درباره مکتب تفکیک از زوایای گوناگون می توان سخن گفت، اما مهم این است که دریابیم این مکتب بر کدام بنیاد فکری و معرفتی تکیه کرده است. حجت الاسلام خسروپناه، رئیس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، در گفت و گویی با خبرگزاری مهر به بیان اندیشه های این مکتب پرداخته است. تلخیصی از این گفت و گو را در جدول زیر بخوانید.

موضوع
اظهارات
 
 
 
 
تاریخچه پیدایش مکتب تفکیک
میرزا مهدی، شاگرد برجسته علامه نائینی در صدد طرح مباحث اعتقادی و معارف اسلامی خالص و ناب در سال 1340 قمری در مشهد برآمد و در این میان توانست باب جدیدی از تعارض میان عرفان و فلسفه با معارف اسلامی را بگشاید. وفات میرزا در سال 1365 قمری سبب شد که شاگردانش با ارائه تقریرات و کتابهای استاد مانند ابواب الهدی و مصباح الهدی و تدوین بیان الفرقان توسط شیخ مجتبی قزوینی و میزان المطالب و عارف صوفی چه می گوید توسط میرزاجواد تهرانی و تنبیهات حول المبدأ والمعاد توسط میرزاحسینعلی مروارید و توحیدالامامه توسط شیخ محمدباقر ملکی میانجی و آثار آیت الله سیدان، این اندیشه را به یک جریان فکری تبدیل کنند. نخستین بار اصطلاح تفکیک را استاد حکیمی مطرح و این جریان را به صورت نظام مند معرفی کرد.
 
روش گروه گفتمان دین پژوهی تفکیک با نظری خاص
روش اصلی دین پژوهی این جریان را می توان تفکیک و جداسازی قرآن و سنت اهل بیت از فلسفه یونان و عرفان و دستاوردهای معرفت بشری دانست. این جریان در آغاز راه با فلسفه، رویکرد ستیزه جویانه داشت؛ لکن در دوره معاصر، معتدلانه با فلسفه و اندیشه های فلسفی برخورد می کند.
 
 
دوره های مکتب تفکیک
سه دوره را برای مکتب تفکیک فرض کرد:
دوره نخست: دوره مرحوم میرزای اصفهانی و شاگردانش مرحوم حلبی
 دوره دوم : توسط شاگردان دیگر میرزای اصفهانی یعنی مرحوم آقامجتبی قزوینی و میرزاجواد آقای تهرانی شکل گرفت و توسط استاد حکیمی معرفی گردید.
 دوره سوم :با تبیینهای استاد سیدان تحقق یافت.
 
 
 
 
اندیشه دوره اول جریان تفکیک
دوره نخست تفکیک به مؤسسان و متقدمان این مکتب بر می گردد، مرحوم میرزامهدی اصفهانی، مؤسس تفکیک می گوید: فلاسفه اسلام منهدم کنندگان اسلام اند و خادمان آن نیستند.» و «تمام دستاوردهای شریعت با همه قواعد فلسفه، تناقض دارد.» و «اصولا ابلیس با شکل برهانی قیاس خود را مطرح کرد.»
حلبی نیز فلاسفه را منکر علمی خدای واقعی می داند و تعابیر بسیار گزنده ای نسبت به عرفا مطرح می کند.
میرزای اصفهانی هیچ وجه جامعی میان علوم بشری و علوم الهی را نمی پذیرد و حتی علوم بشری را مباین علوم الهی می داند. میرزای اصفهانی، پرهیز از علوم اصطلاحی و علوم بشری را شرط شناخت حقیقی می داند و از آنها به موهوات علمیه اصطلاحیه یاد می کند. معارف بشری به اعتقاد وی، جهالت و ضلالت و معلومات آنها در حقیقت مجهولاتند.
 
 
 
 
 
تعریف عقل در مکتب تفکیک
مقصود از عقل در مکتب تفکیک، عبارت از نور صریح و موجود خارجی و مجرد از ماده و عوارض ماده و خارج از حقیقت انسان و معلوم و معقولات است که خداوند بر ارواح انسانی افاضه می کند و برای دارنده اش، ظاهر بالذاته و مظهر لغیره است؛ به گونهای که به وسیله آن حسن و قبح افعال و جزئیات شناخته می شود. این نعمت الهی، حجت ذاتی و الهی داشته و معصوم بالذات و ممتنع الخطاء است. برخی از بزرگان تفکیک برای اثبات حجیت بالذات عقل به استحاله دور و تسلسل تمسک کرده اند. حجیت ذاتی عقل، به نظر این طایفه منافاتی با خطای عال به جهت بهره نبردن از عقل و غلبه هوای نفس ندارد. حقیقت علم و عقل در این مکتب، یکی است و اختلاف آن دو، به این است که حقیقت نوری را از جهت کاشفیت حسن و قبح اشیاء که موجب حسن و قبح آنها گردد، تعبیر به عقل نمایند و این حقیقت نوری را از جهت ظهور به ذات و مظهریت اشیاء علم نامند.
 
معرفت خداوند از نظر
میرزای اصفهانی
 
میرزای اصفهانی با عقل منطقی و فلسفی و قواعد آن مانند علیت و سنخیت و جعل وجود یا ماهیت، مخالفت کرده و بر این اساس روش برهانی را برای معرفت الهی ناتمام می شمارد و معرفت خداوند متعال را فطری و بدیهی نه استدلالی معرفی می کند. برای اینکه وجود خداوند، امری مشکوک و مجهول نیست تا محتاج اثبات و اقامه برهان إنِّ و لّم باشد.
 
 
 
ریشه های دیدگاه تفکیکی ها
میرزا اصفهانی، تنها یقین حاصل از کتاب و سنت را حجت دانسته و حجت یقین در اصول و فروع را ذاتی نمی داند. میرزا اصفهانی، گفتمان خود را برخلاف گفتمان فلسفه و عرفان، گفتمان اصحاب ائمه(ع) و فقها و اسلام اصیل می داند. به گمان وی، اصحاب ائمه با این گفتمان از اهل فلسفه و عرفان اعراض کرده و به بطلانش فتوا می دادند. این ادعای تفکیکیان بی بدیل و خالی از اثبات است؛ زیرا مراجعه به آثار و سخنان بزرگانی مانند هشام بن حکم و مؤمن الطاق و فضل بن شاذان و شیخ مفید و سید مرتضی و شیخ طوسی و غیره نشان می دهد که به بدیهیات عقل نظری و عقل عملی اعتقاد داشته و با استفاده از بدیهیاتی مانند اصل استحاله تناقض و اصل علیت به ارائه براهین اثبات وجود خدا همچون برهان حدوث می پرداختند و به کارگیری این روش معرفتتی که مخالف تفکیک دوره اولیه است، برگرفته از سخنان اهل بیت(ع) است.
 
 
 
 
روشهای کسب معرفت نزد تفکیکی ها
یکی از روشهای کسب معرفت نزد مکتب تفکیک، فطرت است؛ البته بدون اینکه به تبیین و تعریف فطرت بپردازند. مرحوم اصفهانی در مقام استدلال به قیاس استثنائی تمسک می کند و می گوید: اگر مبنای شریعت نبوی بر معرفت اکتسابی بود باید انسانها را به آن فرامی خواند تا از طریق برهان، معرفت اجمالی و تفصیلی را فراگیرند. معرفت فطری به تذکر و تنبه حاجت دارد.
معرفت حسی، یکی دیگر از روشهای معتبر نزد تفکیکیان است. مدافعان این مکتب اعم از دوران گذشته و معاصر بر حجیت این روش اصرار می ورزند و امور حسی را جزء حجتهای فطری عقلایی می شمارند و حجیت خبر ثقه را مبتنی بر معتبر دانستن ادراک حسی دانسته اند.
 
ریشه اندیشه مسیحیت در دیدگاه مکتب تفکیک
دیدگاه مکتب تفکیک متقدم بسیار شباهت با ترتولیان و نص گرایان و ایمان گرایان مسیحی همچون آگوستین و آنسلم دارد، که بدون تفکر عقلانی، مردم را به ایمان دعوت می کردند. سخنان گفتمان تفکیک متقدم نشان می دهد که معرفت عقلی به معنای پذیرفته شده این مکتب به نص گرایی بر می گردد.
 
 
 
عقل مورد پذیرش تفکیکی ها
نزد تفکیکی ها، عقل نیز از روشهای معرفت است، اما عقلی که توسط پیامبران تأیید شده باشد و از آن به عقل سلیم مستقیم تعبیر می شود، البته آسانترین راه برای کشف مستقلات عقلیه، مراجعه به فرمایشات پیامبران است. بر این اساس قطع و یقین حجیت ذاتی ندارد، مگر اینکه از طریق کتاب و سنت باشد، زیرا مقدمات یقینی بر یقین غیر نوری استوار است و امکان کشف مطابقت آن با واقع منتفی است، البته عقلا به لحاظ کاربردی و عملی به قطعیات و علوم حصولی خود عمل می کنند ولی نباید این کارکرد عملی را به معنای مطابقت با واقع دانست.
 
 
 
 
 
ویژگی های دوره دوم مکتب تفکیک
دوره دوم مکتب تفکیک توسط استاد محمدرضا حکیمی در کتاب مکتب تفکیک معرفی شده است.
مکتب تفکیک نه با عقل مخالف است و نه با فلسفه. طرفداران این دوره، تباین و تناقض میان دین و فلسفه و عرفان را نمی پذیرند. تفکیکیان به اعتبار پیروی از وحی، از عقول دفائنی و دست نخورده بهره می برند که اعماق عقل است و دیگران از سطوح عقل یا عقل ابزاری استفاده کرده اند. مکتب تفکیک اعتدالی، میان عقل ابزاری و عقل انواری تفاوت می گذارد.
 هدف این مکتب، از نظر گرایش اعتدالی، خالص ماندن شناختهای قرآنی و سره فهمی معارف اسلامی به دور از تأویل و مَزج با افکار و نحله ها و برکناری از تفسیر به رأی و تطبیق و مصون ماندن حقایق و اصول وحیانی و در نیامیختن و مشوب نشدن با داده های فکر انسانی و ذوق بشری است.
 
 
 
 
جریان های سه گانه در مکتب تفکیک اعتدالی
مکتب تفکیک اعتدالی در تبیین نظریه خود به جریانهای سه گانه وحی (دین و قرآن)، عقل (فلسفه و برهان) و کشف (ریاضت و عرفان) نظر می کند، اما بخشی از علوم تجربی، در مقوله صنعت داخل است، نه علم و آنچه از این علوم به صحت پیوسته باشد، از نظر معارف شناسی در خور توجه است؛ به ویژه برای درک آیتیّت اشیاء که در آموزه های وحیانی بر این امر تأکید بسیار شده است. جریان نخست سخن آخر را درباره معرفت شناسی و حقیقت شناسی وحی دانسته؛ چنانکه جریان دوم، عقل و جریان سوم کشف را واپسین سخن معرفی می کنند. به همین دلیل جریان دوم و سوم به مدد تأویل به توجیه داده های مکتب خود و تطبیق آن با مکتب نخست می پردازند و به تعارض و تضاد اعتراف نمی کنند.
 
 
 
 
نظر اصحاب تفکیک دوره اعتدالی درباره فلسفه اسلامی
اصحاب تفکیک در این دوره به هیچ روی، منکر واقعیتی بنام فلسفه اسلامی یا عرفان اسلامی نیستند؛ بلکه به وجود فلسفه اسلامی و عرفان اسلامی مانند طب، ادبیات و معماری اسلامی و امثال آن معترفند و تمدن اسلامی را باور دارند؛ فلسفه، عرفان و تمدنی که در عین برخورداری از میراث پیشین فلسفی و فکری بشری و علوم اوایل، با حضور در فضای اسلامی و استفاده از مایه های اسلامی بسیار غنی تر و ژرفتر شده است و آنها را دیگر نمی توان به طور کامل، یونانی یا هندی یا اسکندرانی و امثال آن شمرد؛ بلکه باید گفت: فسلفه مشائی اسلامی یا فلسفه اشراقی اسلامی؛ ولی باید بحث شود که انسان و جامعه قرآنی و مدینه تعالی که قرآن می خواست با نظارت معصوم بسازد، با آنچه در دامن خلافتها و حکومتهای اسلامی تحقق یافت فرسنگها فاصله دارد.
 
 
نظر استاد حکیمی راجع به مکتب تفکیک
مکتب تفکیک، مکتب تعطیل نیست؛ بلکه مکتب تفکیک است یعنی می گوید: فلسفه و عرفان به طور کلی دو راه جدا از قرآنند. حال روشن می گردد که این مطلب (تنافی علوم بشری با علوم الهی) با سخنان استاد حکیمی منافات دارد که می گوید: سخن در تباین کلی نیست، بلکه سخن از عدم تساوی کلی است و بر متعقلان روشن است که توجه به این عدم تساوی کلی و رسمیت جدی دادن به آن روش که مکتب نفکیک بر آن تأکید می کند در کسب معارف عالیه، رکنی بنیادین است.
 
 
 
 
منابع دین شناسی تفکیکی ها
منابع دین شناسی نزد مکتب تفکیک، استناد و تعقل است. اهل بیت(ع) در فهم قرآن مدد می رسانند، زیرا قرآن صامت به مترجمان ناطقی نیازمند است. تعقل وحیانی نیز در کسب معارف راستین وحیانی و پاکسازی از هرگونه پیش فرضها و توهمات ضرورت دارد.پس فهم قرآن و روایات، باید فهمی تعقلی و استدلالی و استقلالی باشد، ولی مقصود از تعقل در این مدل دین شناسی، تعقل فطری است یعنی تعقلی که کتاب و سنت بر آن تأکید و دعوت کرده است که با مدل های دیگر تعقل تفاوت دارد؛ زیرا فلسفه و تعقل فلسفی یکی از شعبه های تعقل خاص و تعقل خاص یکی از شعبه های تعقل عام است. پس تعقل نه به معنای لغوی و نه به معنای اصطلاحی و نه به لحاظ مصداق به معنای فلسفه نیست. عقل فیلسوف و عارف و فیزیکدان و غیره، عقل غیر فطری است.
 
 
 
 
 
 
 
ارکان مکتب تفکیک
خلاصه ارکان مکتب تفکیک عبارتند از: سنخ برخورد مکتب تفکیک یا فلسفه، غیر از سنخ برخورد کسانی از نوع ابوحامد غزالی است. مکتب تفکیک ، مکتبی معتقد به ضرورت علم اصول و مبانی قویم اجتهاد و ضدیت با اخباری گری است. مکتب تفکیک متقدم و افراطی به شدت ضد فلسفه و تعقل فلسفی است ولی تفکیک متأخر و اعتدالی، موجودیت فلسفه اسلامی را می پذیرد و اندیشه فلسفه پویا را مردو نمی شمارد و به حذف آن فتوا نمی دهد و بر خواندن و دانستن آن (برای واجدان شرایط) تأکید می کند. مکتب تفکیک متأخر و اعتدالی به حکم عقل و نقل بر تعقل (به کارگیری عقل و بهره وری از نیروی آن) تأکیدی بنیادی دارد؛ اما توان عقل را محدود می شمارد و تعقل را به تعقل فلسفی یا به روش فلسفه ای خاص منحصر نمی داند.
 مکتب تفکیک از همگان می خواهد تا نیک بیندیشند تا از ژرفکاوی در آنچه گفته می شود، چشم نپوشند و از تقلید در عقلیات به سختی بپرهیزند و از استقلال نظر و رسیدن به درک و دریافت اجتهادی و مستقل، فاصله نگیرند. مکتب تفکیک متأخر و اعتدالی هیچ ارزش فکری و معارفی را انکار نمی کند، بلکه ارزیابی اجتهادی و کارایی و صحن آنرا مشخص می نماید. مکتب تفکیک استقلال آموزه های قرآنی و استغنای معالم وحیانی را پاس می دارد و با تأویل و تحریف مخالفت می ورزد.
 

62303/

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 1 =