز و درخشان گروه دل آمیتری با نام «دیر به خانه برنگرد» بود؛ شاید غم‌انگیزترین و صادقانه‌ترین ترانه تاریخ جام جهانی. (اما تیم به آن گوش

در همان زمان، موسیقی تیتراژ بی‌بی‌سی در جام جهانی ۱۹۹۸ از قطعه پاوان اثر گابریل فوره استفاده می‌کرد؛ قطعه‌ای که حال و هوای برنامه را از «غمگین» به «بی‌حال» ارتقا می‌داد. (و البته انگلیس هم خیلی بهتر نبود: با وجود شور و حال عجیب آهنگ وینالو و رضایت از سه شیر، در مرحله یک‌هشتم حذف شد، آن هم پس از کارت قرمز دیوید بکهام مقابل آرژانتین.)

استفاده از موسیقی کلاسیک در فوتبال ادامه سنتی طولانی است. فوتبال و موسیقی کلاسیک همیشه مثل دو بازیکن هماهنگ کنار هم بوده‌اند. حتی ادوارد الگار در سال ۱۸۹۸ برای باشگاه ولورهمپتون قطعه‌ای نوشت با الهام از گزارش یک مسابقه فوتبال با عنوان «ضربه قیچی تماشایی!» که بر اساس واژه‌هایی از یک گزارش مسابقه درباره تیم محبوبش، وولوز، ساخته شده ـ شاید نخستین سرود اختصاصی فوتبال توسط یک آهنگساز بزرگ باشد که در سال ۱۸۹۸ نوشته شده است. (این قطعه همچنین از نظر هارمونی بسیار فشرده و از نظر کروماتیک پیچیده است.)

از پاواروتی تا بکهام؛ داستان پیوند عجیب فوتبال و موسیقی کلاسیک
دمیتری شوستاکوویچ و پسرش ماکسیم در حال بازی فوتبال در کوماروو؛ تصویری از سال‌های اولیه زندگی آهنگساز روس.

شیفتگی فوتبال دمیتری شوستاکوویچ هم در نوع خود جالب بود او دلبسته تیمی بود که امروز «زنیت سن‌پترزبورگ» نام دارد ـ که این موضوع در سال ۲۰۱۶ مورد توجه قرار گرفت؛ زمانی که زنیت در نودمین سالگرد تأسیس خود، یک برنامه پیش از مسابقه با محوریت شوستاکوویچ برگزار کرد که الهام‌بخش آن‌ها شد تا اسپارتاک مسکو را ۴–۲ شکست دهند.

و همچنین به موومان «مارش فوتبال» از باله عصر طلایی اثر شوستاکوویچ (۱۹۳۰) گوش دهید تا ببینید او چگونه هیجان و انرژی پرسر و صدای یک تیم را در قالب صدای ارکستر خلق کرده است؛ قطعه‌ای که با سوت داور آغاز می‌شود و سپس به‌تدریج به دلِ آشوب در زمین فوتبال فرو می‌رود.

اما لحظه‌ای که فوتبال و موسیقی کلاسیک به‌طور جدی به هم گره خوردند، تابستان ۱۹۹۰ بود؛ زمانی که بی‌بی‌سی برای پوشش جام جهانی از اجرای لوتچانو پاواروتی از آریای معروف نِسون دورما استفاده کرد.

این آریا از اپرای توراندوت اثر جاکومو پوچینی است و درباره تلاش قهرمان داستان برای پیروزی در یک شب سرنوشت‌ساز است. در پایان، با آن نت‌های بسیار بلند و مشهور، به اوج می‌رسد ـ نتی که پاواروتی و دیگر تنورها آن را بسیار طولانی‌تر از چیزی که پوچینی نوشته بود اجرا کردند.

و نتیجه؟ آلمان آن جام را برد.

امروزه هم ارتباط موسیقی کلاسیک و فوتبال ادامه دارد. قطعه معروف «هفت ملت ارتش» از وایت استرایپس در استادیوم‌های سراسر جهان خوانده می‌شود. هرچند برخی می‌گویند ریف معروف آن از سمفونی پنجم آنتون بروکنر الهام گرفته شده—اگرچه این داستان کاملاً دقیق نیست، اما ارتباط موسیقایی همچنان واقعی است.

در نهایت، حتی اگر رسانه‌ها دیگر از موسیقی کلاسیک در تیتراژهای فوتبال استفاده نکنند، این موسیقی هنوز در سکوهای ورزشگاه‌ها زنده است.

منبع: گاردین

۵۹۵۹

کد مطلب 2234997

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 3 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین