در ابتکار عمل روس‌ها خیری برای این مردم ستمدیده نیست؛راه صلح از جمع اقوام می‌گذرد

محمد حنیف اتمر، وزیر خارجه افغانستان، به دعوت سرگئی لاوروف، همتای روسی خود از تاریخ 6 تا 8 اسفند ماه 1399 به مسکو سفر و با مقام‌های روس دیدار و گفت‌وگو کرده است.

برای درک اهمیت این سفر اشاره به این نکته ضروری است که چند هفته پیش، نمایندگان ارشد گروه طالبان هم به مسکو سفر کرده و با روسها صحبت کرده بودند و این باعث شد که مقام‌های افغانستان از مسکو بخواهند که روابط دولت محور را مد نظر داشته باشند و از همکاری با گروه طالبان اجتناب کنند. بعد از سفر طالبان به مسکو، ضمیر کابلوف نماینده پوتین در امور  افغانستان در اظهار نظری صریح طالبان را یک جنبش ملی با اهداف سیاسی و ایدئولوژیک که حق موجودیت دارد را مورد شناسایی قرار داده و گفته بود این گروه باید درباره ساختار دولت آینده این کشور با دولت افغانستان به توافق برسند. وی در ادامه سخنان خود گفته بود تا کنون این عدم شناسایی موجب گردیده که طالبان با سوء استفاده از عدم تمایل کابل برای انجام یک گفت‌وگوی اساسی، منطقه نفوذ خود را گسترش داده و اکنون 75 درصد خاک افغانستان را کنترل کند، همه مناطق اطراف پایتخت در کنترل این گروه است. بهترین راه برای رسیدن به صلح در افغانستان، خروج نیروهای خارجی و ایجاد دولت موقت است. در مرحله اول، یک دولت ائتلافی مورد نیاز است، که توانایی و قدرت کنترل هر دو طرف را داشته باشد و یکدیگر را مهار کنند. پس از آن، یک دولت حاکم جدید تشکیل شود که بتواند بسیاری از مشکلات را حل کند.کابلوف در رابطه با انتشار گزارش‌ منابع آمریکایی از ارتباط طالبان و القاعده در چنین مقطع زمانی نیز گفته بود:  دولت جدید آمریکا، مسئولین نظامی و سایر کسانی که خواستار ادامه حضور در افغانستان‌ هستند، در صدد نقض معاهده دوحه هستند و برای این کار در جستجوی بهانه‌ای می‌باشند تا اقدام خود را توجیه کنند که چرا می خواهند توافقنامه با طالبان را نقض کنند.

این گونه اظهار نظرهای مقامات روسیه نباید ما را به اشتباه بیندازد که روسیه از طالبان حمایت می کند، طالبان هیچ گونه وجه مشترکی با روسیه نمی توانند داشته باشند ولی روسیه سیاستی عملگرا را پی گیری می کند و به دنبال سناریویی است که تمام طرف‌ها روی ایجاد یک دولت انتقالی ائتلافی توافق کنند و طالبان نیز متناسب با وزن واقعی خود در این دولت جایگاهی کسب کند و این به مفهوم پذیرفتن امارات اسلامی طالبان نیست. ولی به هر حال این موضع گیری های کابلوف اصلا به مذاق دولت افغانستان خوش نیامد و به نظر می رسد که هدف از اعزام حنیف اتمر وزیر خارجه افغانستان به عنوان یکی از دوستان قدیمی روس ها به مسکو شاید برای درک سیاست های واقعی روسیه در این شرایط بن بست مذاکراتی بین دولت افغانستان و طالبان بوده باشد. این احتمال دور از ذهن نیست که توضیحات مقامات روسیه حنیف اتمر را قانع کرده باشد، چرا که دو روز بعد از پایان این سفر، روسیه اعلام کرد که قصد دارد نشست چهار جانبه ای را با حضور کشورهای ایران، چین و پاکستان در مسکو برگزار کند. از جمعبندی رویدادهای جاری می توان به این نتیجه رسید که ابتکار جدید مسکو نتیجه هماهنگی و گفتگو با وزیر خارجه افغانستان بوده است و این ابتکار از حمایت دولت افغانستان برخوردار است. به نظر می رسد که این طرح پخته ای نیست و همانگونه که تا کنون طی چند سال اخیر روس ها نشست های متعددی را با کشورهای چین، آمریکا، پاکستان و افغانستان در قالب های سه جانبه و چهار جانبه برگزار کرده و هیچ کدام آنها تبدیل به یک روند نشده است، چنانچه معایب نشست های گذشته مورد بازنگری قرار نگیرند، ابتکار جدید روسیه نیز به سرنوشتی همانند ابتکارات گذشته منجر خواهد شد.

در این نوشتار معایب و محاسن ابتکار روسیه را مورد بررسی قرار می دهیم؛

نکته اول: جمع کردن طالبان با دولت کنونی افغانستان با دیدگاه های اعلامی طالبان در تضاد است. با توصیفی که آقای کابلوف از طالبان کرده است به نظر می رسد که روسیه حاکمیت طالبان بر 75 درصد خاک افغانستان را پذیرفته است و ماهیت طالبانی بودن دولت آینده افغانستان قطعی و باقی مانده اقوام و گروه های سیاسی در بهترین حالت باید از 25 درصد باقی مانده سهمی بگیرند و رضایت داشته باشند که در حاکمیت مشارکت دارند ولی این مشارکت تعیین کننده نیست. به نظر می رسد که روسیه به این نتیجه رسیده است که حاکمیت نصفه و نیمه طالبان بر افغانستان مانع از شکل گیری داعش در افغانستان می شود که تهدید کننده امنیت مسکو است. زیرا طالبان برای خود رسالت بین المللی قائل نیستند و می خواهند امارت اسلامی افغانستان ایجاد کنند، ولی داعش به دنبال جغرافیایی بین المللی برای خود است که تهدید مستقیم روسیه تلقی می شود.

نکته دوم: با حضور نظامی نیروهای آمریکایی و ناتو در افغانستان، برگزاری نشست کشورهای ایران، چین، روسیه و پاکستان برای تصمیم گیری در مورد آینده افغانستان بدون حضور این کشورها غیر ممکن است. فراموش نکرده ایم که آمریکا و ناتو برای کنترل کشورهای ایران، روسیه و چین به افغانستان آمده اند. اگر روسیه با هماهنگی با آمریکا و اعضای ناتو و برای کمک به خروج از بن بست مذاکراتی بین طالبان با آمریکا و دولت افغانستان این اقدام را آغاز کرده باشد، می توان نسبت به موفقیت آن امیدوار بود در غیر اینصورت آمریکا به علت رقابتی که با چین و روسیه دارد و با ابزارهایی که دارد، در راه موفقیت طرح روسیه کارشکنی خواهد کرد.

نکته سوم: دورنمای این نشست چهار جانبه برای مردم و دولت افغانستان چیست؟ فراموش نکنیم که هر جمعی و نشستی که تشکیل می شود قرار است برای مردم افغانستان قدم خیری بردارند و صاحب اصلی این ممکلت افغان ها هستند، پس در همین آغاز باید این موضوع روشن باشد که اهداف نهایی پس از اتمام مذاکرات و مشورت همه کشورها قرار است به چه نتیجه و دستاوردی برای مردم افغانستان تبدیل شود. آن هدفی که قرار است در آینده محقق شود از همین ابتدا به مردم و دولت افغانستان گفته شود و معلوم شود که آیا اینها راضی هستند یا نه. در غیر اینصورت نتیجه اش مشابه اقدامی خواهد بود که آمریکا در مذاکرات دوحه با طالبان انجام داد و بدون حضور نماینده دولت و مردم افغانستان از طرف آنها با طالبان به توافق رسید و اکنون با بن بست مواجه شده اند.

نکته چهارم: چهار کشور ایران، چین، روسیه و پاکستان دیدگاه های یکسان و مشترکی در رابطه با افغانستان ندارند. چین به موضوع افغانستان از زوایه اقتصادی و همکاری با پاکستان نگاه می کند و امنیت در این کشور را متقابلا از پاکستان طلب می کند تا مبادا تمایلات اسلامی در کنار مرزهایش بر مناطق مسلمان نشین چین تاثیر بگذارد و در مقابل این همکاری، کمک اقتصادی در اختیار پاکستان قرار می دهند. هر چند که روسیه و چین شریک راهبردی یکدیگر هستند، اما نوع نگاه روسیه به افغانستان امنیتی است. ایران و روسیه از جنبه موضوعات سلبی هر دو از نفوذ گروه های تکفیری و تولید مواد مخدر در افغانستان نگران هستند، اما منافع ایران و روسیه در افغانستان قابل جمع نیستند. روسیه به افغانستان از زاویه نگاه به کشورهای آسیای مرکزی می نگرد و حضور ایران را در این حوزه برای فرهنگ خود خطرناک می داند. به میزانی که کشورهای آسیای مرکزی به ایران نزدیک شوند به همان میزان از روسیه دور می شوند. پس بطور قطع آن چیزی که ما در افغانستان می خواهیم روس ها نمی خواهند و آنچه روس ها می خواهند ما نمی خواهیم. با وصفی که پاکستان در گذشته و حال از طالبان حمایت کرده ما نمی توانیم با پاکستان هم منافع مشترک داشته باشیم. حالا به این جمع اضافه کنیم ملاحظات اقوام مختلف افغانستان را که ازبک ها ملاحظات ازبکستان را دارند، تاجیک ها ملاحظات تاجیکستان را دارند، پشتوها ملاحظات پاکستان و پشتوهای داخل پاکستان را دارند و هزاره ها ملاحظات ایران را دارند. اگر در آینده به درخواست دولت افغانستان هند نیز به این جمع اضافه شود، کار خیلی دشوارتر هم خواهد شد که چگونه نظرات هند و پاکستان را در رابطه با افغانستان می شود کنار هم جمع کرد. امروز جمع دیگری هم به گروه های قومی افغانستان اضافه شده اند که شامل بخشی از طبقه روشنفکر غربگرا و گروه های مدنی است که ملاحظات غربی ها را دارند. پس در جمعی که ایران خواستار مشارکت همه اقوام در قدرت است و پاکستان به دنبال بازگرداندن طالبان به قدرت است و چین ملاحظات اقتصادی دارد و روسیه نگاه منفعت محور دارد، چگونه امکان جمع شدن این همه نظرات متفاوت وجود دارد.

نکته پنجم: این احتمال دور از ذهن نیست که کنفرانس چهار جانبه به پیشنهاد اتمر و به عنوان درخواست دولت افغانستان به جریان افتاده باشد تا روند دوحه را کاملا بی اثر و خنثی کنند. طالبان اصرار بر پی گیری توافقات دوحه دارد و اجرای توافقات دوحه به مفهوم پایان کار دولت کنونی و بر روی کار آمدن دولت موقت که اصلا برای دولت افغانستان قابل قبول نیست. دولت جدید آمریکا هم خواستار بازنگری توافقنامه دوحه شده است. در چنین شرایطی برگزاری کنفرانس چهار جانبه و پیشنهاد راه حل های جدید به مفهوم به فراموشی سپرده شدن روند دوحه خواهد بود تا دولت افغانستان نفس راحتی بکشد. در این رابطه شاید روسیه بخواهد برای کمک به دولت آمریکا برای خروج از این بن بست طرحی ارائه کند که ملاحظات روسیه نیز مورد توجه قرار گرفته باشند.

نکته ششم: با توجه به اینکه آقای خلیزاد نماینده ویژه آمریکا در امور افغانستان طرح جدید آمریکا برای صلح در افغانستان را ارائه کرده است و شباهت هایی میان طرح جدید آمریکا و روسیه وجود دارد بعید نیست که روسیه طی هماهنگی با آمریکا پیشنهاد خود را ارائه کرده است. چنانچه این هماهنگی وجود داشته باشد امکان موفقیت طرح روسیه زیاد است. وجود هند و سازمان ملل در جمع گفتگو کنندگان پیرامون صلح در افغانستان که در طرح آمریکا پیش بینی شده است، نقص جمع دعوت شده برای نشست چهار جانبه را اصلاح و احتمالا طی روزهای آینده روسیه، هند و سازمان ملل را نیز برای شرکت در اجلاس مسکو دعوت خواهد کرد.

با مطالعه ای در تاریخ سیاسی حال و گذشته افغانستان، یک نتیجه اخذ می شود که تنها راه نجات افغانستان بازگشت به دوره سیاست بی طرفی مطلق افغانستان همانند دوره ظاهر شاه است تا به این وضعیت برخورد منافع قدرت های منطقه ای و بین المللی در افغانستان پایان داده شود. فرمول طراحی شده از سوی شرکت کنندگان در کنفرانس بن نتیجه آگاهی طراحان سیستم کنونی افغانستان از تاریخ افغانستان بود و یک دولت با مشارکت همه اقوام و گروه های افغان و یک سیاست خارجی کاملا بی طرف راه نجات مردم افغانستان است. در غیر اینصورت امید بستن به کنفرانس های بی حاصل وقت تلف کردن است و مردم افغانستان هر روز زمان را از دست می دهند و از کاروان پیشرفت در زمینه های مختلف عقب می مانند.

*کارشناس روابط بین الملل و شرق آسیا

310 310

کد خبر 1494306

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 11 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • IR ۰۱:۴۲ - ۱۳۹۹/۱۲/۲۱
    0 0
    مسولان ما هوشیار باشند نسبت ب روس