در روزهای اخیر به بهانه انتقاد از وضعیت اقتصادی کشور، اجتماعی از طلاب حوزه علمیه قم در مدرسه فیضیه برپا شد که وجود شعاری تهدیدآمیز پرده از ماجرای مشکوک در فوت مرحوم هاشمی‌رفسنجانی برداشت.

انعکاس شعارها در میان آحاد مردم این بوده است که جناب ایشان به قتل رسیده و رئیس‌جمهوری کنونی را هم تهدید به همین سرنوشت کرده‌اند و در پی آن، یکی از مداحان که بدون کم‌ترین صلاحیتی بر کرسی تهدید و عتاب قراردادن مدیران کشور می‌نشیند و از مصونیت قضایی هم برخوردار بوده و تاکنون به ادعاها و اتهاماتش رسیدگی نشده است، بلکه فرش قرمز هم برایش پهن می‌کنند، با استفاده از عبارت «آن یارو در استخر فرح مرد و این یارو هم در استخر می‌میرد» ابهام موجود در جامعه را به یقین نزدیک کردند. نویسنده قصد بررسی حقوقی این نوع رفتارها راندارد، زیرا بر همگان روشن است هر دو حرکت از مصادیق حتمی تهدید بوده و چون در گذشته هم چنین اتهاماتی به دیگران زده شده است، امید به پیگیری نیست. از این رو، از زاویه دیگری آن اتفاق شوم و بحران‌ساز را مورد مداقه قرار می‌دهد.

فقیه و مرجع بزرگوار حضرت آیت‌الله جوادی‌آملی در ماه‌های اخیر در دیدار با وزیر وقت کار، در نقدی به عدم کارایی نظام و اشاره به حل نشدن گره‌های اقتصادی مردم اعلام داشتند: «بی‌لیاقتی‌های مدیران پشت میزنشین ما، قابل تحمل نیست. ملت اگر قیام‌ کنند ما را به دریا خواهند ریخت.»

در اعتراض طلاب در اجتماع فیضیه گفته شد: «ای آن که مذاکره شعارت، استخر فرح در انتظارت». در مراسم دعای عرفه که می‌بایستی فضای مهر و نیایش و ادب باشد، مجری آن، چنین گفت: «اون یارو در استخر مرد این یارو هم در استخر می‌میرد.»

حال با توجهی هوشمندانه، ببینیم سرنوشت دنیوی غرق‌شدگان در استخر دشوارتر است یا غرق‌شدگان در دریا؟

اگر در استخر خفه شود، در صورت وجود اراده‌ای برای پیدا کردن قاتل، به‌راحتی امکان‌پذیر است، همان طور که با گذشت مدت کوتاهی مسببان حادثه پرده از کشته شدن یکی از پایه‌گذران جمهوری اسلامی برداشتند. گرچه دست‌های مخفی و قدرت‌های پشت‌پرده خود را پنهان کردند و فریب خورده‌ها را وارد صحنه کرده‌اند. و از سوی دیگر، فردی که در استخر خفه شود، جنازه‌اش به دست می‌آید و مردم جنازه وی را با شکوه تمام تشییع می‌کنند و مراسم بزرگداشت برای چنین فردی برگزار می‌کنند. نکته دیگر این که در گرد و اطراف استخر جریان روباه‌صفت و سازمان‌های مافیایی جمع می‌شوند و مقتول، قربانی سیاست‌ها و زیاده‌خواهی‌های کرسی‌های قدرت قرارمی‌گیرد اما اگر به تعبیر حضرت جوادی‌آملی بی‌لیاقتی مدیران ادامه پیدا کند، ملت همه را به دریا خواهند ریخت، که در چنین صوورتی، ردپای غرق‌شدگان را باید در شکم کوسه و نهنگ و سایر آبزیان جست‌وجو کرد و دیگر نه تشییع جنازه‌ای در کار خواهد بود و نه مجلس ترحیمی و نه آرامگاهی و آستانه و حرمی. دریا می‌شود خانه برزخی کسانی که مورد بغض و عصبانیت مردم قرار گیرند و در این نوع از غرق کردن ، ملت پای کار هستند نه مافیای قمارباز و رقاص!

حال با نگاه از زاویه نویسنده این یادداشت، می‌خواهید در استخر غرق‌تان کنند یا در دریا؟ گرچه نتیجه مرگ در استخر و دریا یکی است و حاصل اخروی آن هم بستگی به پرونده اعمال نزد خداوند دارد و در قیامت کبری، تکلیف معلوم می‌شود و از باب تأکید و هشدار مجدداً یادآوری می‌کنم که، بدانید قربانیان استخر توسط یک باند سیاسی خفه می‌شوند لکن فتادگان در دریا، قربانیان اراده مردم و نتیجه ظلم و استبداد و هوس‌رانی و پاره، پاره کردن سفره انقلاب و آلوده کردن انتظارات مقدس مردم به فساد سیاسی و دینی و اقتصادی است . مردم اگر بپاخیزند برای از بین بردن شعبده‌بازی و سیاه‌بازی‌های سیه‌رویان و متملقان خواهد بود و قطعا از قربانیان این قیام نام و نشانی نخواهد ماند و در اتفاقات زشت و خوب تاریخ دفن می‌شوند. 

به امید بیداری

دکتر مرتضی بهشتی، حقوقدان و پژوهشگر

کد خبر 801193

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 5 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام A1 ۱۱:۴۷ - ۱۳۹۷/۰۶/۱۰
    0 0
    بسيار عالي