۳۱ نفر
۱۱ شهریور ۱۳۹۸ - ۰۷:۲۳
«راهنمای مردن با گیاهان دارویی»/مرز میان وهم و واقعیت

دخترک نابیناست؛ در کودکی با یک گیاه دارویی نابینا شده. چطور؟ هر چه به پایان داستان نزدیک‌تر می‌شویم پاسخ این سوال کم‌اهمیت‌تر می‌شود. حتی اینکه چگونه مادر یک بند یک انگشتش را از دست داده هم.

دخترک نابیناست، با مادرش زندگی می‌کند و ما از زاویه نگاه او دنیا را می‌بینیم. از خانه دروازه دولت تا خانه پدر در حومه پاریس و خانه خاله در کاشان. همه را از نگاه دخترک نابینا می‌بینیم و با جزئیات درک‌شان می‌کنیم. جزئیاتی فراتر از آنچه آنها که می‌بینند، می‌بینند. با دخترک فصل به فصل با آناتومی بدن آشنا می‌شویم و گیاهان دارویی را می‌شناسیم و رموز مومیایی کردن را از نگاه ابن سینا درمی‌یابیم.

دخترک -که تا پایان داستان نامی ندارد و حتی این هم اهمیت ندارد- دنیا را با لمس کردن و بو کشیدن درک می‌کند و برای ما به تصویر می‌کشد. می‌توانی پابه پایش، چشمانت را ببندی، از پله‌ها بالا بروی، از کنار صندلی ننویی مادر بگذری، کتابخانه را پیدا کنی و از قفسه بالای آن کتاب «قانون» را برداری. حتی جای خالی کتاب سوخته ابن سینا را پیدا کنی و بعد به آشپزخانه بروی و معجون آرامبخشی برای خودت تهیه کنی و بنشینی به خواندن و تصور کردن کتاب‌ها. از «در جستجوی زمان از دست رفته» تا کتاب‌های گلی ترقی.

تمام دنیای دخترک، قبل از آن که برای اولین‌بار از خانه خارج شود، خانه حیاط‌داری در دروازه دولت است. پس از دومین خروج از خانه (اولین خروج دخترک نافرجام بوده و به انتهای کوچه نکشیده به خانه برگشته‌اند) و سفر به کاشان اما دخترک با دنیای بیرون آشنا می‌شود و جهانش بزرگ‌تر می‌شود. عشق را می‌شناسد و به بوی عشق معتاد می‌شود.

و درست از همین جا است که نیمه دوم کتاب آغاز می‌شود. پس از آن دیگر مرز میان بیداری و خواب، واقعیت و وهم، نه برای دخترک مشخص است نه برای خواننده کتاب. دخترک با امیدی که به آینده پیدا می‌کند و به آمدن نجات‌ دهنده (پدرش)، تلاش می‌کند تا گذشته‌اش را از سر راه بردارد و از این بخش کتاب است که دخترک نابینا، در عین معصومیت، رویکردی سادیستیک از خود نشان می‌دهد و کتاب به نقطه اوج خود، پایان فوق‌العاده‌اش نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود.

آنقدر فوق‌العاده و خاص و سورئال که تا مدت‌ها در ذهن خواننده حک می‌شود و ساعت‌ها او را به فکر فرو می‌برد تا بتواند معنای تمثیل‌های آن و دیالوگ‌های دخترک با ابن سینا و دیگرانی که در نیمه دوم کتاب او را همراهی می‌کنند را دریابد و آن را هضم کند. درست همانطور که در بخشی از کتاب از زبان دخترک می‌خوانیم: «باید بگذاریم چیزها به جانمان برود. باید بگذاریم آرام آرام و با گذشت زمان در ما شکل دیگری بگیرند»

پی‌نوشت: «راهنمای مردن با گیاهان دارویی» اولین رمان عطیه عطارزاده یکی از پرفروش‌های ماههای اخیر نشر چشمه است که در ۱۱۷ صفحه و با قیمت ۱۸هزارتومان به بازار عرضه شده و تا اینجا به چاپ هفدهم رسیده است.

۲۵۸۲۵۸

کد خبر 1295479

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 10 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 5
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • حکیم AE ۱۰:۰۴ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۱
    17 8
    سوژه جدید برا تخریب طب سنتی مافیای دارو دیگه خیلی فشار بهش اومده سراغ این روشهاهم رفته برا ازبین بردن طب سنتی موفق نمیشوید چونکه داروهای شیمایی به بن بست خوردن مردم اینوخوب لمس کردن
    • IR ۱۵:۴۲ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۱
      6 1
      جناب حکیم ابوالقاسم فردوسی جوگیر نشو!
    • IR ۰۸:۲۷ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۲
      2 3
      حکیم جو گیر نشده حقیقت رو گفته..همه ما داریم لمس میکنیم که طب جدید از درمان بیماری ها عاجز هست..مردم از طب سنتی بیشتر نتیجه گرفتن تا طب جدید
    • IR ۱۵:۲۹ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۲
      2 0
      باشه حکیم، هرچی تو بگی!!!
  • علی IR ۲۳:۰۶ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۲
    1 1
    اینم کار خودشونه واسه خراب کردن طب سنتی