حسین هدایتی مرد خوبی است. من یک سال در کنار او بودم و حضور اولیهاش در استیلآذین را نظاره میکردم. او فوتبال را دوست دارد و چون دغدغه مالی برایش معنایی ندارد به راحتی هزینه میکند. شاید آنچه او در سال اول برای استیلآذین پرداخت چند میلیارد تومان باشد که بودجه 4 تیم دیگر حاضر در آن دسته است. مبلغ زیادی از این پول صرف خرید بازیکن شد. فقط یک واسطه از فرستادن 3 بازیکن به تیم او پول هنگفتی به جیب زد و از ایران رفت. این مبلغ و حتی شاید شنیدن اعدادش مو را به تن هر فرد عادی سیخ کند اما فکر نمیکنم حسین هدایتی از آنچه انجام داده ناراضی باشد.
او بهای شهرت و محبوبیت را یک شبه پرداخت و اگر چه تا قبل از آن کسی در فوتبال او را نمیشناخت، حالا یک چهره سرشناس است که نامش را در ورزشگاهها فریاد میکنند،آنچه همیشه هر علاقهمند به فوتبالی در رویاهایش تجسم میکند.اینکه شخصی باشد که بتواند به زعم خود کمکی به فوتبال کند و محبوب باشد. قصه شخصی چون علی شفیعزاده هم شاید بیشباهت به هدایتی نباشد. استقلال اهواز هم در همه این سالها ارقام درشتی را در زمان نقل و انتقالات به جیب دلالان ریخته است. او هم اما برای کارش توجیه اقتصادی دارد چون حالا چهرهای سرشناس است. اینها تازه مدیرانی هستند که پولهایشان را از جیب خود هزینه میکنند. حال جای این افراد مدیران دولتی را بگذار که بودجههایی کلان در دست دارند. ردیفهای بودجه دولتی که باید حتماً هزینه شوند. پس خرج از کیسه دولت میشود و شهرت را برای مدیران به همراه میآورد. اینگونه است که رونق به کاسبی دلالان میافتد. مدیر میآید تا به هر قیمتی اسمیترینها را در تیمش داشته باشد و اینگونه ژستی پیروزمندانه بگیرد. پس ستاره محبوب میشود ستارهای که نامش بیشتر در رسانهها چاپ میشود نه آنکه بهتر بازی میکند. به همین سادگی چرخهای کاذب به راه میافتد و دلالان به سودهای چند صد میلیون تومانی میرسند. پس از مدتی مربیها هم که میبینند از این قافله باز ماندهاند وارد سیکل کاذب میشوند.
آقای مدیر هم کم کم تجربه پیدا میکند و میخواهد از این سفره پرسود که او به همه از آن نان میرساند سهم ببرد و کار به اینجا میرسد که حالا هستیم. شاید تا زمانی که شیوه ورودیهای پول به فوتبال را تغییر ندهیم و به سویی گام برنداریم که هزینههای فوتبال را تنها و تنها از چرخه اقتصادی مرتبط با فوتبال تأمین کنیم راهی برای فرار از این باتلاق پیش رویمان نیست. این سیکل آلوده میگردد و مدام تکرار میشود و هر بار قربانیان جدیدتری میگیرد. هر روز پاکانی که میبینند سرشان بیکلاه مانده وارد این بازار ناپاک میشوند و فوتبال بیشتر گام به سوی تباهی بر میدارد. آنقدر پیش میرویم تا کسب پول نامشروع هدفمان شود و هروسیلهای برای رسیدن به سود بیشتر به کار رود. اینگونه است که فحشها هرروز اوج میگیرند. دوپینگ اپیدمی میشود و تبانی را آشکارا در زمینها میبینیم.






نظر شما