عباس فرجی *

کاری که از اساس درست اجرا نشود بالاخره یک جا خودش را زمین خواهد زد، حتی اگر مقبول عقلای یک قوم باشد .

اینطور نیست که هر طرحی را ولو بهترین بدون برنامه ریزی بتوان به اجرا در آورد ,شخصاً معتقدم تا زیر ساخت های لازم برای اجرای یک طرح فراهم نشود هر قدر هم طرح کامل باشد احتمال شکست آن زیاد خواهد بود .

در فقره هدایت تحصیلی دانش آموزان پایه نهم به وضوح رد پای فقدان برنامه ریزی را می توان مشاهده کرد گرچه متاسفانه روال بر آن بوده ؛ وقتی کار خراب میشود و آش شور تر از آنچه که تصور می رود از آب در می آید همه چیز را می توان از بیخ و بن انکار کرد و گفت که مقصر کسی دیگری بوده چرا که دیوار حاشا همیشه بلند بوده .

پیش از آنکه بخواهم وارد علل نافرجام هدایت تحصیلی بشوم دوست دارم بگویم این طرح به جد طرح خوبی بود چرا که وضعیت توازن رشته ها بسیار خطرناک است و اگر به این شکل ادامه پیدا کند دیر یا زود آموزش و پرورش و همین طور آموزش عالی با مشکل جدی روبه رو خواهد شد و صدا البته همین الان هم اوضاع چندان جالبی از دانشگاه ها به گوش نمی رسد .

اما صد افسوس که این طرح؛ دست و پا شکسته اجرایی شد و سرنوشت غم انگیزی را به یادگار گذاشت ؛طرحی که از انتقاد تند مجلس گذشت و با واکنش سازمان بازرسی کشور همراه بود و نهایت آنقدر شور شد که حتی در گفتگوی زنده تلویزیونی دامن رییس جمهور کشور را هم گرفت و شخص اول اجرایی کشور را مجبور ساخت به آن واکنش نشان دهد و حق را به معترضان طرح که همان دانش آموزان و اولیای آنها بود بدهد.

به واقع چرا باید طرحی که همه ساله بدون هیچ حاشیه ای اجرایی میشد امسال تبدیل به یک مسئله ملی شود به گونه ای که صدای همه در بیاید ؟ چرا مسئولین آموزش و پرورش فکر می کردند بدون درد سر می توانند این طرح را اجرایی کنند ؟ طرحی که حتی یک شیوه نامه مکتوب نداشته به گمان آموزش و پرورش چگونه می توانسته به صورت کشوری اجرایی شود ؟واقعا چرا آموزش و پرورش این طرح را در نمونه های کوچک به بوته آزمایش نگذاشت تا اشکالات آن را شناسایی کند ؟

پاسخ این سئوال را اگر کارشناسانه بدهیم یک جواب بیشتر نخواهیم داشت ,"سوء تدبیر" چرا که مسئولین تخمین درستی از اعتراضات و واکنش های احتمالی را پیش بینی نکرده بودند اما اگر بخواهیم آن را به موضوعات دیگری مرتبط سازیم همانطور که آموزش و پرورش گاهی این کار را می کند می توانیم دلیل بی شماری برای آن بیابیم؛ از جمله اینکه انتقادها جنبه سیاسی دارد و بیشتر دولت را هدف قرار داده است تا طرح را .

این مورد یکی از مصادیق بارزی است که شخصا من آن را فرار به جلو می نامم چرا که آموزش و پرورش باید قبول کند که این طرح پختگی لازم را برای اجرا نداشت وگرنه با سیاسی خواندن انتقاد ها مشکل هدایت تحصیلی حل نخواهد شد.

از زمان اجرایی شدن این طرح اولین اعتراض ها از مدارس آغاز می شود، آنهم توسط دانش آموزان و اولیا؛ مداعی کلام من آن است که دانش آموزان و اولیای آنها در جریان اجرای این طرح نبوده اند بخاطر همین وقتی برگ های هدایت تحصیلی به دستشان رسید همه چیز برایشان تازگی داشت.

البته باید بگویم این تازگی فقط برای اولیای و دانش آموزان نبود حتی مشاوران و مدیران هم که قرار بود این طرح را به اجرا در بیاورند برگ های هدایت تحصیلی را تا آن زمان ندیده بودند .

گرچه آموزش و پرورش می گوید این طرح را از قبل در اختیار عموم قرار داده و اولیا نیز بایست توسط مسئولین مدارس و مشاوران توجیه می شدند ولی باید پرسید اگر مدیر آموزشگاه توجیه لازم را نداشته باشند چه باید کرد؟

این را آقای زرفشان در گفتگوی تلویزیونی شبکه دو به یکی از مدیران مدارس اینگونه پاسخ می دهد که از ابتدایی سال هفتم متوسطه در درس کار و فنآوری فصلی به هدایت تحصیلی اختصاص داده شده است که بایست توسط مشاوران مدارس تدریس می شد و اگر چنین نشده مقصر مدیر دبیرستان است .

اما باید پرسید مگر چند سال است که مشاوران به متوسطه اول منتقل شده اند که آقای زرافشان چنین ادعایی می کنند؟ مگر آنکه فرض بگیریم آقای زرافشان خبر ندارند مشاوران در سال تحصیلی جاری(95-94) به متوسطه اول منتقل شده اند لذا بدیهی است که در این مدت دانش آموزان اصلا با موضوع هدایت تحصیلی آشنا نبوده اند و به تبع آن اولیای آنها نیز هیچ از آنچه قرار است برای فرزندانشان رقم بخورد آگاهی ندارند.

حتی می خواهم پا را فراتر بگذارم و بگویم مشاوران دبیرستان ها که امسال بدون اطلاع قبلی به مدارس متوسطه اول کوچانده شدند بیشتر تلاش خود را در تثبیت جایگاه خود در متوسطه اول داشته اند چرا که این نیروها مهمان ناخوانده سال تحصیلی جدید بوده اند لذا در غالب موارد مدارس اساساً آمادگی لازم برای پذیرش این نیروها نداشته اند و باز می توان به این مهم موارد دیگری را نیز اضافه کرد از جمله اینکه ما به اندازه کافی نیروی مشاور در متوسطه اول نداشتیم و حتی همین الان هم کم نیستند مدارس متوسطه اول که مشاور نداشته باشند که بخواهند خواسته آقای زرافشان را محقق سازند .

اگر مستند تر بخواهیم به این سئوال پاسخ بگوییم باید عرض کنم اگر گفته های مسئولین آموزش و پرورش درست بوده باشد و اولیا و دانش آموزان بایست توسط مشاوران و مدیران مدارس توجیه می شدند یک سئوال بر روی میز باقی خواهد ماند و آن این است که مدیران و مشاوران به استناد کدام شیوه نامه بایست اولیا و دانش آموزان را توجیه می کردند؟

آیا آموزش و پرورش شیوه نامه مکتوبی که صفر تا صد هدایت تحصیلی در آن نوشته شده در اختیار مدارس قرار داده است که از آنها می خواهد دانش آموزان و اولیا را توجیه کنند؟

به ضرس قاطع عرض می کنم چنین شیوه نامه ای وجود ندارد چرا که آموزش و پرورش از اوایل سال تحصیلی 95-94در صدد تدوین شیوه نامه هدایت تحصیلی به شیوه جدید بوده است لذا هنوز هم تدوین آن به اتمام نرسیده است و یحتمل با اتفاقات جدیدی که رخ داد باز هم باید منتظر بود تا ویرایش نهایی این شیوه نامه به اتمام برسد.

اما از همه اینها که بگذریم باید بگویم این طرح به لحاظ ساختاری هم با اشکالات فراوانی روبه رو است و امیداریم آموزش و پرورش به جای اتهام زنی به منتقدان این طرح در صدد رفع اشکالات آن برآید از جمله این انتقادات می توان به تست های استعداد و علائق دانش آموزان اشاره کرد .

اینکه این تست ها در شرایط یکسان و استانداردی اجرا نمی شود و اینکه هیچ خرده آزمونی از یازده خرده آزمون استعداد دانش آموز را برای ورود به رشته تجربی را مورد ارزیابی قرار نمی دهد .

و صد البته یکی از مهم ترین اشکالاتی که به این طرح وارد بود آن است که بستر لازم در هنرستان های فنی و حرفه ای برای ورود این همه دانش آموز فراهم نبوده است و آموزش و پرورش فقط با تبلیغ ، دانش آموزان را به سمت هنرستان ها هدایت کرده بی آنکه نیرو و ابزار لازم را برای آموزش این دانش آموزان را در اختیار داشته باشد.

اما جالب ترین واکنش را وزیر محترم آموزش و پرورش نشان می دهد و در سی و سومین اجلاس مدیران و روسای آموزش و پرورش اینگونه بیان می کند که "اگر مدیران و مشاوران خوب به میدان می آمدند مشکلات کمتری در هدایت تحصیلی داشتیم"

این سخن وزیر به حق پاداش تمام دردسرهای مشاوران و مدیران مدارس متوسطه اول را که امسال توسط آموزش و پرورش گریبان گیرشان شده است می دهد .

مشاورانی که اگر به سنوات گذشته بود خردادماه پرونده هدایت تحصیلی را می بستند و اولیا و دانش آموزان نیز می دانستند با علم به اینکه فرزندشان در چه رشته ادامه تحصیل خواهد داد به تعطیلات تابستانی خود می رفتند .

مشاورانی که تابستان سال 94 علی رغم میل باطنی خودشان به متوسطه اول کوچانده می شوند و چند ماه اول را با مدیران خود دست و پنجه نرم کرده اند که بتوانند دفتر مشاوره ی در اختیار بگیرند و آن را تجهیز کنند و صد البته در این میان بایست با کادر اجرایی و معلمان نیز هماهنگ شوند تا بتوانند مشاوره را در متوسطه اول جا بیاندازند.

این مشاوران همان هایی هستند که تقریبا از اوایل آذرماه متوجه شده اند قرار است طرح هدایت تحصیلی به شیوه جدید اجرایی شود و صد البته همان موقع هم به نحوه اجرای این طرح معترض بودند چرا که به واقع می دانستند در بستر مدارس چه می گذرد و طرح هیجانی هدایت تحصیلی با این شیوه با اشکالات فراوانی روبه رو خواهد بود.

این مشاوران در دبیرستان هایی مشغول به کار هستند که مدیر کل شهر تهران در آخرین روزهای کاری خود این گونه آن را توصیف کرده است " وضعیت بهداشت و بلوارها و بوستان ها و خیابان های تهران به حمدلله، از خیلی از استان های کشور بهتر است. وضعیت رستوران ها و امکانات تفریحیمان نسبت به تمامی استان ها بهتر است. اما وضعیت تربیتمان بهتر نیست" و در ادامه اینگونه بیان می کند "وضعیت آسیب های اجتماعیمان بهتر از شهرهای دیگر نیست. تهران به شدت آسیب پذیر است. اخبارخوبی از مدارس به گوش نمی رسد. ما با خبرنگاران که صحبت می کنیم، فرار می کنیم. یک جوری بالاخره آن ها را دور می زنیم. یک جوری در آمارها سعی می کنیم تعریف هایمان را عوض کنیم. مثلا به من می گویند شما چند دانش آموز معتاد دارید؟ من می گویم تا ببینیم تعریف شما از معتاد چیست؟"

پس چرا وزیر محترم قبول نمی کند طرحی که روی میز مدیرانش بوده اصلا قابلیت اجرا نداشته من به شما می گویم وزیر هم می داند و می دانست این طرح با اشکالات زیادی همراه است و اصلا نباید اجرایی میشد اما اجرایی شد .

شاید وزیرمحترم حرف های مدیرکل خود را نشنیده است لذا من می خواهم به گوش او برسانم و بگویم آقای چهاربند به وضوح این را به شما گفته است "خدمت دکتر فانی عرض کردم که من شاید خوش بینانه، 30 درصد سلامت امتحانات داخلی را ضمانت بکنم؛ چون نتوانستیم در سنجش ها و امتحانات داخلی موثر عمل بکنیم برنامه درسی هم به شدت آسیب پذیر شده است"

پس چرا وزیر محترم آموزش و پرورش مشاوران را مقصر جلوه می دهد و می گوید " اگر مدیران و مشاوران خوب به میدان می آمدند مشکلات کمتری در هدایت تحصیلی داشتیم"

* کارشناس آموزش و پرورش

۴۷۴۷

کد خبر 568755

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 16 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • عباس A1 ۰۳:۴۹ - ۱۳۹۵/۰۵/۲۸
    0 0
    سلام ،در مسئله هدایت تحصیلی آموزش پرورش با آینده دانش آموزان بازی کرد وفشار روانی بسیار شدیدی را به خانواده ها وارد کردبطوریکه خانواده ها ودانش آموزانی را در اطراف خودم مشاهده کردم که شبانه روزی از ناراحتی گریه می کردند وکل زندگی آنها مختل شده بود.دردناک نر از همه اینکه دانش آموزانی با معدلهای پایین 17 و18 در گروه علوم تجربی نشسته بودند ودانش آموزانی با معدلهای بالای 19.8 حق انتخاب از آنها گرفته شده بودوبه آنها گفته می شد باید به رشته ریاضی وادبیات که انتخاب نکرده اند بروند. البته این را هم اضافه کنم که والدین این دانش آموزان مسئولین آموزش وپرورش را هم بسیار نفرین می کردند.