همین پریروز چیزی نوشتم در رد و انکار آخرین ساخته مهدویان. و حالا می خواهم چیزی بنویسم در دفاع از او.

این روزها ورق مهدویان برگشته. هرکس از راه می رسد دشنه ای و دشنامی نثار او می کند. آن هم به ناحق. فیلم حضور او در برنامه هفت موجود است. اگر کسی می خواهد منصفانه در این باره قضاوت کند برود فیلم را ببیند اما در این روزگار که دل ها و حوصله ها تنگ است معمولا شایعات بیش از هرچیز دیگری کاربرد دارد.

یکی می گوید مهدویان به شاهنامه فردوسی توهین کرده و خلایق بی آن که بدانند موضوع از چه قرار بوده داد و هوار راه می اندازند که: ای امان و فغان که مهدویان به هویت ملی ما توهین کرده. بگذریم از این که به احتمال قریب به یقین حتی یک نفر از این جماعت مصراعی از شاهنامه را نخوانده و نخواهد خواند.

و اما اصل ماجرا از چه قرار بود: مهدویان در پاسخ به رشیدپور که اصرار داشت فیلم لاتاری را فاشیستی و مروج خشونت بخواند گفت: با این نگاه شما حتی شاهنامه فردوسی را هم می توان فاشیستی خواند، می خواهید ابیاتی از شاهنامه را برایتان بخوانم؟ که ای کاش رشیدپور اجازه می داد مهدویان در این باره توضیحات بیشتری بدهد. که البته بعید می دانم بازهم جماعتی که به دنبال بهانه برای دشنام دادن و خالی کردن عقده های ریز و درشتشان هستند توجهی به آن توضیحات می کردند.

همان طور که گفتم من با فیلم لاتاری مشکل دارم و اگر عمری باقی باشد بازهم در باره این فیلم خواهم نوشت اما حملات ناجوانمردانه ای از این دست را اصلا نمی پسندم.

مهدویان نه دشمن این آب و خاک است و نه با هویت ملی این مردم سر ستیز دارد. نه فاشیست است و نه مروج خشونت. درک و دریافت او از مفهوم غیرت با من و خیلی های دیگر متفاوت است و ما با او بر سر همین تفاوت دعواها خواهیم کرد اما به بهانه اختلاف سلیقه داشتن با او انصاف و مروت را فروگذاشتن عین ناجوانمردی است و ناجوانمردی از سمت و سوی هرکسی که باشد ناپسند است و مذموم.

کد خبر 753351

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 4 =