یک کارشناس مسائل سیاسی می‌گوید: روسیه نگران استقرار سپر موشکی آمریکا در شبه جزیرۀ کره و نمایش قدرتی است که امنیت شبه جزیره را تهدید می‌کند.

زهرا خدایی


زمانی که مارکس در قرن نوزدهم، در دفتر کارش، بنیان‌ها و اصول مانیفست معروفش را می‌نوشت، شاید تصور نمی‌کرد که دگردیسی در پایه‌ها و اصول مکتب معروف وی و تولد کمونیسم، بنیان‌های اندیشۀ وی را تا قرن 21 بر ساختار حکومتها زنده نگاه دارد. واقعیت اینست که تحول اندیشه‌های مارکسیستی و تولد کمونیسم در اتحاد شوروی و سرایت آن به کشورهای شرقی، شکل خاصی از ساختار سیاسی را با گذشت 2 سده از تفکرات مارکسیستی در بسیاری کشورهای آسیایی و به خصوص شبه جزیرۀ کره رقم زده که تا به امروز آثار و تبعات آن در معادلات سیاسی این منطقه تأثیرگذار است.
شبه جزیرۀ کره، کانونی که از دیرباز مرکز رقابت میان قدرتهای بزرگ پس از جنگ جهانی دوم بوده، متأثر از تفکرات کمونیستی شوروی قرار داشته و دارد و برخی از کشورهای واقع در این حوزه این ایدئولوژی را همچنان حفظ کرده‌اند.
هرچند با کمرنگ شدن کمونیسم، متأثر از گسترش سرمایه‌داری در نظام بین‌الملل، آثار کمرنگی از این ایدئولوژی تاریخی دیده می‌شود، اما هنوز هستند کشورهایی که بنیان‌های کهنۀ کمونیستی را بر ساختار سیاسی کشورشان حاکم کرده‌اند. کره شمالی یکی از همان کشورهاست. امروز با تشدید بحران در شبه جزیرۀ کره این پرسش مطرح است که روسها تا به کجا دخالت آمریکا در حوزۀ نفوذ شوروی را برمی‌تابند. خبرآنلاین در گفتگویی با جهانگیر کرمی، دانشیار دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران و کارشناس روسیه و اوراسیا ریشه‌های تاریخی بحران شبه جزیرۀ کره و موضع روسیه نسبت به تحرکات آمریکا را مورد بررسی قرار داده است. 
گفتگو را با ریشه‌های تاریخی بحران در شبه جزیره کره آغاز کنیم.
ریشه های این بحران به رقابتی بر می گردد که با پیروزی انقلاب چین و پیدایش جمهوری دموکراتیک خلق کره در شرق آسیا میان امریکا و شوروی شکل گرفت؛ از سال 1949 که کمونیسم در چین به پیروزی رسید، انقلاب چین به استقرار یک نظام کمونیستی منجر شده بود و در استقرار کمونیسم در چین نیز شورویها نقش داشتند و ایدئولوژی کمونیستی عمدتاً از شوروی به چین رفت و سپس به حمایت از کمونیسم در کره شمالی رسید.
حمله نیروهای خلقی کره به بقایای نظام پادشاهی پیشین به جنگی سه ساله از 1950 تا 1953 منجر شد که نیروهای غربی زیر پرچم سازمان ملل متحد در شبه جزیرۀ کره با نیروهای کره شمالی و چینی درگیر شده و سرانجام در مرزهای کنونی به آتش بس رسیدند و براساس آن شبه جزیرۀ کره به 2 بخش شمالی و جنوبی تقسیم شد. بخش جنوبی در کنترل غرب و بخش شمالی در در کنترل شوروی و چین بود و همین مقدمۀ ظهور "جمهوری دمکراتیک خلق کره شمالی" بود.
اتحاد شوروی نخستین کشوری بود که کره شمالی را به رسمیت شناخت. نظام حکومتی کره شمالی منطبق بر الگوی شوروی و چین بود و در ایدئولوژی، اقتصاد و سیاست خارجی این شباهتها کمابیش وجود داشت. در سال 1961 کره شمالی دو پیمان دوستی و همکاری با شوروی و چین بست. هر دو قدرت تعهدات دفاعی در قبال کره شمالی داشتند. 
در طول سالهای جنگ سرد، چین و شوروی شرکای اول و دوم اقتصادی کره شمالی بودند. حتی در سال‌های اختلافات شدید میان مسکو و پکن از 1961 تا 1985، پیونگ یانگ کوشید روابط با دو طرف را تعادل بخشد. اما از زمان اصلاحات در شوروی کم کم روابط مسکو و پیونگ یانگ کاهش یافت و از سال 1988 برای نخستین بار میان مسکو و سئول رابطه اقتصادی مهمی تا سقف حدود 700 میلیون دلار برقرار شود، و ورزشکاران روس بر خلاف تحریم کره شمالی در المپیک سئول شرکت کردند که متعاقباً پیونگ یانگ نگران شد. این موضوع به ویژه پس از دیدار گورباچوف و روتائوو رئیس جمهور کره جنوبی در سال 1990 بیشتر شد. پس از فروپاشی در سال 1993 به پایین ترین سطح خود رسید و مسکو به طور یکجانبه تعهدات خود و قرارداد 1961 را لغو نمود.
به هر حال، این روند در فضای نظام بین‌المللی دوقطبی ادامه داشت و این وضعیت تقسیم در جاهای دیگر هم وجود داشت؛ جمهوری خلق چین و چین تایپه و یا یمن جنوبی در مقابل یمن شمالی و یا آلمان شرقی و آلمان غربی. این وضعیت تا زمانی که شوروی فروپاشید، ادامه یافت. البته تا پیش از آن فروپاشی در کشورهای دو تکه‌ای که کمونیسم آن را دو بخش کرده بود، مثل آلمان شرقی و غربی پیشتر صورت گرفته بود و بخشی از وحدت‌ها نیز پس از فروپاشی شوروی صورت گرفت؛ مثل یمن شمالی و جنوبی.
چرا این اتفاق میان دو کره رخ نداد و همچنان ساختار سیاسی کره شمالی کمونیستی است؟
انتظار این بود که طبیعتاٌ این اتفاق در شرق آسیا نیز رخ دهد اما در این منطقه وضعیت به گونۀ دیگری بود: اولآً چین کمونیسم از سال 1970 تغییراتی را در قالب برنامۀ توسعه‌ای با همکاری غربی‌ها آغاز کرده بود و امکان ادغام چین در چین تایپه نیز عملاً منتفی بود. طبیعتاً وضعیت خاص شرق آسیا و نیز دوری از اروپا هم در مورد تداوم حکومت در کره شمالی بی تأثیر نبود. این موضوع در مورد کوبا هم صادق است.
فروپاشی نظام‌های کمونیستی و متمرکز و متحدان شوروی به شکل دومینووار فقط در اروپا بود و در سایر کشورها این موضوع یا منتفی و یا به شکل دیگری بوده است. یمن جنوبی تا یک دهه بعد دوام یافت. اگرچه کره شمالی در مقایسه با کره جنوبی یک کشور محدود و توسعه نیافته‌ای است و کره جنوبی از کشورهای صنعتی جهان به شمار می‌رود و ظرفیت های بسیاری برای هضم شمال در خود دارد و به لحاظ شاخص‌های توسعه در خور توجه است، اما کره شمالی همچنان توانسته به مدد یکسری ابزارها از جمله فضایی که چین در نزدیکی آن ایجاد کرده است، به نوعی از ادغام در کره جنوبی مصون بماند. برای حفظ وضع موجود در کره شمالی حکومت از ابزارهای زیادی استفاده کرده است که یکی از آنها بحث هسته‌ای شدن بوده است که از آن به عنوان یک ساز و کار به منظور حفظ حکومت و کشور در مقابل سیاست ادغام‌جویی در کره جنوبی استفاده کرده است.
از زمان فروپاشی شوروی(1991) تا به امروز کره شمالی سعی کرده است تا از ابزارهای نمایش قدرت در داخل و اعلام حضور در سطح بین المللی در برابر سیاست‌های انکارگرایانه غرب و کره جنوبی از خود دفاع کند. هم چنین در موضوع هسته ای نیز باب مذاکره و گفتگو را نبندد. لذا شاهد یکسری توافقات و یکسری قول و قرارها بودیم که در دهۀ 1990 رخ داد و کره شمالی حاضر شد که حتی فعالیت‌های هسته‌ای خود را تعلیق کند و در مقابل آمریکایی‌ها به این کشور کمک‌های مالی و اقتصادی کنند و همچنین نام این کشور را از لیست کشورهای حامی تروریسم حذف کنند و طرح همکاری انرژی به صورت مشترک بین آمریکا و کره شمالی ایجاد شود.
اگر پیونگ یانگ آمادۀ این مصالحه بود، پس چرا دست به آزمایش هسته‌ای زد؟
آمریکایی‌ها چندان مایل نبودند که مصالحه با کره شمالی در دهه 1990 را جدی بگیرند و لذا در سال 2003 کره شمالی با توجه به عدم پایبندی آمریکا به برنامۀ کمکها و همکاریهای مشترک برای تولید انرژی و خارج نکردن نام کره از لیست سیاه امریکا از آن توافقات خارج شد.
بار دیگر در سال 2006 پس از آزمایش هسته‌ای کره شمالی، مذاکرات 6 جانبه (با حضور کره شمالی، کره جنوبی، ژاپن، آمریکا، روسیه و چین) برگزار شد و در همان سال قرار تعلیق مجددی مورد توافق قرار گرفت که تا 2008 ادامه یافت، اما در سال 2008 مجدداً کره شمالی به خاطر عدم همکاری آمریکا خارج شد و این مسئله تا 2012 ادامه داشت. در اواخر 2012 کیم جون اون که جانشین پدرش شد، ابتدا اعلام کرد که حاضر است تعلیق را در مقابل کمک‌های غذایی و انرژی از طرف غرب عملی کند. اما پاسخ مثبتی از طرف آمریکایی‌ها گرفته نشد و حتی یکسری اقدامات تحریک‌آمیز از طرف آمریکایی‌ها صورت گرفت و در نهایت کره شمالی یک آزمایش هسته‌ای مجددی را انجام داد و مقدمه‌ای شد بر مشکلات امروز. شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز تحریم های جدیدی را برای کره شمالی تصویب نمود.
تاکنون کره شمالی در سه مرحله دست به آزمایش هسته‌ای زده است: سالهای 2006 و 2007 و آزمایش هسته‌ای اخیر که در فوریه 2013 انجام گرفت، و به دنبال آن، آمریکا و کره جنوبی نیروهای خود را در پیرامون کره شمالی به حالت آماده باش درآوردند و رزمایش‌هایی را آغاز کردند و کشتی‌های جنگی آمریکا وارد منطقه شده و مستقر شدند. همچنین، هواپیماهای بمب افکن هسته‌ای B52 و B2 دراطراف کره شمالی به پرواز درآمدند و استقرار سپر موشکی آمریکا در گوام و در هاوایی مطرح شد، و مجموعۀ اینها شرایط فعلی را ایجاد کرد و متعاقباً کره شمالی اعلام "وضعیت جنگی" کرد و تهدید به حمله هسته‌ای علیه آمریکا و همپیمانان آن(ژاپن و کره جنوبی) نمود. در واقع، روز دوازدهم مارس بود که رهبر کره شمالی دستور آماده باش به نیروهای خود داد و اخطار کرد که «جنگ ممکن است همین اکنون آغاز شود.»
در روز 30 مارس کره شمالی اعلام کرد که قرارداد صلح میان دوکره لغو شده است و دو کشور در شرایط جنگی قرار گرفته اند. همچنین پیونگ یانگ تهدید به استفاده پیش دستانه از سلاح اتمی نمود. کمیته مرکزی حزب کارگر کره شمالی نیز سلاح هسته‌ای را «زندگی ملت» دانست و آن را غیرقابل معامله با میلیاردها دلار خواند. پس از آنکه اول آوریل، هواپیماهای رادارگریز F-22 آمریکا در رزمایش مشترک نظامی به پرواز درآمدند، کره شمالی اعلام کرد که رآکتور هسته‌ای مرکز یونگ بیان را بازگشایی خواهد کرد. اقدامی که خط قرمزی برآخرین توافق برجامانده بین کره شمالی و پنج قدرت مذاکره کننده با آن بود. در روز سوم آوریل کره شمالی با بستن مرز بین دو کره مانع حضور کارگران کره جنوبی در مجموعه صنعتی «که سانگ» شد. اقدامی که رئیس جمهور جدید کره جنوبی آن را بسیار تاسف انگیز خواند. سپس به سفارتخانه های دایر در این کشور تا دهم آوریل فرصت داد تا برای ماندن یا ترک این کشور با وزارت خارجه کشورهای خود هماهنگی های لازم را به عمل بیاورند و سرانجام نیز به اتباع خارجی ساکن کره جنوبی اعلام کرد که برای پیدا کردن پناهگاه و یا خروج از کره جنوبی اقدام به عمل بیاورند.
آیا این موضع می‌تواند برای کره شمالی مصونیت بیاورد؟
بعضاً گفته می‌شود که مواضع کره شمالی لفاظی و یا خوراک تبلیغاتی داخلی برای حکومت جدید است. اما به نظر من باید به چند مسئلۀ مهم توجه داشت، اول اینکه آمریکایی‌ها به اشکال مختلف اقدامات تحریک‌آمیزی را در شبه جزیرۀ کره به عمل آوردند و از همه مهتر مانور نظامی است که بین نیروهای آمریکایی و کره جنوبی در ماه آوریل آغاز شده و هنوز هم ادامه دارد و در واقع تهدیدات کره شمالی واکنش به این مانور است، مانوری که گاه حتی حریم هوایی و دریایی کره شمالی را نیز محترم نمی‌شمارد. از سوی دیگر، سابقه توافقات قبلی نیز نشان می دهد که دولت پیونگ یانگ نمی تواند روی قول و قرارهای آمریکایی‌ها حساب کند. لذا کره شمالی با این اقدامات دنبال بقای حکومت است.
موضع روسها نسبت به بحران در کشوری که می‌توان آن را حوزۀ نفوذ روسیه دانست، چیست؟
باید بگویم که روسیه چندان به تعهدات مربوط به دورۀ کمونیسم در مورد کره شمالی توجهی ندارد. درست است کره شمالی، کوبا و یا حتی چین و یا برخی دیگر از کشورها همچنان نظام کمونیستی را حفظ کرده‌اند، اما صرف کمونیستی بودن چندان برای روسیه ارزش محسوب نمی‌شود، چون خود روسیه دیگر اهمیت و ارزشی برای نظام کمونیستی قائل نیست، نه در قانون اساسی این کشور و نه در ایدئولوژی حکومت و نه در ساختار‌های نظام سیاسی و اقتصادی خیلی اهمیتی برای ایدئولوژی کمونیستی قائل نیستند.
روسها تعهدات خود را در برابر کره شمالی در سال 1993 لغو کردند و از سال 1995 روابط جدیدی شکل گرفت و البته موضوع 4 میلیارد دلار بدهی کره‌ای‌ها در دوره شوروی هم تا حدودی مانعی برای تداوم روابط جدید بود. با وجود این، قراردادهای جدیدی امضاء شد و مبادلات دو کشور به حدود 200 تا 300 میلیون دلار رسید که البته بسیار ناچیز است.
لذا مجموع روابطی که روسیه با کره شمالی دارد، اگر چه خیلی گسترده نیست، چون کره شمالی اقتصاد بسیار ضعیف و شکننده‌ای دارد، اما شهروندان روسیه هم اکنون در کره شمالی حضور دارند و یکسری روابط تجاری محدود وجود دارد. البته قبلاً در سال 2011 توافقی برای ایجاد یک خط انتقال گاز از شرق دور روسیه به کره شمالی و از آنجا به کره جنوبی صورت گرفته بود که این خط انتقال گاز برای کره شمالی نیز سود 100 میلیون دلاری در سال ایجاد می‌کند، اما فعلاً اقدام خاصی صورت نگرفته است. به خصوص اینکه در کره جنوبی خیلی اصرار نیست که این طرح اجرا شود و وضعیتی که از سال 2010 بعد به خاطر بمباران یکی از جزایر کره جنوبی از سوی کره شمالی ایجاد شد و چند نفر از نیروهای نظامی کره جنوبی کشته شدند، این مسئله سبب نگرانی کره جنوبی و امنیت و آرامش در مرزهای خود با کره شمالی شده است.
در بُعد منطقه‌ای نیز ورود به حوزۀ نفوذ روسیه حساسیت برانگیز نیست؟
در مسائلی که در شرق آسیا در جریان است، کره شمالی جایگاه آنچنانی درمعادلات منطقه‌ای و بین‌المللی روسیه ندارد. چون شریک اول تجاری روسیه بعد از اتحادیه اروپا، چین است و روابط گسترده‌ و همکاریهای استراتژیک با چین دارد و با بودن این همکاریها نقش کره شمالی نمی‌تواند اهمیت زیادی داشته باشد. اما این بدان معنا نیست که روسیه سیاست مشخصی در قبال بحران در شبه جزیره کره ندارد. در سیاست هسته‌ای روسیه چند اصل وجود دارد که در مورد کره شمالی، این اصول مصداق می‌یابد:
*یکی از این اصول حفظ ثبات بین‌المللی است که از نظر مسکو یکی از ارکان مهم آن، پایبندی به منع تکثیر هسته‌ای در جهان است. از نگاه روسیه هیچ کشور دیگری نباید وارد باشگاه هسته‌ای شود و دارای قابلیت و قدرت تولید سلاح هسته‌ای باشد.
*دومین اصل سیاست هسته‌ای روسیه آن است که قرارداد ان‌پی‌تی و نهاد آن یعنی آژانس بین المللی انرژی هسته‌ای باید محترم شمرده شود و مسائل در چارچوب آن مورد بحث قرار بگیرد.
*سومین اصل آن است که مرکز کنترل و مجازات تخطی از ان‌پی‌تی، شورای امنیت سازمان ملل متحد است و قطعنامه‌های آن باید محترم شمرده شوند. لذا آنچه که به سیاست روسیه نسبت به کره شمالی شکل می‌دهد، مسئلۀ احترام به قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل است که اخیراً در اظهارات ریاکوف شاهد بودیم که تذکر روسیه به کره شمالی بر این مبنا بود که حتماً کره شمالی قطعنامه‌های شورای امنیت را محترم بشمارد. این قطعنامه‌ها متفقاً بر این مسئله تأکید دارند که کره شمالی نباید آزمایش هسته‌ای داشته باشد و باید فعالیت هسته ای خود را به حالت تعلیق درآورد.
*چهارمین اصل در سیاست روسیه در مقابل کره شمالی اینست که از نگاه روسیه نباید موضوع کره شمالی بهانه‌ای به دست آمریکا دهد که از آن طریق نفوذ خود را بیش از پیش در مناطق شرقی و شرق آسیا گسترش دهد. اینکه آمریکایی‌ها در آنجا مانور برگزار کنند و یا سپر موشکی در جزیرۀ گوام نصب کنند و در مناطق اطراف کره شمالی دست به اقدامات پیشگیرانه بزنند، از نگاه روسها نگران‌کننده است و این نگرانی چه مستقیما از طرف آمریکایی‌ها ایجاد شود و چه از طرف کره شمالی زمینۀ آن فراهم شود، مسائلی است که از نگاه روسیه نباید صورت گیرد و نگرانی‌هایی را در طرف روسی ایجاد می‌کند.
*همچنین، از نگاه روسیه امنیت در شرق آسیا دارای اهمیت است. چون فضای شرق آسیا برای روسیه کمتر فضایی رقابتی است و روسیه بیشتر از جهات همکاریهای منطقه‌ای برای توسعۀ اقتصادی به شرق آسیا می‌نگرد و روابط این کشور با چین، ژاپن و کره جنوبی و بقیۀ کشورهای شرقی و جنوب شرقی آسیا بیشتر بر مبنای تعاملات و توسعۀ اقتصادی است و این هدف به ویژه برای منطقۀ شرق دور روسیه قابل اهمیت است. اگر روسیه را به سه قسمت روسیۀ شرق دور، روسیۀ سیبریایی و روسیه اروپایی تقسیم کنیم، منطقه شرق دور روسیه عمدتاً با چین، ژاپن و سایر کشورهای شرقی نزدیک است و این منطقه در روسیه از سطح توسعۀ بسیار پائینی برخوردار است و نگرانی‌های امنیتی در روسیه نسبت به این منطقه وجود دارد، چون در کنار مناطق توسعه یافته در چین و ژاپن قرار گرفته‌اند و همین، مقامات کرملین را نسبت به آینده این منطقه نگران می کند. لذا توسعۀ این منطقه و در پیوند با مناطق مجاور برای روسیه مهم است. طبعا این توسعه بیشتر از طریق ارتباطات اقتصادی و همکاری منطقه‌ای قابل دستیابی است تا در یک فضای امنیتی تقسیم شده و خصمانه.
روسها در مقابل این تحرکات چه کرده‌اند؟ واکنش آنها به تحرکات کره شمالی و موضع آمریکا چیست؟
روسها ابتدا آزمایش کره شمالی را محکوم کردند و در تصویب قطعنامه‌ای که شورای امنیت مبنی بر تشدید تحریم‌ها علیه کره شمالی صادر کرد، شرکت کردند. سپس از کره شمالی انتقاد کردند که اقدامات آنها تصمیمات شورای امنیت را نقض کرده است و این اقدامات کره شمالی را غیرقابل قبول دانستند. همچنین اعلام کردند که این اقدامات کره شمالی امکان احیای مذاکرات را سخت تر می‌کند و اینکه اینها بهانه‌ای را برای آمریکا ایجاد می‌کند و در نهایت نگرانی خود را نسبت به تحرکات تهدیدآمیز آمریکا و به ویژه نسبت به موضوع استقرار سامانه‌های موشکی در شرق آسیا اعلام کردند.
در مورد سفارتخانه‌ها نیز به رغم اینکه کره شمالی اعلام کرده بود که آنها باید برچیده شوند روسها صبر کردند و اعلام کردند که ما هنوز دلایل این اقدام را نمی‌فهمیم و عجله‌ای برای خروج کارکنان سفارت روسیه وجود ندارد و فعلاً اقدام خاصی صورت نگرفته است.
دولت روسیه سعی کرده با ارتباط و تعامل و مذاکره با مقامات کره شمالی، پیونگ‌یانگ را متقاعد کند که محتاطانه‌تر عمل کند و در قبال حوادث احتمالی، خویشتنداری کند. از نگاه کرملین این موضوع نباید بهانه باشد برای تکمیل طرح سپر موشکی یا گشودن باب جدیدی در مداخلات خارجی غرب.
شاید مهم ترین نکته ای که می توان در مورد سیاست روسیه در قبال کره شمالی گفت اینست که مسکو امیدی به منافع و سودهای رابطه با کره شمالی و یا بقای این حکومت ندارد، اما از یکسو از پیامدهای بحران در شرق آسیا برای همکاری های منطقه‌ای خود و نیز بهانه‌یابی برای مشروعیت اقدامات امریکا در استقرار سپر موشکی نگرانست و از سوی دیگر، نسبت به منافع سقوط پیونگ یانگ برای غرب بیمناک است. این که غرب به هر شکلی به مداخله در امور داخلی کشورها بپردازد، حکومت ها را تغییر دهد و به نمایش قدرت بپردازد موضوعات اصلی نگران کننده کرملین هستند.
4952
 

کد خبر 286684

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 14 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • s m IR ۱۳:۵۹ - ۱۳۹۲/۰۱/۲۶
    5 0
    سلام بحث جالبی است و عکس زیبایی