مهر نوشت:

حجت الاسلام رسول جعفریان با مرتبط دانستن افول تمدن اسلامی با عدم درک صحیح از علم در این تمدن گفت: ما مدام با آمار دادن درباره کتب قدیمی علمی مان از خودمان تمجید می کنیم، در حالی که بیشتر آنها چرندیاتند!

نشست دیگری از سلسله نشست های الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت عصر روز یکشنبه 8 بهمن با سخنرانی حجت الاسلام رسول جعفریان در دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران برگزار شد.

جعفریان در ابتدا گفت: در این سخنرانی کتابی را مبنا قرار می دهم با عنوان «عجایب المخلوقات» که نسبتا اثر مهمی در تمدن و علم اسلامی محسوب می شود و به لحاظ زبان فارسی نیز اهمیت دارد اما پیش از سخن درباره این کتاب باید مقدماتی را درباره تاریخ علم در تمدن اسلامی بیان کنم. ما در بحث تاریخ علم مدام در پی تمجید از خود هستیم.

وی افزود: مباحث مربوط به انحطاط تمدن اسلامی در دو دسته جای می گیرند که یک دسته از آن معطوف به مبحث ضعف در حوزه فرهنگ و تولید علم است و دسته دیگر معطوف به عوامل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است. درباره مباحث دسته نخست مطالب فراوانی مانند جنگ های داخلی، نظام های سیاسی متشتت یا ملوک الطوایفی بیان شده است. حال باید دید تمدن اسلامی به دلیل ضعف حکومت ها دچار انحطاط یا پیشرفت شده یا به دلیل عدم درک علم در مدارس چنین شده است. بحث من معطوف به ضعف شناخت علم در تمدن اسلامی است.

این مدرس تاریخ اسلام به ضعف رشته تاریخ علم در تمدن اسلامی اشاره کرد و گفت: رشته تاریخ علم پس از قرون چهارم و پنجم و توجهات کم و بیش فارابی و ابن سینا به آن، یه طور جدی مورد توجه قرار نگرفت و تنها عده ای آن را به صورت تکراری و بی خاصیت مورد توجه قرار دادند. اکنون نیز به رشته های تاریخ علم و تاریخ فلسفه به طور جدی توجه نمی شود. نخستین کسی که فلسفه و تاریخ علم را مطرح کرد سیدحسین نصر بود و به همین دلیل شاید این رشته به نوعی رنگ و بوی سیاسی نیز به خود گرفته باشد.

وی با انتقاد از خودتعریفی در بحث تاریخ علم گفت: وقتی ما درباره تاریخ علم سخن می گوییم قصدمان آسیب شناسی نیست بلکه بیشتر در پی تعریف و تمجید از خودمان هستیم. همواره آمارهایی را از کتاب های آن دوران می دهیم و بیان می کنیم که مثلا ما در حوزه پزشکی چند هزار نسخه کتاب داشتیم، در حالی که بیش از نود درصد این کتابها جز مشتی خرافات و مزخرفات نیستند. بسیاری از کتاب های علمی ما چرندیات هستند.

وی ادامه داد: علم نجوم ما نیز همین گونه است. بیشتر کتاب هایی که در تمدن اسلامی درباره نجوم نوشته شده اند، موضوعات غیرعلمی مانند احکام نجوم، تنجیم، پیشگویی و حرف های بی اساس را شامل می شوند. حال ما به دنبال چاپ های احتمالی این کتابها در اروپای قدیم نیز می گردیم تا بگوییم این آثار در اروپا نیز تدریس می شدند تا از این طریق بیشتر از خودمان تعریف کرده باشیم.

جعفریان با اشاره به اینکه ضمن توجه اندک به تاریخ علم، درباره تاریخ اقتصادی و اجتماعی با نگاه فرهنگی مطلقا کاری نکرده ایم گفت: ما همواره به افتخار می گوییم که قرآن 750 بار به مفاهیم علمی اشاره کرده است و به روایت های مربوطه نیز اشاره می کنیم، در حالیکه کار جدی را در علم انجام نمی دهیم و هنوز شروع نکرده ایم. ما تمجید از علم و علم آموزی زیاد داریم ولی این مشکل ما را حل نمی کند و پاسخ ابهامات ما را در علم نمی دهد. ما اطلاعات چندانی به علم یونانی نیفزودیم.

وی افزود: کسی با توصیه راهش را ادامه نمی دهد، بلکه تنها می تواند شروع کند، این در حالی است که ما پس از هشتصد سال تنها توانستیم از معلوماتی که یونانی ها به ما دادند فراتر برویم یا اصلا نتوانستیم. اروپاییان استفاده زیادی از متون ما کردند اما حقیقت این است که ما وارث یونانیان بودیم و این میراث را با یک مقدمه و اندکی اطلاعات بیشتر به غربی ها پس دادیم. اینکه ما تا چه اندازه توانستیم حصارهای علم را بشکنیم و از دایره پیشینیان خارج شویم موضوع بحث من است. مقصود این نیست که علم در تمدن اسلامی در حد صفر است اما به هر حال این بحثی است که با تامل در متون علمی قدیم ما قابل بررسی است.

رییس پیشین کتابخانه مجلس با تاکید بر اینکه وجود اندیشمندان نادر در تمدن اسلامی را نباید به منزله وجود جریان های فکری در آن دوران بدانیم گفت: ابن هضم اندلسی سخنان قابل تاملی درباره جایگاه عقل دارد و ابن خلدون نیز بسیار از او تاثیر گرفته است، اما ابن هضم یک استثنا در دوران خود بود، زیرا آگاهی عمومی مغرب اندلس در آن دوران بسیار با تفکرات او فاصله داشت. بخش زیادی از کتب قدیمی ما مزخرفاتند.

وی افزود: ابن خلدون که به یک جریان تبدیل شد حتی یک وارث به درد بخور هم ندارد. در واقع ابن خلدون را اروپایی ها فهمیدند و به مسلمانان معرفی کردند مانند ما که یونانی ها را به آنان معرفی کردیم. ابوریحان نیز چهره شاخصی در علومی نظیر دین شناسی مقایسه ای بود اما راه وی را کسی ادامه نداد. مقصودم این نیست که اصلا دستاوردهای نوین در علم نداشتیم زیرا هنوز هم متون امیدوار کننده و شاخص از گذشته پیدا می شوند. اما واقعیت است که طبق همین متون ما تا قرنها حتی از حصار فسلفه ارسطویی و طب جالینوسی و بقراطی خارج نشده بودیم.

این مدرس دانشگاه ادامه داد: هیئت ما همان هیئت بطلمیوسی بود، مزخرفاتی که جز خسوف و کسوف اطلاعات مهم دیگری در چنته نداشت. با وجود پیشرفت هایی که در قرون چهارم و پنجم در جغرافیا داشتیم اما واقعیت این است که اگر مجموعه علم نجوم در تمدن اسلامی، در حد تاثیرگذاری اختراع تلسکوپ نیست. مقصودم این سخنان این است که آمار دادن فایده ندارد، بلکه باید ببینیم حرکت و فکر دانشمندان نادر مانند ابوریحان تا چه اندازه در تمدن اسلامی عمومی شد و رواج یافت.

جعفریان با اشاره به ادعای برخی از افراد مبنی بر اینکه نظام دینی جایی برای تفکر باقی نمی گذارد گفت: «آرامش دوستدار» کتابی با عنوان «امتناع تفکر دینی» نوشت که البته کتابی سیاسی است. وی در این کتاب بیان می کند که در نظام دینی جایی برای تفکر نیست و صرف اینکه متدین باشیم فکری باز نخواهیم داشت. به اعتقاد وی ما متهمیم به جهت اینکه در هزار سال گذشته به دلیل تحکم آرای کلامی و فلسفی که رنگ دینی داشت، تامل جدی در نظام آفرینش نداشتیم زیرا گمان می کردیم که تفکر در نظام آفرینش ممکن است باور دینی ما را متزلزل کند. ما باید برای ادعاهای این نویسنده جواب پیدا کنیم اما به نظرم تا حالا کار جدی برای پیدا کردن این جواب انجام نداده ایم.

وی افزود: ما با تکیه بر تفکر ارسطویی، شناخت کلیات را بهترین نوع شناخت دانستیم و به استقراء توجه نکردیم. مقصودم این است که ما باید پاسخ این ابهام را بدهیم که بحث امتناع ما از تفکر به چه شکل بوده است. البته این کتاب برخوردی کاملا سیاسی داشت زیرا به هرحال افراد متدینی نیز بودند که راه را برای تفکر باز کردند.

جعفریان در بخش دیگری از سخنانش گفت: حمله غزالی به تحصیل علم، استدلال و همچنین ترویج تصف از سوی دیگر کمتر از حمله مغول به ما ضربه نزد. فلسفه صدرایی در معرفت شناسی بر مساله وجود ذهنی تاکید می کند، اما تاکید بر این مساله هیچ مشکلی را حل نمی کند. شاید بر من خرده بگیرند که فلسفه صدرایی را نمی شناسم اما به هر حال برخی مسایل بدیهی است. معرفت شناسی صدرایی ما را در مواجهه با دنیا و در واقع نمایی تفکر کمک نمی کند.

وی افزود: ما تا پیش از اینکه دکارت بحث معرفت شناسی خود را مطرح کند خواب بودیم، تا پیش از آن جز بحث وجود به هیچ بخشی از معرفت شناسی توجه نکرده بودیم. ما تازه حدود پنجاه سال پیش بحث گفتمانی مانند هرمنوتیک را مورد توجه قرار دادیم و اکنون بر سر فهم و نقد آن مسابقه گذاشته ایم. بیندیشیم شرقی و غربی کردن علوم به ابهامات ما پاسخ می دهند؟

جعفریان با اشاره به بومی سازی علم گفت: این بحث جای صحبت و تامل دارد. چندین سال پیش مرکزی در قم با هدف بومی سازی علوم تاسیس شد که سعی در اسلامی کردن فیزیک و شیمی داشت! یادم هست که عده ای به طنز بحث تراکتورسازی اسلامی را هم مطرح می کردند. هنوز هم این مباحث جریان دارند. باید با خود بیندیشیم که با شرقی و غربی کردن علوم ابهامات ما درباره علم حل شدند یا به ابهامات اضافه شد.

وی تاکید کرد: مردم منتظر نمی مانند تا ما علوم مخصوص خودمان را در دانشگاه ها تولید کنیم، آنها اگر به علمی نیاز داشته باشند از زیر سنگ هم که شده آن را کسب می کنند. علمی که همراه با آبادانی باشد نداشتیم.

جعفریان در ادامه گفت: باید ببینیم چرا انقلاب علمی در تمدن اسلامی اتفاق نیفتاد. متون قدیمی مزخرف را در دوره های طولانی تدریس کردیم و علمی که همراه با آبادانی و عمران باشد را نداشتیم. ما در سی سال گذشته هیچ توجهی به معرفت شناسی و تاریخ علم نداشتیم و بیشتر کار ما در این حوزه ترجمه است.

وی سپس به کتاب «عجایب المخلوقات» نوشته زکریا بن محمد بن محمود کمونی قزوینی اشاره کرد و گفت: این اثر در قرن ششم که حاصل تمدن اسلامی بود نوشته شد. در آن دوران علوم طبیعی و ریاضی وجهه خود را به دست آورده بودند. این اثر در واقع دایره المعارفی است که در سال 560 هجری قمری نوشته شد. در این اثر یک طبقه بندی او معرفی از علوم ارایه شده است. این کتاب ها نگاه خاصی به مخلوقات و عالم دارند و بسیار هم مورد قبول عام هستند.

جعفریان با اشاره به فراوانی این کتاب ها گفت: نویسنده کتاب «عجایب المخلوقات» خرافات را هم در کتابش بیان کرده است و البته اذعان به خرافات بودن آنها دارد. حیوان شناسی، جواهرشناسی، پزشکی و نجوم بخش های مختلف این کتابند که البته خواندن بسیاری از مطالب آن ما را به تعجب وامی دارد. کتاب دیگری با عنوان «الحیوان» در علم پزشکی در قرن هفتم نوشته شد که حتی یک کلمه از آن به وجهه علمی ندارد. همین کتابها دست مردم می چرخید و منبع معارف آنها می شد. مردم ما عقایدشان را از پای منبر می گیرند نه از مدارس.

وی ادامه داد: این اثر که ما آن را به عنوان نمونه ای از دایره المعارف های آن دوران برگزیده ایم، به لحاظ روشی نیز مشکل دارد و برخی مطالب غیرعلمی را با متصل کردن آنها به احادیث باور می کند. هزار سال پیش شیخ صدوق در پایان «الاعتقادات» بیان می کند که بسیاری از احادیث که مورد استناد اخباری ها بودند پایه و اساس ندارند، اما ما اکنون هنوز هم بسیاری از این احادیث را جزو دین می دانیم.

جعفریان در بخش دیگری از سخنانش تاکید کرد: مشکل ما این است که فکر می کنیم بحث علم و دین را حل کرده ایم. ما در علوم انسانی بسیار بسته تر عمل کرده ایم و با وجود نگاه شگفتی که به این حوزه داریم هنوز مبانی جامعه را نشناخته ایم. هنوز هم گمان می کنیم در شناخت جامعه باید حتما نگاه دینی داشته باشیم، در حالی که نباید عشق بیش از حد به یک امر مانند دین سبب شود که همه چیز را در قالب آن قرار دهیم. ما هنوز در بحث جوهر و عرض مانده ایم.

وی ادامه داد: ما هنوز در بحث جوهر و عرض مانده ایم و نتوانستیم یک دوچرخه بسازیم. هنوز عده ای پیدا می شوند که سعی دارند بگویند هر یک از علوم توسط پیامبران آغاز شد و برای مثال کشتی سازی با حضرت نوح و خیاطی با فلان پیامبر آغاز شد. برخی ماند نویسنده همین کتاب به دلیل اراداتشان به دین مدام سعی دارند همه چیز را به دین نسبت دهند تا از این طریق دینداری خود را ثابت کرده باشند.

/6262

کد خبر 273660

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 7 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 29
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام IR ۱۰:۲۶ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۹
    1 0
    از ایشان بسیار سپاسگذارم که جسورانه پاره ای از تعصبات نادرست و تفاخرات علمی موهوم را به محک نقد کشیدند.
  • علی IR ۱۰:۴۰ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۹
    0 1
    جناب جعفریان شاید حرف درستی بزنند اما اگر همین هویت آثاری که به نوعی علمی هستند و بیانگر این موضوع است که روند یافته های علمی محققان وقت ایران و اسلام در چه حد بوده را هم "چرندیات" خطاب کنیم، دیگر تاریخ و هویتی از ما نمی ماند. چه طور می توان طلایه داری دانشمندانمان در معرفی بحث جبر، حوزه های اخترشناسی، شیمی و پزشکی را به همین راحتی "اضافه کردن و پس دادن با مقدمه" علم غربی ها تلقی کرد؟ وجوه گسترش این دستاوردها در شهرهای اصفهان، یزد و شیراز مشهود است! مگر می شود علوم پایه ضعیف باشند اما سلسله های قدیمی ایران اقدام به ساخت آثار معماری و پل های با شکوه و یا سپاه هایی که توانستند قلمرو ایران را تا قبل از قاجار در حدود بیش از 2.5 میلیون کیلومتر مربع حفظ کنند؟.......
    • بدون نام IR ۱۳:۱۴ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۹
      1 0
      خب گسترش قلمرو چه ربطی به تولید علم دارد؟ آیا مغولها که گسترش قلمروشان تا نزدیک اروپارسید هم حامل تمدن علمی بودند؟ چرا نمی خواهیم ازاین خودشیفتگی سیاسی وعلمی وفرهنگی دست برداریم و همیشه خودرا بهترین می دانیم؟ چرا باید درحصارتعصب بمانیم وهرچه به این تعصب موهوم ضربه بزند را مضر ونافی هویت خویش می دانیم وانگهی فرض که پدران ما چنین بودند الآن چه داریم؟ بنده رشته ام بافلسفه همراه بوده وهمیشه هم به اساتیدفلسفه معترض بوده ام که این فلسفه ما که آن را رئالیسم نیز می دانیم!! چه دردی از واقعیت های جامعه را دوا کرده؟ ووو
    • بدون نام EU ۱۵:۲۴ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۹
      0 0
      مغول ها پایداری حکومتی نداشتند که اصلا بخواهند تشکیل تمدن دهند! وحشی گیری کردند و بنیه علمی و فرهنگی ایرانیان سبب شد تا نتوانند هرچه را که سوزاندند و کشتند و از بین بردند برای همیشه از بین رود. این که ما از زمان آیین میترا صاحب نظر و فلسفه بوده ایم بر کسی پوشیده نیست، حالا چه طور می توانیم این هویت فکری و نظری را "گرفتن مقدمه از غربی ها و پس دادن با کمی اضافات" به آن ها تلقی کنیم و افراط گرایانه آن را خودشیفتگی بنامیم؟ اگر بحث تدوین تاریخ علم است، خوب بله در این زمینه کم کاری شده و علل تاریخی هم دارد. اما تاریخ نگاری چه ربطی به زیر سوال بردن آثار علمی در قرون گذشته دارد؟ فلسفه ایران هم از نظر شما رئالیست است و این که چه دردی دوا کرد را صاحبان اندیشه دانند!....
    • بدون نام IR ۲۰:۵۰ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۹
      0 0
      من کاری به سایر علوم ندارم و در حوزه درسی که خوندم حرف میزنم ما در زمینه معماری و شهرسازی حرف بسیار برای گفتن داشتیم بسیاری از بناهای ما در ایران هست که چون هنوز پژوهشی دربارشون نشده شناخته نشدن بناهایی که پایه گذار اصولی بودن که برای مثال هندی ها الان به عنوان بنیان گذارش شناخته میشن مثل بنای چشمه عمارت بهشهر....اما نکته قابل قبول حرف ایشون اینه که چسبیدن به افتخارات گذشته مارو خیلی عقب انداخته ...از طرفی هم ترس این وجود داره که نشناختن درست ایران و داشته های علمی فرهنگی هنریش از ما جامعه ای بی هویت بسازه که خودش رو به سختی باور داره ... الان چند پژوهش درباره شهرهای ایرانی شده چند کتاب نوشته شده ...کاوش های باستانی چرا در ایران تنها به غارت محلی ها و پوشوندن زمین ختم میشه ؟!
  • بدون نام IR ۱۰:۴۰ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۹
    0 0
    فرمایش آقای دکتر کاملاً صحیح است. این موضوعات بر کسی از اهل علم در کشور پوشیده نبوده و نیست اما به علت عوام زدگی بیش از حد افکار عمومی و بعضا دانشمند نماهای داخلی، طرح این واقعیت ها نیاز به شجاعتی داشته است که آقای دکتر به خوبی از پس آن برآمده اند.
  • بدون نام IR ۱۱:۰۱ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۹
    0 0
    آقای جعفریان . نه از فلسفه صدرایی آگاهی دارید و نه بر فلسفه کهن اشراف دارید . مفتون تکنولوژِی شده اید بی آنکه به عواقب این نکبت دامنگیر توجه کنید . اگر در علوم انسانی اسلامی به جز فلسفه و مقداری اخلاق که میتوان از آن به عنوان روانشناسی حقیقی و نه رفتار شناسی یاد کرد به علت نبودن بستر حکومتی پیشرفت چندانی نکرده ایم دلیل بر صحت مبانی غرب در علوم انسانی نیست. مطمئنا خودرویی که بوعلی سینا بسازد عامل هلاکت انسانها و نابودی لایه ازون نمیشود .
  • بدون نام IR ۱۱:۰۶ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۹
    0 0
    دقیقا درست میگه. اگر تونستیم با تمامی کتاب هایی که آقایون اون رو پشتوانه و شناسنامه علمی ایرانی ها می دانند حتی یک پیچ ساده درست کنیم اونوقت می تونیم بگیم آقای جعفریان علط گفته.
    • سلام US ۱۴:۰۵ - ۱۳۹۱/۱۱/۱۰
      0 0
      ای کاش ایشان هم آمار درست و درمانی از این کتب قدیمی ارائه می کردند و با یک مثال برای تاریخ علم در ایران و تمدن اسلامی حکم نمی کردند. شجاعت در صدور این احکام کلی نیست. شجاعت در ارزیابی منصفانه است. از نظر اقای جعفریان بدیهی است که مساله وجود ذهنی هیچ دردی را از هیچ جا درمان نکرده است، چون در غیاب تاریخ علم و ناآگاهی از تاریخ فلسفه تاثیر و تاثرات علوم و افکار بر یکدیگر پنهان می ماند. آقای جعفریان با همه متانت علمی و با اینکه خود به عدم اشراف بر فلسفه معترف اند، این چنین بی پروا اظهار نظر می کنند. پس چه جای خرده گیری بر امثال آقایان پناهیان و حسن عباسی! اما در پاسخ به کسانی که خیال می کنند کلا تکنولوژِی زاده غرب است، پیشنهاد می شود قدری تاریخ علم در سرزمینهای اسلامی را مطالعه نمایند.
  • مهدی IR ۱۱:۲۱ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۹
    0 0
    عالی بود عالی
  • حميد بهنام IR ۱۱:۳۲ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۹
    0 0
    احسنت...ما در عصر حاضر نياز به ارائه يك تفكر نو و نگاه نوانديشانه به دين و فرهنگ داريم.جنس صحبت هاي آقاي جعفريان من رو ياد متفكر معاصر دكتر شريعتي انداخت...
  • بدون نام IR ۱۲:۰۲ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۹
    0 0
    نقد جالبی بود تا شاید حرکت کنیم. اما کمی هم تند بود و باید خود را اینقدر بی ریشه ندانیم.
  • بدون نام BA ۱۲:۰۷ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۹
    0 0
    سخنرانی آقای جعفریان جالب و آموزنده است. در عین حال بنظر می رسد ما در قرون 3 تا 5 هجری با فارابی ، بیرونی ، رازی و ابن هیثم و غیره در شاخه های مختلف بنیانگذاری علم کردیم ولی همانطور که ایشان گفتند رواج تفکر بازگشت به دین غزالی ، این میراث و تلاش را زیر سوال برد.
  • حمید DE ۱۳:۰۹ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۹
    0 0
    ما هیچ وقت ابنجوری پیشرفت نمبکنیم
  • بدون نام IR ۱۳:۲۳ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۹
    0 0
    مسلما تا نقدی نباشد پیشرفتی صورت نخواهد گرفت از این زاویه و حرکتی که منجر به تقدس زدایی از پاره ای از تعصبات و خوش خیالی ها شود قابل احترام است مثلا وقتی بسیاری از شهر وندان ما بدون رعایت ابتدایی ترین شاخصه های تمدنی در خیابان ها تردد می کنند چه لزومی دارد مرتب تکرار کنیم که چند هزار سال تمدن داریم
  • بدون نام IR ۱۳:۲۷ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۹
    0 0
    آفرین بر شجاعت آقای جعفریان در بیان مطالب روشن گرانه، باید بیدار شویم از خواب و خیال خوشِ محور عالم بودن! بیداری مقدمه حرکت است
  • کیوان IR ۱۴:۲۱ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۹
    0 0
    خبرانلاین لطفا بی انصاف نباش کتاب آقای آرامش دوستدار قبلا توسط آقای عبدالله شهبازی نقد شده است لطفا اطلاع رسانی بفرمایید هم در سایت هم به آقای جعفریان
  • فرهاد US ۱۷:۰۱ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۹
    1 0
    بسیار عالی اولین قدم در راه پیشرفت این است که به عقب ماندگی خود اذعان کنیم تا زمانی که مشغول تفاخر به گذشته موهوم علمی خود هستیم هیچ پیشرفتی نخواهیم نمود. البته این قضیه زمانی صورت عملی به خود خواهد گرفت که در تمام زمینه ها به جای تفاخر به گذشته و یا پاک کردن صورت مسائل به قبول وجود آنها و حل آنها اقدام نمائیم. در ضمن باید به یاد داشته باشیم که در زمینه علوم در عصر جدید نیز دچار بیماری دیگری شده ایم و آن کپی برداری و انتشار مجدد آثار دیگران است که آن را به حساب پیشرفت خود می گذاریم.
  • حسین IR ۱۷:۲۲ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۹
    0 0
    ابن هضم نه ابن حزم! البته به يقين اشتباه از پياده کننده نوار است!
  • بدون نام IR ۱۸:۴۰ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۹
    0 0
    انگیزه‌ای که آقای جعفریان را به بیان این سخنان واداشته، عقب‌ماندگی ما و تعریف بیجا از خودمان است، هرچند نظرات وی در مورد کسانی چون غزالی جای بحث دارد. در ضمن ابن هضم غلط است، بخوانید: ابن حزم.
  • بدون نام GB ۱۹:۳۴ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۹
    0 0
    آقای جعفریان درست می گویند به نظر من آرامش دوستدار در مورد امتناع تفکر در ایران کاملا حق دارند و نظریه ایشان اثبات پذیر و عینی است
    • zahra IR ۲۰:۴۴ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۹
      0 0
      آنکه فکر میکند دین مانع تفکر است حتی الفبای دین را هم نشناخته است هر که باشد در هر لباس و عنوانی
  • بدون نام IR ۲۱:۰۰ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۹
    0 0
    عالی بود.
  • س.م IR ۱۵:۳۲ - ۱۳۹۱/۱۱/۱۰
    0 0
    با سلام و تشکر ضمن قدردانی از آقای جعفریان - بخاطر یادآوری انتقاد از خود ، که عاملی بر اصلاح و جبران مافات می تواند باشد - بنظر می رسد، درجامعه ها دو قشر مخاطب وجود دارد1- متخصص2- متعصب متخصصین هروقت حقیقتی را می یابند ؛ مطیع اند و شکرگذار ومصلح اند و اصلاحگرا ولی متعصبین تا رسیدن به درجه واقعبینی ، اغلب عناد می ورزند و با استفاده ابزاری از مقبولات دینی رایج و احیانا با استناد ذینفعانه به بعضی مسائل و عمدتا با به میدان کشیدن عوام الناس و ... ، با بدیهی ترین حقایق روزگار نیز مخالفت می ورزند .از قدیم الایام چنین بوده است. شارحان قدیم علوم ساده مثل گردش زمین بدور خورشید ؛ 500 سال پرونده اشان در جریان بوده و اخیرا - بدون عذرخواهی - بدستور پاپ ، آن را مختومه اعلام کردند و ...
    • zahra IR ۲۰:۴۳ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۹
      0 0
      رفتار اهل کلیسا ربطی به دین نداره ! قطعا ادیان برای ارایه علوم طبیعی نیامده اند و این حوزه به انسان واگذار شده اما خیلی اوقات پیامبران به تناسب زمان خودشان به این حوزه هم کمک شایانی داشته اند به نظر من آنچه همیشه به ما آسیب زده افراط و تفریط بوده است! بعلاوه از آقای جعفریان بعیده متوجه نباشند بومی کردن یا اسلامی کرده علوم به چه معناست ! واقعا این شکل حرف زدن ایشان مناسب یک اهل اندبشه نیست !!
  • سید IR ۲۲:۵۲ - ۱۳۹۱/۱۱/۱۴
    0 0
    گرچه دعدغۀ آقای جعفریان ستایش برانگیز است اما همین متنِ کوتاه نشان میدهد که ایشان چه دریافتی سطحی از فلسفه و دانشِ اسلامی دارد این گزاره که ما به بحثهای شناخت شناسی یا هرمنوتیک یا تحلیلِ زبانی بی توجه بوده ایم مالِ 50 سال پیش است نه حالا که روشن شده هرمنوتیک و تحلیلِ زبانی موردِ توجهِ مفسرین و متکلمین و اصولیون و لغوی دانها بوده است و روشن شده است که بحثهای صدرا و شیخ اشراق و ابن سینا دربارۀ حیثِ انتولوژیکِ شناخت بسیار در شناخت شناسی راهگشاست ایشان هیچ توجهی به پیشرفتِ دانشهایِ پزشکی، ریاضی، تاریخنگاری، شیمی، ستاره شناسی، نورشناسی و فیزیک و ... در تمدن اسلامی نداشته است. خوانشِ ایشان بمانندِ خوانشِ سده نوزدهمی و تااندازه ای بیستمی از دانش است که دانش را تنها اروپایی میدانستن ...
  • منصورزاده IR ۲۲:۵۹ - ۱۳۹۱/۱۲/۲۲
    0 0
    مباحثی که جناب آقای جعفریان مطرح کردند واقعا جالب و جسورانه بود. برای من که خیلی لذت بخش بود و سوالات زیادی در ذهنم شکل گرفت!!!
  • حسن A1 ۱۱:۳۴ - ۱۳۹۲/۱۰/۲۱
    0 0
    ب اسلام انصاف این بود تمدن اسلامی ایرانی اون دوره ها با وضع تمدن های همان زمون بسنجه نه تمدن فعلی غرب به لحاظ علمی و صینعتی. به نظر می رسه آقای جعفریان تمدن اون روز ایرانو با تمدن الان غرب مقایسه کرده.
  • امیر IR ۱۲:۱۲ - ۱۳۹۳/۰۸/۲۰
    0 0
    مطلب استاد جعفریان واقعا خوب و مفید برای مطالعه است. برای من لذت بخش و آموزنده بود امیدوارم موفق و پیروز باشند و با درج مطالب خوبشان راهنمای خوبی برای خوانندگان باشند.