شاید کمتر فیلمی مانند ضیافت بابت ، علیرغم داستان ظاهرا ساده ی خود ، اینقدر از سوی منتقدان سینمایی در ژانرهای متفاوت گنجانیده شده باشد . بسیاری ضیافت بابت را یک موزیکال عاشقانه و عده ای دیگر فیلم را یک ملودرام اجتماعی و برخی نیز این اثر گابریل اکسل را فیلمی متعلق به ژانر مذهبی و دینی دانسته اند .

در جشنواره کن سال 1987 خود اکسل ، اثرش را یک درام عاشقانه خاص نامید و اظهار کرد که البته این سردرگمی برای تماشاگران و منتقدان نمی تواند ربطی به زبان فیلم داشته باشد . به گفته او اگر یک رومانس عشقی عاطفی به زبان سینما روی پرده نقره ای بیفتد این فیلم می تواند معناشناختی عام و خاص داشته باشد . چراکه تعاریف هر تماشاگری با دیگری متفاوت است .

ضیافت بابت از منظر دیگر نیز منحصر بفرد از کار در آمد . نام فیلم مربوط به یکی از کاراکترها ی اصلی  فیلم یعنی  بابت هرسنت است . اما آیا او نقش اول داستان را به عهده دارد ؟ می توان گفت بله و می شود اظهار داشت که خیر . هر دو برداشت نیز درست است . بر این اساس آیا دو خواهر ی که در فیلم حضور دارند یعنی مار تینا و فیلیپا نقش اول را دارند یا خیر ؟ جواب به این سئوال نیز ساده نیست . چرا که ضیافت بابت قصد دارد یک تاریخ صدساله را در یک محیط ایزوله و ناشناخته مرور کند . زمان و مکان در این فیلم بسیار خاص هستند و کاراکتر ها نیز در روند شکل گیری فیلم قرار است در نهایت به قضاوت بنشینند که حاصل این صد سالگی در این مکان چه بوده ؟ آیا آنها به موفقیت رسیدند یا اینکه تمام این سالها خو درا در چنبره ای از موهومات قرار داده بودند ؟

داستان ضیافت بابت یک ماجرای 2 خطی دارد . اگر به ظاهر قضیه توجه کنیم ، براستی داستان فیلم بسیار ساده و کوتاه جلوه می کند . اما اگر بخواهیم عناصر داستان و هم چنین 2 آیتم کلیدی زمان و مکان و در ادامه داستانک ها و آدمیانی که این داستانک را خلق می کنند زیر ذره بین ببریم ، آنگاه باید اذعان کرد ضیافت بابت حرف حساب ، فراوان دارد .

داستان در قرن نوزدهم روی می دهد . در یک منطقه روستایی بسیار پرت و دورافتاده اما بسیار زیبا و بی همتا به نام دوژکند در جنوب دانمارک امروزی ؛ مردمانی زندگی می کنند که اگرچه عمدتا باسواد ند و اهل کتاب اما عقاید دینی سفتی و سختی دارند . آنها به عنوان مردمانی معتقد به دین مسیحیت در واقع کلیسای پروتستان کوچکی دارند که تمام مردم دهکده از تعالیم موسس این کلیسا تبعیت می کنند . پروتستان هایی که رحمت خداوندی را می شناسند اما تصمیم به ریاضت کشیدن گرفته اند . به باور آنها پرهیز از نعمات الهی باعث می شود نور ایمان هرچه بیشتر به دل آنها بتابد و بر این اساس هرچه قدر که بر سن آنها افزوده بشود این نور بیشتر خواهد شد و در نتیجه آرامش بیشتری به صاحب آن جسم تعلق خواهد گرفت . فیلیپا و مارتینا به عنوان دو دختر رئیس این فرقه آچیل تمام همت خود را مصروف خدمت به پدرشان و کلیسا یشان کرده اند با این توضیح که هرگز اجباری نیز در این کار نداشته اند و می توانستند هر گونه که می خواستند زندگی کنند و حتی پس از ازدواج ؛دهکده و پدر و کلیسا را ترک کرده و همراه شوهرانشان زندگی جدیدی را در جایی دیگر شروع نمایند . هم چنانکه چیش از این نیز تعدادی از جوان های دهکده ؛ منطقه را ترک گفته بودند و در بین این افراد و شاخص ترین شان لورنس لوین هلم نام دارد ، که پیش از این خواستگار و نامزد فیلیپا بود و اکنون برای خود یک ژنرال درست و حسابی شده است . خواهران قصه ، اینگونه خواستکاران خو درا رد کرده بودند و تصمیم به خدمت به کلیسا گرفته بودند . اگرچه هردویشان و بویژه فیلیپا همواره عشق لورنس را در دل داشت . حالا سالها گذشته و هم مارتینا و هم فیلیپا به خانم های مسن و یا به عبارتی به پیردختر هایی تبدیل شده اند که تمام عمرشان به ریاضت کشیدن گذشته اشت .

شروع فیلم نیز با نمایی از این دو خواهر است . پدر دارد به مرز صد سالگی نزدیک می شود و زندگی همانی است که بود . تا اینکه روزی توسط همان لورنس نامه ای به آنها می رسد مبنی بر اینکه یک بانوی فرانسوی به نام بابت هرسنت نزد آنها می آید تا به عنوان خدمتکار و آشپز در منزل آنها باشد . بابت پیش از این خود یک سرآشپز موفق در پاریس بوده که بر اثر منازعات سیاسی و اعتشاشات روی داده در پاریس و اینکه شوهرش از بانیان این قضیه بوده ، مجبور به ترک دیارش گردیده است . با ورود بابت به دهکده است که کم کم نور بیشتری به دهکده می تابد . نور امید و آرزو . نوع رفتار و تایپیکال بابت براستی توجه همه را جلب کرده است . مدتی پس از فوت پدر فیلیپا و مارتینا ، دو خواهر تصمیم می گیرند ، یک مهمانی ساده به مناسبت یکصد سالگی وی برگزار کنند . مراسمی ساده برای شخصی که فرقه و کلیسای خودرا بر اساس تحمل رنج و مشفت و سختی و ساده زیستی شدیدا افراطی بنیان نهاده بود . از سویی دیگر به بابت خبر می رسد که 10 هزار کرون در یک لاتاری برنده شده است . پولی که در واقع این فرصت را پیش روی بابت می گذارد که به همراه فرزندش به وطن بازگردد . اما بابت به جای بازگشت تصمیمی دیگر می گیرد . فیلیپا و مارتینا برای برگزاری مراسم صد سالگی پدرشان با او قبلا دیالوگ کرده بودند و البته تا همین حد نیز مسئله به صورت یک راز در آمده بود . چرا که اهالی و معتقدان به کلیسای آچیل حتی جشن تولد نیز نمی گیرند و اصلا هیچ جشنی برگزار نمی کنند ، چه برسد به برگزاری یک مراسم هرچند ساده برای صد سالگی موسس فرقه شان . کسی که خود تعالیم ریاضت کشی را به آنها آموخته بوده .

نقطه عطف ماجرا این جا است که بابت تصمیم می گیرد تمام ده هزار کرونش را صرف برگزاری یک مراسم شام بی همتا نماید . تصمیمی که یک راز بزرگ است و تا عملی شدنش باید صبر کند و در فرصت مناسب قضیه را به فیلیپا و مارتینا بگوید .

برگزاری مراسم و دیالوگ هایی که در این نیم ساعت پایانی گفته می شود واقعا زیبا از کار در آمده است . فضای دهکده و محل بی همتای آنجا به همراه هنر تمام و کمال بابت در آشپزی و میز منحصر بفردی که او چیده هوش را از سر هر پادشاهی می پراند چه برسد به افرادی که یک عمر خود را در مشقت و ریاضت محض قرار داده اند . ریاضتی بشدت افراطی که به قول بابت و دیگران گاهی نشانه کامل حماقت است . چراکه خداوند نعمات را ارزانی بندگاش کرده تا مناسب از آن سود ببرند . در مهمانی لورنس خواستگار سابق فیلیپا به همراه عمه اش حضور دارند و مدعوین دیگر نیز هستند و این افراد به همراه مارتینا و فیلیپا و خود بابت وارد بحث ها ی فلسفی می شوند . بحث هایی که پیش از این هرگز رو نمی شد اگرچه در ذهن و قلب اکثریت آنها در تمام این سالها این بحث ها وجود داشت . چرا باید از نعمت های خداوندی مثل یک غذای لذیذ برای همه عمر چشم پوشی کرد ؟ چرا باید لذت مادر شدن یا همسر بودن را از خود سلب کنیم ؟ آیا نور ایمان فقط و فقط با ریاضت کشیدن بر دلها جاری می شود ؟ مثلا یک کاتولیک غریبه مثل همین بابت ، به زعم اهالی نور ایمان به دلش نخواهد تابید ؟ آیا تمام این صد سال بیهوده طی نشده؟ و...

ضیافت بابت و یا عنوان دیگر فیلم شام بابت ، با آن فیلمبرداری ناتورالیستی در هنگام صحنه های مربوط به شام و حضور میهمانان جادویی از کار در آمده . اهالی مسن روستا با آن قیافه های خشک و عجیب در حال تغییر تایپیکال هستند . سالهاست که جسم آنها با روحشان در کشاکش است . آنها محصولی را باروری می کنند که خود را به ناحق از استفاده مشروعش محروم می ساختند . در واقع اگرچه آن دهکده به لحاظ زیبایی هیچ کم ندارد ، اما در مقابل میزی که بابت چیده و انواع و اقسام خوراکی و نوشیدنی منحصر بفردی که روی آن قرار داده ، هیچ جلوه ای ندارد . به قول بابت پول این شام ، نه مال یتیم بوده و سهم دزدی ، غذاها نیز از محصولاتی است و یا از مخلوقاتی که خود خداوند آفریده ، پس مگر می شود آن چیزی که خدا برای آسایش بشری به عنوان مهمترین و ارشدترین چیزی که آفریده ، ممنوع باشد ؟ این چنین بحث ها است که میز شام را گرم نگه می دارد و اگرچه در پایان قرار نیست بیانیه ای صادر شود اما مشخص است که دیگر آن کشمکش صدساله بین جسم و روح برای اهالی از فردا کم رنگ تر خواهد بود و به قول فیلیپا رحمت خداوندی از هرچیز بیشتر به انسان نزدیک است .

در نظر داشته باشیم ضیافت بابت به عنوان یک اثر ارزشمند از سینمای اسکاندیناوی ، یک فیلم انگلیسی زبان نیست . بنابراین ابتدا به ساکن در نمایش عمومی ، سازندگان به موفقیت فیلم امیدی نداشتند ، اما ترکیب بندی و فضا سازی و همان فیمبرداری جادویی ناتورالیستی چنان معجونی را مهیا ساخته بود که زبان فیلم نمی توانست مشکلی برای این درام رومانس ایجاد کند . ضیافت بابت در سال 87 یک جایزه ویژه هیات داوران برای گابریل اکسل به ارمغان آورد و اسکار بهترین فیلم خارجی زبان سال 1988 را نیز از آن خود نمود . این فیلم از کسب جوایز ممتاز دیگری مثل بفتا نیز بی نصیب نماند و عمده منتقدین فیلم را حقیقتا ستودند .

و در آخر اینکه بنظر می رسد ضیافت بابت فیلمی نیست که به واسطه گذشت ایام رنگ و بوی کهنگی بگیرد . در واقع آثارشاخصی مثل این فیلم  که به سرشت آدمی و به رحمت خداوندی می پردازند آن چنان از منابع زیبا شناختی در هنگام ساخت بهره می گیرند که گویی اثری برای تمام ایام  تولید شده است . در ضیافت بابت سرانجام جسم می شکند و روح آزاد می شود.

 

کد مطلب 57540

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 0 =