هیچکس از سال 2012 تا کنون حاضر نشده به این سوال پاسخ دهد "چرا ؟، چگونه ؟و چه اتفاقی افتاده که تشکیل دهنده بدنه اصلی گروه های تروریست خشن و مذهبی در خاورمیانه از شهروندان غربی و به ویژه اروپایی ست؟. اینها افراد مهاجر نیستند بلکه دقیقا شهروندان بریتانیایی ،امریکایی،فرانسوی ،دانمارکی بوده اما محصول چه فرآیندی در جامعه هستند که تا کنون نسبت به آنها غفلت شده است. از تبعیض و تفاوت آشکار فرهنگی میان سنت خانواده با هنجار جامعه یا هردو؟ از کدامیک سرخورده و اینگونه نفرت شومی از جامعه خود پیدا می کنند؟

پذیرش مسئولیت اقدام تروریستی یک کلوپ شبانه در اورلاندو توسط داعش همان قدرباور کردنی ست اگر گفته شود این گروه در قبال حوادث تروریستی عراق،سوریه و یا فرانسه مسئولیتی نداشته است .
مضحک بودن ادعای عضویت تروریست جنایتکار اورلاندو در داعش ؛ دستکم در آن سطحی که دستگاه تبلیغاتی این گروه ادعا می کند، بیشتر به این دلیل است که تاپیش از واکنش پلیس محلی و افشای مکالمه عمر متین با پلیس که گفته بود با داعش بیعت کرده ، این گروه در قبال این حادثه واکنشی از خود نشان نداد و صرفا زمانی اعلام مسئولیت کرد که مشخص شد ضارب مسلمانی افغانی تباربوده است. اکنون نیز مشخص شده  این تروریست جانی خود یک همجنس باز حرفه یی بوده.
بررسی های امنیتی پلیس فدرال نیز نشان میدهد متین سال گذشته طی 2 بار احضار به دایره فدرال پلیس اورلاندو گر چه رفتار روان پریش و شاید نوع حاد بیماری اسکیزوفرنی از خود بروز داده (مواردی که ستاره یوسفی همسر سابق متین هم به آنها اشاره کرده)ولی الزاما رفتار نگران کننده در او مشاهده نکرده و به همین دلیل او را رها کرده است.
اما صرف نظر از اقدام فرصت طلبانه داعش در بهره برداری ایدئولوژیک و سازمانی از این گونه وقایع، سوال این است "چرا تروریست ها ی فرد گرا ترجیح می دهند در مرحله نهایی ؛خود را وابسته به داعش و یا هرگروه های مشابه اعلام نمایند؟.آیا مترصد هستند خشم و نفرت خود را حتی در لحظه یی که دیگر نیستند در اوج به نمایش بگذارند؟. موضوع مهمی که فکر میکنم یافتن پاسخ آن کمک زیادی به یافتن راه حلی برای مقابله با این گونه اقدامات جنایتکارانه خواهد کرد. تیراندازی اوایل دسامبر سال گذشته فردی پاکستانی تبار به نام زیاد فاروق درشهر سن برناردینو کالیفرنیا و یا مورد مشابه سیدنی در دسامبر ۲۰۱۴ ، با اندکی تفاوت در کل نمونه هایی از این روحیات تلقی می شوند.
به هر صورت مسئولیت پذیری و یا فرصت طلبی داعش، نباید ما را ازتوجه ویژه به علل و عوامل بروز و رشد اینگونه جنایات فرد محور ونه الزاما سازمان یافته منحرف کند.در غیر این صورت فشار روانی ، ترس و التهاب ناشی از پذیرش رسوخ تروریسم در شهر و میان شهروندان، به زودی همه را درآستانه یک آشوب بزرگ قرار خواهد داد. آشوبی که هم گروه های تروریست مانند داعش و هم فرصت طلبانی مانند ترامپ ویا سناتور پل رایان و از همه بدتر باند های مخوف تحت نظر گروه تی پارتی از آن نهایت استفاده را خواهند برد.
بهتر است واقعیات تلخی که منجر به حوادثی اینچنین شده و می شود را هر چه زودتر قبول کرد.روزنامه واشنگتن پست در شماره روز سه شنبه خود با صراحت بی سابقه یی نوشت ""تکرار حوادث تروریستی در آمریکا نتیجه مواضع ترامپ علیه مسلمانان است که ناقض اصول و ارزش های آمریکاست. این ترامپ بود که تحریک کننده تکرار وقوع این حوادث در کشور شد"".
اعتراف تلخی ست،اما حداقل از 4 سال پیش که موج جدیدی از تروریسم ایدوئولوژیک در خاورمیانه به راه افتاد باید چنین روزهای سختی پیش بینی می شد. اما از آنجا که اولا این تروریسم کور و وحشیانه ابتدا خود مسلمانان و شهروندان خاورمیانه یی را هدف گرفت، ثانیا پای متحدان محافظه کار عرب در میان بود، ترجیح داده شد به سادگی از کنار موضوع عبور کنیم. اما هیچکس از سال 2012 تا کنون حاضر نشده به این سوال پاسخ دهد "چرا ؟، چگونه ؟و چه اتفاقی افتاده که تشکیل دهنده بدنه اصلی گروه های تروریست خشن و مذهبی در خاورمیانه از شهروندان غربی و به ویژه اروپایی ست؟. اینها افراد مهاجر نیستند بلکه دقیقا شهروندان بریتانیایی ،امریکایی،فرانسوی ،دانمارکی بوده اما محصول چه فرآیندی در جامعه هستند که تا کنون نسبت به آنها غفلت شده است. از تبعیض و تفاوت آشکار فرهنگی میان سنت خانواده با هنجار جامعه یا هردو؟.. از کدامیک سرخورده و اینگونه نفرت شومی از جامعه خود پیدا می کنند؟.متین و زیاد فاروق در ایالات متحده ،جان جهادی در بریتانیا ، برادران عبدالسلام در فرانسه ،حسناء آیه بوالحسن، عبدالحمید ابو عود معروف به ابوعمر السوسی بلژیکی در خاورمیانه و با سنت های عمومی و عرفی غیرغربی تربیت نشدند.آنها در همین جوامع مدرن پرورش یافتند . اما چه چیزی آنها را به سمت خشونتی اینچنین بی رحمانه یی سوق میدهد؟. سوال سختی ست !اما هر چه هست دلایل را باید در سیستم های اجتماعی و شاید تبعض آمیزی جستجو کرد که حتی پس از گذشت یک نَسل در حال گذار و تولد نسل جدید، نتوانسته شهروند خود را قانع کند که عضوی موثر از جامعه است.matinmos@gmail.com.

 

 

کد خبر 546474

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 6 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام A1 ۰۷:۳۹ - ۱۳۹۵/۰۳/۲۶
    1 2
    کسی که باد بکارد طوفاان درو میکند
  • بی نام IR ۰۸:۰۸ - ۱۳۹۵/۰۳/۲۸
    1 1
    و البته یک سئوال دیگر هم مطرح است. چرا این نسل جدید تلاش برای ادغام در جامعه جدید انجام نمی دهند؟ این یک پرسش دوسویه است. ایرانی های زیادی در خارج هستند که به مدارج بالا رسیده اند و این ناشی از انعطاف فرهنگی ایرانیان است اما شاید این انعطاف فرهنگی در مورد مهاجران سایر کشورها وجود نداشته باشد.