۰ نفر
۲۳ شهریور ۱۳۹۳ - ۰۶:۲۸

اخلاقی زیستن ، بدون داشتن پاسخی موجه به پرسش های اخلاقی ، اماکن پذیر نیست. پرسشهایی مثل ؛ "چیستی انسان و ساز و کار روان انسانی " ، "چیستی زندگی و سعادت " ، "چیستی فضیلت و رذیلت " ، " چگونگی کرانه های فضیلت " ، " راه های قدم نهادن در این کرانه ها " عوامل فاصله یافتن از آن " و....

میراث تمدن بشری ، در مسیر تاریخ تلاشهای بسیار داشته تا برای این پرسش ها ، پاسخی درخور بیابد. در میان اندیشمندان تاریخ ، مسلمانِ پارسی اندیش نقش بسزایی در یافتن پاسخ برای این پرسش ها داشته و به تک نگاری های ستایش برانگیزی پرداخته اند. 

از جمله تک نگاری های شگفتی ساز ، میان پارسیان ، یادگاری از قرن چهار هجری از جنوب شهر تهران کنونی، شهر ری است ؛ که از سوی فرزانه مُشکین فام ، مُسکویه (320-421هـ) با نام "تَهذیب¬ الأخلاق و تَطهیرُ الأعراق" به یادگار مانده است.
دغدغه مسکویه ؛ پاسخ به مسایل زیست اخلاقی است . او گزاره هایش را مستند به سخنانی از افلاطون ، ارسطویی ، جالينوس می کند. گاهی از شريعت وام می گیرد ، و گاهی نیز تجربه ای شخصی و اجتماعی از زمان خویش را شاهد میدان می کند.

پایه نظام اخلاقی مسکویه بر باید و نباید و " وَعد و وَعید " استوار نیست . نظام اخلاقی او ، نقشه راه اعتدال و زیست اخلاقی با محوریت فضیلت (virtue ethics) و عقلانیت است . ترسیم راه اخلاق اعتدال ، بین دو سنگلاخِ افراط و تفریط ، که مشکل روانی - اخلاقی همیشگی برای بشر ایجاد کرده و می کند.
سرچشمه افراط و تفریط از نگاه او ، گاهی در منطق بکار رفته در استدلال ها و شیوه نادرست خردورزی آدمی نهفته است . گاهی با تمایلات قلبی در پیوند است ؛ و گاهی هم با پدیده ای غیر اِرادی ، یعنی روان و مزاج مرتبط است !
خِرد از نگاه مسکویه ارتباطی تنگاتنگ با زیست اخلاقی دارد ، خرد از نگاه او تنها ابزارِ استدلال نیست . خِرد ، فرمان به هنجار می راند ، و توانایی آموختن از تجربه ها را دارد.
روش بکار رفته در اثر مسکویه ، رنگ سِمَنتیک ، معناشناختی و تحلیلی بالینی بر چهره دارد. روشی اعتدالی در ترسیم خُلق ؛ که بدون پرورشِ اراده در میدانِ عمل ، یافت نخواهد شد ، و شریعت ابزاری برای تحقق آن است.
واقع بینی شاخص گزاره های اخلاقی مسکویه است . این واقع بینی سبب می شود تا او جمع شدن تمام و کمالِ فضیلت ها را برایِ یک فرد، میسور شده نداند ، و کرانه فضیلت را تلاشی جمعی و در اجتماع ممکن شده یابد . بدان گونه که ؛ هر یک ، سهمی در مسیر اعتدالِ اخلاقی بازی می کنند ، و تنها نقشی در تصاحب کرانه فضیلت برعهده دارند و حاصل جمع آنها است که رستگاری را نقش می زند.
ترسیم مسکویه از راه زیست اخلاقی کاملا عینی و ملموس است . راهی که در این جهان ، و در همین دنیای خاكی و زندگی روزمره و در میان جمع تحقق می یابد . با این حال ، این راه آسان به دست نمی آید.
او محبت و اُنس طبیعی را بنیان جامعه بشری - و به تعبیر این نوشتار "جهان وطن "- می داند و عزلت گزینی و به دنبال آن ادعا بر اخلاقی بودن را یک گزافه گوییِ بدون معیارِ در سنجش ، و بدون محک تجربه می داند .
مسکویه همچون روانشناسی ژرفا ، سرشت و ذات انسان ها را متفاوت از یکدیگر می داند، لذا استفاده از روشی تک نسخه ؛ در درمان تمامی دردها را ناحکیمانه می شمارد.
از نگاه مسکویه ، آدمی گاهی در سرشت خود به پَلشتی تمایل دارد ، و گاهی به نیکی.اگر در سرشت خویش به پَلشتی تمایل داشت ؛ و از این میل درونی آگاه بود ، و در ممارستی دائمی ، تلاش نمود از عیب ها و کاستی های خویش بکاهد، به رغم چنین سرشتی می تواند خود را به نقطه اعتدال نزدیک کند ، لکن اگر سرشت او به پاکی تمایل داشت ، و در مسیر زندگی، دقت لازم را بکار نبرد و با پلشتی ها هم همنشین و همنوا شد، اندک اندک از آنچه کرانه اعتدال دور می شود.

از نگاه مسکویه اخلاقی‌زیستن عزم و اراده ‌می خواهد و پرداخت هزینه. هزینه ها گاهی با پرهیز در زیاده روی در آنچه حلال و مباح شرعی است، ممکن می شود ، و گاهی با هزینه از ثروتی حلال و گرفتن دستی بی نوا ، و گاهی با هزینه از جایگاه و حیثیت اجتماعی. از این رو مسکویه ، قدرتمداران و ثروتمندان را سعادتمندان و متنعّم های جامعه نمی داند ، بلکه آنها را نخستین گدایانی می یابد ، که پیوسته ناچارند برای حفظ ثروت و قدرت رفتارهایی دور از اعتدال بکار بندند و در کمند آن اسیر باشند.
استواری تار و پود سخنان مسکویه تا جایی است که نگاشته شده پس از خود او یارای طرحی جدید و نقشه ای تازه ندارند ، لذا تا مدتها اندیشمندان حوزه اخلاق در تمدن پارسی - اسلامی به تکرار و تقلید از او بسنده می کنند ؛ همچون اخلاق ناصری ؛ و اخلاق جلالی و.... استواری سخنان مسکویه تاجایی است که متفکری همچون ؛ "محمد ارکون" استاد و متفکر فقید فرانسوی زبان و الجزایری تبار در پایان قرن بیستم ، به ستایش از انسانگرایی او به عنوان الگویی ترسیم شده از دنیای اسلام برای جهان وطن می پردازد.
ترسیم فضیلت گرایی از سوی مسکویه هر چند حامل بسیاری از گزاره های تاییدی از حکیمان پیش از او است، و خود دلیلی دیگر بر جهان وطن بودن نقشه راه او است ، اما گزاره هایش خود مُشکی است که از نقش نشسته بر تار و پود سخنان او بر می خیزد.
عرفای مسلمان ، حکیمان اشعری و اعتزالی و فسلفه گویانِ مَشّائی و اشراقی ، و طرفداران حکمت متعالیه صدرایی ، هر یک بگونه ای از اخلاق فضیلت محور ، جرعه برگرفته اند . گاهی بر این اخلاق ، نگینی از واقع گرایی نشانده اند ؛ گاهی آن را مبتنی بر تعمیم یافته اند ؛ گاهی اخلاقی را در قاموس فایده گرا و غایت مداری شریعت یافته اند ، و گاهی نقشه راهی مبتنی بر انذار و پرهیزهای آمده در شریعت ترسیم کرده اند و ...
در ترسیمی ساده می توان ؛ گفتمان های عرصه اخلاق ، در تاریخ تمدن اسلام و ایران را ، از دیرباز تا کنون ، اینگونه صورتبندی کرد ؛
1- گفتمان عرفانی - تاویلی.
2- گفتمان تحلیلی - تجربی
3- گفتمان فلسفی- عرفانی
4- گفتمان کهن در قاموس قرآنی - روایی
5- گفتمان معاصر در قاموس قرآنی - روایی
6- گفتمان تحلیلی- انتقادی معاصر
.... آنچه آمد ، بخش از مقدمه کتاب تهذیب الاخلاق مسکویه است که در روزهای آینده از سوی انتشارات عرفان به زیور طبع آراسته خواهد شد.

کد خبر 375286

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 10 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام IR ۰۷:۵۴ - ۱۳۹۳/۰۶/۲۳
    4 1
    بسیار لذت بردم. ممنون