فکر می‌کنید قناعت یعنی فقیر زندگی کردن؟ واقعیت چیز دیگری است

قناعت به معنای دست‌کشیدن از رفاه و امکانات نیست؛ مسئله این است که انسان اسیر حرص، اسراف و چشم‌وهم‌چشمی نشود. برای تبدیل قناعت از یک توصیه اخلاقی به یک فرهنگ عمومی، از خانواده و تربیت کودکان تا رسانه‌ها و سبک زندگی مسئولان باید تغییراتی جدی شکل بگیرد.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پاسخ به سؤالِ یک پرسشگر از مرکز ملی پاسخگوئی به سوالات دینی ارائه شده است:

برای گسترش فرهنگ قناعت در جامعه، نمی‌توان تنها مردم را به کاهش مصرف دعوت کرد؛ بلکه باید مفهوم درست قناعت برای آنان تبیین شود و با تقویت ایمان و توکل، نقش خانواده و رسانه‌ها و همچنین ارائه الگوهای عملی از سوی افراد اثرگذار، زمینه فرهنگ‌سازی عمومی در این زمینه فراهم شود.

پرسش:

چه راهکارهایی برای ترویج فرهنگ قناعت و تشویق افراد جامعه به این فضیلت اخلاقی وجود دارد؟

پاسخ:

«قناعت» یکی از فضایل اخلاقی ارزشمند است که می‌تواند در شکل‌گیری سبک زندگی انسان نقش مهمی داشته باشد. برای نهادینه‌شدن این ویژگی در جامعه، صرفاً نمی‌توان از مردم خواست مصرف خود را کاهش دهند؛ بلکه لازم است نگاه آنان به پول، امکانات، رفاه و شیوه زندگی نیز اصلاح شود. خانواده، مدرسه، رسانه‌ها و شخصیت‌هایی که در جامعه الگو و اثرگذار هستند، می‌توانند در ایجاد چنین نگرشی نقش مهمی ایفا کنند.

۱. تبیین صحیح مفهوم قناعت

نخستین گام در مسیر ترویج قناعت، ارائه تعریف درست و دقیق از این مفهوم است. گاهی با شنیدن واژه قناعت، این تصور ایجاد می‌شود که فرد قانع نباید از رفاه برخوردار باشد یا برای پیشرفت اقتصادی تلاش کند؛ در حالی که چنین برداشتی صحیح نیست.

انسان می‌تواند برای زندگی خود تلاش کند، درآمد مناسبی به دست آورد، خانه و امکانات مطلوب داشته باشد و از نعمت‌هایی که خداوند در اختیارش قرار داده بهره ببرد، اما در عین حال قناعت را نیز در زندگی خود رعایت کند. قرآن کریم در سوره «قصص» در ماجرای قارون می‌فرماید: «در آنچه خدا به تو داده، سرای آخرت را بطلب و بهره‌ات را از دنیا فراموش مکن» (1). این آیه نشان می‌دهد که نگاه دینی، استفاده از دنیا و امکانات آن را به‌طور کامل نفی نمی‌کند؛ بلکه بر بهره‌گیری صحیح و هدفمند از نعمت‌های دنیا تأکید دارد.

ازاین‌رو لازم است برای مردم روشن شود که قناعت به معنای مخالفت با زندگی مناسب و برخورداری از رفاه نیست. قناعت یعنی انسان در بهره‌برداری از نعمت‌ها اندازه و حد خود را بشناسد و برای دستیابی به امکانات بیشتر، گرفتار حرص و زیاده‌خواهی نشود.

امام جعفر صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: «اگر اندازه کفایت بی‌نیازت کند، کمترین چیز دنیا بی‌نیازت کند و اگر اندازه کفایت بی‌نیازت نکند، هرچه در دنیا هست، بی‌نیازت نکند» (2).

 ۲. تقویت ایمان و توکل به خدا

یکی دیگر از راه‌های تقویت روحیه قناعت در جامعه، افزایش ایمان و توکل مردم به خداوند است. هنگامی که فرهنگ توکل در میان افراد جامعه تقویت شود، وابستگی آنان به جمع‌آوری ثروت و دستیابی به امکانات فراتر از نیازشان نیز می‌تواند کاهش پیدا کند و فرد راحت‌تر با داشته‌های خود زندگی کند.

برای تحقق این هدف می‌توان از ظرفیت مساجد، مدارس، دانشگاه‌ها و رسانه‌ها بهره گرفت و درباره توکل، نگاه صحیح به مال و شیوه درست مواجهه با زندگی با مردم گفت‌وگو کرد. استفاده از آیات قرآن و داستان‌های دینی نیز می‌تواند در انتقال بهتر این مفاهیم مؤثر باشد.

البته در این زمینه باید دقت کرد که توکل به معنای دست‌کشیدن از کار و تلاش نیست. آموزه‌های دینی از یک سو انسان را به تلاش برای تأمین زندگی دعوت می‌کنند و از سوی دیگر بر اعتماد و توکل به خداوند تأکید دارند.

خداوند در سوره «طلاق» می‌فرماید: «و هر کسی بر خدا توکّل کند، کفایت امرش را می‌کند» (3). بنابراین برنامه‌های فرهنگی و تبلیغی جامعه باید در کنار تشویق مردم به کار و کوشش، نگاه آنان نسبت به مال و امکانات را نیز اصلاح کرده و اعتماد به خدا را افزایش دهد. چنین رویکردی می‌تواند بستر مناسبی برای گسترش قناعت ایجاد کند.

 ۳. قناعت را به یک ارزش تبدیل کنیم

اگر در جامعه‌ای ثروت، تجمل و مصرف زیاد به‌عنوان معیار موفقیت شناخته شود، طبیعی است که افراد نیز برای نشان‌دادن موفقیت خود به سمت خرید و مصرف بیشتر حرکت کنند. در چنین فضایی ممکن است کسی که ساده زندگی می‌کند، تصور کند نسبت به دیگران عقب افتاده است.

قرآن کریم در سوره «حدید» درباره جلوه‌های مختلف زندگی دنیا می‌فرماید: «بدانید زندگی دنیا تنها بازی و سرگرمی و تجمل‌پرستی و فخرفروشی در میان شما و افزون‌طلبی در اموال و فرزندان است» (4).

این آیه نشان می‌دهد که یکی از آسیب‌های زندگی دنیا، گرفتارشدن در رقابت برای بیشتر داشتن است. بنابراین برای گسترش فرهنگ قناعت، لازم است نگرش عمومی جامعه نیز تغییر کند.

فردی که قناعت را انتخاب کرده است نباید احساس کند که از دیگران ارزش کمتری دارد یا از جامعه عقب مانده است. قناعت باید به‌عنوان یک رفتار اخلاقی ارزشمند و محترم شناخته شود، نه اینکه صرفاً ویژگی افرادی دانسته شود که از نظر مالی در سطح پایینی قرار دارند.

 ۴. مسئولان و افراد اثرگذار، خود الگو باشند

یکی از مؤثرترین روش‌ها برای تبلیغ قناعت، عمل‌کردن کسانی است که جامعه از آنها تأثیر می‌پذیرد. اگر فردی مردم را به ساده‌زیستی دعوت کند، اما سبک زندگی خودش تفاوت آشکاری با این سخنان داشته باشد، طبیعی است که توصیه‌های او اثرگذاری لازم را نداشته باشد.

قرآن کریم در سوره «بقره» درباره کسانی که دیگران را به کار نیک دعوت می‌کنند، اما خودشان به آن عمل نمی‌کنند، هشدار می‌دهد: «آیا مردم را به نیکی [و ایمان به پیامبری که صفات او آشکارا در تورات آمده] دعوت می‌کنید، اما خودتان را فراموش می‌نمایید ...» (5).

فکر می‌کنید قناعت یعنی فقیر زندگی کردن؟ واقعیت چیز دیگری است

در فرهنگ دینی، رفتار عملی الگوها از اهمیت فراوانی برخوردار است. به همین دلیل مسئولان، معلمان، روحانیون و شخصیت‌های فرهنگی، هنگامی که درباره قناعت و ساده‌زیستی سخن می‌گویند، باید در زندگی شخصی خود نیز به آن پایبند باشند.

از سوی دیگر، برای نسل جوان امروز می‌توان افرادی را معرفی کرد که با وجود برخورداری از امکانات مالی، زندگی خود را گرفتار تجمل نکرده‌اند و در عین حال توانسته‌اند زندگی موفقی داشته باشند.

۵. استفاده هدفمند از ظرفیت رسانه‌ها

رسانه‌ها در شکل‌دادن به نگرش مردم نسبت به زندگی و موفقیت نقش قابل توجهی دارند. اگر در فیلم‌ها، سریال‌ها و برنامه‌های رسانه‌ای، خانه‌های بزرگ، لباس‌های گران‌قیمت و خریدهای فراوان همواره به‌عنوان نشانه موفقیت نمایش داده شوند، ممکن است این تصور در ذهن مخاطب شکل بگیرد که زندگی خوب الزاماً باید زندگی پرهزینه‌ای باشد.

در مقابل، رسانه‌ها می‌توانند زندگی ساده، متعادل و دور از تجمل را نیز به تصویر بکشند. معرفی افرادی که با وجود برخورداری از امکانات، اسیر تجمل‌گرایی نشده‌اند، می‌تواند الگوی متفاوتی در برابر فرهنگ مصرف‌زدگی ایجاد کند.

همچنین لازم است درباره پیامدهای چشم‌وهم‌چشمی و رقابت‌های مادی نیز برای مردم صحبت شود. ترویج قناعت نباید تنها به نصیحت‌های مستقیم محدود شود، بلکه لازم است این مفهوم با زبان و قالبی مناسب و متناسب با مخاطبان مختلف به جامعه منتقل شود.

 ۶. تربیت قناعت‌محور از دوران کودکی

اگر قناعت از سال‌های کودکی به فرد آموزش داده شود، احتمال آنکه این ویژگی در بزرگسالی نیز در شخصیت او باقی بماند، بیشتر خواهد بود.

کودک باید به‌تدریج یاد بگیرد که هر چیزی که می‌خواهد، الزاماً مورد نیاز او نیست. خانواده در این زمینه نقش بسیار مهمی دارد؛ زیرا اگر کودک همیشه با مطرح‌کردن یک خواسته مادی، بدون هیچ محدودیتی به آن برسد، ممکن است توقعات او به مرور افزایش پیدا کند.

در مقابل، آموزش تفاوت میان «نیاز» و «خواسته» می‌تواند زمینه شکل‌گیری روحیه قناعت را در کودک تقویت کند.

قرآن کریم درباره مسئولیت انسان در قبال خانواده می‌فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان‌ها و سنگ‌هاست، نگه دارید» (6).

بنابراین آموزش قناعت نباید زمانی آغاز شود که عادت‌های فرد کاملاً شکل گرفته است؛ بلکه بهتر است این فرهنگ از خانواده و از دوران کودکی آغاز شود.

۷. بیان فواید قناعت

برای اینکه افراد جامعه نسبت به قناعت علاقه و انگیزه بیشتری پیدا کنند، باید آثار و فواید آن نیز برای آنان توضیح داده شود. اگر قناعت تنها به‌صورت یک دستور اخلاقی مطرح شود، ممکن است برای برخی افراد جذابیت چندانی نداشته باشد.

ازاین‌رو لازم است فواید این ویژگی اخلاقی و تأثیر آن بر زندگی انسان به‌صورت روشن برای مردم بیان شود تا قناعت صرفاً یک توصیه نظری تلقی نشود.

 ۸. تقویت عدالت اقتصادی

در کنار دعوت جامعه به قناعت، نباید مشکلات اقتصادی موجود را نادیده گرفت. همه مسائل اقتصادی را نمی‌توان تنها از طریق توصیه‌های اخلاقی برطرف کرد.

فرهنگ قناعت نباید به این معنا باشد که مشکلات اقتصادی جامعه را نادیده بگیریم و از افرادی که درآمد پایین‌تری دارند بخواهیم تنها با کاهش مصرف، مشکلات خود را حل کنند.

قناعت یک فضیلت اخلاقی است، اما عدالت اقتصادی نیز یک موضوع مهم اجتماعی و دینی به شمار می‌رود. بنابراین لازم است هر دو موضوع در کنار یکدیگر مورد توجه قرار گیرند.

 ۹. ترویج تدریجی فرهنگ قناعت

قناعت نمی‌تواند در مدت کوتاهی به یک فرهنگ عمومی تبدیل شود؛ زیرا تغییر نگرش و رفتار مردم نیازمند زمان و استمرار است.

اگر هدف، نهادینه‌شدن قناعت در جامعه است، باید از دوران کودکی درباره آن آموزش داده شود و این آموزش در خانواده، مدرسه و جامعه ادامه پیدا کند.

در گام نخست باید معنای قناعت به زبان ساده و صحیح برای مردم تبیین شود. پس از آن می‌توان نمونه‌هایی از افراد و خانواده‌هایی را معرفی کرد که با وجود برخورداری از امکانات، سبک زندگی متعادل و دور از تجمل دارند.

خانواده و مدرسه می‌توانند در این زمینه نقش مهمی داشته باشند و رسانه‌ها نیز با تولید برنامه‌های مناسب، قناعت را به‌عنوان یک سبک زندگی ارزشمند معرفی کنند.

نباید انتظار داشت که اجرای یک برنامه یا بیان یک سخنرانی بتواند فرهنگ قناعت را در جامعه ایجاد کند. این مسیر به استمرار نیاز دارد و اگر اقدامات آموزشی و فرهنگی در طول زمان ادامه پیدا کند، قناعت می‌تواند به‌تدریج از یک توصیه اخلاقی به رفتاری رایج در میان مردم تبدیل شود.

نتیجه

برای گسترش فرهنگ قناعت، نمی‌توان تنها به مردم توصیه کرد که کمتر مصرف کنند. قناعت پیش از آنکه یک رفتار اقتصادی باشد، نوعی نگرش به زندگی است.

انسان باید بداند که افزایش امکانات همیشه به معنای افزایش آرامش نیست؛ در عین حال نباید قناعت را با فقر و محرومیت یکی دانست.

ایمان و توکل می‌تواند به انسان کمک کند تا برای دستیابی به امکانات بیشتر، آرامش خود را قربانی نکند. از سوی دیگر، عملکرد مسئولان و افراد اثرگذار جامعه نیز اهمیت زیادی دارد؛ زیرا هنگامی که این افراد خود به آنچه توصیه می‌کنند عمل کنند، سخنانشان تأثیر بیشتری بر مردم خواهد گذاشت.

خانواده و مدرسه نیز باید از دوران کودکی این موضوع را مورد توجه قرار دهند. کودک باید بیاموزد که هر خواسته‌ای الزاماً نیاز نیست و ارزش انسان به وسایل و امکاناتی که در اختیار دارد وابسته نیست.

رسانه‌ها نیز می‌توانند در این زمینه نقش مهمی داشته باشند. اگر سبک زندگی تجملاتی همیشه به‌عنوان نماد موفقیت معرفی شود، ترویج قناعت دشوارتر خواهد شد؛ اما اگر زندگی ساده، متعادل و به دور از تجمل نیز به‌عنوان یک سبک زندگی موفق و محترم نمایش داده شود، رسانه می‌تواند در تغییر نگرش جامعه اثرگذار باشد.

در کنار تمام این موارد، حمایت از نیازمندان و توجه به عدالت اقتصادی نیز ضروری است. قناعت نباید به معنای نادیده‌گرفتن مشکلات اقتصادی جامعه باشد.

در نهایت، به نظر می‌رسد قناعت زمانی در جامعه جایگاه بیشتری پیدا می‌کند که مردم آن را به‌عنوان یک محدودیت تلقی نکنند. انسان می‌تواند از نعمت‌های خداوند بهره‌مند شود و در عین حال گرفتار اسراف و تجمل‌گرایی نشود. می‌تواند برای داشتن زندگی بهتر تلاش کند، اما تمام زندگی خود را صرف افزایش ثروت نکند؛ همچنین می‌تواند از امکانات برخوردار باشد، بدون آنکه ارزش و شخصیت خود را به میزان دارایی‌هایش وابسته بداند.

 پی‌نوشت‌ها

1. «وَابْتَغِ فِیمَا آتَاکَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ ۖ وَلَا تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیَا» (قصص: 77).

2. «إِنْ کَانَ مَا یَکْفِیکَ یُغْنِیکَ فَأَدْنَی مَا فِیهَا یُغْنِیکَ وَ إِنْ کَانَ مَا یَکْفِیکَ لَا یُغْنِیکَ فَکُلُّ مَا فِیهَا لَا یُغْنِیکَ» (محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ محقق/ مصحح: علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی؛ چ 4، تهران: دارالکتب الإسلامیه، ۱۴۰۷ ق، ج 2، ص 139).

3. «وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ» (طلاق: 3).

4. «اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِینَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَتَکَاثُرٌ فِی الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ» (حدید: 20).

5. «أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ» (بقره: 44).

6. «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ» (تحریم: 6).

کد مطلب 2268739

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 6 =

آخرین اخبار