توضیحات پنجره درباره واکنش‎‎های عجیب به مصاحبه این هفته‌نامه با هاوارد گوردون

نشریه پنجره مستندات خود در خصوص مصاحبه با هاوارد گوردون را منتشر کرد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مطالبی که محمد صابری، دبیر سرویس فرهنگی این نشریه و علیرضا پورصباغ، مصاحبه کننده نوشته‌اند بدین شرح است:

چندان هم دور از ذهن نبود. انتشار گفت‎وگوی هفته‎نامه پنجره با هاوارد گوردون، از همان ساعات ابتدایی توزیع نشریه در روز شنبه، با بازتاب‎‎های فراوانی مواجه شد؛ از تشکر و دست‌مریزاد گرفته تا طعنه‎‎ها و کنایه‎ها! جنس و لحن اظهارات گوردون در گفت‎وگویی که تهیه‎ و تنظیم آن را علیرضا پورصباغ بر عهده داشت، چنان خاص و غیرمنتظره بود که از همان آغاز می‎دانستیم با انتشار آن وارد میدانی پرمخاطره خواهیم شد اما خطرات احتمالی این ریسک را به ‎جان خریدیم تا شاید فتح بابی باشد برای گفت‎وگو درباره موضوعاتی حساس اما مغفول‌مانده. برخلاف روز‎های ابتدایی که بازتاب‎‎ها ما را به رسیدن به هدف امیدوار می‎کرد، روند واکنش‎‎ها از میانه هفته تغییر جهت داد و روز سه‎شنبه با انتشار خبر تکذیب اصل گفت‎وگو از سوی گوردون، به هجمه‎ای توسط برخی افراد علیه پنجره تبدیل شد. آنچه می‎خوانید توضیحاتی است که خودمان را موظف به ارائه آن دانستیم تا هم ابهام و کدورتی در ذهن مخاطبان همراه پنجره باقی نماند و هم سکوتمان، از سوی مغرضان تعبیر به قبول اتهامات نشود! 

 

     چرا پای گوردون به پنجره باز شد؟  

همه‌چیز از طرح پیشنهادی سردبیر هفته‎نامه برای تدوین پرونده‎ای با موضوع «ایران‎هراسی» در سینما و تلویزیون غرب آغاز شد؛ ایده‎ای که از همان گام اولیه به‎عنوان دبیر فرهنگی هفته‎نامه می‎دانستم در صورتی قابلیت پرداخت دارد که حرفی تازه‎ برای گفتن‎ درباره‎اش داشته باشیم و اگر بخواهیم خود را محدود به تکرار مکرارت و گفت‎وگو با چهره‎‎های کلیشه‎ای کنیم، از پیش بازنده‎ایم. در روند برنامه‎ریزی برای پرداختن به این سوژه بود که علیرضا پورصباغ در پاسخ به اصرارم برای بیان «حرف تازه»، پیشنهاد گفت‎وگو با تهیه‎کننده «هوملند» را پیش کشید. باید اهل رسانه باشید تا ارزش چنین پیشنهادی را درک کنید. بدون تأمل پذیرفتم اما هیچ تصوری درباره امکان تحقق آن نداشتم. کار را به او واگذار کردم و هم‎زمان از سردبیر تقاضای فرصتی بیشتر برای تحویل پرونده «ایران‎هراسی» کردم که پذیرفته شد. اینکه در بازه نزدیک به یک ماه پیگیر‎ی‎ پراسترس برای تهیه‎ این گفت‎وگو چه گذشت و چه شد، در حوصله این گزارش نیست اما روایت پورصباغ از فرایند تهیه گفت‎وگو را می‎توانید در همین صفحات بخوانید. گفت‎وگو با هاوارد گوردون تهیه‎کننده سریال هوملند با کیفیتی فراتر از انتظار ما آماده انتشار شد. 

     بازتاب‎‎های گسترده

از همان صبح شنبه واکنش‎‎ها آغاز شد؛ به‎خصوص که روز قبل از تعطیلی رسمی بود و فضای رسانه‎ای کشور در شرایطی نیمه‌تعطیل به سر می‎برد. این حجم بازتاب و واکنش از سوی اشخاص حقیقی و صاحب‎نظران حوزه رسانه و سینما برایمان دلگرم‎کننده بود. از عصر روز یکشنبه آرام ‎آرام با بازنشر متن کامل گفت‎وگو در سایت‎‎های مختلف خبری، واکنش‎‎ها شدت بیشتری گرفت؛ هم از سوی دوستان موافق و مشوق و هم از طرف دوستان مخالف و منتقد! سایت‎‎های خبری که برخی با عنوان «گفت‎‎وگوی تکان‎دهنده» یا «زلزله در سینمای ایران» اقدام به بازنشر مصاحبه کرده بودند، پر شدند از کامنت‎‎های مخاطبانی که غالبا با بهت درباره اظهارات گوردون موضع‎گیری می‎کردند. تماس‎‎های فعالان رسانه‎ای و سینمایی هم نشان می‎داد گفت‎وگو در میان این طیف نیز بازتاب مناسبی داشته است. احساس این بود که گام دیگری به هدف اولیه نزدیک و زمینه‎ساز فتح بابی جدی در زمینه گفت‎وگو درباره موضوعی چنین حساس شده‎ایم. 

    رخنمایی ابهامات و شایعات

در میان بازتاب‎‎ها، از همان ابتدا گروهی بودند که دوستانه نسبت به صحت گفت‎وگو هشدار‎هایی می‎دادند؛ دوستانی که برخی لحن و مواضع گوردون را بی‎تناسب با فرهنگ گفتاری و رفتاری یک تهیه‎کننده آمریکایی می‎دانستند و برخی دیگر صراحت کلام او در افشای اهداف و برنامه‎‎های پشت پرده در سازوکار سیاستگذاری فرهنگی آمریکا را غیرطبیعی می‎دانستند. اما ما با استناد به پروسه‎ای که طی شده بود و وسواسی که برای نهایت اطمینان از صحت مطلبی که قرار بود در معرض قضاوت مخاطبان خود قرار دهیم به خرج داده بودیم، دوستان را هم مجاب می‎کردیم تردید نداشته باشید. این مواضع واقعی یک تهیه‎کننده تندور و در عین‎حال تیزهوش آمریکایی است. در کنار این دوستان اما مغرضانی هم بودند که با ارائه تحلیل‎‎هایی عجیب و غریب، سعی در زیر سوال بردن صحت عملکرد هفته‎نامه پنجره ـ‌ و نه صحت گفت‎وگوـ داشتند. استناد به اینکه انتشار هم‎زمان گفت‎وگو با جواد شمقدری، نشان‎دهنده خط‎‎دهی این مدیر سابق، برای حاشیه‎سازی پیش روی مدیران تازه سینمایی است یا اینکه اتاق فکر اصولگرایان در اقدامی هماهنگ، سعی در حاشیه‎سازی رسانه‎ای برای دولت روحانی در آستانه اجرای توافقنامه ژنو دارند! مواردی از این دست آنقدر مضحک و غیرقابل پاسخگویی هستند که ترجیح می‎دهیم از کنارشان بگذریم و این تحلیلگران را به حال خوبشان واگذاریم! 

 

   تکذیب مبهم

«مصاحبه اخیری که به من نسبت داده شده غلط است. من هرگز با این نشریه مصاحبه نکرده‎ام». انتشار این دو جمله در صفحه توئیتر هاوارد گوردون، جدی‎ترین اتفاقی بود که صحت گفت‎وگوی منتشر شده ما را با چالش جدی مواجه کرد؛ جمله‎ای که صبح روز سه‎شنبه منتشر شد اما در ‎آن هیچ اشاره‎ای به نام نشریه و حتی کشور متبوع آن نشده بود. جالب اینکه در میان کامنت‎‎های همین توئیت، چندین نفر درباره منظور گوردون و اینکه اشاره‎اش دقیقا به کدام گفت‎وگو و نشریه است سوال کرده‎اند اما تا لحظه تنظیم این گزارش (نزدیک به 48 ساعت پس از انتشار این توئیت) گوردون هیچ واکنشی به آن نشان نداده است. اما همین تک‎جمله کارکرد رسانه‎ای خود را پیدا کرد و بسیاری از همکاران رسانه‎ای ما به استناد آن، خبر «تکذیب گفت‎وگوی پنجره با تهیه‌کننده هوملند» را مخابره کردند، خبری که قطعا نمی‎توان به انتشار آن خرده گرفت. درباره تکذیبیه هاوارد گوردون، به‌دلیل ابهام موجود در آن، واقعا نمی‎توان نظر قطعی داد اما اجازه دهید با فرض تایید نام پنجره و تکذیب گفت‎وگو با خبرنگار این هفته‎نامه از سوی گوردون، به چند نکته اشاره کنیم. 

    مصاحبه جعلی و خیالی؟!

اولین معنایی که پس از تکذیب یک گفت‎وگو به ذهن خطور می‎کند، «جعل» است؛ معنایی که متاسفانه طی هفته گذشته برخی رسانه‎‎ها در بهره‎گیری از آن پیش‌دستی کرده و پنجره را به انتشار مطلبی مجعول و خیالی متهم نمودند. بهترین پاسخ به این اتهام، اعتبار و سابقه شفاف هفته‎نامه است که اگر این اعتبار نمی‎بود، هیچ پاسخ مستدل دیگری نمی‎توانستیم در دفاع از عملکرد خود ارائه کنیم. رسانه جاعل، آن هم در این سطح و با این مختصات، احتمالا توانایی جعل هر سند دیگری را هم در دفاع از خود می‎تواند داشته باشد. این‎طور نیست؟ پس از این ابهام می‎گذریم و تنها مخاطبانمان را به عهد شفافیت و صداقتی که سال‎هاست بر مبنای ‎آن همراهی با ما را برگزیده‎اند ارجاع می‎دهیم. 

    صداقت برگ برنده ماست

تکذیب گفت‎وگو با هفته‎نامه پنجره از سوی گوردون، می‎تواند دلایل دیگری هم داشته باشد. اگر صحت نقل قول منتسب به گوردون تایید شود، دو حالت مفروض است؛ یا فرایند انجام این مصاحبه از سوی پنجره با ایراد مواجه بوده و گوردون واقعا از این پرسش و پاسخ بی‎خبر است یا تهیه‎کننده هوملند به‎واسطه برخی فشار‎ها و ناظر بر شروط متعددی که پیش از انتشار گفت‎وگو طرح کرده بود، از کیفیت و کمیت بازتاب اظهاراتش در رسانه‎‎ها ناراضی بوده و تصمیم به عقب‎نشینی گرفته است. در این زمینه و درباره هر دو فرض یک واقعیت را باید در نظر داشت و آن اینکه ـ ‌همان‎طور که در لید مصاحبه هم اشاره کرده بودیم‌ـ، این پرسش و پاسخ از طریق ایمیل صورت گرفته و اساسا با گفت‎وگوی حضوری تفاوت ماهوی دارد؛ بدین معنا که برای تایید صحت آن، امکان استناد به فایل صوتی و تصویری وجود ندارد. پس دیوار حاشا در این مورد کمی بلندتر از موارد مشابه است. در عین ‎حال ما نیز با وجود تمام سعی و تلاشی که برای انجام بی‎نقص گفت‎‎وگو داشته‎ایم، بالاخره با فضای مجازی طرف بوده‎ایم و کم نیست ایراد و نقصان‎‎هایی که می‎توان بر فرایند تهیه چنین گفت‎وگویی متصور بود. به همین دلیل است که ترجیح می‎دهیم پیش از هر واکنش هیجانی که برخی رسانه‎‎های داخلی داشته‎اند و احتمالا در آینده نزدیک شاهد بروز و نمودش در برخی شبکه‎‎های خارجی نیز خواهیم بود، با تأمل بیشتری ادامه بازتا‎ب‎‎ها و واکنش‎‎ها را به‎ویژه از سوی هاوارد گوردون و همراهانش رصد کنیم. تطبیق محتوایی اظهارات گوردون در این گفت‎وگو با اظهارات مشابهش در دیگر رسانه‎‎ها در سال‎‎های اخیر و نیز اعتبارسنجی صحت جزئیات گفته‎‎های او درباره سیستم سیاستگذاری فرهنگی در آمریکا، می‎تواند بهترین روش برای ارزیابی صحت این گفت‎وگو باشد؛ گفت‎وگویی که ما هنوز در صحت آن تردید نداریم و شک نداشته باشید به‌محض اطمینان از وقوع هرگونه اشتباه سهوی یا عمدی در پروسه تهیه و تنظیمش، خود را موظف می‎دانیم در ارائه توضیح و پوزش بابت آن پیشقدم شویم؛ چراکه بنده و تمامی همکارانم در تحریریه پنجره باور داریم مهم‎ترین وجه افتراق و تمایز فرهنگ رسانه‎ای ما با سیستم رسانه‎ای غرب که گوردون برخاسته از آن است، فقط و فقط شفافیت و صداقت‎ است. شایان ذکر است پنجره تلاش می‌کند در هفته‌های آتی به گوشه‌هایی از بازتاب‌های این مصاحبه در رسانه‌های دیگر بپردازد.



آنچه گذشت

مراحل انجام گفتوگو با هاوارد گوردون  به روایت گفتوگوکننده

علیرضا پورصباغ

1. یک سال پس از انتخابات ریاست‎جمهوری آمریکا مستندی درباره پشت پرده به قدرت رسیدن اوباما در آمریکا منتشر شد و به‎واسطه علاقه‎ای که به آن داشتم، با زحمتی اندک توانستم با کارگردان این مستند از طریق ابزار ارتباطی دهکده جهانی یعنی ایمیل ارتباط بگیرم. رابطه‎ای دوستانه از دور شکل گرفت و سال‎‎ها درباره رویداد‎های فرهنگی و رسانه‎ای دو کشور با هم تبادل نظر داشتیم. ایده گفت‎وگو با هاوارد گوردون، تهیه‎کننده سریال ضدایرانی هوملند، در قالب همین ارتباط شکل گرفت. 

2. با توجه به راهنمایی‎‎ها و اطلاعاتی که این مستندساز درباره پروسه تولید این سریال در اختیارم گذاشت ـ‌که بخش‎‎هایی از آن در پرونده هفته‎ گذشته پنجره منعکس شد، هاوارد گوردون را فردی صریح و تقریبا رادیکال در مواضع ضدایرانی‎اش شناختم که با استناد به لحن دو کتابی که تا به امروز نوشته (هدف دشوار و نبرد ویرانگر)، ابایی هم از طرح عمومی دیدگاه‎هایش ندارد. برای همین برای انجام گفت‎وگو مصمم شدم. 

3. نخستین‌ نامه درخواست مصاحبه را به آدرس gideonswarla@gmail.com (یکی از دو ایمیل معرفی شده در سایت رسمی گوردون که برگرفته از نام یکی از آثار مکتوب اوست‌ـ تصویر شماره 1) ارسال کردم. یک روز بعد، از همین آدرس پاسخی دریافت کردم که می‌گفت درخواست ما به اطلاع آقای گوردون رسیده است. اما از آنجا که این ایمیل مختص رسیدگی به امور مربوط به خوانندگان کتاب گوردون است، ما باید منتظر می‎ماندیم تا در صورت تمایل به انجام گفت‎وگو، او با ایمیل شخصی‎ خود با ما ارتباط برقرار کند. 

4. gordonproduser@gmail.com آدرسی بود که از طریق آن اولین پاسخ مستقیم گوردون، حاوی شروط ابتدایی برای انجام گفت‎وگو با یک رسانه ایرانی و البته شخص من ـ‌که مدعی بود نامم را در رسانه‎‎های ایرانی جستجو کرده و از مواضعم آگاه است‌ـ به دستم رسید. از این مرحله کلیه سوالات و جواب‎‎ها از طریق همین آدرس مبادله شد؛ آدرسی که در میانه راه به‎واسطه احتمال یک غلط املایی (produser به‎جای producer به معنای تهیه‎کننده) به صحت آن تردید کردم اما با این استدلال که این آدرس ایمیل که برای ارتباط با کاربران سایت رسمی گوردون است، می‎تواند ترکیبی از عبارت اختصاری prod به‎اضافه user به معنای کاربر باشد، چندان روی این تردید متوقف نماندم. به‎خصوص که لحن گفت‎وگو و اظهارات و اطلاعاتی که از سوی مصاحبه‎شونده به ‎دستم می‎رسید، آنقدر دقیق ـ ‌به‎خصوص درباره روند تولید سریال هوملند و 24ـ جزئی بود که تردیدی درباره اشراف او نسبت به این دو پروژه و مراحل تولید آن برایم باقی نگذاشت. 

5. پس از پایان مرحله به مرحله گفت‎وگو، متن نهایی به‎صورت یکجا ترجمه و تدوین شد و به‎ درخواست گوردون، متن فارسی آن برای اخذ تایید نهایی ارسال شد. گوردون در پاسخ تعجب ما از تمایلش برای بازخوانی و تایید نهایی متن به زبان فارسی، به مشاوران فارسی‎زبانش به‎ویژه همسرش کامیلا گوردون که یک دورگه ایرانی‌ـ ‌آمریکایی است و به زبان فارسی تسلط کامل دارد، اشاره کرد. نسخه فارسی گفت‎وگو ارسال و پس از چند روز از طریق ایمیل به دست ما رسید و این در عرف رسانه‎ای به معنای تایید متن نهایی گفت‎وگو بود. (تصویر شماره 2)

6. پس از طی مراحل آماده‎سازی و سرانجام انتشار گفت‎وگو، در همان ساعات اولیه ابهاماتی درباره صحت آن طرح شد. برای اطمینان خاطر، تصویر جلد هفته‎نامه و خبر انتشار گفت‎وگو در پنجره را به همان آدرس اولیه، یعنی ایمیل ثبت شده در سایت رسمی گوردون ارسال کردم. به فاصله 24 ساعت، گوردون از طریق ایمیل شخصی خود (gordonproduser@gmail.com)، رؤیت هفته‎نامه و گفت‎وگوی منتشرشده‎اش را به اطلاع ما رساند. این تایید دیگری بود بر صحت ایمیلی که مصاحبه، طی مدت زمانی نزدیک به چهار روز از طریق آن به سرانجام رسیده بود.  

۵۷۵۷

 

 

کد خبر 334405

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 4 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 35
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام A1 ۱۳:۴۳ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۴
    "اسنادش هم موجوده" همین بود؟ واقعا که!
  • بی نام IR ۱۳:۴۸ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۴
    75 12
    حالا این اطلاعیه کی تکذیب می شه؟!
  • بی نام IR ۱۳:۵۲ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۴
    ژول ورن هم تخيلات تورو نداره عمو:))
    • بی نام A1 ۰۶:۰۱ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۶
      8 1
      ارسال ایمیل جعلی با هر آدرس فرستنده امروزه ممکنه...کافیه در اینترنت سرچ کنید fake mail...اونوقت با سایتها و نرم افزارهای مربوطه میتونید یک ایمیل با هر آدرسی مثل آدرس هوارد به خودتون یا هرکسی ایمیل بزنید...
  • داود IR ۱۴:۰۴ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۴
    بنده به عنوان یه کارشناس امنیتی به شما چند نکته رو توضیح بدم 1- اولا ایمیل که داخل سایت هست با این متفاوت هست ( امیدوارم ما رو .. فرض نکرده باشند ) ایمیل اصلی هست که این دوستان ایمیل دیگری رو نمایش دادن 2- عکس هیچ سند محکمی نیست ( فتوشاپ ساده براتون از سایت اوباما عکس می زارم 3- عکس بالای سایت دقیقا برابر با audio book هست در صورتی که در عکس نشریه پنجره متفاوت هست اما موارد ساده تری هم هست ، این کارگردان اینقدر بیکار هست بشینه مصاحبه به اون سنگینی رو تایپ کنه اون هم با اون شرط مسخره که کسی غیر پنجره چاپ نکنه ؟ مگر در سال 1392 میلادی هستیم ؟ اینترنت همه جا هست و در دسترس هست و غیر قابل کنترل هست ! این چه دروغ شاخداری بود این ها هنوز در حال جمع کردنش هستند؟
    • بی نام A1 ۰۵:۵۸ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۶
      3 0
      ارسال ایمیل جعلی با هر آدرس فرستنده امروزه ممکنه...کافیه در اینترنت سرچ کنید fake mail...اونوقت با سایتها و نرم افزارهای مربوطه میتونید یک ایمیل با هر آدرسی مثل آدرس هوارد به خودتون یا هرکسی ایمیل بزنید...
  • بهروز A1 ۱۴:۳۶ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۴
    98 11
    گفته همسرش کامیلا گوردون ولی اسم دقیق اون کامبریلا گوردون هست ! سوتی نیست ؟!
  • بی نام IR ۱۴:۳۷ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۴
    97 7
    به عنوان یک کارشناس فن آوری اطلاعات یک نکته را مفید می دانم به این دوستان یادآوری کنم.صفحاتی که در مروگر اینترنتی تان مشاهده می کنید همگی در برنامه مرورگر شما تولید می شوند و به هیچ وجه ارزش استنادی ندارند و یک طراح وب براحتی می تواند یک صفحه وب مر یوط به ایمیل خود را ذخیره و در اندک زمانی محتوای دلخواه خود را در آن قرار دهد.مثلا شما می توانید به گردون یا هر شخص دیگری در باره موضعی دیگر ایمیل بزنید و بعد محتوای صفحه پاسخ او را تغییر داده و محتوای مورد نظرتان را درج کنید.البته اگه نامه امضای دیجیتال داشت و شما هم یک شهروندآمریکایی،گردون بابت انکار حقیقت باید هزینه سنگینی می پرداخت
  • بی نام A1 ۱۵:۱۲ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۴
    30 5
    توی اون هشت سال یک سری مفاهیم اساسی مثل صداقت، عدالت، قانون و... معنای خودشون رو از دست دادند؛ بازیچه‌ای شدند در دست یک عده برای حفظ منافع شخصی‌‌شان. آن هم با چه اعتماد به نفسی. حتا خودشون هم باورشون می‌شه.
  • بی نام A1 ۱۵:۳۵ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۴
    13 4
    خبر آنلاین !بهترین کار اینه خودت به اون ادرس ایمیل بزنی مطمئن شی. خیلی آسونه.
  • بی نام IR ۱۶:۰۳ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۴
    35 5
    آقای فرهـادی فرمودن که گوردون در جواب دفتر ایشون مصاحبه رو زبیخ تکذیب کرده. با توجه به ارتباطات گسترده ایشون و اعتبار جهـانیشون شک دارم روایتشون غلط یا جعلی باشه. پیشنهـاد می کنم بی خیال شید چون داره میشه مصداق ضرب المثل معروفی در مورد اینکه هـرچه بیشتر یک چیزهـایی را هـم بزنند بویش بیشتر بلند می شود. در این عصر اینترنت و دهـکده جهـانی هـم دوستان دقت بفرمایند در جعل خبر و مصاحبه احتیاط بیشتری بکنند چون متاسفانه تقش سریع در می آید. باتشکر امضا محفوظ
  • بی نام A1 ۱۶:۱۷ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۴
    31 4
    خودتي مشتي!
  • بی نام A1 ۱۷:۳۴ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۴
    35 3
    من وقت نکردم کامل بخونم ولی یک نکته جالب بعد از یک نگاه سرسری:عنوان آخرین ایمیلی که برای نشریه فرستاده شده از لحاظ انتخاب کلمات و قواعد نگارش خنده داره!من در چند خط توضیح داده بودم که چرا اشتباهه ولی سایت نظرم رو قبول نمی کرد.به هر حال امیدوارم اگه مسئولین این نشریه می خوان دست به این اقدامات بامزه بزنن حداقل از یک نفر آشنا به زبان انگلیسی مشورت بگیرن.
    • بی نام A1 ۰۲:۵۱ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۵
      13 3
      اون حرف تعریف the قبل از «پنجره» (اسم مجله- اسم خاص- به هیچ وجه حرف تعریف نمی‌گیرد!) واقعا آخرشه دیگه!
  • بی نام A1 ۱۸:۱۱ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۴
    24 4
    آخه خودتونم باورتون ميشه اين آدم با شما مثه پسر خالش گفتگو كنه اخبار مگو رو به شما بگه براي چي صداقت يا گل روي شما يا خراب كردن فرهادي آخه يك لحظه به انگيزه او فكر كرديد من نمي دانم ساده بنامتان يا ....يا هر دو .......... حالا هم اين جوابها ازخود مصاحبه هم مضحك تر بنظرميرسد
  • شهریار زاغری A1 ۱۸:۵۸ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۴
    36 5
    جل الخالق! آخه اینام شد سند؟! این طوری که هر کی هر چی دوست داره منتشر می کنه و بعد هم برای اثبات کار خود یک مشت عکس از ای میل هایی که معلوم نیست چی هست و کی هست و ادعا می شه که از طرف ای میل اصلی به ما معرفی شده (آن هم با غلط املایی!) می گیره و کلی هم از دیگران طلبکار میشه که چرا به ما اعتماد نکردین؟ این دیگر اسمش وقاحت است.
  • میلاد IR ۱۹:۰۸ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۴
    40 6
    دروغ تا کجا؟ از اینکه فرهادی اسکار گرفت ناراحتید؟ چند سال نشستید فکر کردید تا یه نقشه آبکی مثل این بریزید؟ طرف خودش میگه مصاحبه نکرده، دیگه شما چی چی فلسفه بافی می کنید؟ راستی من دیروز با یه کارگردان اسرائیلی مصاحبه کردم، گفت اون به پسر شمقدری خط داده برای فیلمش. اسناد مصاحبم هم معلومه، یه ایمیل داشت یارو توی جیمیل، با همون در ارتباط بودیم، زنشم ایرانی بود، خودش تایپ کرد فرستاد برام... میگی نه؟ ثابت کن
  • علیرضا سوری A1 ۱۹:۳۴ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۴
    15 59
    یک ذهن آزاد اگه مصاحبه رو از اول تا آخر بخونه متوجه میشه که مصاحبه حقیقیه.
    • شهریار A1 ۲۱:۰۹ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۴
      33 6
      لابد اون ذهن باز هم تویی پسر جون!
    • بی نام US ۰۰:۰۴ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۵
      36 5
      گل گفتی! البته ذهن ازاد از بند عقل
    • بی نام FI ۰۴:۳۰ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۵
      8 4
      مثبت اشتباهي! خدايا توبه!!
    • علی IR ۰۷:۴۱ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۵
      5 1
      چی آزاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    • علیرضا سوری A1 ۰۸:۳۱ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۵
      5 16
      غرب پرستین دیگه!!
  • بی نام A1 ۲۱:۲۸ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۴
    21 2
    خودتي برادر!
  • بی نام FI ۰۴:۲۸ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۵
    12 1
    عاشق اون صفحات وبي هستم كه همزمان بازه در عكس دوم! يعني تابلو تر از اين نمي شد!! بعدش هم ايميلي كه طرف تو وبسايتش داده كه يه چيز ديگه است (حالا بگدريم كه اساسا عكس يه صفحه ايميل جعلي رو گذاشتن كار يه بچه دبيرستانيه!)
  • بی نام A1 ۰۷:۰۹ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۵
    10 2
    "از این ابهام می‎گذریم و تنها مخاطبانمان را به عهد شفافیت و صداقتی که سال‎هاست بر مبنای ‎آن همراهی با ما را برگزیده‎اند ارجاع می‎دهیم. " طوری نوشته اند سالها که انگار 56-60 سال عمر نشریه شان گذشته!
  • حامد IR ۰۸:۳۱ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۵
    9 20
    وزير امور خارجه در دانشگاه تهران خيلي حرف قشنگي زد. گفت ما فعلا مشكلمون اينكه مردم تاييد و تكذيب دشمن و قبول ميكنند ولي قسم و حرف خود من رو باور نميكنند!! حالا الانم ما حاضريم قسم و حرف و اعتبار نشريه پنجره رو قبول نكنيم ولي يك خط تكذيبيه مبهم تهيه كننده يهودي الاصل رو باور كنيم! عجب مردماني شديم ما...
    • محمد IR ۱۱:۱۶ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۵
      13 3
      يعني چون طرف يهودي الاصل هست دروغ مي گويد و پنجره اي ها چون مسلمانند خيلي راست مي گويند. منظورت همين است ديگر؟ بارك الله به اين استدلالت ! دليل ديگري نداشتي براي حقانيت پنجره اي ها اخوي؟
  • بی نام A1 ۰۸:۵۰ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۵
    11 4
    امپراطوری دروغ هنوز می‌تازد.
  • s US ۱۸:۳۲ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۵
    6 0
    اول- در مطلب تویتر آقای گوردون در جواب تویتر فردی با نام مهرنوش که عکسی از مجله پنجره رو گذاشته جواب داده که با این نشریه مصاحبه نکرده. در تمام گفته های پنجره هیچ اشاره ای به این سوال از طرف کارمند این فرد نشده. معلوم نیست چرا پنجره به این موضوع اصلا اشاره ای نمی کنه. دوم - مصاحبه قرار بوده ایمیل باشه ولی بخش های از سوال ها در جواب پاسخ های گوردون است. سوال: اصالت پارسي داريم؛ تمدن ۷۰۰۰ ساله ايراني... سوال: شيوه روايت شما بسيار غلط است. سوال: ولي در خصوص ايران... سوال: البته روند مذاکرات به‎صورت فعلي را به نوعي... سوال: پس شما از گزينه حمله نظامي... سوال: ما هشت سال جنگ را تجربه کرده‎ايم.
  • بابک A1 ۲۲:۲۵ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۵
    7 0
    یک نقص دیگر در این روایت ساختگی ، آن است که هیچ سند یا تصویر یا اشاره ای به این نشده که از کجا از ایمیل داخل سایت تهیه کننده، ایمیل دوم جیمیل برای مصاحبه با تهیه کننده تعیین و ارائه شده است. (فقط میگویند مکاتبات با آن ایمیل انجام شد) یعنی در عکس اول در داخل سایت، یک ایمیل دیگر است و بعد بدون هیچ سندی ، مصاحبه با ایمیلی در جیمیل با غلط املایی انجام شده. این وسط از کجا معلوم که ایمیل داده شده، دقیقا از طرف مدیربرنامه های تهیه کننده باشد؟
  • بی نام US ۰۹:۱۹ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۷
    1 0
    یکی از دلایل تفاوت یوزر با پرودیوسر اینه که احتمالا یکی از ایمیل ها جعلی و به دلیل بودن همین ایمیل به نام پرودیوسر نویسنده مطلب پنجره این ایمیل رو جعلی باید درست کرده باشه... نکته دیگه در تمام ایمیل های انگلیسی یه چند خط می نویسند. چرا ایمیل های ارسال شده ی اولیه چاپ نشده همون های که اقای گوردون جواب دادن... بعدش هم ایشون یک نفر رو گیر آوردند براشون فارسی نوشته متن رو؟ در ضمن این که خانوم ایشون اسمش کاملیا است رو از کجا آوردید؟ من هر چی می گردم کامی پیدا می کنم ولی کاملیا نه...
  • من NL ۱۱:۳۳ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۸
    4 0
    اون "ابات مای اینترویو تو پرشین من" معرکه است واقعا!!!!!!!! مثلا سابجکت ایمیل بوده اون وقت؟؟؟؟ اینکه یه آمریکایی در یک عبارت کوتا بتونه این همه غلط داشته باشه، باید در تاریخ ثبت شه. واقعا آدمها رو چی فرض می کنند اینها؟
  • حسین ثابتی A1 ۲۲:۳۸ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۹
    5 7
    مطمئنم بسیاری از کسانی که کامنت های بالا را گذاشته اند حتا متن مصاحبه را هم به دقت نخوانده اند فقط چون می دانند در آن مصاحبه درستی جایزه اسکار فرهادی زیر پرسش رفته است پس این ایرانی که هم وطنشان است را دروغ گو و آمریکایی را راستگو می پندارند!! . عزیزان من شما چه وقت می خواهید متوجه بشوید که غربی ها بیخودی به یک شرقی جایزه جشنواره ای نمی دهند مگر آن که در آن فیلم درباره یک ملت و فرهنگ او سیاه نمایی شده باشد . فیلم جدایی نادر از سیمین چه افتخاری برای ما دارد جز بردن آبروی ایرانی ها ! زنی که می خواهد به هر قیمتی از شوهرش جدا شود و به خارج برود و حتا در این راه از فدا کردن فرزند خود نیز پروایی ندارد در برابر شوهر خود پرده دری می کند و از فضای فرهنگی ایران یک تابلوی سیاه و تاریک ترسیم می کند .
  • میلاد A1 ۱۰:۱۰ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۵
    1 0
    ظاهرا مسئولین نشریه پنجره با این جمله جواب خودشو رو دادن: "رسانه جاعل، آن هم در این سطح و با این مختصات، احتمالا توانایی جعل هر سند دیگری را هم در دفاع از خود می‎تواند داشته باشد. این‎طور نیست؟"