اعوانی: اگر ملاصدرا الان حضور داشت به مشکلات دنیای امروز پاسخ می داد

دکتر غلامرضا اعوانی می گوید: «ما نیاز به یک ملاصدرا داریم که بتواند دوباره همه مسائل را بررسی کند اگر ملاصدرا بود درباره اکثر مسائل جهان امروز نظر می داد.»

به گزارش خبرآنلاین، دکتر غلامرضا اعوانی چهره ماندگار فلسفه و عضو پیوسته فرهنگستان علوم در گفت و گو با خبرگزاری مهر درباره وضعیت علوم انسانی و فلسفه در ایران اظهار نظر کرده است.

نکات مهم این گفت و گو را در ادامه می خوانید:

* من معتقدم ما اصلا فلسفه خودمان را معرفی نکرده ایم و نتوانسته ایم در این زمینه در عصر حاضر دیالوگی با غرب برقرار کنیم. باید در فضای جهانی قرار بگیریم و مثلا فلسفه هند را با فلسفه اسلامی مقایسه کنیم و ببینیم خود هندی ها چقدر برای اشاعه فلسفه خود کار کرده اند و به زبان اصلی منتشر کرده اند.

* در حال حاضرخیلی سعی می شود که به مسائل و مشکلات دنیای امروز پاسخ داده شود اما نه به وسیله کسانی که به درجه حکمت رسیده اند. به عنوان مثال ملاصدرا جهان بینی داشت و عالم را الهی می دید و عالم را این طور و با این نگاه دیدن با خواندن فرق دارد. خیلی ها بدون اینکه بتوانند از دیدگاه حکمی پاسخ دهند به مسائل جدید روی می آورند، اما کسی که از دیدگاه حکمت بتواند پاسخ بدهد و در سطح جهانی قابل قبول باشد و در نزد فیلسوفان بتواند از آن دفاع کند خیلی کم داریم یا بهتر است بگویم کسی که حکمت را درست و عمیق فهمیده باشد با مسائل روز آشنا باشد، کم داریم. آنهم نه به طور ترجمه چرا که خیلی ها از راه ترجمه می خوانند و اصلا مفاهیم را درست درک نمی کنند.

* به نظر من فیلسوف باید نوآوری داشته باشد و یک نفر در میان فلاسفه اسلامی می تواند نوآوری بیشتری داشته باشد، مثلا علامه طباطبایی که نسبت به علامه قزوینی 15 نوآوری بیشتری دارد. هر دو آنها قابل احترام هستند چون یک نفر حفظ سنت کرده و تواسته است شاگردان بسیاری پرورش دهد و دیگری نوآوری داشته است. به هر حال ما نیاز به یک ملاصدرا داریم که بتواند دوباره همه مسائل را بررسی کند اگر ملاصدرا بود درباره اکثر مسائل جهان امروز نظر می داد.

* معتقدم منظومه سازی که قدما داشتند در علوم امروزه نداریم با اینکه امروزه علوم جدید زیادی داریم، اما بر خلاف فیلسوفان غرب ما منظومه سازی از فیلسوفان امروز نمی‌بینیم. در غرب نقد فلسفه بیشتر از ایران صورت می گیرد و هیچ فلسفه ای نیست که فورا نقد و بررسی نشود در حالی که در ایران یک نظر فلسفی را عینا تکرار می‌کنیم و مورد نقد و بررسی قرار نمی دهیم.

* غرب در فلسفه دارای جریان بزرگ و قدمت داری است و فیلسوفان بزرگ و برجسته ای دارد. کسی که فیلسوفان بزرگ عصر جدید را مطالعه کرده باشد می‌فهمد که مطالعات عمیق غرب غرب در حکمت الهی کم است. اما شخصیتی مثل ابن سینا با این که یونانی نمی دانست اما علمی را که در حکمت الهی داشت عمیق بود.

* دلیل دوم این ضعف به این جا برمی گردد که علوم انسانی را قوت نداده‌ایم. به طور مثال 60 علم برای تفسیر قرآن ذکر شده است که گذشتگان این علوم را می خواندند و در هر یک از این علوم تالیفاتی داشتند یا کتاب هایی در این زمینه مطالعه می کردند. بنابراین کسی که مفسر قرآن بود یک علامه بود و به علوم ظاهری قرآن اکتفا نمی کردند و به بطن قرآن می رفتند. به عنوان مثال شخصی مانند علامه طباطبایی بیشتر این علوم را می دانست و توانست تفسیر بنویسد. امروز چنین شخصیت هایی کم هستند علوم تفسیر قرآن را با استادان بزرگی می‌خواندند هر عالم بزرگی نزد استادان بزرگ درس خوانده است.

* در گذشته برای آموختن این علوم، هیچ محدودیتی وجود نداشت حتی بسیاری از افراد شیعه نزد اساتید سنی و برعکس درس می‌خواندند و با عظمت حرکت می کردند و استادان بزرگ دنبال عالمان بزرگ در هر علمی بودند. امروز همه صرفا دنبال کسب مدرک هستند در حالی‌ که گرفتن مدرک در غرب بسیار حساب شده است و خیلی بدنبال گرفتن مدرک نیستند. در غرب دانشمندانی هستند که با مدرک مختصری علم را دنبال می کنند به طوریکه با مدرک تحصیلی لیسانس علمشان از یک پروفسور هم بیشتر است چراکه به خاطر علاقه به علم، دنبال علم رفته‌اند و در قدمای ما افراد زیادی بودند که بخاطر علم به دنبال علم رفتند نه برای کسب مدرک.

* به نظر من سطحی گرایی و تغییر دادن بخش هایی از سیستم آموزشی، از این سیستم به آن سیستم رفتن یکی از مشکلات ما است؛ با توجه به اینکه فرهنگ بسیار قوی داشتیم اما کمتر توانستیم فرهنگ قدیم و جدید را به هم پیوند دهیم و حق هر دو را ادا کنیم.

* با توجه به اینکه در نظام آموزشی قدیم نقاط مثبت زیادی داشتیم اما به مرور این نظام آموزشی ضعیف شد. پیوند دادن نظام آموزشی قدیم و جدید بسیار مهم است که باید از اول برای پیوند این دو تلاش می شد. در میان علوم انسانی، مخصوصا فلسفه و حکمت مقام خاصی دارد در واقع حکمت جایگاه و موضوع هر کدام را مشخص می کند. فلسفه در اینجا خیلی می‌تواند کمک کند در گذشته حکمت در کنار علوم بود اما از وقتی که حکمت ضعیف شد علوم هم به ضعف گرائید.

* یکی از ضعف ها در علوم انسانی سطحی گرفته شدن علوم است در حالی که علم باید عمق داشته باشد. نباید بگوییم علمی را نمی خواهیم. علوم مانند ظروف مرتبط هستند. اگر علوم انسانی ضعیف باشد همه علوم دیگر نیز ضعیف خواهد بود. دانشگاهی که قوی است تمام علوم در آن قوی است. سطحی نگری در هر علمی بد و در واقع آفت علم است و عمق در هر علمی خوب است، چه علوم انسانی و چه غیر انسانی. نباید هیچ علمی را پائین درنظر بگیریم، بخصوص علوم انسانی که مجموعه ای از علوم را در بر دارد.

* باتوجه به اینکه قوت فرهنگ ما در علوم اسلامی و همه علوم بوده است و در دوره ای هم در علوم دینی، بویژه علوم انسانی بسیار قوی بودیم. همچنین شعر فارسی و حکمت فرهنگ ما قوی بوده اما خود ما، آنها را ضعیف کردیم. ضعف در علوم انسانی به ضرر فرهنگ ما است، چرا که علوم الهی و انسانی پایه و قوت فرهنگ ما است. بنابراین با توجه به این که فرهنگ ایران قوی ترین و اثرگذارترین فرهنگ دنیا بوده و می‌تواند باشد، باید تجدید نظر دیگری در این باره کنیم. مصلحت این است که بار دیگر به ریشه های فرهنگی خود بازگردیم.

* باید برای تبلیغات علوم انسانی تلاش و برنامه سازی بیشتری شود و در مردم شوق و علاقه ایجاد کنند. اتفاقی که در علوم انسانی افتاده این است که کارهای بزرگ، اطلاع رسانی نمی شود در حالی که افراد متخصص در علوم انسانی در ایران کم نیستند اما توجهی به آنها نمی شود.

* یکی دیگر از مشکلات ما در این زمینه بی توجهی به کتاب های گذشتگان به عنوان میراث ما است. در غرب کتاب های ارسطو صدها بار چاپ شده است و کتاب"ترجمه لاتین" ابن سینا پنج الی شش بار چاپ شده است و تیم بین المللی فرهنگستان‌های جهان الان یک بار دیگر روی آن کار می کند با این حال آنها نمی گویند یک بار چاپ شده و کافی است! بلکه معتقدند مانند غذا خوردن باید هر روز غذا خورد نه اینکه بگوییم دیروز غذا خوردیم و دیگر کافی است.

این در حالی است که از بین آثار ابن سینا که بزرگترین فیلسوف ما است هنوز 40 درصد از آثار هنوز به زبان اصلی چاپ نشده است در حالی که چاپ کتاب‌ یک سرمایه گذاری است. کسانی که بتوانند کتاب ابن سینا را تصحیح کنند و بفهمند شاید به تعداد انگشتان دو دست هم نباشد اما باید از آنها استفاده کرد، شاید این کار سود مادی نداشته باشد اما به لحاظ فرهنگی بسیار سودمند است و دولت باید در همه زمینه ها به ویژه متون علوم انسانی مکلف شود.

/6262

کد خبر 332795

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 1 =