اول زمین آفریده شد یا آسمان؟ معنای یک واژه قرآنی همه‌چیز را روشن می‌کند

آیا قرآن درباره زمان آفرینش زمین و آسمان دچار تناقض شده است؟ بررسی دقیق واژه‌های آیات سوره‌های بقره و نازعات نشان می‌دهد ماجرا چیز دیگری است و یک ترجمه نادرست می‌تواند منشأ این شبهه باشد.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، یکی از پرسش‌هایی که درباره آیات قرآن مطرح شده، به ترتیب آفرینش آسمان و زمین مربوط است؛ پرسشی که در نگاه نخست ممکن است میان آیه ۲۹ سوره بقره و آیات ۲۷ تا ۳۰ سوره نازعات نوعی تعارض ایجاد کند. اما آیا قرآن واقعاً درباره اینکه زمین زودتر آفریده شده یا آسمان، دو روایت متفاوت ارائه کرده است؟

بنابر روایت موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل بیت(ع)، بررسی دقیق واژه‌های به‌کاررفته در متن عربی آیات نشان می‌دهد که برای پاسخ به این شبهه، باید میان مفاهیمی مانند «آفرینش»، «تدبیر» و «گسترش زمین» تفاوت قائل شد.

شبهه چیست؟

اگر خداوند در آیه ۲۹ سوره بقره می‌فرماید ابتدا همه آنچه در زمین است را آفرید و سپس به آسمان پرداخت، چرا در آیات ۲۷ تا ۳۰ سوره نازعات، ابتدا از آفرینش و ساخت آسمان سخن گفته و بعد از زمین و گسترش آن یاد کرده است؟ آیا این دو دسته از آیات با یکدیگر تناقض ندارند؟

پاسخ به شبهه

با دقت در متن عربی آیات و توجه به معنای دقیق واژه‌هایی که در آنها به کار رفته است، روشن می‌شود که اساساً این آیات در مقام بیان ترتیب زمانی آفرینش زمین و آسمان نیستند. بنابراین، تعارضی میان آنها وجود ندارد.

برای روشن شدن موضوع، باید واژه‌های کلیدی هر یک از این آیات را دقیق‌تر بررسی کنیم.

«استوی إلی السماء» در سوره بقره چه معنایی دارد؟

خداوند در آیه ۲۹ سوره بقره می‌فرماید:

هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُمْ مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا ثُمَّ اسْتَوَیٰ إِلَی السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ

در این آیه، یکی از تعبیرهای مهم، عبارت «استوی إلی السماء» است. برای درک معنای دقیق «استوی»، مفسران نمونه‌ای از کاربرد این واژه در زبان عربی آورده‌اند:

کان الأمیر یدبر أمر الشام ثم استوی إلی أهل الحجاز

یعنی: امیر ابتدا امور شام را تدبیر کرد و سپس برای تدبیر امور مردم حجاز به سوی آنان توجه کرد.

بنابراین، «استوی» در این کاربرد به معنای «توجه کردن برای تدبیر» است، نه اینکه الزاماً به معنای «آفریدن» باشد.

بر این اساس، می‌توان عبارت مورد نظر در آیه را چنین معنا کرد:

«سپس برای تدبیر به آسمان توجه نمود.»

برای درک بهتر این معنا، می‌توان آیه ۵ سوره سجده را نیز در کنار آن قرار داد؛ جایی که خداوند می‌فرماید:

یُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَی الْأَرْضِ

یعنی: خداوند امور این جهان را از آسمان به سوی زمین تدبیر می‌کند.

در ادامه آیه سوره بقره آمده است:

«فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ»

واژه «سوّی» نیز به معنای «آفریدن» نیست. در کتاب «قاموس قرآن» این واژه به معانی «برابر کردن، پرداختن، مرتب و هماهنگ کردن» آمده است. (قاموس قرآن، ج۳، ص۳۲۸)

از سوی دیگر، واژه «سماء» در منابع لغوی عربی، با توجه به ریشه «سمو»، به معنای قسمت بالایی هر چیز آمده است:

«سَمَاءُ کلّ شی‏ء: أعلاه»

یعنی: آسمان هر چیز، قسمت بالای آن است. (مفردات الفاظ قرآن، راغب، ص۴۲۷)

با کنار هم گذاشتن این نکات، می‌توان عبارت:

«اسْتَوَیٰ إِلَی السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ»

را چنین ترجمه کرد:

«او کسی است که همه آنچه در زمین است را برای شما آفرید، سپس برای تدبیر به آسمان توجه نمود و آنها را به صورت هفت آسمان، مرتب، برابر و هماهنگ ساخت.»

بر این اساس، می‌توان گفت خداوند برای تدبیر امور عالم از عالم مافوق، یعنی «السماء»، مراتب هفتگانه‌ای را قرار داده است. هر یک از این مراتب، گرچه بخشی از عالم مافوق هستند، نسبت به مرتبه پایین‌تر خود حکم آسمان را دارند؛ چراکه تدبیر مرتبه پایین‌تر به آن وابسته است.

 دیدگاه علامه طباطبایی درباره آیه

علامه طباطبایی(ره) در تفسیر المیزان نیز به نکته مهمی درباره این آیه اشاره کرده‌اند. از نگاه ایشان، موضوع اصلی آیه، بیان نعمت‌های خداوند برای انسان است؛ همان‌جا که می‌فرماید همه آنچه در زمین وجود دارد، برای انسان آفریده شده است.

بنابراین، ادامه آیه نیز در حقیقت تکمیل همین بیان است. از این منظر، توجه تدبیری خداوند به آسمان نیز در ارتباط با انسان و تدبیر امور اوست و تنظیم طبقات هفتگانه نیز در همین راستا قابل فهم است. (المیزان، ج۱، ص۱۱۳)

در نتیجه، اگر معنای دقیق واژه‌ها را در نظر بگیریم، روشن می‌شود که نه «استوی» و نه «سوّی» در این آیه به معنای «آفریدن» نیستند. بنابراین، ترجمه این دو واژه به «آفرید» نمی‌تواند معنای دقیق آنها را منتقل کند و نیازمند دقت بیشتری است.

آیا سوره نازعات ترتیب خلقت را بیان می‌کند؟

حال به آیات ۲۷ تا ۳۰ سوره نازعات می‌رسیم:

أَأَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاءُ بَنَاهَا (۲۷)
رَفَعَ سَمْکَهَا فَسَوَّاهَا (۲۸)
وَأَغْطَشَ لَیْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا (۲۹)
وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَٰلِکَ دَحَاهَا (۳۰)

ترجمه:

«آیا آفرینش شما سخت‌تر است یا آسمان که آن را بنا کرد؟
سقف آن را برافراشت و آن را بدون نقص و هماهنگ ساخت.
شب آن را تاریک کرد و روشنایی روزش را آشکار ساخت.
و زمین را پس از آن گسترش داد.»

در نگاه نخست ممکن است تصور شود که این آیات، ابتدا آسمان و سپس زمین را آفریده‌شده معرفی می‌کنند؛ اما واژه کلیدی آیه ۳۰ یعنی «دحاها» چنین معنایی ندارد.

«دحاها» به معنای «آفریدن» نیست، بلکه به معنای گسترش دادن است. بنابراین، آنچه آیه درباره زمین بیان می‌کند، ناظر به گسترش و آماده‌سازی زمین برای زندگی و سکونت است، نه اصل آفرینش آن.

این معنا در منابع لغوی و قرآنی، از جمله مجمع البحرین (ج۱، ص۱۰۴) و نثر طوبی (ج۱، ص۲۵۳) نیز مورد توجه قرار گرفته است. همچنین در کتاب‌ها و منابع حدیثی، روایاتی درباره این موضوع نقل شده است.

نتیجه؛ آیا میان آیات تناقضی وجود دارد؟

با توجه به معنای دقیق واژه‌های به‌کاررفته در این آیات، مشخص می‌شود که مسئله اصلی، تفاوت میان «خلقت» و «گسترش و آماده‌سازی» و همچنین تفاوت میان آفرینش وتدبیر است.

در آیه ۲۹ سوره بقره، عبارت‌های«استوی» و «سوّی» به معنای آفرینش نیستند و در آیه ۳۰ سوره نازعات نیز «دحاها» به معنای آفریدن زمین نیست؛ بلکه به گسترش دادن و آماده کردن آن اشاره دارد.

بنابراین، هیچ‌یک از این آیات درصدد ارائه یک جدول زمانی برای اینکه «زمین دقیقاً قبل از آسمان آفریده شده یا آسمان قبل از زمین» نیستند. در نتیجه، تعارضی میان این آیات وجود ندارد و شبهه مطرح‌شده درباره تناقض در قرآن، ناشی از برداشت نادرست از معنای برخی واژه‌های کلیدی آیات است.

کد مطلب 2266463

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 2 =

آخرین اخبار