۰ نفر
۶ فروردین ۱۳۹۶ - ۲۳:۵۸

ادبیات دعوت ،ادبیات پیشنهاد است! نه ادبیات اجبار و اکراه و حتى اصرار...

زيرا خدا كه خالق انسان بوده بهتر از هر كسي مي دانسته رفتار خشن و تند و اجبار و اكراه نه تنها اثر مثبت ندارد بلكه باعث انزجار و فرار و دوري مردم از دعوت كنندگان مي شود و از همين روي فرمود:"ولو كنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولك/ اگر خشن و تندخو و سنگين دل بودي از اطرافت پراكنده مي شدند"
اولياي خدا در طول تاريخ براي تبليغ دين و هدايت انسان ها تا پاي جان خود فداكاري و جان فشاني كردند،اما شيوه و روش آنان عرضه ملايم و دوستانه و پيشنهاد محبت آميز راه خير و صلاح در برابر پيشنهادهاي وسوسه انگيز شيطان بوده است.
آيات مختلفي مانند "والله يدعو" يا "دعوتكم فاستجبتم لي" به صراحت رقابت مستمر دو گزينه خير و شر در زندگي انسان را يادآور مي شود.
نقش اولياي خدا و بزرگان دين تربيت روحي انسان و تذكر مشفقانه و خيرخواهانه از موضع پدري و معلمي بوده تا پرده غفلت هاي انسان را كنار بزنند و حقيقت هاي باطني را به او يادآور شوند.
در كنار رفتار و شيوه عملي پيشوايان دين تعابير صريح فراوان چون روايت شگفت و حيرت انگيز:"كونوا دعاة لنا صامتين/ با سكوت مردم را به سوي دين و به سوي ما دعوت كنيد!" دقيقا به همين موضوع اشاره دارد.
در عرصه فردي زندگي بزرگاني چون علامه طباطبايي خود به تنهايي قدرتمندترين عامل تبليغ دين بود كه هر كسي با ديدن زندگي و رفتار و خوي و منش آنان شيفته مي شد.

رفتار كساني مانند سيد مهدي قوام رضوان الله عليه و مرحوم برهان و قاطبه علماي بزرگوار ما كه در قرن اخير زندگي و رفتارشان را ديده ايم و مردم شيفته و دلباخته سلوك و سيره شان بوده اند از مرحوم جهانگيرخان قشقايي و ميرزا رحيم ارباب تا امثال مرحوم آيت الله كوهستاني و مرحوم شيخ غلامرضا فقيه يزدي(خراساني) هرگز شما رفتار تحكم آميز و تند و پرخاشگرانه و دخالت در زندگي شان با مردم نمي بينيد، بلكه آنان چنان كه خدا فرموده و امام زمان مي خواسته زندگي خود را داشته اند و البته مردم در عطش معنويت و تشنگي روحانيت به سوي آنان مي آمدند.

در عرصه اجتماعي نيز تلاش ميداني كسي مانند امام موسى صدر نيز عرضه يك الگوي جذاب و مؤثر از جامعه شيعي بود تا ديگران جامعه اي موفق و متوازن را ببينند و احساس كنند با پيروي از تعاليم اين آيين مي توان به چنين جامعه اي رسيد. بخشي از سخنان اخير رهبر انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي نيز صراحتا به همين موضوع اشاره داشت كه اگر ما جامعه اي موفق و پيشرفته از لحاظ اجتماعي و اقتصادي و علمي داشته باشيم خودش بهترين تبليغ براي اسلام است.

در چنين حالي موضع و زبان حال من اين خواهد بود كه من شيوه اي خوب و ارزشمند براي زندگي شناخته و راهي درست و مطمئن براي زيستن پيدا كرده ام كه هم دنياي بهتري براي من مي سازد و هم تفسير روشن تري براي آخرت من ارائه مي دهد، اين شيوه خوشي و آرامش فردي و اجتماعي من را بهتر تامين مي كند و چون نمي خواهم آن را براي خودم احتكار كنم و چون شما را دوست دارم آن را به شما معرفي مي كنم و شما را به آن دعوت مي كنم. اگر خواستيد شما هم اين شيوه را انتخاب كنيد. بدون دعوا و بدون سروصدا و بدون تهمت زدن و فحش دادن و گشت ارشاد و دادگاه و محاكمه! وقتي رفتار و كردار و گفتار من واقعا زيبا و دلنشين باشد كه ديگران ببينند زندگي بهتر و خوشتر و آرامتري دارم به طور طبيعي و بر اساس گرايش فطري شان اين پيشنهاد را خواهند پذيرفت! من در اين دعوت حتى اصرار غير طبيعي نيز ندارم كه ديگران احساس كنند با رد آن مثلا من خسارتي خواهم ديد بلكه طوري از سر سيري و بي اعتنايي برخورد مي كنم كه بفمهند با رد اين پيشنهاد آنها ضرر خواهند كرد(يمنون عليك أن أسلموا، قل لا تمنوا علي إسلامكم بل الله يمن عليكم أن هداكم للإيمان/ براي مسلمان شدن شان بر سر تو اي پيامبر منت مي گذارند! به آنان بگو: براي اسلامتان بر من منت نگذاريد، بلكه اين خداست كه به خاطر هدايت شما به ايمان [و نجات] بر شما منت دارد)

رويكرد امثال مرحوم آيت الله طالقاني و استاد مطهري و شهيد بهشتي و امام موسى صدر و ... چنين است نه شيوه ها و رفتارها و روش هايي كه بيشتر به رفتار و كردار پليس و پاسبان مي ماند تا رفتار معلم دلسوز و پدر مهربان. همان كه امير مؤمنان مالك اشتر را از آن نهي كرد كه در مقابل مردم چنان نباش كه چون درنده اي بخواهي آنان را با هر بهانه اي به چنگ و دندان بگيري و پاره كني ( و لا تكونن عليهم سبعا ضاريا تغتنم أكلهم!) بلكه به عنوان نظام حاكم مخصوصا وقتي صبغه و سابقه و رنگ و روي دين و حوزه علميه و روحانيت و اسلام دارد، مردم بايد از تو رحمت و مهرباني ببينند و بخشش و عفو مشاهده و احساس كنند و به اين ترتيب به سوي دين جذب شوند.

کد خبر 649283

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 16 =