۷ نفر
۲۹ دی ۱۳۹۹ - ۰۷:۰۴
 احضار روح مارکس در تهران

اگر تعریف و توصیف ریمون آرون از کارل مارکس را بپذیریم که او نخستین جامعه شناس سرمایه داری بود، نمی توانیم از گستره علاقه هایی که ذیل توجه به مارکس می تواند در جهان سوم به وجود آید بگذریم.

اگر چه پس از جنگ جهانی دوم، لنینیسم و استالینیسم به مثابه یک روح سرگردان، سرزمین های خاور دور و نزدیک را درمی نوردید، اما نمی توان کتمان کرد که کار مارکس به مثابه پیام آور بزرگ زوال سرمایه داری، در کانون هر بحث سیاسی و اقتصادی دهه هایی سرنوشت سازی از قرن بیستم قرار داشته است. در مورد ایران می توان از تاثیر فوق العاده مخرب مارکسیسم در گفتمان سازی تجدد ستیزانه برای متفکران قوم و روشنفکران شهر از 1320 تا 1360 سخن به میان آورد.

اگر در چهاردهه پیش گفته توجه سیاسی به مارکسیسم تاریخی رواج یافته بود، در چهار دهه اخیر توجه معرفتی به مارکسیسم به مثابه یک علم رواج یافته و کتاب های مهم مارکس و همچنین رساله های زیادی درباره او به فارسی برگردانده شده است. در این نهضت ترجمه نقش افرادی مثل باقر پرهام، حسن مرتضوی و در وهله بعد کاظم فیروزمند و اکبر معصوم بیگی را باید مورد تاکید و تمجید قرار داد.
در این یادداشت به بررسی آثاری از کارل مارکس می پردازیم که به فارسی ترجمه شده است. ناگفته پیدا است که مارکس بیش از چهل سال در کار خواندن و نوشتن بود و آثار زیادی از خود بر جای گذاشت. برخی از این آثار در زمان حیات و برخی دیگر سالها پس از مرگ او منتشر شدند. بدون در نظر گرفتن ترتیب تاریخی نشر این آثار، به معرفی کتاب های ترجمه شده به ترتیب سال انتشار در ایران خواهیم پرداخت.

کاپیتال (1352 )
کتاب کاپیتال مارکس مهمترین نوشته متفکر اروپایی است که به تحلیل قواعد اقتصادی تولید نظام سرمایه داری می‌پردازد. ایرج اسکندری که یکی از اعضای شاخص حزب توده ایران بود، نخستین مترجم کاپیتال مارکس نیز بود. اسکندری در مقام دبیر اول حزب توده ایران در دهه چهل و طی چند جزوه به ترجمه جلد اول کاپیتال اهتمام می ورزد و حاصل کار را برای انتشار در سال 1352 به انتشارات فردوس می سپارد. جلدهای دوم و سوم کاپیتال نیز به از سوی انتشارات حزب توده ایران در خارج از کشور ترجمه و منتشر می شود.

صورت‌بندی‌های اقتصادی پیشاسرمایه‌داری (1353)
دومین مترجم مارکس نیز از صبغه ای سیاسی برخوردار است. خسرو پارسا از مبارزین سیاسی علیه حکومت محمدرضا شاه است که در «کنفدراسیون دانشجویان ایرانی» و «جبهه ملی» سابقه فعالیت داشته است. کتابی که پارسا ترجمه کرده است حاوی یادداشت‌هایی است که مارکس هنگام تدارک و تدوین نقد اقتصاد سیاسی و سرمایه در سال‌های 1858ـ 1857 تحریر کرده است .در این یادداشت‌ها از جامعه بی‌طبقه اولیه با عنوان جامعه اشتراکی سخن به میان آمده و موضوعاتی چون مسئله طرز برخورد بشر به شرایط عینی تولید و نیز تجدید تولید خود و شیوه‌های تولیدی مختلف در اثر طرز برخوردهای متفاوت بررسی و ارزیابی شده است .در این کتاب به چگونگی رویکرد مارکس به تحول تاریخی، نحوه برخورد دیالکتیکی با پدیده‌ها و اثرگذاری متقابل انسان و طبیعت بر یک دیگر پرداخته شده است. شایان ذکر است که ترجمه این کتاب به قلم خسروپارسا انجام شده و بیست و پنج سال بعد و به همت انتشارات نگاه چاپ جدیدی از آن ارائه شده است.

گروندریسه، مبانی نقد اقتصاد سیاسی (1363)
گروندریسه را نخستین طرح مقدماتی مارکس در نقد اقتصاد سیاسی و طرح اولیه کتاب کاپیتال می دانند. گروندریسه که بخشی از پروژه گستردهٔ سیاسی – اقتصادی مارکس تلقّی می‌شود، تفسیرهای متداول از وی را به چالش می‌کشد و به بوته آزمون می‌گذارد. باقر پرهام و احمد تدین ترجمه این کتاب کلیدی کارل مارکس را بر عهده داشته اند.

دست‌نوشته‌های اقتصادی فلسفی ۱۸۴۴ (1377)
این کتاب از آن دست آثار مارکس است که پس از مرگ او توسط پژوهشگران اتحاد جماهیر شوروی منتشر شد. کتاب مجموعه یادداشت‌هایی است که بین آوریل و اوت ۱۸۴۴ توسط کارل مارکس نوشته شده‌ است و حسن مرتضوی آن را به فارسی برگردانده و انتشارات آگاه آن را چاپ است.

هیجدهم برومر لوئی بناپارت (1377)
موضوع کتاب حول محور کودتای لوئی بناپارت در فرانسه است. کودتایی که پایانی بر جمهوری دوم فرانسه بود. مارکس در این کتاب خود روایتی از اقدامات لوئی بناپارت در انحلال مجلس مقننه و شورای دولتی به دست می دهد. او برای توصیف رژیم لویی بناپارت از اصطلاح بناپارتیسم استفاده می‌کند. اصطلاحی که پس از آن در موارد متعدد به کاربرد پیدا کرد. کتاب توسط باقر پرهام و به همت نشر مرکز در ایران منتشر شده است.

پنج مقالهٔ مارکس و انگلس دربارهٔ ایران (1379)
کارل مارکس به همراه فردریش انگلس به عنوان روزنامه نگار مقالاتی در روزنامه امریکایی "نیویورک دیلی تریبیون" نوشته است که مضمون اکثر آنها نقد سیاست دولت های بریتانیا، روسیه تزاری و فرانسه بود. در خلال سالهای 1856 و 1857 مقالاتی درباره ایران و نقد سیاستهای دولت های استعمارگر در ایران از سوی مارکس و انگلس نوشته شد. این کتاب با ترجمهٔ داور شیخاوندی و توسط نشر آتیه روانه بازار نشر کشور شده است.

لودویگ فوئرباخ و ایدئولوژی آلمانی (1379)
تزهای فوئرباخ و ایدئولوژی آلمانی را می توان تلاش های مارکس و انگلس برای گذار از نظام فکری هگلی های جوان نام داد که به ارائه فهم جامعی از ماتریالیسم تاریخی نیز اختصاص دارد. بسیاری معتقدند  که این کتاب نه تنها از مهم‌ترین نوشته‌های مارکس و انگلس به شمار می‌رود، بلکه حاوی نکات بسیار مهمی از دیدگاههی مارکس دربارهٔ ماتریالیسم تاریخ و جامعه کمونیستی است. در این کتاب است که مارکس برای نخستین بار صورتبندی مورد نظرش را از ادوار تاریخی حرکت جامعه و جامعه بی طبقه کمونیستی را تشریح کرده است. این دو نوشته پس از مرگ مارکس و انگلس منتشر شدند. در ایران نشر چشمه این دو نوشته را در قالب یک مجموعه و با ترجمه پرویز بابایی منتشر کرده است.

نبردهای طبقاتی در فرانسه (1379)
این اثر کارل مارکس در فاصله ژانویه و آوریل 1850 در چهار شماره نشریه «نویه راینیشه تسایتونگ»، مجله اقتصادی و سیاسی که در لندن توسط خود مارکس انتشار می یافت، به چاپ رسید. این مقالات بار دیگر در سال ۱۸۵۹ توسط فردریش انگلس گردآوری و منتشر شد. نشر مرکز با ترجمه باقر پرهام آن را به فارسی برگردانده و منتشر کرده است.

دربارهٔ تکامل مادی تاریخ (1380)
این کتاب شامل دو رساله و ۲۸ نامه کارل مارکس است که با ترجمهٔ خسرو پارسا توسط نشر دیگر تجدید چاپ می شود. در کتاب «درباره تکامل مادی تاریخ: دو رساله و 28 نامه» علاوه بر پیش‌گفتار پارسا مراحل رشد و تکامل انسان از دوران آغازین تا زمانی که اندک‌اندک از دست خود برای ابزارسازی، دامداری، کشاورزی و ابداع شیوه‌های تولید و تقسیم سود جست، نشان داده می‌شود. همچنین در رساله «درباره ماتریالیسم تاریخی» شرحی را درباره تاریخ اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور انگلستان که پیش‌تر ذیل کتابی با عنوان سوسیالیسم تخیلی و علمی منتشر شده بود، می‌خوانیم. در بخش انتهایی کتاب نیز متن مکاتبات مارکس و انگلس را درباره برداشت‌های نادرست از ماتریالیسم تاریخی و نحوه شکل‌گیری و تکوین سوسیالیسم علمی می‌خوانیم که طی آن مهم‌ترین اصول و وظایف سیاسی طبقه کارگر در موقعیت‌های بسیار متفاوت و لحظات تاریخی تبیین می‌شود.

اختلاف فلسفهٔ طبیعت دموکریتوس و اپیکور (1381)
این کتاب در واقع رساله دکترای کارل مارکس است که در سال ۱۸۴۱ در دانشگاه ینا نوشته شده است. این رساله را محمود عبادیان و حسن قاضی‌مرادی به فارسی ترجمه کرده‌اند و نشر اختران آن را منتشر کرده است.

فقر فلسفه (1383)
این کتاب برای نخستین بار در تابستان ١٨۴٧ به زبان فرانسه منتشر شد. اساس این نوشته علیه گرایش های رفرمیستی در جنبش کارگری است . این اثر پاسخی است به فلسفه فقر  پرودون و جهان بینی پر از تناقض و خیال پردازانه خرده بورژوائی او که می کوشید در مقابل با توسعه سرمایه داری –که برای او عواقب نابود کننده ای دارد. فقر فلسفه یکی از بهترین آثار مارکس است که با ترجمه آرتین آراکل توسط انتشارات اهوارا روانه بازار نشر کشور شده است.

سانسور و آزادی مطبوعات (1384)
این کتاب با ترجمه حسن مرتضوی روانه بازار نشر کشور شده است. نشر اختران در معرفی این کتاب آورده است: سانسور مبارزه را نابود نمی کند بلکه آن را یک جانبه می کند، مبارزه ای آشکار را به مبارزه ای پنهان تبدیل می کند، مبارز بر سر اصول را به مبارزه اصول بدون قدرت با قدرتی بدون اصول تبدیل می کند.

سرمایه؛ نقدی بر اقتصاد سیاسی (جلد یکم) (1386)
این اثر مهم مارکس توسط حسن مرتضوی برای بار دوم به زبان فارسی ترجمه شده و توسط انتشارت آگاه منتشر شده است. مرتضوی در مقدمه‌ی خود بر این جلد، چهار دلیل را برای ترجمه‌ مجدد جلد یکم برمی‌شمارد: (1) تغییرات زبان فارسی از منظر جاافتادن نسبی واژه‌های یکدست‌تر برای بیان مقولات اقتصادی و فلسفی، پس از گذشت سی‌وچند سال از نخستین ترجمه‌ی سرمایه توسط ایرج اسکندری؛ (2) دگرگونی‌های مهم در عرصه‌ی جغرافیای سیاسی و نظام بین‌المللی، به‌عبارت‌دیگر گذار از عصر جنگ سرد به دوران سیادت نولیبرالیسم؛ (3) تغییرات گسترده در درک و شناخت مارکس‌پژوهان دنیا از روند تکوین نگارش سرمایه در فاصله‌ی این چند دهه و درک پیوند عمیق مارکس جوان و مارکس سال‌خورده به‌مثابه‌ یک فرآیند واحد و در نتیجه ترجمه‌ی سرمایه همچون یک پروژه‌ی سراسری از دست‌نوشته‌ها، فقر فلسفه، گروندریسه، دست‌نوشته‌های 1861ـ1863، و سه مجلد سرمایه که خود را در رویداد مهم انتشار ویراست جدید مجموعه ‌آثار کامل مارکس و انگلس (MEGA) در سال 1991 نشان داد و تمامی روایت‏های دیگر مجلّد یکم سرمایه را که زیر نظر مارکس یا انگلس انتشار یافته بودند، در مجلدات جداگانه‏ای دربرمی‏گرفت؛ (4) اهمیت ترجمه‌ی فرانسوی 1871ـ1873 جلد اول که به‌نوعی تألیف و ترجمه مارکس بود.مرتضوی در ترجمه جلد یکم کاپیتال از همکاری نزدیک مترجمان دیگری نیز، همچون کاوه بویری، در تطبیق دادن ترجمه با ویرایش‌های مختلف سرمایه بهره برده است. ترجمه مرتضوی ابتدا بر اساس ترجمه انگلیسی بن فاوکس انجام شده و سپس با نسخه آلمانی، و ترجمه فرانسه ژان پی یر لفور (۱۹۸۳) تطبیق داده شده است. پس از آن بار دیگر با ترجمه فرانسوی ژوزف روا (۱۸۷۵) که خود مارکس در آن اعمال نظر کرده، مطابقت داده شده است. شایان ذکر است همزمان با انتشار ترجمه جلد یکم سرمایه در سال 1386 در ایران، جمشید هادیان نیز ترجمه دیگری از همان جلد در اروپا به پایان می رساند که توسط انتشارات نسیم به زیور طبع آراسته می شود.

خانواده مقدس (1388)
این کتاب به صورت مشترک توسط کارل مارکس و فردریش انگلس نوشته شده است. خانواده مقدس در واقع نقدی بر اندیشه‌های هگلی‌های جوان است که در زمان نگارش کتاب در حلقه‌های آکادمیک آلمان بسیار مشهور و محبوب بودند. خانواده مقدس از اولین آثار مشترک مارکس و انگلس است که در آن اندیشه‌های خود را در مورد مسائل اجتماعی با وضوح کاملی بیان می‌کنند. لنین دربارهٔ این کتاب می‌گوید: «مارکس در این کتاب از فلسفه هگل به سوسیالیسم می‌رسد.» این کتاب را تیرداد نیکی ترجمه و نشر آمه آن را منتشر کرده است.

سرمایه، نقد اقتصاد سیاسی (جلد دوم) (1393)
کارل مارکس نتوانست قبل از مرگ جلد دوم و سوم سرمایه را کامل کند اما فردریش انگلس دوست و همکارش پس از مرگ او جلد دوم و سوم را بر اساس دستنوشته‌های مارکس به ترتیب در سال‌های ۱۸۸۵ و ۱۸۹۴ منتشر کرد. ترجمه جلد دوم کاپیتال سه سال بعد از پایان ترجمه جلد اول آن از سوی حسن مرتضوی منتشر می شود. چاپ اول این جلد توسط انتشارات نگاه معاصر و چاپ های بعدی توسط انتشارات لاهیتا روانه بازار نشر کشور می شود.

سرمایه، نقد اقتصاد سیاسی (جلد سوم) (1396)
کار ترجمه جلد سوم کاپیتال سال جاری توسط حسن مرتضوی به پایان می رسد. مترجم در پیشگفتار خود بر جلد سوم اذعان داشته است که برخلاف دو مجلد قبلی، در این مجلد به مقایسه‌ ویراست انگلس از مجلد سوم سرمایه با خود دست‌نوشته‌های مارکس نپرداخته چراکه تغییرات گسترده انگلس در متن بیش از آن است که بتوان در یک مجلد تمامی آن‌ها را منعکس کرد: «ترجمه این کتاب را ابتدا براساس ترجمه‌ انگلیسی انتشارات پنگوئن شروع کردم و سپس تمام متن را با متن اصلی آلمانی و ترجمه‌ فرانسوی‌اش مقایسه کردم. چاره‌ای جز این نیست که خود دست‌نوشته مارکس که پایه کار انگلس بوده است جداگانه ترجمه شود؛ اما این خود برنامه‌ دیگری است که امیدوارم روزی از پس آن برآیم. از آنجا که مجله ماتریالیسم تاریخی کل متن دست‌نوشته اصلی مارکس برای مجلد سوم را به انگلیسی ترجمه کرده اختلافات دو متن روشن شده است.»

* نویسنده و روزنامه نگار حوزه اندیشه

کد خبر 1477259

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 7 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • IR ۰۸:۵۶ - ۱۳۹۹/۱۰/۲۹
    0 0
    بابا ما اگه حوصله خوانندن این همه مطلب رو داشتیم الان دکتری مون رو گرفته بودیم
  • بی نام IR ۰۹:۰۹ - ۱۳۹۹/۱۰/۲۹
    1 0
    تاثیر مخرب مارکسیسم در گفتمان سازی تجدد؟؟؟شما چهار خط از کاپیتال را خواندی؟تجدد به قیمت له شدن طبقات ضعیف چیزیه که شما دنبالشید؟ اما مارکس دنبال عدالت بود.