۰ نفر
۲۰ فروردین ۱۳۹۸ - ۱۱:۲۲

تسبیح­‌گوی او

غلامرضا فدایی
تسبیح­‌گوی او

در روز ۲۹ رجب تا دوم شعبان مطابق با ۱۹-۱۶ فروردین ۹۸ و به استقبال سعدی علیه الرحمه سروده شد.

تسبیـــح[۱] گوی او نه بنی آدم اند و بس
هر ذره­ای که «کن» به ­وجودش شمار کرد[۲]

پس در «یکون» او فراینـــد بین به شیء[۳]
کــامل چو شد به زندگیش افتـــــخار کرد[۴]

عالـــَـم همه به امر مطـــاعش پدید شد
پس رو به سوی رحمت آن کـردگار کرد[۵]

او آفـــرید ز هر چه نیاز است در جهان
ملهَم به جعــل[۶] کرد و سپس انتشــار کرد

الا بشــــر که خلقت او نوع دیگر است
او را اراده داد و مفتخـــــرِ اختیــار کرد

فیــــض خدا در گَهِ خلقت مبین فقــط
بعـــد از وجود رونق هرکــــار و بار کرد[۷]

عاقل ببیند قدرت حق را به پیش چشم
کی قدرتش حوالـــــة دور از انتظار کرد[۸]

کروبیــــان که عمر به تسبیح بگـــذرند 
حمـــد خـدای را به حـد بی­شمـار کرد

ابلیـــس چون به تخت تکبّـر بر نشست
بـدتر نمـــود زآنچـــه دَدِ نابکـــــار کرد

گفتـــا قسم به ذات خداوند ذوالجــلال
رسوا کنم هرکه بنـــدگی مستعـــار کرد

اغـوا کنم هر بشری را به صـــــــد حِیَل
افســـون کنم ­تا که­ خودش ­خــوار و زار کرد[۹]

گر از خدا طـلب نکنی فیـض گفتــــگو 
کی می توان لشکر شیطـان مهــــــار کرد

تسبیـــــح او نه گفتن اذکار یا رب است 
بایـــد که با وسوسه ­هـــــا کـار زار کرد

بی خود مگو که شــّر ز بالا می رســد
شر دست ما است، عالم هستی چکار کرد؟

هرکس ­که درمسیل و گُسَل­ خانه­ گستراند[۱۰]
او را ملامتی است، باید از او فـــرارکرد!

گوینــد که گنــج را به کاهل نمی دهند
گنج زانِ آن­کس ­است­ که ­پیوسته کارکرد[۱۱]

آری جهـان جهـــان بلا هست و ابتــــلا
رحمت برآن­که فطرت خودآشکارکرد     

گمره کجا به مقصـــد دنیا توان رسیـــد
خوشبخت کسی ­که از عِبَـرش اعتبارکرد[۱۲]

هرکس ­رهین همت و سعیش بود یقین[۱۳]
هرگز مگو که هر شده[۱۴] را روزگار کرد

مردم عیال و نطع[۱۵] زمین سفره­ خانه است
کی او عدو ز سفــره خود بر کنـار کرد[۱۶]

وقتـــی تجــــلی ازلی بر دلی رسیـــــد
مدح و ثنای حضرت حق را شعــار کرد

هر کس محبتش به دلی زد بشد اسـیــر
بی شک خدا، فکر و دلش بی قرار کرد

عـــارف اگر حقیقت جلًوات حق بدید
او ترک خـانه و زن و اهــل و دیارکرد

هر کس به فطــرت بشری زندگی کنـد
حـــلاج­وار او سـر خود را به دار کـرد

از ذره تا ستــــاره به عالم ثنــــای­ گوی
همچون ثنـــا که سبزه به فصل بهار کرد

بی معــــرفت اگر به­ مقامی رسـد کسی
کاری اگر که کرد یقین چون حمـارکرد[۱۷]

نقاشی طبیعت است چه زیبــا و دلپسند
صحـرا و دشت یکسره بین سبزه­ زار کرد

بلبل ببین که چون به تغـزّل نشسته است
یا غنچه ای که غمزه به هر شاخسار کرد

خالق، جهان به ­وصف کمال­ آفریده ­است
هـر چیـــز آن کندکه لیــل و نهـار کرد[۱۸]

نــازل نمود بس نعــــماتی ز آسمــــان
او چشمه را برای تو بس خوشــگوار کرد

هر چنـــد خلقتش همه آگــاه و مستعد
مغــز آفرید و بنــده خود هوشیـار کرد[۱۹]

انگیـــــزة خلافت آدم عـــــدل و داد[۲۰]
هر کـس که کرد دولت با اقتــدار کرد[۲۱]

عهد خدا به ظــــالم و مفسد نمی رسد[۲۲]
آن­کــس اگر گرفت، بدان انتحــار کرد

برنامه ­گر که نیست­ مدیر را چه­ نقش هست؟
او خود قــرین مرحـــلة احتضـار[۲۳] کرد

شــکر خدا کجا بتـوان کرد هر زمــــان
هر شـکر تو سزاست ­که شکری دوبار[۲۴]کرد

شکــــر خــدا نما که مزیدت کند نعـم[۲۵]
آنکــس که کــرد، ورا بخت یـــار کرد

راضی «رضا» به هر چه اراده کند خــدا
راضی هرآنکً جان در ره یزدان نثارکرد

پی‌نوشت‌ها:
[۱] - در شعر سعدی توحید گو و تسبیح بهتر است و اشاره به آیه وان من شیء الا یسبح بحمده و لکن ما تفقهون تسبیحهم.
[۲] - یعنی با اراده خدا یعنی «کن» هر پدیده در شمار موجودات قرار می­گیرد
[۳] - اشاره به آیه کن فیکون که اساس آفرینش بر اساس اراده اوست و چون کن گفت یکون فرایند شدن را طی می کند. به مقاله اینجانب در خبر آنلاین «از کن فیکون چه می دانیم» مراجعه شود.
[۴] - اشاره به دعایی که می گوید کفا بی فخراً ان اکون لک عبداً
[۵] - یعننی همه در بقا محتاج اویند. و نیز آیه یا ایهاالناس انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی الحمید

[۶] - خلق و جعل دو فعل مهم اند که خلق آفرینش، و جعل، غرض و هدف آفرینش را در قرآن بیان می­کند. یعنی هر چیز بر اساس هدف و غایتی خلق شده است.
[۷] - برخلاف آنهایی که می گویند خدا در آغاز آفرید و سپس کنار رفت و یا به قوا قرآن دست خدا بسته است: یدالله مغلوله
[۸] - این دو بیت به این مشعر است که خدا و قدرتش را نباید در استثناءات و اتفاقات سخت دید بلکه در متن همه آفرینش و روال طبیعی  او را مشاهده کرد.
[۹] - یعنی با اغوای من انسان خودش را خوار و زار می کند
[۱۰] - اشاره به غفلت های ما در تصمیم گیری، در خانه سازی، شهر سازی و ...

[۱۱] - اشاره به شعر سعدی: نابرده رنج گنج میسر نمی شود/ مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
[۱۲] - اشاره به روایت ما اکثر العبر و اقل الاعتیار
[۱۳] - اشاره به آیه کل نفس بما کسبت رهینه
[۱۴] - منظور هر واقعه و اتفاق است.
[۱۵] - بساط و فرش (چرمین). لغتنامه دهخدا

[۱۶] - اشاره به شعر سعدی: ادیم زمین سفره عام اوست / برین خوان یغما دشمن چه دوست
[۱۷] - اشاره به ایه قرآن : مثل الذین حملوا التوراه ثم لم یحملوها کمثل الحمار یحمل اسفاراً. قران. جمعه
[۱۸] - یعنی هر چیز بر وفق طبیعت خود مانند شب و روز عمل می کند
[۱۹] - اشاره به قدرت مغز و آفرینش آن که این روزها محل بحث علوم شناختی است.
[۲۰] - اشاره به آیه ۴۷ سوره ص. یا داود انا جعلناک خلیفه فی الارض فاحکم بین الناس بالعدل

[۲۱] - اشاره به حکومت حضرات داود و سلیمان
[۲۲] - اشاره به آیه    سوره بقره: لا ینال عهدی الظالمین
[۲۳] - مرحله جان کندن
[۲۴] - مکرر
[۲۵] - اشاره به آیه و لئن شکرتم لازیدنکم. سوره بقره

کد خبر 1248313

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 11 =