تحلیلگر مسایل منطقه ای و بین المللی گفت: برای تحقق پیشنهاد وزیر امور خارجه درباره ارتقای امنیت منطقه ای باید با شناخت واقع بینانه از واقعیات موجود راهکارهای عملیاتی داشته باشیم.

محمدجواد ظریف وزیر خارجه در کنفرانس امنیتی مونیخ بار دیگر پیشنهاد ایران برای ارتقای امنیت منطقه ای را مطرح کرد.

وی با بیان این که از نظر تهران منطقه خلیج فارس نیازمند یک معماری امنیتی منطقه‌ای جدید است ، افزود: ما به این امر باور داریم و پیشنهاد ایجاد آنچه آن را یک «منطقه قوی» به جای «قوی ترین در منطقه» می‌نامیم، مطرح کردیم.

از سوی دیگر طی ماه های اخیر شاهد زمزمه هایی در بین مقامات اروپایی برای گفت و گو درباره موضوعات موشکی و مسایل منطقه ای هستیم که در ارتباط با این موضوعات خبرنگار ایرنا با افشار سلیمانی سفیر پیشین ایران در جمهوری آذربایجان و تحلیلگر مسایل منطقه ای و بین المللی به گفت و گو نشست.
مشروح این مصاحبه به قرار زیر است:

وزیر امور خارجه در کنفرانس امنیتی مونیخ بار دیگر پیشنهادات ایران برای امنیت منطقه را مطرح کرد به نظر شما این پیشنهادات چگونه و از طریق چه سازو کارهایی می تواند عملیاتی شود؟

وقتی طرحی اقتصادی، سیاسی و امنیتی می دهیم باید شاخص های نظام بین الملل را بشناسیم و براساس واقعیات موجود در نظام بین المللی که امروز نه تک قطبی است، نه دو قطبی و نه چند قطبی بلکه یک نظام تک - چند قطبی منعطف است، پیشنهادات را در این قالب ها در عرصه بین المللی مطرح کنیم و با شناخت واقع بینانه از قواعد حاکم بر نظام بین الملل فارغ از اینکه این قواعد مطلوب ما است یا نیست این طرح ارائه شود.

صرف مطرح کردن پیشنهادات و اینکه راهکارهای عملیاتی برای آن تهیه نکنیم به جایی نمی رسد.
در قاموس مسایل بین الملل دو بحث استراتژی و تاکتیک را داریم؛ اگر بحثی را که آقای ظریف مطرح کرده اند، استراتژی تلقی کنیم، باید دید تاکتیک های آن چیست.

گفت و گوهای منطقه ای ، اولویت دادن به همکاری ها و طرح منطقه قوی مباحث خوبی است اما وقتی طرحی عملیاتی برای آن نداشته باشیم، این طرح به جایی نمی رسد.

خیلی خوب است کشورهای منطقه خودشان بنشینند و برای امنیت منطقه مدلی تعریف کنند و در کنار آن هم همکاری های اقتصادی و فرهنگی شکل گیرد و این یک ضرورت است. اما اینکه چرا چنین اتفاقی نمی افتد، ریشه های تاریخی، سیاسی و بین المللی و ایدئولوژیک دارد.

از طرف دیگر درست است که نگاه ها متفاوت است اما در عین حال کشورهای منطقه نقاط اشتراک هم دارند.

دیپلماسی واقع بینانه می گوید بر اساس اشتراکات همکاری کنیم تا اختلافات کم شود. اگر اولویت را به اختلافات بدهیم همانطور که الان شاهد هستیم منطقه تنش آلود می شود و نیروهای فرامنطقه ای به آن ورود می کنند.

اعتقاد دارم اگر کشورهای منطقه نتوانند از طریق سازو کارهای دو یا چند جانبه مسایل خود را با یکدیگر حل کنند،همکاری منطقه ای هم شکل نمی گیرد.

ایران باید مسایل خود را با عربستان، بحرین و امارات حل کند در واقع ما باید اختلاف نظرهای خود را با کشورهای منطقه حل و فصل کنیم تا به سازو کارهای منطقه ای برسیم. در عین حال باید این مساله را هم مد نظر داشته باشیم که فقط ما نیستیم که با دیگران اختلاف نظرهایی داریم. خود عربستان بر علیه قطر ائتلاف ایجاد کرده است و هر کدام از کشورهای منطقه سمت و سویی دارند.

عمان در حالت بینابین حرکت کرده است. کویت هم همین طور البته نه به اندازه عمان. اردن در کنار عربستان قرار دارد. می بینیم که این کشورها که هم عضو اتحادیه عرب هستند و هم عضو شورای همکاری خلیج فارس با هم اختلافاتی دارند و مسایل خود را حل نمی کنند. بنابراین رسیدن به همکاری منطقه ای نیازمند عبور از این اختلافات دو یا چند جانبه است.

از طرف دیگر در نظام بین الملل چه بخواهیم و چه نخواهیم قاعده ای حاکم است که بر اساس آن یک سری کشورها « سیستم » و کشورهایی هم « زیرسیستم» هستند. کشورهای سیستم فارغ از اینکه موضعشان حق است یا نیست همواره تاثیرگذار هستند.
می دانیم که بیشتر کشورهای منطقه جزو کشورهای زیرسیستم و تحت تاثیر کشورهای سیستم هستند.

برای مثال عربستان کشوری است که نگاه می کند ببیند آمریکا و در مرحله بعد اروپا چه می گوید.

نکته دیگر نقش اسرائیل در این منطقه است که در کنار این کشورها قرار گرفته است و ما با آن ها دیالوگ رسمی نداریم و اسرائیل را به رسمیت نمی شناسیم. البته دیالوگ غیررسمی با اسرائیل و آمریکا داریم و اگر به آمارها نگاه کنیم اتفاقا بیشترین دیالوگ غیررسمی ما با اینهاست و روزانه ده ها موضع گیری از سوی امریکا و اسرائیل و ایران علیه یکدیگر اتخاذ می شود.

آیا از مدل مذاکرات هسته ای می توان برای حل و فصل مسائل منطقه ای استفاده کرد؟

به هر حال هر چیزی سود و زیانی دارد و برجام گشایش هایی ایجاد کرد و ممکن است همه انتظارات را فراهم نکرده باشد اما همین معضل اگر حل نمی شد، ممکن بود ایران تحت فشارهای بیشتری قرار بگیرد.

وقتی مذاکرات هسته ای ایران بعد از چند سال به نتیجه نرسید با آمریکا مذاکره کرد و برجامی به دست آورد منافعی هم کسب کرد
آمریکا کشوری است که ادعای سرسیستمی دارد و ما فقط در هسته ای با آنها مذاکره کردیم تا زمانی که مثل مدل 1+5 و ایران باشد در بعضی از مسایل منطقه ی کشورهای دیگر می توانند به چنین گفت و گویی اضافه شوند و ما می توانیم مدل مذاکراتی 1+5 را داشته باشیم و کشورهای منطقه را هم به آن اضافه کنیم حتی مسایل سوریه را هم می توانیم در قالب همین مدل ها حل و فصل کنیم.

امروز عده ای به آستانه می روند عده ای هم به وین یا ژنو می روند به هر حال مسایل مبرم بین الملل باید با مشارکت همگان حل شود و اگر هم قرار است روزی فقط با کشورهای منطقه گفت و گو کنیم درست است ولی کشورها اعمال نفوذ دارند.

ما دوست داریم کشورهای منطقه بتوانند مشکلات خود را خودشان حل کنند ولی این اتفاق نمی افتد چون بحث سیستم و زیرسیستم وجود دارد و به هر حال کشورهای سیستم تاثیرات خود را بر این کشورها دارند، خوب است بشود ولی نمی شود.

از طرف دیگر وقتی آمریکا در منطقه پایگاه نظامی دارد و کشورهای دیگر هم پایگاه دارند و این کشورها به آن وابسته هستند ، چطور ممکن است بگوییم کشورهای منطقه با هم حرف بزنند بنابر این به نظر می رسد در گام اول کشورها باید دو جانبه صحبت کنند. بعد از آن هم نیازی نیست اگر کشوری حرفی برای گفتن دارد، اشکالی ندارد در قالب نظام بین الملل و در چارچوب سازمان ملل حرف بزند و همه هم شاهد باشند.

فرصت هایی در ساختار بین الملل وجود دارد که ضعف هایی هم بر آن مترتب است اما برای کمتر کردن تاثیرات کشورهای سلطه گر می شود مسایل را به سمت سازمان ملل برد. درست است که آنها حق وتو دارند ولی اعضای غیر دائم هم هستند. می شود در قالب نشست ها و کنفرانس ها این مسایل را حل و فصل کرد.

الان شاهد هستیم که کنفرانس امنیتی منطقه ای که عمدتا درباره مسایل خلیج فارس و خاورمیانه است در مونیخ و یا سایر کشورهای اروپایی برگزار می شود . چه اشکالی دارد که این نشست ها در منطقه برگزار شود چرا نباید خود کشورهای منطقه ابتکار عمل در برگزاری اجلاس ها داشته باشند.

درباره روابط دو جانبه ایران مشخصا با عربستان از ابتدای دولت روحانی مکرر پیام های مبتنی بر روابط منطقی و معقول به آنها ارسال شد ولی سعودی ها برعکس رویکردهای خصمانه خود را علیه ایران تشدید کردند. در سال های قبل هم سیستم و ساب سیستم را داشتیم چرا آن موقع جواب داد ولی امروز جواب نمی دهد؟
روند تحولات منطقه ای نسبت به آن موقع تغییر کرده است؛ زمان آقای هاشمی وضعیت عراق، سوریه و یمن به این شکل و به این وضعیت نبود. شرایط امروز منطقه بغرنج تر و پیچیده تر شده است. آن موقع این همه بحران و درگیری در منطقه وجود نداشت. از طرف دیگر تاثیرگذاری سیستم و آمریکا را هم باید در نظر بگیریم و سیاست ها و تصمیمات سیستم به نوعی در منطقه منعکس می شود. البته در ایران هم حوادثی مثل حمله به سفارت رخ داد که اینها هم تاثیرگذار بود.

وقتی می خواهید در قالب قواعد بین الملی حرکت کنید باید جلوی چنین حرکاتی گرفته شود. در داخل عربستان هم تحولاتی رخ داده و محمد بن سلمان که جوان کم تجربه ای است یک باره ولیعهد شد و به جای شاه هم عمل می کند.او هم در سیاست ها و تصمیم های خود دچار اشتباهاتی شده است.

کسی که می خواهد شاه شود باید تنش ها را کم کند نه اینکه به سمت افزایش تنش گام بردارد. شاهد هستیم که سیاست های وی در یمن ، سوریه و قطر چه مشکلاتی به همراه داشته است و اخباری منتشر شده حاکیست که ملک سلمان هم از وی ناراضی است.
مجموع این اتفاقات باعث شد است که روابط ایران و عربستان به سمت کاهش تنش حرکت نکند.با وجود همه اینها برای تامین امنیت منطقه ای باید همکاری های دو جانبه را فعال کنیم این کار را می توانیم با کشورهایی که مشکلات کمتری داریم ، آغاز کنیم و موضعمان هم این باشد که هدف نهایی این گفت و گوها و دیالوگ تامین امنیت منطقه ای است. حتی معتقدم که این مدل در نهایت می تواند به کشورهای سیستم هم که در منطقه تاثیرگذار هستند، تسری پیدا کند. به نظر من ما می توانیم و باید با اروپا بیشتر کار کنیم.

ما در سال های اخیر با اروپا و امریکا مذاکراتی درباره مسایل هسته ای داشتیم. امروز آنها بحث های جدیدی را درباره مسایل موشکی و منطقه ای مطرح می کنند. موضع دیپلمات های ما این است که غرب برجام را تبدیل به تجربه موفق کند تا درباره مسایل دیگر هم گفت و گو کنیم. از طرف دیگر عده ای در کشور معتقدند وقتی غربی ها به تعهدات خود عمل نمی کنند چه تضمینی وجود دارد که در مذاکرات آتی هم بد عهدی نکنند و ما عملا دست خود را ببندیم. از نظر جناب عالی نحوه تعامل ایران با این مساله چطور می تواند باشد؟
به نظر من آمریکایی ها مواضع روشنی دارند. کشورهای اروپا برجام را تایید کردند. انگلیس، فرانسه و آلمان هم می گویند علاقمند به مذاکره هستند. به نظر من ما درباره موضوعات غیر برجامی می توانیم ، صحبت کنیم. باید رهیافتی پیدا کرد که هم عزت ایران حفظ شده و به معنی تسلیم نباشد و هم مسایل و مشکلات منطقه حل شود.

آمریکا می خواهد از طریق اروپا به اهدافش برسد برای اینکه عزت کشور حفظ شود ما باید رهیافت داشته باشیم به نظر من ما باید پکیجی مذاکره کنیم. در این مدل از مذاکره اول اینکه سعی ما این باشد که اروپا حتما در کنار ما باشد. از نظر اقتصادی، سیاسی و امنیتی باید اروپا را داشته باشیم. ولی می توانیم در این گفت و گوها واریانت های مختلف برای تضمین ارائه کنیم.

برای مثال ما راجع به مسایل منطقه ای مذاکره می کنیم . در این گفت و گوها باید موقعیت همه از جمله نقش ایران در منطقه معلوم شود. ما وقتی در آستانه یا سوچی مذاکره می کنیم در آنجا هم موضع خودمان را بیان می کنیم و هم نظر دیگر کشورها مطرح می شود که این علی السویه برای همه کشورها می شود.

ما با این روش می توانیم هم ضمن اعلام آمادگی برای مذاکره هم عزت خود را حفظ و هم خود را از سیبل بودن خارج کنیم. در آنجا فقط ما نیستیم دیگران هم هستند و حضور ما هم به دعوت دولت سوریه است. هر کسی حضور دارد می تواند بیاید و صحبت کند. در واقع ما حضور ایران در مسایل منطقه را در کنار حضور دیگران مورد بحث و گفت و گو قرار می دهیم. در مورد مسایل منطقه هم مانند امنیت می توانیم گفت و گو کنیم تا روشن شود که ما باید چکار کنیم و دیگران چه باید بکنند در واقع در این گفت و گوها هم توانمندی ایران و هم توانمندی دیگر کشورهای منطقه ارزیابی می شود.

اگر به سازو کاری برسیم و تضمین هم داشته باشد، می توانیم اتفاقا از این مذاکرات امتیازاتی هم بگیریم.

الان ایران را در تامین هواپیماها تحریم کرده اند در صورتی که ما باید برای دفاع از خود سیستم دفاعی - امنیتی و حد متعارفی از تسلیحات را داشته باشیم و می توانیم با تغییر مدل مذاکره به اهداف خود دست یافته و نیازهای خود را برطرف کنیم.

کد خبر 758185

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 12 =