بانویی خردمند که توانست جریان تاریخ را عوض کند

زینب (س) در تاریخ انسانیّت و اسلام به قدری مؤثر است که باید حقاً او را قهرمان کربلا دانست. او که توانست از این حادثه تاریخی، جریان تاریخ را عوض کند و دولت بنی امیه را از بیخ و بن برکند و مجرای تاریخ را تغییر دهد...

امروز پنجم جمادی الاول، سالروز ولادت حضرت زینب(س) است. بانویی که همواره مورد ستایش همه زنان و مردان پس از خود بوده است، او که مسیر تاریخ را تغییر داد و جریانی را به راه انداخت که از پس هزار و چهارصد سال هنوز تازه و باطراوت است.

عایشه عبدالرحمن، ملقّب به «بنت الشاطی»، نویسنده و محقق برجسته مصری که با نوشتن کتاب گرانسنگ و وزین «السیدة زینب عقیلة بنی هاشم» بین شیعیان، معروف و مشهور شده است یکی از زنانی است که عاشقانه بانوی کربلا را می ستاید و از او سخن می گوید. او در مقدمه کتابش نامه ای نوشته و آن را به پدرش «شیخ محمدعلی عبدالرحمن» تقدیم کرده است. وی سبب تألیف کتاب زندگانی حضرت زینب (س) را چنین می نگارد:

«ای پدر با وجود گذشت ایام، فراموش نمی کنم که چگونه در جلسات خانوادگی ما از خاندان عزیز رسالت سخن می گفتید. همانان که شربت مهرشان به کام ما ریخته و به ما می آموختید که خود را با انتساب به آن خاندان گرامی مفتخر سازیم.

ای پدر یادم می آید که شبی از شب های ماه رجب بود، و شما تهیه سفر می دیدید، تا فردای آن شب به قاهره بروید. در آن شب، مادر گرامی ما ـ که خدا روحش را نورانی کند ـ در انتظار مولود جدیدی رنج می کشید. من و خواهر بزرگم «فاطمه» از شما درخواست کردیم که یا از این سفر منصرف شوید و یا آن را به تأخیر اندازید؛ زیرا که درباره مادرمان هراسان بودیم، اما شما که در خلوتگاه خویش مشغول عبادت بودید، در جواب ما گفتید:

غم مخورید و بیم نداشته باشید، خدا با اوست. آن گاه ما را در کنار خویش نشانده و چنین شروع به سخن نمودید: این مسافرت را هرگز نمی توانم به تأخیر اندازم، بلکه رفتن من واجب و حتمی است؛ زیرا برای شرکت در مجلسی که به یادبود حضرت زینب (س) تشکیل می شود، می روم. پاسی از شب گذشته بود و ما هنوز در حضور شما نشسته و به سرگذشت غم انگیز زینب(س) گوش می دادیم تا این که صبح شد و سپیده دمید و شما هنگام خداحافظی از ما به مادرم گفتید: اگر صاحب دختر شدی، نام او را زینب بگذار. آن گاه همه را به خدا سپرده و رفتید.

ای پدر از همان شب بود که متوجه نام بانو زینب(س) و برخی از نکات و اثرات محزون آن شدم و بعدها نیز هرگز فراموش نکردم.»

او خالصانه حضرت زینب (س) را می ستاید و درباره ایشان چنین می نویسد:

نام این زن در تاریخ ما و تاریخ انسانیت با مصیبتی قرین گریده و آن مصیبت کربلا می باشد. هنگام آمدن کودک، سروشی پراکنده شد که به زندگی سوزان و جانگدازش در فاجعه کربلا اشاره می کرد و از رنج ها و مصیبت هایی که در انتظار این کودک است، خبر می داد.

هیچ دختری از همسالان زینب ـ در آنچه ما می دانیم ـ به چنین تربیت عالی که زینب در آن محیط برجسته و بزرگ دیده ـ دست نیافته است. 

... تاریخ می خواهد زینب را از سایر مصیبت زدگان به سبب وصیتی که مادرش فاطمه در بستر مرگ به او کرده، جدا کند. وصیّت این بود که زینب از دو برادرش جدا نشود و پیوسته با آن ها باشد و از آن ها نگهداری کند و برای آن ها پس از مادر، مادر باشد. زینب این وصیت را هیچ گاه فراموش نکرد.

جاحظ می نویسد: پس از شهادت امام حسین(علیه السلام) وارد کوفه شدم و سخنان پر مغز و شیوای زینب را شنیدم. من ناطق تر و گوینده تر از او زنی ندیدم، گویا از زبان امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب سخن می گفت.

زینب دختر علی(علیه السلام) و خواهر شهید کربلاست که مقتل حسین را یک ماتم عمومی و یک عزای ملّی نمود و همین زینب است که در تاریخ انسانیّت و اسلام به قدری مؤثر است که باید حقاً او را قهرمان کربلا دانست. زینب است که توانست از این حادثه تاریخی، جریان تاریخ را عوض کند و دولت بنی امیّه را از بیخ و بن برکند و مجرای تاریخ را تغییر دهد.

زینب بانوی خردمند بنی هاشم در تاریخ اسلام و انسانیت چنین بود: قهرمانی بود که توانست از برادر شهید بزرگوارش خونخواهی کند و تیشه های بسیار مؤثر بر ریشه سلطنت بنی امیه مسلط سازد و جریان تاریخ را عوض کند.

عقیده من آن است که زینب وظیفه بزرگ خود را پس از مصیبت بزرگ آغاز کرده؛ زیرا او از طرفی باید زنان اسیر بنی هاشم که مردهایشان را از دست داده اند، سرپرستی کند و از طرفی باید با جانبازی از جان جوانی بیمار ـ علی بن حسین زین العابدین ـ دفاع کند که اگر زینب نمی بود، کشته می شد و به کشته شدن او دودمان امام برچیده می گشت. اضافه بر این وظیفه ای بزرگ تر بر دوش زینب بود؛ زینب وظیفه داشت نگذارد که این خون مقدسی که ریخته شد، به هدر رود ...

/6262

کد خبر 401669

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 4 =