۰ نفر
۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۹ - ۱۲:۴۵

اولین داستان من سال 1340 در مجله کیهان بچه‌ها چاپ شد.

 آنقدر خوشحال شدم که از میدان قیام تا خانه‌مان، سه بار داستان خودم را خواندم. آن موقع دوم دبیرستان بودم، که می‌شود دوم راهنمایی الآن. بعد از آن من 4 سال با کیهان بچه‌ها همکاری داشتم. الان نشریات ما زیاد تربیت نیرو و تشویق نوقلم‌ها را در دستور کار ندارند؛ در بین نشریات، سروش نوجوان داستان را با نقد آن اثر چاپ می‌کرد که کار بسیار جالبی بود و البته از ابتکارات مرحوم قیصر امین‌پور.

 و اولین کتابی که پر فروش شد...

اولین کتاب من که خیلی مورد استقبال واقع شد "اشراف‌زاده قهرمان" بود. این کتاب داستان "مصعب بن عمیر"، اولین سفیر رسول اکرم(ص)، به مدینه بود. این شخص پسر ثروتمندترین خانواده‌ی مکه است.
من همیشه گفته‌ام در تشویق من برای نوشتن کتاب‌های دینی، حجتی کرمانی و شهید مطهری بسیار موثر بودند. خاطره‌ای تعریف کنم از زمانی که سرپرست دفتر مکتب اسلام در تهران بودم. آن زمان شهید مطهری مقالاتی درباره نهج البلاغه در "مکتب اسلام" می‌نوشت. من خودم می‌رفتم و مقالات را از او می‌گرفتم. یک بار که رفتم مقاله را بگیرم گفت: "به حکیمی بگویید این داستان "سوگند مقدس" هفته گذشته‌اش به قدری من و همسرم را تحت تاثیر قرار داد که هر دو گریه کردیم. بگویید مطهری خیلی راضی بود." شهید مطهری می‌دانست که من فامیلی‌ام حکیمی است اما نمی‌دانست همان حکیمی مورد خطاب او هستم!

وقتی تبسمم را دید خیلی تعجب کرد و گفت: "حکیمی خودت هستی؟" بعد که ماجرا روشن شد، یک ربعی مرا کنار خودش نشاند و تشویق کرد. تشویق او آن زمان برایم خیلی شیرین و مؤثر بود. مرحوم علامه جعفری که منزل‌شان نزدیک منزل ما بود هم، خیلی مرا تشویق می‌کرد

کد مطلب 62627

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 9 =