۱۳ نفر
۳۱ تیر ۱۳۹۹ - ۰۶:۳۵
نگرانی‌ها از زلزله بزرگ تهران و بدترین سیاست در مدیریت بحران

سالهاست نگران و منتظر یک زلزله بزرگ در تهران و حومه هستیم.

نزدیک به ۳۰ سال است فقط بنده ناچیز درباره آن و تبعات سهمگینش مینویسم و حقیقتا نگرانم همانگونه که جناب اقای نجار، ریس سازمان مدیریت بحران کشور امروز در خبرها آنرا یاداوری کردند: اعلام نگرانی رئیس مدیریت بحران کشور درباره وقوع زلزله در تهران

بله؛ بسیار نگران کننده است. خصوصا آنهایی که کمی عمیقتر در مطلب شده اند و مطالعاتی تخصصی روی زلزله، مهندسی زلزله و مدیریت بحران با تمرکز روی ابر شهر تهران داشته اند.
تجربه ناچیز بنده پس از این سالها و مطالعاتم به چهار جمله کلیدی در باره تهران ختم می شود: 
الف) فاجعه ۳ قرن اخیر دنیا (پدیده زلزله)
ب) کن فیکون تهران
پ) دفن تهران در بتن بعد از زلزله مطرح
ت) پایان تهران

مسلما برای رسیدن به هر یک از موارد بالا، مطالعات سنگینی انجام شده و تمامی آنها به استناد مدارک مثبت نزد بنده موجود است و گاهی به مسولان تراز اول کشور تقدیم کرده ام، پس بر اساس علم زلزله شناسی، مهندسی زلزله، آسیب پذیری و توان مدیریتی کشور و تهران برای بنده اصلا شکی نمانده که موارد فوق یک روز رخ خواهد داد.
مگر مطلبی دیگر ورای آنچه علم موجود به ما یاد داده است باشد! انشا الله باشد و بهرمند باشیم !

امروز آنچه در ایران تحت عنوان تهدیدات زلزله و توان مدیریت بحران مطرح است، حاصل تلاش شبانه روزی چند نفر به صورت مستمر روی موضوع فقط زلزله، ایران و تهران (کمتر از تعداد انگشتان یک دست- این باور حقیر است براساس مستندات مکتوب است) در کشور است. ولی با هر کدام از این افراد که صحبت شود به جز اظهار نارضایتی و گله از شرایط موجود آنهم در رابطه با عظمت مخرب زلزله محتمل در تهران و تاسف از عدم امکان اقدامات مقابله ای، چیز دیگری برای بیان ندارند !
باید کمی دقت کرد که چرا این شرایط بر یک موضوع کاملا روشن به اینگونه به صورت نامطلوب مطرح است ! موضوعی به این پر اهمیتی یعنی تهدیدی بالاتر از این آیا می توان برای تهران متصور بود !
از نظر حقیر در سطح سوانح طبیعی خیر! حتی کرونا هم نزدیک به عظمت فاجعه زلزله در تهران نمی شود!
پس مشکل کجاست؟ بارها مشکل توسط اهل فن باز و مورد تحقیق قرار گرفته و در همین سایت خبری بیان شده است که فکر نمی کنم باز توضیح آنها ضرورتی داشته باشد.
بنده هم در حد بضاعت ناچیز خودم مواردی را طرح و بحث کرده ام که با جستجو در گوگل می شود برخی از انها را مطالعه کرد (جستجو با کلمات کلیدی؛ ناطقی الهی، زلزله، ایران، تهران).

از اینرو امروز فقط با توجه به مصاحبه ریس سازمان مدیریت بحران به دو نکته لازم دیدم اشاره کنم:

اول اینکه سازمانی که استقلال مالی نداشته باشد، سازمان نیست و بیشتر «ساز» است تا سازمان !
یک مرتبه دیگر هم به این موضوع بصورت کم رنگ و محو در یادداشت هایم  برای خواص کشور اشاره کرده بودم که تا زمانی که این امر در مورد سازمان مدیریت بحران کشور تحقق نیابد این سازمان همین است که است یعنی ... (تایید فرمایش اقای نجار)

بحث دوم که در راستای تیتر یادداشت و مخالف فرمایش برادر ارجمندم جناب اقای نجار است، وجود ۳۰ استان معین برای تهران بزرگ است، این موضوع از نظر حقیر بدترین سیاست در موضوع زلزله تهران است !
و اما چرا ؟ اگر بگویم چرا مهمترین تهدید یک کلان شهر کشور ایران را این مقدار ساده میگیرید میترسم محکوم شوم که ایا فقط شما می فهمید! و اینکه متخصصان ما به این نتیجه رسیده اند و این هم مدارک آنها دکترا پشت دکترا، فوق دکترا پشت فوق دکترا، مقالات و ... چیزی که همیشه مرا در آموزش عالی کشور مایوس کرده است تا جایی که یادداشتی درباره آن هم سالها پیش نوشتم: چه چیزی یک کشور را نابود می‌کند؟

حال برگردیم به زمان بعد از زلزله تهران، ۲۲ منطقه تهران ۳۰ استان معین آنهم فقط برای زمان بعد از بحران زلزله چه «آشوبی» در سطح تهران خواهیم داشت؟ (توضیح اینکه استان معین استانی است که بعد از زلزله یا حتی قبل از ان کلیه کارهای ان منطقه را در اختیار دارد یا می گیرد)

تصور بفرمایید برای مثال استان کرمان مثلا مسئولیت منطقه ۱۴ تهران را دارد !!! حقیقتا تصور کنید چه می گویم؛ این یک فاجعه است! جاده ها تخریب شده امکان ورود به تهران و منطقه به صورت زمینی و ریلی و ... نیست!
تمام ساختارهای شهری متلاشی شده، مردم در حالت پانیک ! ببخشید، جنازه ها زیر آوار، زخمی ها ... فقط با الاغ می توان این عزیزان وارد منطقه ۱۴ شوند که آنهم پیدا نمی شود و برای ویزای تردد از مناطق مختلف برای رسیدن به منطقه خود چه کارها که نباید کرد !

استان دیگر هم به همین ترتیب در منطقه ۱۳ و آن یکی در  ۱۲ و .... متاسفانه چون مناطق هم به صورت مربع یا مستطیل درست تعریف نشده اند دعوا و نزاع در مناطق بر سر اینکه این محدوده شماست و ان محدوده ما و الاغ ما از ان خط مرزی مورب و زیگ زاگ نمی گذرد ... و داستان غم انگیز و در عین حال خنده دار را می توان تصور کرد !
بقیه را به خواننده عزیز جهت بسط سناریوی زلزله تهران با۳۰ استان معین تقدیم می کنم ! تازه باید یک نفر پیدا شود اینها را مدیریت کند !
تعجب بنده را درک بفرماید ۳۰ سال ارایه روش مقابله و نهایتا این! آیا واقعا توان علمی این کشور تا این اندازه تنزل کرده است!
چه شد که این طرح در مدیریت بحران کشور جا افتاد؟ کم وبیش انچه درباره مدیریت کرونا برای تهران نوشتم و استانداری تهران به شهر تهران مستقیما نداد و حالا شاهد شرایط وحشتناک تهران در کرونا هستیم:

این یادداشت را بخوانید: تهران و تبعیت از مصوبات کمیته ملی کرونا

و نیز این یادداشت را: تنها راه ممکن برای مدیریت بحران کرونا در تهران

در همین راستا زمانی از بزرگی شنیدم که فرمودند خوب است آدم بلاخره حرف یک نفر را بشنود و قبول کند و تبعات را بپذیرد! در خاتمه بنده بیشتر  دنبال فهم آن هستم که چگونه این نگرش جا افتاد تا شرایط حاصله از وجود ۳۰ استان در زمان زلزله در تهران ! بنده خوب و عیان می دانم در آن زمان - در تهران «سابق» - چه رخ خواهد داد! هیهات.

* استاد نمونه کشور در مهندسی سازه، زلزله و مدیریت بحران و بنیانگذار مقاوم سازی و مدیریت بحران کشور

کد خبر 1412488

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 2 =