۱ نفر
۱۸ دی ۱۳۹۹ - ۰۸:۰۲
حسین بشیریه و عبور از جامعه شناسی سیاسی

حسین بشیریه نامدارترین چهره علوم سیاسی پس از انقلاب اسلامی است که در دهه هفتاد به اوج شهرت و بلوغ علمی خود رسید و در نیمه دهه هشتاد از عرصه خارج شد.

خروجی تقریبا طولانی که حتی تا سه سال پیش بروز و ظهور خاصی در عرصه علم سیاست ایران نداشت. بشیریه ده سال بود که در بیرونی ترین موقعیت از شرایط فکری و فرهنگی ایران قرار داشت.
از زمان اخراج او از دانشگاه تهران در زمستان 1386 که به همت عمید زنجانی انجام گرفت تا زمستان 1396 که نامه ای کم سابقه و تکان دهنده از او توسط داود فیرحی در یازدهمین همایش سالانه علوم سیاسی ایران قرایٔت شد، بشیریه شاه مهره غایب علوم سیاسی ایران بود.
هر چند در این مدت چند کتاب معدود و محدود از او ترجمه و منتشر شد، اما هیچ گاه نتوانست اقبالی که در دوره اصلاحات به خود دید را در دوران هجرت تجربه کند. همزمان با دوری بشیریه از ایران، رویکردهای کلاسیک و جامعه شناسانه از دانش سیاسی نیز با افت محسوسی مواجه شد و از سوی دیگر با بازگشت جواد طباطبایی به ایران، تفسیر اندیشه محور از دانش سیاسی با تاسیس نظامی نوآیٔین از مفردات تاریخ اندیشه سیاسی ایران، دایٔر مدار علم سیاست در دانشگاه های ایران شد.

اقبال روزافزون دانشجویان به مطالعه و بحث در اندیشه سیاسی و همزمان از مد افتادن رویکردهای چپ گرایانه که بیشتر در بستر جامعه شناسی سیاسی بروز و ظهور پیدا می کند، علتی شد که متون حسین بشیریه در انزوای بی سابقه ای قرار بگیرد. هر چند که در تمام این مدت، کتب او در ردیف منابع آزمون های تحصیلی تکمیلی قرار داشت، اما حضور زنده و زاینده ای در اتمسفر علم سیاست در ایران قرار نداشت. شاید همین عدم حضور باعث تاملاتی شد که نتیجه آن در کتاب های «احیای علوم سیاسی» و سپس «از اینجا تا ناکجا» منتشر شد.
حسین بشیریه در پیامی که به مراسم رونمایی از  کتاب «احیای علوم سیاسی» در یازدهمین همایش سالانه علوم سیاسی ارسال کرد نوشته بود: «نکته ‌اصلی مورد نظر در کتاب «احیای علوم سیاسی» این است که به‌گمان نگارنده در دوران اخیر علم سیاست در همه جا دچار اضمحلال و فروپاشی و پراکندگی شده و بخش‌های ماهوی و اساسی و عمده‌ای از پیکر آن کنده شده است؛ به‌نحوی که تنها لاشه‌ نحیف و از هم پاشیده و مرده و مثله‌شده‌ای از آن به‌جای مانده است، تا جایی که بود و نبودش به شکل فعلی برای جامعه و دولت و مردم فرقی نمی‌کند.» این بیان تکان دهنده از وضعیت علم سیاست در ایران که به نحو بی سابقه ای در قلم بشیریه روان شده است، او را به این نتیجه می رساند که علوم سیاسی نیازمند درانداختن طرحی نو است. اما آیا این طرح نو، خود یک ایده چپ گرایانه در گفتمان احیای امر سیاسی و حیات سیاسی است و یا یک ایده اشتراوسی معطوف به احیای حکمت سیاسی دیرین است؟
پاسخ این پرسش هر چه باشد نمی توان از کنار یک گذار واضح در اندیشه بشیریه گذشت! گذار از جامعه شناسی سیاسی به مثابه علم معاینه پدیده های سیاسی به معناگرایی سیاسی به مثابه اندیشه مکاشفه امور سیاسی.

* نویسنده و روزنامه نگار حوزه اندیشه

کد خبر 1473766

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 2 =