یونسکو: ۱۸ هزار عنوان در باره اقبال تا سال ۱۹۸۷ نوشته شده / ارزش معنوی ایران و تهران برای اقبال لاهوری

محمد بقایی ماکان، اقبال‌شناس و پژوهشگر حوزه ادبیات و فلسفه به انگیزه چاپ کتاب جدیدش با نام «اقبال چنان که هست» اظهار کرد: می‌توان گفت در شعر فارسی معاصر تنها به اقبال لاهوری می‌شود لقب جامع‌الاطراف داد؛ اندیشمندی که شخصیت چندوجهی دارد و تنها شاعر یا فیلسوف نبود.

 به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، خبرنگار به نقل از ایبنا، به‌تازگی کتاب جدید محمد بقایی ماکان در حوزه اقبال شناسی با نام «اقبال چنان که هست» از سوی انتشارات تهران به بازارعرضه شده است.محمد بقایی ماکان در سال ۲۰۰۵ عالی‌ترین نشان فرهنگی پاکستان را از پرویز مشرف، رئیس جمهور وقت پاکستان دریافت کرد. لازم به ذکر است که آکادمی اقبال در پاکستان، او را تنها دانشور ایرانی می‌داند که بیش از همه درباره «افکار اقبال» آثاری را تألیف کرده است.

این پژوهشگر در این اثر که سی‌وپنجمین کتاب وی راجع به اقبال لاهوری است به همراه ترجمه‌ کتاب مستنصر میر، نویسنده اقبال شناس پاکستانی خود نیز به افزودن مطالب و توضیحاتی پرداخته و این اثر را از حالت ترجمه صرف به تالیف نزدیک کرده و تلاش کرده تصویری جامع‌تر از «اقبال چنان که هست»‌ ارائه دهد.

کتاب جدید بقایی ماکان که حدود ۳۰۰ صفحه را شامل می‌شود دارای شش فصل است با عنوان‌های «زندگی، شخصیت و آثار»، «موضوعات محوری شعر اقبال» شامل طبیعت، وضعیت بشری، خودی، زندگی یعنی جست‌وجو، عقل و عشق، اسلام آیینی زنده، پیامبر و قرآن، «هنر شاعری»، «اندیشه‌های فلسفی» شامل سیر حکمت در ایران و بازسازی اندیشه دینی اسلام، «اندیشه‌های اجتماعی و سیاسی» شامل جامعه و سیاست و «میراث اقبال. »اکنون در ادامه، گفت‌وگوی ما را با این پژوهشگرنام‌آشنا درباره کتاب مذکور و درخصوص اندیشه و شعر اقبال می‌خوانید:

****

اقبال شاعر و اندیشمندی با ابعاد گوناگون است
محمد بقایی ماکان

مستنصر میر چه جایگاهی در حوزه‌ی اقبال‌پژوهی دارد و کتاب «اقبال چنان که هست» چه تصویری از اندیشه و زندگی اقبال لاهوری ارائه می‌دهد؟

مستنصر میر اقبال‌شناسی است که مقالات ارزنده‌ای را در کتابی با نام «اقبال» جمع‌آوری کرده است. این کتاب سال‌ها پیش به زبان انگلیسی منتشر شد که آن را به فارسی ترجمه کردم. در حین ترجمه احساس کردم می‌توانم مواردی را به متن اضافه کنم و در نتیجه مطالبی اضافه کردم. نام کتاب را نیز به «اقبال چنان که هست» تغییر دادم چراکه در این اثر به تمام موضوعات مربوط به حوزه‌های فکری گوناگون اقبال و حتی زندگی وی اشاره شده است.

این کتاب تا جایی که می‌دانم سی‌وپنجمین اثر شما درباره اقبال است خودتان هم در این اثر تنها مترجم صرف نبوده‌اید و قلمتان را دخیل کرده‌اید. این اثر چه امتیاز و تفاوت خاصی با سایر کتاب‌های مرتبط با سایر کتاب های شما در ارتباط با اقبال دارد؟

این اثر مکمل آثاری است که تاکنون درباره اقبال نوشته‌ام.

چه ویژگی‌هایی در اندیشه، شعر و شخصیت فکری اقبال لاهوری باعث شده است او برای شما به چهره‌ای برجسته و الهام‌بخش تبدیل شود؟

من اقبال را از این منظر که شیدای تاریخ و فرهنگ و زبان و مدنیت ایران است بسیار ستایش می‌کنم و هرجا سخنرانی کرده‌ام و مطلبی گفته‌ام این جمله را تاکید کرده‌ام که «ایرانی‌ترین غیرایرانی است.» ما در ایران نیز کمتر کسی را می‌توانیم پیدا کنیم که به اندازه اقبال شیفته ایران باشد.

او در اواخر عمر حسرت خورده که چرا در طول زندگی خود مدینه و تهران را ندیده است. به عنوان یک مسلمان واقع‌بین که در ترویج اندیشه‌های ناب اسلامی تلاش زیادی داشته طبیعتا به مدینه بسیار علاقه داشته چراکه مدفن پیامبر اسلام است. او به همین سان برای ایران نیز ارزش معنوی زیادی قائل بوده و به اندازه‌ای به فرهنگ، ادبیات و تاریخ ایران دلبسته بود که بارها پیشنهاد داد که سازمان ملل به جای ژنو در تهران مستقر شود.

این اندیشمند شیفته ایران شخصیتی دارد با ۱۲ وجه که در یک فردیت به نام محمد اقبال لاهوری جمع آمده به این معنا که ایران‌شناس، اسلام‌شناس، زبان‌دان، جامعه‌شناس، آگاه به اصول تعلیم و تربیت، تاریخ‌دان، حقوق‌دان، سیاست‌مدار، کنشگر اجتماعی، روزنامه‌نگار، زباندان و اسلام‌پژوه، فیلسوف و شاعر اندیشمندی است او به واقع شاعر و فیلسوفی واقعی بود که در عرصه شعر مورد ستایش ادبای بزرگ و معتبر قرن اخیر مانند دهخدا، مینوی، معین، صفا و صورتگر قرار گرفت به گونه‌ای که شادروان مجتبی مینوی از او به عنوان «رومی عصر» یاد کرده و کتابی با همین عنوان درباره او تالیف کرده است.

همچنین چهره‌هایی از شعر امروز امثال سیمین بهبهانی، اخوان، نصرت رحمانی و نادر نادرپور از او تمجید کرده‌اند. به گفته نادرپور، اقبال فردوسی سرشت است و نصرت رحمانی تاکید کرده که تمام سروده‌های اقبال بیت‌الغزل معرفت است. شناخت اقبال نیاز به تخصص‌های مختلف دارد و کسی که درباره اقبال اظهارنظر می‌کند باید با فلسفه، ادبیات فارسی و اردو، تاریخ و زبان‌شناسی آشنا باشد و حتی علوم طبیعی را بشناسد.

به عنوان نمونه در کتاب «بازاندیشی اندیشه دینی» دیدگاه‌هایی را درباره طبیعیات بیان کرده که نشان‌دهنده مطالعات عمیق اقبال در این زمینه است. متاسفانه ما شرقیان اندیشمندان بزرگ خود را قدر نمی‌دانیم؛ برای مثال وقتی اقبال را با ژان پل سارتر مقایسه می‌کنیم می‌بینیم اندیشه‌های اقبال برتر است ولی سارتر بیشتر به مذاق ما خوش آمده است.

این اتفاق درباره متفکران بزرگ ایرانی سده‌های گذشته نیز افتاده، به عنوان نمونه می‌توان به سهروردی اندیشمند بزرگ ایرانی در قرن ششم اشاره کرد که ایرانیان تنها شش کتاب در طول ده قرن درباره وی نوشته‌اند ولی هانری کوربن با تلاش ‌اش کمک کرد تا ایرانیان قدر او را به درستی بدانند تا امروز این اندیشمند بزرگ از اختران فراموش شده تاریخ ایران نباشد.

اقبال شاعر و اندیشمندی با ابعاد گوناگون است

آیا در این پژوهش با تصویری از اقبال روبه‌رو شدید که با تصور قبلی خودتان تفاوت داشته باشد؟

چون خود من مطالعات زیادی درباره اقبال دارم و کاملا با جهان ذهنی و اندیشه‌های وی آشنا هستم حرف تازه‌ای برای من نداشته ولی می‌تواند کتابی مفید برای کسانی باشد که می‌خواهند آشنایی درستی نسبت به این شاعر و اندیشمند بزرگ پیدا کنند.

میراث فکری و ادبی اقبال لاهوری را چگونه ارزیابی می‌کنید و مهم‌ترین جنبه‌های تأثیرگذاری او بر اندیشه‌ی معاصر چیست؟

اقبال تاثیر زیادی بر اندیشمندان و دانشمندان بعد از خود گذاشته و دیدگاه‌های وی قابل بحث و بررسی است که تمام این ها می‌تواند میراث فکری او باشد. می‌توان مهمترین میراث اقبال را کتاب «بازسازی اندیشه دینی در اسلام» دانست که در هفت گفتار شامل سخنرانی‌های وی در دانشگاه‌های هند است؛ اقبال در این اثر به تبیین لزوم پویایی فقه و بازنگری در تفکر دینی برای پاسخ به نیازهای زمانه پرداخته و تاکید کرده فقیه باید با علوم مختلف زمان خود آشنا باشد.

اقبال معتقد بود حقیقت دین چنان پوشیده شده که اصل آن پیدا نیست از همین رو می‌گوید: «اصلِ دین این است اگر ای بی‌خبر
می‌شود محتاجْ ازو محتاج‌تر

وای آن دینی که خواب آرد تو را
باز در خوابِ گران دارد تو را

حب افیون است یا دین است این
سحر و افسون است یا دین است این »

از این رو برخی از متشرعان زمانش با او در ستیز بودند و حتی بارها کتاب‌هایش را سوزاندند و او را به مرگ تهدید کردند. می‌توان گفت میراث اقبال شامل دیدگاه‌های نوین در زمینه‌های مختلف و بر اساس دستاوردهای علمی روز است.

او فروپاشی شوروی و رفتن بشر به کره ماه و نیز تشکیل اتحادیه اروپا را پیش بینی کرده بود. بر اساس آمار یونسکو تا سال ۱۹۸۷ بالغ بر ۱۸ هزار عنوان کتاب و رساله درباره اقبال منتشر شده. این شخصیت ادبی و فلسفی در زمره ۱۰ شخصیت برجسته‌ای نام برده شده که بیشترین تحقیق درباره‌اش انجام شده است.

با توجه به گستردگی حوزه‌های فکری اقبال، رایج‌ترین برداشت نادرست یا تقلیل‌گرایانه درباره‌ی او را چه می‌دانید؟

اقبال ابعاد مختلفی دارد و در زمینه فلسفه کار درخور توجهش جدا کردن آن از کلام بود. او اولین فیلسوف در شرق اسلامی است که فلسفه را از عالم بالا به زمین آورد و آن را پای بر خاک کرد. اغلب کسانی که نام فیلسوف دارند در دایره علم کلام هستند چراکه دیدگاه‌های آن ها با عالم بالا و ماوراءالطبیعه درارتباط است.

فلسفه نیاز به آزاداندیشی دارد ولی کلام محصور در الهیات است. به گفته ویلیام جیمز تا زمانی که یک سوسک در فاضلاب حمامی رنج می‌برد خداوند نمی‌تواند آفرینش خود را کامل بداند. این فلسفه است. اقبال فیلسوفی بود که فلسفه را زمینی کرد و توانست با علم کردن فلسفه خودی مورد توجه بسیاری از اندیشمندان قرار بگیرد. او انسان را حاکم بر زمین می‌دانست و معتقد بود آدمی می‌تواند جهان را آن گونه که دوست دارد بسازد.

یونسکو: ۱۸ هزار عنوان در باره اقبال تا سال ۱۹۸۷ نوشته شده / ارزش معنوی ایران و تهران برای اقبال لاهوری
محمد اقبال لاهوری

با توجه به اینکه اقبال در ایران گاه بیشتر به‌عنوان شاعر و گاه به‌عنوان متفکر دینی و سیاسی شناخته می‌شود، برای شناخت دقیق‌تر او باید کدام ابعاد فکری و ادبی‌اش را هم‌زمان در نظر گرفت؟

گرایش ایرانیان و ذهنشان بیشتر به شعر نزدیک است و هر ایرانی چند بیتی را در حافظه دارد که به مناسبت به کار می‌برد. ذهن ایرانی چندان به فلسفه معطوف نیست و به همین دلیل در تاریخ تفکر ایرانی غیر از سهروردی هیچ فیلسوفی را سراغ نداریم که دستگاه فلسفی داشته باشد.

دیدگاه فارابی، پورسینا، صدرای شیرازی، هادی سبزواری و امثال آن ها در محدوده الهیات و محدود به اعتقادهای دینی بوده که فلسفه نیست ولی اقبال دارای دستگاه فلسفی است که آرا و اندیشه‌های مختلف وی شامل حوزه‌های تربیتی، علوم اجتماعی، روان‌شناسی، تاریخ، شعر و ادبیات می‌شود. اقبال شاعر و نیز فیلسوفی به تمام معناست.

آیا در میان شاعران و اندیشمندان ایرانی چهره‌ای را می‌توان یافت که از نظر گستردگی حوزه‌های فکری و فعالیت‌های فرهنگی با اقبال لاهوری قابل مقایسه باشد؟

کسی را سراغ ندارم. به عنوان نمونه دهخدا ابعاد مختلف دارد، لغت‌شناس، مترجم، روزنامه‌نگار، فعال سیاسی و طنزنویس است ولی ابعاد و وجوه وی کمتر از اقبال است و بهار نیز که شخصیت چند وجهی دارد مثل دهخدا از ستایشگران اقبال به شمار می‌رود.

عنوان «اقبال چنان که هست» چه پاسخی به برداشت‌های کلیشه‌ای، اغراق‌آمیز یا تقلیل‌گرایانه درباره‌ی شخصیت و اندیشه‌ی اقبال لاهوری می‌دهد؟

ما درباره شخصیت‌های فرهنگی خودمان قضاوت‌های قابل قبولی نداشته‌ایم و هرکس آن ها را از منظر و عقاید خود بررسی کرده و گاهی هم توصیفات و تعاریف نه چندان قابل قبولی ارائه داده است. این موضوع شامل اقبال هم می‌شود. گاهی اقبال را مردی عاری از علایق ملی دانسته‌اند که اصلا به مفهوم وطن توجه نداشته درحالیکه اقبال از پایه‌ریزان یک کشور مستقل بوده یا برخی او را صاحب اندیشه‌های واپس‌گرایانه می‌دانسته‌اند درحالیکه شخصی روشنفکر و آزاداندیش بوده است. در این کتاب تلاش کردم او را چنان که هست و نه با توصیف‌های غیرقابل قبول و تعاریف اغراق آمیز و نامنصفانه معرفی کنم تا خواننده پی ببرد اقبال چه ویژگی‌های برجسته‌ای داشته است.

اگر بخواهید شخصیت اقبال لاهوری را در یک جمله معرفی کنید، مهم‌ترین ویژگی او را در چه می‌دانید؟

اقبال شخصیتی است با دیدگاه‌های تازه که باید او را به درستی از نو شناخت و معرفی کرد.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2279977

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 15 =

آخرین اخبار