مدیر کنسرسیوم سیاست‌گذاری علوم در دانشگاه ایالتی آریزونا معتقد است برای مقابله با زلزله و کاهش تلفات، ابتدا باید فضای ساختاری و اجتماعی منطقه را شناخت و بر اساس آن، بهترین راه‌حل ممکن را پیدا کرد.

دانیل سرتویتز: با رشد جمعیت، گسترش شهرنشینی و فقر، تلفات ناشی از زلزله نیز روز به روز بیشتر می‌شود. در آخرین زلزله مرگ‌باری که اواخر فروردین گذشته در غرب چین به وقوع پیوست، بیش از 2200 نفر کشته شدند. این فاجعه به دنبال مصیبت دی‌ماه گذشته در هاییتی رخ داد که حدود 230 هزار کشته برجای گذاشت.

البته این فجایع تعجب‌برانگیز نیستند و موضوع جدیدی را نیز به یاد ما نمی‌آورند. پس از هر یک از این وقایع، پیشنهادهای کمک از هر گوشه می‌رسند. دانشمندان نیز می‌خواهند نقش خود را ایفا کنند که معمولا در قالب وعده ارائه اطلاعات جدید برای بهتر کردن اوضاع در آینده است. تازه‌ترین نمونه آن، مدل جهانی زلزله، جی.ای.ام که یک شرکت نیمه خصوصی- نیمه‌عمومی تحت نظر سازمان توسعه و همکاری اقتصادی است، قول داده نرم‌افزار سنجش خطر خود را در اختیار سازمان‌ها، مقامات محلی و نهادهای کمک‌رسان قرار می‌دهد تا کارهای بازسازی و مهار بحران راحت‌تر انجام شود.

با این حال دسترسی به اطلاعات و ابزارهای جدید فناوری، چیزی نیست که کشورهایی چون هائیتی برای محافظت در مقابل زلزله نیاز دارند. نکته مهم‌تر، فراهم آوردن مقدمات برای سازماندهی اطلاعات و منابع موجود است. اما این سازماند‌هی را نمی‌توان یک‌شبه انجام داد؛ آن‌هم در کشورهایی که در مهیا کردن ابتدایی‌ترین نیازهای شهروندان خود با مشکل روبرو هستند. برای این‌کار به یک کاتالیزور نیاز داریم!

نیازی به ثروت نیست
در سال 1991 / 1370، برایان تاکر، زلزله‌شناس، شغل خود را به عنوان زمین‌شناس ترک کرد و موسسه بین‌المللی خطرات جغرافیایی، جی.اچ.آی را بنیان نهاد. هدف از تاسیس این موسسه کمک به کاهش تلفات زمین‌لرزه در کشورهای در حال توسعه بود. رویکرد این ارگان غیرانتفاعی بالبداهه و شخصی است.‌

تاکر گفت: «هنگام ورود به شرایط جدید غالبا سعی می‌کنیم بفهمیم چه کسانی واقعا در کمک به توسعه امنیت زلزله مشتاقند. ما باید افرادی را پیدا کنیم که واقعا پرحرارتند و در نبود ما نیز به کار خود ادامه دهند. ما تلاش می‌کنیم اعتبار این افراد را بالا ببریم و منابع بیشتری را برای کاری که می‌خواهند انجام دهند در اختیارشان قرار دهیم. ما با کسانی که پیدا می‌کنیم در حوزه تخصص خودشان کار می‌کنیم و سعی نمی‌کنیم از آن‌ها چیزی بسازیم که نیستند.»

در اواسط دهه 1990 / 1370 هنگامی که این موسسه قصد داشت پروژه‌ای را در دره کاتماندوی نپال اجرا کند، تاکر با آمود دیکسیت، یک مهندس زمین‌شناسی ملاقات کرد. دیکسیت امیدوار بود بتواند یک موسسه غیرانتفاعی برای کاهش صدمات ناشی از زلزله در کشورش تاسیس کند. جی.اچ.آی برای حمایت از پروژه‌های تبلیغاتی در سراسر کاتماندو با دیکسیت کار کرد. در یکی از این پروژه‌ها، مهندسین محلی برای تقویت یک مدرسه بناها را مستحکم می‌کردند. دیوارها با شبکه‌های فولادی به هم متصل شده و با میله‌های آهنی به زمین و سقف جفت می‌شدند. تنها درب خروج ساختمان مجددا نصب شد بطوری که رو به بیرون باز شود و در ضمن درب دیگری نیز افزوده شد.

تاکر گفت: «مردمی که در نزدیکی سکونت داشتند، روند کار را تماشا می‌کردند. نکته جالب این بود که وقتی من ده سال بعد به این دهکده بازگشتم، متوجه شدم مردم هنگام گسترش خانه‌هایشان یا ساخت خانه جدید از این مهندسین مشاوره می‌گرفتند. این مهندسین نیز شاگردان دیگری را در منطقه تربیت کردند و شرکت غیرانتفاعی دیکسیت کار خود را به دهکده‌های دیگری در منطقه گسترش داد.»

برخلاف پروژه نپال، جی.اچ.آی در دهلی هند، همکاران دلسوز خود را از میان کارکنان سازمان دولتی نظارت همگانی یافت. در این سازمان، مقامات نگران آسیب‌پذیری ساختمان‌های عمومی بودند. هند زلزله‌شناسان و مهندسین زلزله قابلی در دانشگاه‌های فنی خود دارد، اما آن‌ها به خوبی با یکدیگر یا با دیگر کارکنان دولتی مسئول در این زمینه ارتباط برقرار نکرده‌اند. بنابراین جی.اچ.آی به عنوان یک رابط بی‌طرف عمل کرده و با استفاده از متخصصان بین‌المللی زلزله، توجه تحصیل‌کرده‌های این کشور را جلب کرد. سپس آن‌ها را با مقامات شهری برای طراحی راهی به منظور مقاوم‌سازی بیمارستان‌ها، مدارس و ادارات پلیس متصل کرد.‌

تاکر گفت:« پروژه ما نخستین فرصت این افراد بود تا گرد هم جمع شوند و نشان دهند قادر به انجام چه کارهایی هستند. در پایان این پروژه، دو ساختمان به‌روزرسانی شده بود، پنج مدرسه تعمیرات روی آن‌ها انجام شده و سازمان نظارت همگانی ظرفیت ادامه کار پس از جی.اچ.آی را پیدا کرده بود».

آخرین پروژه جی.اچ.آی در پادانگ اندونزی، شهری با حدود یک میلیون نفر جمعیت بود که در دشتی هموار هم‌سطح دریا زندگی می‌کردند. در شهریور گذشته، هزار نفر از ساکنان در اثر زلزله جان باختند. اما با توجه به مکان پاندانگ، خطر بسیار بزرگ‌تر، وقوع سونامی است. آخرین تحقیقات در زمینه ارتفاع موج و مدت زمان بازگشت، پاسخ‌گوی نیازهای پاندانگ نیست. مشکل واقعی این است که فرصت کافی برای تخلیه محل وجود ندارد. بلافاصله پس از زمین‌لرزه شهریور، ساکنین منطقه از ترس وقوع سونامی تلاش کردند به مناطق مرتفع‌تر رفتند؛ اما در عوض در ترافیک سنگین ماندند. هرچند این بار سونامی رخ نداد، اما احتمال وقوع این پدیده در آینده بسیار قوی است و میزان تلفات ممکن است به صدهزار نفر برسد.

چه‌طور جان صدهزار نفر را نجات دهیم؟
بر خلاف دیگر شهرها که برای نجات جان صدهزار نفر نیاز به مقاوم‌سازی است، پاندانگ تنها به چند پارک مرتفع برای "تخلیه عمودی" نیاز دارد. ساخت چنین تسهیلاتی آسان و ارزان نیست، اما آرامش خاطری را در مقابل استرس و حس ناامنی هر روزه، برای ساکنین منطقه فراهم می‌آورد. جی.اچ.آی از هم‌اکنون به دنبال تهیه هزینه‌ها برای آغاز این کار است.

چیزی که جی.اچ.آی را از دیگر تلاش‌های پرعظمت مانند جی.ای.ام مجزا می‌کند این است که تاکر کار خود را با فهمیدن و غوطه‌ور شدن در متن مشکل آغاز کرد. جی.ای.ام درست در نقطه مقابل قرار دارد، یعنی بدون توجه به نیازهای یک مشکل، آخرین علوم و ابزارها را پیشنهاد می‌دهد. اما دانشی که قابل استفاده است، دانشی است که فضای ساختاری و اجتماعی خاص یک منطقه را بشناسد. اگر دانشمندان برای کاهش آسیب‌پذیری مناطق فقیر در مقابل زمین‌لرزه و دیگر خطرات جدی هستند، از شیوه جی.اچ.آی استفاده خواهند کرد.

نیچر، ترجمه: فاطمه محمدی‌نژاد

کد خبر 62338

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 2 =