رئیس پیشین مرکز اسلامی هامبورگ گفت: نگاه معرفتی امام همچنان مسکوت مانده است. درست است که آثار عملی خود را گذاشته اما به صورت کلاسیک و مدرسی به آن پرداخته نشده است.


حجت الاسلام قائم مقامی:
نگاه معرفتی امام همچنان مسکوت مانده است/ کثرت و وحدت از منظر امام

مهر نوشت: حجت الاسلام قائم مقامی در نشست امام خمینی(ره) و چالش عرفان و سیاست گفت: هر از گاهی سعی بر مراد ستیزی دارم و بی رحمانه به سراغ نقد حضرت امام خمینی (ره) می روم اما هر بار خروجی آن یک چهر ه والا تر و جذاب تر و عمیق تر و استثنائی تر از او برایم به ارمغان آورده است. در هر نقدی اصل اول رعایت معیارهای نقد است. بعضی ادعای دموکراتیک بودن دارند اما در هنگام نقد ابتدایی ترین اصول نقد را نیز رعایت نمی کنند.

وی ادامه داد: به جای انطباق قطعی با حقیقت باید به دنبال حجیت باشیم. چرا که ما نمی توانیم به طور کامل به حقیقت دست یابیم. مصداق حجیت در هر زمان متفاوت است و حجیت یک مفهوم سیال است.

وی افزود: در ابتدا باید به تعریف عرفان بپردازم. عرفان به دنبال درک پدیده های هستی بر مبنای یک حقیقت یگانه و درک از سنت های حاکم بر هستی بر اساس یک درک وجودشناسانه است. عرفان در ارتباط مستقیم با وجود است. فلسفه نیز با وجود سر و کار دارد اما فلسفه مواجهه ذهنی در چهارچوب معقولات ثانویه با وجود دارد. در حالی که عرفان مواجهه مستقیم با وجود دارد و در عینیت می خواهد وجود را بشناسد. عارف می خواهد در عینیت وجود وحدت حاکم بر کثرات موجودات را بشناسد.

قائم مقامی در ادامه افزود: درک افراد در این جا متفاوت است. گاهی فردی به درکی از عمق رابطه خود تنها با اطراف خود می رسد. یعنی درک وحدت در بخش محدودی از کثرات. اما عرفان او فردی است و تحت درک اسماء جزییه الهی قرار گرفته است. این افراد منزوی و جامعه گریز می شوند. چون بیش از معرفت به ابهام و تردید رسیده اند. این عرفان اگر بیاید در سیاست دچار دیکتاتوری فرقه گرایی و بحران خواهد شد.یکی چنین فردی در ارتباطات خود با دیگران به دنبال ارتباط مرید و مرادی خواهد رفت. تصور می کند آن چه که نصیبش شده تجلی برآمده از اسم کلی است. حال آن که برآمده از اسم جزئی است. این که تجلی اسماء کلی الهی نصیب انسان گردد مخصوص پیامبران است و معجزه پیامبران این جاست که با این مقام ارتباط با توده جامعه با زبان ساده پیدا می کردند. حداقل این جامعه ستیزی را در شتهیات عرفا می بینیم. مثلاً فرد می آید برای مریدانش می گوید: چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی.

وی گفت: این را برای مریدانش می خواند تا مورد تشویق آن ها قرار گیرد و در تاریخ ثبت شود و این محل اشکال است. یا برای مثال تعبیر سبحانی سبحانی ما اعظم شأنی. یا همین گفته مشهور أنا الحق که تا امروز هم مهر کفر بر پیشانی گوینده اش خرده است. چرا که نباید با زبان عام حرفی خصوصی و راز آمیز را می گفت.

رئیس پیشین مرکز اسلامی هامبورگ افزود: این جاست که من می گویم مهم ترین بحران کنونی عرفان ما بحران زبانی است. از طرفی دیگر یکی از بزرگ ترین اشکالات فقه ما در خیلی از زمینه ها این است که در یک خلأ وجودشناختی شکل گرفته است. در انسان های زمان امام خمینی (ره) به جز او کسی که فهم قابل ارائه ای از اسماء کلی پیدا کرده باشد نمی شناسم. این ادعا را بنده دارم. امام خمینی قبل از انقلاب یک مبانی معرفتی پیدا می کند اما بعد از انقلاب فرصت ارائه فقهی که بر اساس این مبانی معرفتی بود را پیدا کرد. این نگاه معرفتی امام همچنان مسکوت مانده است. درست است که آثار عملی خود را گذاشته اما به صورت کلاسیک و مدرسی به آن پرداخته نشده است.

وی افزود: پذیرش کثرات یعنی تفاوت ها و اختلاف نظر ها را تحمل کنیم. اما آن عارفی که به درک جزئی از اسماء الهی رسیده گمان می کند با کثرت زدایی می تواند به توحید و وحدت برسد. اگر کثرت نباشد طعم وحدت را نمی توان چشید. با پیوند بین کثرات است که طمع وحدت توحیدی را می توان چشید. خداوند در آیه انا جعلناکم شعوبا و قبایل می گوید خودم این کثرت را قرار داده ام. چرا؟ لتعارفوا. برای این که مزه تفاهم و وحدت را بچشید. مثلاً ما می بینیم امام (ره) با استقلال مجمع روحانیون موافقت کردند. یک طیف از این رفتار امام ناراحت شد و طیف دیگر این را دلیل بر تأیید امام از تفکر مجمع روحانیون تلقی کردند. اما دلیل این کار این بود که امام اختلاف و تکثر را به رسمیت می شناخت و می خواست این مسأله را نهادینه بکند.

قائم مقامی در ادامه گفت: در زمان ماجراهای بنی صدر نزدیک ترین افراد امام یعنی آیت الله هاشمی و آیت الله خامنه ای و آیت الله بهشتی به امام نامه می نویسند با حالت اعتراض که اگر طرفدار بنی صدری بگو تا ما کنار بکشیم. یعنی آن قدر امام نظر شخصی خود را کتمان می کند که همچین تلقی ای پیدا می شود.

وی افزود: امام می گفت وقتی دیدم در پاریس مردم یک صدا یک چیز را می خواهند فهمیدم اراده الهی در کار است. یا این که می گفت ما مأمور به نتیجه نیستیم بلکه مأمور به تکلیف هستیم یک شاهکار است اما متأسفانه خوب فهمیده نشد. از طرفی امام عرفان را بالاتر از علم می دانست و این نکته مهمی است. از دیگر خصوصیات عرفانی امام این بود که به راحتی به اشتباهات خود اعتراف می کرد.

/6262

کد خبر 668600

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 11 =