آیا کسی هست از من بخواهد تا جوابش را بدهم؟

درهای نورانی شب بیست و یکم مهمانی - شب دوم قدردانی - گشوده شده است.

این صدای نورانی قدسی ست که فرمود: در شب های ماه رمضان خصوصا شب های قدر، خداوند ندا می دهند به همه اهل زمین: 
«هَلْ مِنْ سَائِلٍ فَأُعْطِیَهُ سُؤْلَهُ»؛ آیا درخواست کننده‌ای هست که از من درخواستی کند و من درخواست او را جواب دهم.
«هَلْ مِنْ تَائِبٍ فَأَتُوبَ عَلَیْهِ»؛ آیا رجوع کننده‌ای هست که از خطاهایش برگردد و از من پوزش طلبد؟
«هَلْ مِنْ مُسْتَغْفِرٍ فَأَغْفِرَ لَهُ»؛ آیا طلب بخشش کننده‌ای هست که من او را بیامرزم؟

انسان در بهترین ماه الهی یعنی «شهر رمضان» قرار گرفته است،
و ماه رمضان، به بیست و یکمین بارگاه رحمت رسیده است،
و بیست و یکمین شب مهمانی و«قدر»دانی در شب جمعه - که شب بخشش الهی ست - جای گرفته است.
شبی که بهتر از هزار ماه است؛
و روز «قدر» بیست ویکم در جایگاه جمعه نشسته است که روز بازگشت به سوی انسان کامل است.
رحمت در رحمت در رحمت، جهان را و انسان را فراگرفته است.
آیا چشم بینایی هست؟
درهای نور الهی به سوی قلب های «انسان» باز شده است. همین امشب که انسان به معنای همه انسان ها فرا خوانده می شوند که بازگردید به سوی حقیقت عقل انسانی و حقیقت جان آدمی و به سوی همه خیر و خوبی که خالق بشر برای او خواسته است.
آیا گوش شنوایی هست؟

دفتر دوم شب قدر خبرآنلاین در شب مبارک بیست و یکم را با دریافت هایی از چند تن از مردان اهل دل باز می کنیم و پای سخنان کوتاهی از علامه حسن زاده، علامه جوادی آملی، آیت الله آقا مجتبی تهرانی و  آیت الله امجد می نشینیم:

از شب قدر زمینی تا شب قدر آسمانی

علامه حسن زاده آملی در کتاب الهی نامه اش می نویسد:

الهی! ماه مبارک را حرام کردم که نه قدر روزه را دانستم و نه قدر قدر را؛
نه قرآن خواندم و نه سحر داشتم و نه سهر(بیداری)
در «لیلة الجوائز» جز شرمساری چه می برم
خوشا بحال «صائم» - روزه داری- که «له فرحتان حین یفطر و حین یلقی ربه» (روزه‌دار دو وقت خوشحال است؛ یکی هنگام افطار و دیگری هنگام ملاقات با پروردگار.)
و بدا به حال من که «لی حزنتان» ( برای من تنها اندوه است)
بار آلها آهم جهنم سوز است.

الهی! وای بر آنکه در شب قدر فرشته بر او فرود نیامده، با دیو همدم و همنشین گردد.
الهی! شکرت که مجاز را قنطره حقیقت گردانیدی تا از لیلة القدر زمانیِ زمینی، به لیلة القدر آسمانی رسیدم. ( قنطره: پلی بزرگ )
الهی! شکرت که در این شب مبارک «بلیلة القدر» رسیدم.

شبی برای رسیدن انسان به حقیقت «عقل»

درباره فضیلت فراگیری علم در شب های قدر چند از مقاله آیت الله جوادی آملی را ذکر می کنیم:

در شب های قدر چیزی بهتر از فراگیری علوم الهی، گفتن و شنیدن معارف دین نیست. تشکیل یا شرکت در برنامه‌هایی مانند جلسه تفسیر یا حدیث یا احکام، که خود سعادت و توفیقی است؛ و اگر چنین برنامه‌ای نداشت، امر به معروف و نهی از منکر داشته باشد و اگر نتوانست لااقل ذکر بگوید.

یکی از بهترین و مهمترین کتاب های فقه امامیه، کتاب «جواهر» است که مؤلف بزرگوارش در طی سی سال آن را نوشت. در پایان این کتاب مرقوم فرموده که خدای متعال چنین مقرر کرد تا امشب که شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان است، این کتاب به پایان برسد.

شب بیست و سوم که از تمام شب های ماه مبارک رمضان و از شب بیست و یکم و نوزدهم نیز افضل است، این فقیه نامور مشغول نوشتن کتاب فقه بوده است. چیزی بالاتر از عالِم شدن و آگاه شدن نیست. علم است که زمینه‌ای برای رسیدن انسان به «عقل» می‌شود؛ انسان عاقل هم آسوده است و هرگز در عذاب نخواهد بود.

اگر امشب برخی حاجت ها به یادمان نیامد

.

عارف معاصر ما، حاج آقا مجتبی تهرانی که یادش در این شب قدر گرامی باد، درباره ویژگی شب قدر چند نکته را یادآور شده است:

«انسان هیچوقت نباید به خودش تردیدی راه بدهد، خدا این طور نیست که ما را مأیوس و رد کند. این جزء آیات و معارف حتمی ماست. این را بدانید! یأس از رحمت حق از گناهان کبیره است. این طور نیست که نتوان در نوشته بیست و یکم تصرف نکرد. قبول داریم که شب بیست و سوم شب امضا است اما می شود در آن تغییراتی ایجاد کرد. «یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ»؛ در اینجا هیچ اشکالی ندارد و تقدیر را عوض می‌کنند. اگر شب بیست و یکم، آنچنان که دلمان می خواست، از لحاظ تمام ابعاد دنیوی و اخروی، آن‌طور که باید نوشته نشده بود؛ امشب می توانی در خانه خدا بروی و دعا کنی که: خدایا! تقدیرم را برگردان و برای من همه را خوب کن؛ او قبول می کند. لذا بزرگان ما بر روی شب بیست و سوم بیشتر تکیه می‌کردند.

امیرمومنان به فرزندش امام حسین در وصیتی می گوید: «پسرم هیچوقت گناهکاران را مایوس نکن!» در روایت دیگر هست که خداوند فرموده: "گناهکاران را هیچ وقت مایوس نمی کنم و اگر توبه کنند من حبیب و دوست آنها می شوم و اگر درخواست بکنند من جواب آنها را می دهم، و اگر بیمار شوند من درمانشان می کنم." »ارزش فراگیری علم در شب های قدر

شبی که هنگامه امید است

این چند نکته را از زبان آیت الله امجد درباره نا امید نشدن از رحمت خدا در شب قدر بیان می کنیم:

انسان هیچ وقت نباید از رحمت خداوند نا امید شود، انسان اگر ۱۲۴ هزار پیامبر را بکشد بهتر است از این که نا امید شود. شما در ماه رمضان میهمان خدا هستید است. در این مجلس پر فیض قدر جمع می شوید پس نباید از رحمت خداوند نا امید شوید. بلکه باید بگوییم خدا ما این هستیم اگر دست ما را نگیری از همه بدتر می شویم، درست است که کسانی که با تو و دین تو دشمنی می‌کنند را لعن و نفرین می‌کنیم اما اگر رهایمان کنی از همه این‌ها بدتر می شویم.

اگر جوانی دلش لغزید و گناهی کرد اینجاست که شیطان وارد می شود و می‌گوید که تو بعد از مراسم احیاء برای ذکر خدا آمده‌ایی یا معصیت و از همین راه انسان را ناامید می کند. اما انسان باید بگوید اگر گناه هم داشته باشم از خدا و دینش دست نمی‌کشم. درست است که انسان باید قبل از ارتکاب گناه با خود بگوید که گناه است، عذاب است، جهنم است، جهنمی که یک قطره‌اش همه عالم هستی را می سوزاند بوی گند آن همه جا را فرا می‌گیرد و همه از من دوری می‌کنند اما وقتی گناه کرد دقیقا پس از آن هنگام امید است نه نا امیدی.

درست است که انسان گناه می کند اما مجدد ثواب می کند و برای علی و آل علی گریه و زاری می کند و بهشتی می‌شود. انسان اگر عبادت ثقلین هم کرده باشد و مغرور باشد خداوند او را از درگاهش می راند اما اگر همه گناه‌های عالم را مرتکب شده باشد و بگوید خداوندا پشیمان شده‌ام و آنچه کرده‌ام را جبران می کنم بخشیده می شود چرا که توبه واقعی این است. پس توبه واقعی این است که با خدای خود بگوییم که از کرده خود پشیمانیم و آنچه در توان داشته باشیم را راه مغفرت تو جبران می کنیم. از فرصت شب قدر برای توبه واقعی استفاده کنید.

۶۲۶۲

کد خبر 1388245

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 3 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • یک پدر IR ۰۷:۲۴ - ۱۳۹۹/۰۲/۲۶
    13 3
    قربون بزرگیت برم امیر المؤمنین فدای اون نفس حقت بشم علی جانم دیشب دختر ۱۷ ساله ام از ته دل هق هق میکرد واست نمیدونم چرا این طفل معصوم ؟؟؟ بله خیلی زیباست ، آقایون مسوولین ببینید ، کاری کردید که مردم اصلا براشون مهم نیست مبلغ یارانه ای که حتی اونم قطع کردید ، شما هیچوقت نمیتوانید درک کنید پدری را که سر سفره خالی سرش پایینه ، شما درک نمیکنید دختر بچه ای را که از درد دندان سر همان سفره هیچی نمیتونه بخوره ، برای شما عجیب است که من پدر حاضر به فروش کلیه ام شدم تا بتوانم دخترم را از درد دندان راحت کنم ، اونجا افریقاست ، عراق ، سوریه و یمن هست ولی من ایرانی و ایرانم ، همیشه مرغ همسایه غازه ، .... خیلی پدر ها و مادر ها هستند مثل من ، ای بزرگوار به صدای امثال من گوش بده ، قربونت برم امامم بغض همه وجودم را گرفته خودت میدونی در حق من ظلم شده و امان از بی کسی ، حالا قربونت برم ازت خواستم صدام را شنیدی من یکی نیستم خیلی هستیم ...........
    • IR ۱۳:۱۳ - ۱۳۹۹/۰۲/۲۶
      8 0
      درکت میکنم هموطن. منم سنگ کلیه داشتم و رفتم درمونگاه یه آمپول مسکن معمولی زدن 70 تومن پیادم کردن