رمان «آواز ابابیل» به زندگی رزمنده‌ای می‌پردازد که پس از گذشت 20 سال از پایان جنگ در اثر سانحه‌ای حافظه از دست داده خود را دوباره بدست می‌آورد و در جستجوی همسرش به ایران برمی گردد.

به گزارش خبرآنلاین، رمان «آواز ابابیل» نوشته مجید پورولی کِلِشتری از سوی انتشارات شهرستان ادب منتشر شد. موضوع کتاب به زندگی رزمنده‌ای می‌پردازد که پس از گذشت 20 سال از پایان جنگ در اثر سانحه‌ای حافظه خود را دوباره بدست می‌آورد. وی که در طی این مدت به همراه خانواده‌ای کُرد در شمال عراق زندگی می‌کرده، به ایران باز می‌گردد و در پی خانواده‌اش بر می‌آید.
 

«حبیب ابریشم» در تلاش‌های خود برای یافتن همسرش با خانمی به نام «حوا ماندگار» آشنا می‌شود و با کمک این زن به درون دنیای بیست سال بعد از پایان جنگ به دنبال خانواده وی بر می‌آیند. تغییر فضا و بافت شهری و فرهنگی تهران در طی این 20 سال موجب شگفتی‌هایی در رفتار و کنش حبیب ابریشم می‌شود.


در بخشی از این رمان که از 18 فصل تشکیل شده می خوانید: 

 

«ابریشم به دست های تکیده و لاغر مرد نگاه می کند و سر می چرخاند طرف حوا: «این مرد را می شناسی؟»

حوا با دست جلوی دهانش را می گیرد تا صدای گریه اش بلند نشود: «بله؛ این مرد یک سال و نیم پیش همسر قانونی من بود و حالا دیگه نیست.»

دهان ابریشم  از بهت باز می ماند. حوا ادامه می دهد: «این کله تاس، یه زمانی موهای قشنگی داشت که من با این دست ها نوازشش می کردم.»

می چرخد طرف ابریشم: «منو می زد. بی اون که بخواد.»
گریه می کند: «دیوونه می شد. بی اون که بخواد.»
تخت را دور می زند و به مرد نگاه می کند: «موجی یعنی عاشق. کاری به کار تعریف دادگاه خانواده و استدلال مردم ندارم. برای من موجی یعنی کسی که جنگ روحش رو زخمی کرده. کسی که گلوله اعصابش رو خراشیده. به خدا قسم که دلم برای لگدهاش تنگ شده. تحمل یه لگدش می ارزه به هزار تا نماز شب. یه وقت هایی می اومد سراغم و می زد و می زد و می زد تا از نفس بیافته. اون وقت آروم که می شد می افتاد به پام که ببخش حوا! ببخش غلط کردم. نفهمیدم. خودم نبودم...
اشک آرام از گونه اش سر می خورد زیر روسری و چادرش: «طلاقم داد؛ به اجبار واسه راحتی من که خلاص بشم تا بدنم از کتک ها سیاه نشه، تا آبروم جلوی در و همسایه و فامیل نره. جلوی قاضی با اینکه حالش خوب بود منو گرفت زیر باد کتک بلکه قاضی رضایت بده به طلاق. بعد از دو سال رفتن و اومدن، قاضی حکم صادر کرد که این آقا تعادل روانی نداره...یه روزی حامد از معلم شون پرسیده بود معنای تعادل روانی نداره چیه که بهش گفته بود یعنی دیوونه س. بعد حامد مدام از من می پرسید که مامان بابا دیونه س؟...»

 

نویسنده خود درباره این کتاب معتقد است: «رمان من یک رمان سیاسی است. داستان این رمان درباره سه دوست است که دو تن از آنها اکبر گنجی و محسن مخلباف هستند و با راوی داستان من در مسجد در همان اوایل انقلاب کار فرهنگی می‌کرده‌اند. البته اسمشان را عوض کرده‌ام، ولی وقتی بخوانید متوجه می‌شوید که همان‌ها هستند. در کربلای پنج تیری به سر راوی می‌خورد و حافظه‌اش را از دست می‌دهد و پس از آن در سال 89 حافظه‌اش برمی‌‌گردد و می‌آید در خیابان‌های تهران به دنبال گنجی و مخملباف؛ دو فردی که یکی امام زمان (عج) را دیگر قبول ندارد و دیگری هم نظام او را کلا طرد کرده است. به دنبال استعلام نام و گذشته خودش به بنیاد شهید می‌رود، اما می‌گویند تو مرده‌ای! او نه شناسنامه‌ای دارد نه اوراق هویتی. او دیگر هویتی ندارد.»

 

این رمان به قیمت 4500 تومان منتشر شده است.

 

ساکنان تهران برای تهیه این رمان کافی است با شماره 20- 88557016 سامانه اشتراک محصولات فرهنگی؛ سام تماس بگیرند و آن را در محل کار یا منزل _ بدون هزینه ارسال _ دریافت کنند. باقی هموطنان نیز با پرداخت هزینه پستی می توانند این کتاب ها را تلفنی سفارش بدهند.

6060

برای دسترسی سریع به تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌ رویدادهای ایران و جهان اپلیکیشن خبرآنلاین را نصب کنید.
کد خبر 228798

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 4 =