«جوانان ما در سوسنگرد حداکثر تا صبح مقاومت خواهند کرد و صبح زود اگر ما قدری بار دشمن را سبک نکنیم، همه نابود خواهند شد و شهر کاملا سقوط خواهد کرد...»

به گزارش خبرآنلاین، کتاب «روایت زندگی شهید باقری» که به کوشش سعید علامیان و از سوی موسسه فرهنگی شهید باقری منتشر شده است، نخستین مجلد از مجموعه روایتی سه جلدی درباره زندگی شهید باقری از بدو تولد تا زمان شهادت اوست که بر مبنای گفتگو با بیش از 150 راوی شکل گرفته و از میان آنها می‌توان به مصاحبه‌هایی با شهد محمدابراهیم همت، شهید مهدی زین‌الدین، شهیدمهدی باکری و شهید حمید معینیان در سال 1362 و گفتگو با شهید صیاد شیرازی در سال 1375 و مصاحبه با شهید داوود کریمی در سال 1383 اشاره کرد.

علاوه بر این برخی از مصاحبه‌های موجود در این کتاب که به تناوب در بخش‌های مختلفی از آن به کار گرفته شده است، مصاحبه‌هایی به صورت مکتوب با برخی سرداران دفاع مقدس هم به چشم می‌خورد. اغلب گفتگوها با شاهدان حاضر در این کتاب که در قید حیات هستند نیز از سال 1386 به بعد که نگارنده تالیف این کتاب را آغاز کرده است، به انجام رسیده است.

علامیان برای تالیف این کتاب خاطرات را بر مدار توالی زمان تدوین کرده و به صورت قطعات روایتی در فصل‌های مختلف و جلدهای بعدی آن گنجانده است. شروع خاطرات راویان در فرآیند تدوینٰ بر اساس تاریخ نخستین ارتباط آنها با حسن باقری است؛ حتی اگر راوی خاطراتش را از زندگی خود در قبل و یا بعد از انقلاب آغاز کرده باشد.

 

به گزارش خبرآنلاین، در بخشی از کتاب به نقل از طاهر طاهری فر می خوانیم:

«بنا بود جلسه ای برگزار شود. ساعت یک ربع به هشت صبح، از طرف نیروهای ارتشی به حاج داوود کریمی پیغام آمد که در جلسه حضور پیدا کند. حاج داوود، حسن باقری را نیز به همراه خود برد. بعدا حاج داوود برای من تعریف کرد که در آن جلسه آقای قاسمعلی ظهیرنژاد هم به همراه سایر بزرگان ارتش و آیت الله خامنه ای حضور داشتند. بحث به آنجا رسید که آقای ظهیرنژاد رکن 2 را فراخواند تا گزارشات لازم را ارائه بدهد. او نیز فقط وضعیت اطراف نیروهای خودی را شرح می داد. هرچه آقای ظهیر نژاد او را راهنمایی می کرد که از وضعیت نیروهای دشمن بگوید او نمی دانست. سپس حاج داود خطاب به حسن باقری می گوید: «رکن دو و بیست دقیقه!»
حسن باقری پای نقشه می رود و در ابتدا از ترتیب نیروهای عراقی در محورهای مختلف صحبت می کند و بعد وضعیت نیروهای عراقی را شرح می دهد. همه تعجب می کنند و از طرفی به وجد می آیند که او این چنین رسا و کامل توضیحاتش را ارائه می دهد.
آیت الله خامنه ای از حاج داود می پرسد که قضیه رکن دو و بیست دقیقه چیست؟ او نیز در جواب می گوید: ما در اطلاعات، بیست دقیقه از ارتش جلوتر هستیم و مدت زمانی که از سمت خاکریز خودی به پشت نیروهای دشمن می رویم، بیست دقیقه طول می کشد.
بعد از آن اتفاق ما تا مدت ها به شوخی به حسن باقری می گفتیم که آقای دو و بیست دقیقه، تشریف بیاور!

*

نامه آیت الله خامنه ای

شب دوشنبه 59.8.26 ساعت 1:10 بامداد
سرکار سرهنگ قاسمی فرمانده لشکر 92 زرهی اهواز
باسلام
شنیدم تیمسار ظهیرنژاد به شما تلفن کرده اند که تیپ 2 فردا وارد عمل نشود مگر بنا به امر. منظورشان امر آقای رییس جمهور است. من این عدول از تصمیم عصر را قابل توجیه نمی دانم. این به معنای تعطیل یا به ناکامی کشاندن عملیات فردا است. استعداد دشمن چنان است که آن دو گروهان پیاده یارای کار درستی در برابر آن ندارند و اگر تیپ وارد عمل نشود، در حخقیقت تک انجام نگرفته است. صبح، اگر برای تصمیم نهایی بخواهیم منتظر آمدن تیمسار ظهیر نژاد بمانیم، وقت خواهد گذشت. جوانان ما در سوسنگرد حداکثر تا صبح مقاومت خواهند کرد و صبح زود اگر ما قدری بار دشمن را سبک نکنیم، همه نابود خواهند شد و شهر کاملا سقوط خواهد کرد. خلاصه اینکه به نظر و تشخیص ما کار باید به همان روال که عصر صحبت شد پیش برود و تیپ اماده باشد که صبح وارد عمل شود. در غیر اینصورت مسئولیت سقوط سوسنگرد با هر کسی است که از این تصمیم عدول کرده است.

سید علی خامنه ای»

 

6060

کد خبر 274619

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 16 =