۰ نفر
۱۴ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۸:۳۲

اثر طبع گهربار حکیم شهرام شکیبا

 

در باب ای‌میل بی‌ناموسی و داستان عارفانة«بیست» و زمان سکانس‌بندی و اخلاق سگی مرد عزب و پاچه‌گیری و فروش ملک و عدم امنیت شغلی و لطف حضرت رزاق و اثر دعا و غسل ارتماسی و سینمای ملی و دل افگاری عاشق و مجلس عقدکنان و مردن مرد خوب و دستمال چشمک و DVD خنده‌دار و ملاحظات وزارت ارشاد گوید: 

ایمیل که می‌روی به سویش 

از جانب من ببوس رویش 

امروز به روی پرده‌ها نیست

جز قصة عارفانة «بیست»

معلوم نه اکت نه رمانسش 

یک ربع زمان هر سکانسش:

یک مرد که خلق کلب را داشت 

تالار عروسی و عزا داشت 

بدخلق و بد‌اصل و بددهن بود 

مردی عزب و بدون زن بود 

می‌داد به این و آن چه‌ گیری 

آن شهره به فن پاچه‌گیری 

تصمیم گرفت آن مکان را 

بفروشد و بعد پول آن‌ را 

بردارد و در جهان بگردد 

دور از غم این و آن بگردد 

زین‌روی تمام کارگرها 

با دست زدند توی سرها 

گفتند پس از فروش تالار 

ما عاطل و باطلیم و بی‌کار 

حالا چه کنیم ای خداوند 

آمد جریان رزقمان بند 

ای وای خدا چقدر بد شد 

دروازة رزق خلق سد شد 

در لحظه‌ دعایشان اثر کرد 

برگشت به کار قبلی‌اش مرد 

با سرعت غسل ارتماسی 

در مرد تحولی اساسی 

یکباره پدید آمد و خوب 

مردی شد و زود گشت محبوب 

انگار تحولات کلی 

در عرصة سینمای ملی 

فی‌الفور در او پدید آمد 

صد شکر که زود خوب شد، بد 

فهمید عزیز رستوران‌دار 

کز کارکنان توی تالار 

یک زوج، شدید دل‌فگارند 

شب از غم عشق اشک‌بارند 

(مانند من ای عزیز جانم 

کز غصه و عشق ناتوانم 

از دوری تو چنان فگارم 

شب‌ها بسیار اشک‌بارم)

القصه به هم رساندشان زود 

این اوج تمام داستان بود 

در وقت سعید و طالع سعد 

یک جشن گرفت عالی و بعد 

زین‌ کار، ثواب کاملی برد 

آرام به خواب رفتش و مرد 

***

لیلی P.M گذاشت: مُردم 

از بس‌که نشسته غصه خوردم 

از قصة فیلم اشک‌بارم 

از دوری عشق دل‌فگارم 

مصرف کردم ز گریه تک‌تک 

یک جعبة دستمال چشمک 

کی می‌شود آیی و بیاری 

DVD خوب خنده‌داری 

البته نه بیشتر ز حد شاد 

بر طبق ملاحظات ارشاد 

 

کد مطلب 3185

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 3 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین