کلماتی که می کشند؛ مسئولیت روشنفکر در زمانه بحران چیست؟

این کتاب، که نخستین ترجمه فارسی آثار ژیزل سَپیرو محسوب می شود، با ارائۀ یک چارچوب نظری مستحکم، بر مطالعات موردی دقیقی متکی است که به ما امکان درک چگونگی تبدیل گفتار به عمل را می‌دهد تا به این پرسش پاسخ دهیم که جوامع چگونه می‌توانند اَشکال گفتمانی زیان‌آور را تنظیم و کنترل نموده و یا در این راه شکست را پذیرا باشند.

 به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا، «کلماتی که می‌کشند؛ مسئولیت روشنفکر در زمانه بحران (۱۹۴۴ـ۱۹۴۵)» به قلم ژیزِل سَپیرو با ترجمه علیرضا غفوری و پرستو یوسفی از تازه‌های نشر ثالث است. سَپیرو، جامعه‌شناس و نظریه‌پرداز ادبی فرانسوی، یکی از چهره‌های برجسته در حوزه جامعه‌شناسی ادبیات و مطالعات فرهنگی جهان معاصر است. او در سال ۱۹۶۵ در فرانسه دیده به جهان گشود و تحصیلاتش را در رشته فلسفه و سپس در جامعه‌شناسی در «مدرسه مطالعات عالی در علوم اجتماعی» زیر نظر پیر بوردیو ادامه داد.

مسئولیت روشنفکر در زمانه بحران چیست؟

سَپیرو به‏ ویژه به ‌خاطر نظریه‌ها و نوشته‏‌هایش حول رابطه میان ادبیات، سیاست و زبان شناخته می‌شود. وی از شاگردان ممتاز و پیرو مکتب فکری پیر بوردیو بود و با تأثیر از نظریه‌های او، می‏‌کوشد شالوده میدان ادبی و نقش نویسندگان را در بستر قدرت، ایدئولوژی و ساختارهای اجتماعی تحلیل نماید. از مهم‌ترین آثار او می‌توان به «مسئولیت نویسنده» و همچنین «نویسندگان و علم سیاست در فرانسه» اشاره کرد.

سَپیرو در آثار خود به بررسی نقش روشنفکران در تاریخ فرانسه، به‌‏ویژه در دوران جنگ جهانی دوم و اوقات اشغال و پس از آن، می‌پردازد و سؤالاتی را درباره مسئولیت اخلاقی نویسندگان، سانسور، خودسانسوری و تعهد سیاسی آنان مطرح می‌نماید. او همچنین نقش بازار نشر، نهادهای ادبی و ترجمه را در شکل‏‌دهی به میدان فرهنگی بین‌المللی مورد بررسی قرار داده است. او استاد پژوهش در «مرکز ملی پژوهش‌های علمی» فرانسه و عضو فعال و مدیر ارشد پژوهش در «مدرسه مطالعات عالی در علوم اجتماعی» است.

مسئولیت روشنفکر در زمانه بحران چیست؟
ژیزِل سَپیرو

سَپیرو در کتاب «کلماتی که می‌کشند؛ مسئولیت روشنفکر در زمانه بحران (۱۹۴۴ـ۱۹۴۵)» با دقتی چشمگیر، قدرت کنش‌زای زبان و پیامدهای سیاسی، اجتماعی و اخلاقی آن را مورد کنکاش قرار می‌دهد. سَپیرو با بررسی موقعیت‌های تاریخی متنوع ــ از تبلیغات نظام‌های تمامیت‌خواه گرفته تا گفتمان‌های ملی‌گرایانه، و از فراخوان‌های نفرت‌انگیز تا توجیهات فکری خشونت ــ به ما نشان می‌دهد که چگونه کلمات، بسیار فراتر از آن‌که صرفاً ابزاری برای انتقال پیام باشند، می‌توانند به وسایلی برای تسلط، حذف یا نابودی نمادین تبدیل گردند. او به تحلیل شرایطی می‌پردازد که در آن یک گفتمان می‌تواند به تحریک خشونت بینجامد، آزار و اذیت را مشروعیت بخشد یا بستر را برای جنایات جمعی فراهم سازد.

او همچنین مسئولیت‌های حقوقی و اخلاقی ناشی از کاربرد زبان را زیر سؤال می‌برد و نقش نویسندگان، نهادهای فکری و رسانه‌ها را در اشاعه ایدئولوژی‌های مرگ‌آور بررسی می‌کند. این کتاب، که نخستین ترجمه فارسی آثار ژیزل سَپیرو محسوب می شود، با ارائۀ یک چارچوب نظری مستحکم، بر مطالعات موردی دقیقی متکی است که به ما امکان درک چگونگی تبدیل گفتار به عمل را می‌دهد تا به این پرسش پاسخ دهیم که جوامع چگونه می‌توانند اَشکال گفتمانی زیان‌آور را تنظیم و کنترل نموده و یا در این راه شکست را پذیرا باشند.

از این رو، این کتاب، ابزاری درخور تأمل در اختیار خواننده فارسی‌زبان قرار می‌دهد تا به تأمل درباره چالش‌های جهان معاصر از قبیل سانسور، آزادی بیان، مسئولیت فکری و انحرافات گفتمانی بپردازد. آن‌چه در پی می‌آید بخشی از پیشگفتار سَپیرو بر ترجمۀ فارسی این کتاب است که به طور اختصاصی از سوی ناشر در اختیار ایبنا قرار گرفته است؛

مسئولیت روشنفکر در زمانه بحران چیست؟
برتولت برشت

 مسئولیت روشنفکران در زمانه‌ای که کلمات زیر ذره‌بین قرار می‌گیرند، چیست؟ برتولت برشت در دوران حکومت نازی‌ها می‌پرسید: «چگونه می‌توان در میانه دروغ، حقیقت را بیان نمود؟» امروزه، حماسه قهرمانانه روشنفکرانی که تمام زندگی‌شان را وقف آزادی اندیشه کردند، از ویکتور هوگو تا امیل زولا، که همچون پیامبران عصر مدرن ستایش شدند و سرانجام تحت تعقیب، تبعید، زندان و حتی مرگ قرار گرفتند، بازتابی عمیق یافته است. مهاجرت غم‌انگیز پژوهشگران، هنرمندان و نویسندگانی مانند پینار سِلِک، نویسنده و جامعه‌شناس تُرک، که از رژیم‌های دیکتاتوری و انواع سرکوب می‌گریزند و اغلب اولین قربانیان این نظام‌ها هستند ــ البته اگر نخواسته باشیم از زندانیان، ناپدیدشدگان و کشته‌شدگان سخنی به میان آوریم ــ شاهدی است بر این وضعیت غم‏انگیز.

لیکن سرنوشت آن دسته از روشنفکرانی که به این رژیم‌ها می‌پیوندند چه می‌شود؟ کسانی که برای سرکوب آزادی بیان کَف می‏زنند؟ آنان که با انحصار کلام، صدای مخالفان خود را خاموش و حتی حذف فیزیکی آن‌ها را تأیید می‌کنند؟ و کسانی که پا را فراتر می‏گذارند و به ابزار تبلیغاتی حکومت‌ها تبدیل می‌شوند؟ مسئولیت اخلاقی و حقوقی آن‌ها در قبال جنایات این رژیم‌ها چیست؟ این پرسش در هر وضعیتِ گذار به دموکراسی یا هرگونه بازگشت به آن، چه با تحول از درون کشور و چه با تحمیل نیروهای اشغالگر، پس از گذرانِ دوره‏ای از حاکمیت استبدادی مطرح می‌گردد.

مسئولیت روشنفکر در زمانه بحران چیست؟
پیر بوردیو

 این کتاب به موضوع تصفیه روشنفکران فرانسوی در فردای جنگ جهانی دوم می‌پردازد. این اثر ادامه‌ای است از کتاب اولم با عنوان جنگ نویسندگان، ۱۹۴۰‏ـ‏۱۹۵۳ که برگرفته از رسالۀ دکترایم بود زیر نظر پیر بوردیو در سال ۱۹۹۴. من با تکیه بر مفهوم «میدانِ» بوردیو، نشان داده بودم که انتخاب‌های سیاسی نویسندگان در آن دوران بحرانی که هویت ملی تحت لوای رژیم اقتدارگرای ویشی به رهبری مارشال پِتَن در خطر افتاده بود، تا حد زیادی با جایگاه آن‌ها در حوزه‌های ادبی پیش از جنگ قابل‏توضیح است. درواقع، حوزۀ ادبی به جای این‏که در دفاع از هویت ملی در برابر اشغالگران متحد شود و از استقلالی که با مبارزات سخت از قرن نوزدهم به دست آورده بود پاسداری نماید، دچار افتراق گردید. در این دوران، نویسندگان بین همکاریِ فکری با اشغالگران و مقاومت ادبی یا مسلحانه که به معنای فعالیت زیرزمینی بود، دست به انتخاب زدند.

این انتخاب‌ها طیف گسترده‌ای از موضع‌گیری‌ها را در بر می‌گرفت: از همکاری ساختاری و گونه‌های مختلف «سازش» (به تعبیر سارتر) گرفته تا اَشکالی از مخالفت خاموش ــ که قهرمان جوان رمان «آرامش دریا» اثر ورکور (که در سال ۱۹۴۲ به طور زیرزمینی منتشر گردید) نماد آن است ــ و « قاچاق ادبی» که شامل انتقال پیام به زبان رمزی بود؛ روشی که اَرَگون آن را آغازید و شعرش بستر اصلی آن تلقی می‌گردید. در حالی که مقاومت ادبی توانست نام‌های پرآوازه‌ای چون آندره ژید، فرانسوا موریاک و پل اِلوار را به همراه تنی چند از شاعران جوان جذب نماید، جریان همکاری با اشغالگران نیز می‌توانست به چهره‌هایی چون پیر دریو لَ روشل، آنری دو مونترلان و لوئی‏ـ‏فردینان سلین افتخار کند. اما بیش‏تر مبلّغان فرانسوی هیتلر، چهره‌های دست‌دوم یا جوانان جاه‌طلب فاشیست مانند روبر برَزییَک بودند.

رژیم ویشی عمدتاً از سوی نیروهای سنتی و واپس‌گرا حمایت می‌شد. با استفاده از مفهوم پویای «میدان» به عنوان فضایی برای کشمکش‌های خاص، این تحلیل به یک الگوی ارزشمند تبدیل می‌شود و می‌توان آن را به بررسی سایر کشورها در ایام اشغال (همچون پژوهشی که در حال حاضر روی مورد نروژ در جنگ جهانی دوم انجام می‌شود) و همچنین به دیگر رژیم‌های اقتدارگرا، مثل رژیم‌های کمونیستی، تعمیم داد؛ حتی می‌توان آن را به دوران معاصر (که رژیم‌های غیرلیبرال و اقتدارگرا با قدرت بیش‏تری بازگشته‌اند) و به خارج از حوزه اروپا نیز گسترش داد. به عنوان مثال، می‌توان پرسید که دانشگاهیان در آمریکا در دوران حکمرانی ترامپ که انحراف غیرلیبرال آن آشکار است، چه موضعی اتخاذ می‌کنند.

پرسش اساسِ مطروحه در این کتاب عبارت است از طرح این موضوع که پس از سقوط یک رژیم سرکوبگر، چگونه باید به محاکمه روشنفکران همکار با آن پرداخت؟ قانون برای مجازات کلمات چه ابزارهایی در اختیار دارد؟ و جرایم نوشتاری شامل چه مواردی می‌شود؟ روشنفکرانی که با اشغالگران نازی همکاری کرده بودند، از همان لحظه آزادسازی پاریس در سپتامبر ۱۹۴۴ به اتهام خیانت تحت پیگرد قرار گرفتند. اتهام اصلی آن‌ها «همدستی با دشمن» بود. واژه «جنایت علیه بشریت» در پایان سال ۱۹۴۵ در دادگاه‏های نورنبرگ به رسمیت شناخته شد و فقط از سال ۱۹۶۴ وارد نظام حقوقی فرانسه گردید.

مسئولیت روشنفکر در زمانه بحران چیست؟
ژان پل سارتر

 با این حال، سارتر از پاییز ۱۹۴۵، تعریفی جهانی از مسئولیت مؤلف ارائه داد که فراتر از مرزهای ملی بود و من در فصل سوم به‏تفصیل به آن پرداخته‌ام. درحقیقت، این روشنفکران ورای منافع ملی و استقلال کشور از جنایات جنگی و سوءاستفاده‌ها حمایت کرده بودند. آن‌ها در آزار و اذیت و تبعید دسته‌جمعی یهودیان و همچنین در سرکوب خشونت‌آمیز مبارزان مقاومت گُلیست یا کمونیست شریک بودند؛ مبارزانی که رژیم ویشی آن‌ها را «تروریست» می‌خواند، در حالی که آن‌ها از تمامیت ارضی فرانسه دفاع می‌کردند و هرگز غیرنظامیان را هدف قرار نمی‌دادند.

روشنفکرانی که پس از جنگ به اتهام «همدستی با دشمن» محاکمه می‌شدند، در دفاع از خود به «آزادی عقیده» متوسل می‌گردیدند. اصل آزادی عقیده بر این ایده استوار است که حقیقت تنها از طریق استدلال و بحث‌های چالشی آشکار می‌شود. البته این ایده، متأسفانه همان‌طور که تسلط کنونیِ اخبار جعلی بر شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد، بسیار واهی است و آزادی بیان حتی در یک نظام لیبرال هم باید چارچوبمند باشد. با این حال، همان روشنفکران همکار با دشمن که پس از جنگ برای دفاع از خویش به این اصل استناد می‌کردند، خودْ اولین کسانی بودند که سرکوب آن را تشویق کرده بودند.

به‏‌علاوه می‌توان پرسید که آیا در شرایطی که مخالفان همکاری با اشغالگران وادار به سکوت یا فعالیت‌ زیرزمینی شده بودند و درنتیجه، روشنفکران همکار با دشمن تقریباً تنها سخن‌گویان میدان بودند، اصلاً صحبت از آزادی عقیدۀمعنایی دارد؟ (البته این به مفهوم فقدان رقابت و تفاوت‌های فکری در میان خودشان نیست). در چنین شرایطی، مسئولیت روشنفکر چند برابر می‌شود، زیرا اقتدار او دیگر نمادین نیست، بلکه به حمایتی بستگی دارد که از رژیم حاکم (یا در این‏جا، اشغالگران) دریافت می‌کند. وقتی روشنفکرانْ کشتار مردم بی‌گناه و تبعیدهای دسته‌جمعی را تأیید می‌کنند، وقتی اعدام‌های بی‌محاکمه و گروگان‌گیری‌ها را توجیه می‌نمایند و برای تخلف از نظم استبدادی مجازات اعدام را توصیه می‌کنند، آیا می‌توان گفت که سخنانشان فقط یک نظر در میان سایر نظرات است؟ یا این‏که کلامشان به ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به این نظم و جنایاتی که به نام آن انجام می‌گردد، تبدیل شده است؟

ژیزل سَپیرو
پاریس، اوت ۲۰۲۵
«کلماتی که می‌کشند؛ مسئولیت روشنفکر در زمانه بحران (۱۹۴۴ـ۱۹۴۵)» در ۳۲۴ صفحه به همت نشر ثالث منتشر شده است.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2275606

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =

آخرین اخبار