۲ نفر
۲ اردیبهشت ۱۴۰۰ - ۰۸:۰۰
حقوق بشر غربی، انگلیس و آفریقا

حدود صد وپنجاه سال پیش در منابع غربی پیدا کردن خبری واقعی در مورد جنایات استعمارگران انگلیسی و نقض حقوق بشر در آفریقا غیرممکن بود و آنچه در مورد این قاره نوشته می شد، حکایت از عملکرد مثبت فرهنگ و تمدن انگلیسی در آفریقا داشت.

در آن مقطع سفرنامه ها پر از ستایش استعمار گران انگلیس بود و هنگامی که به عنوان نمونه از فرهنگ و تمدن آفریقایی سخن به میان می آمد، حضور کشورهای اروپایی از جمله انگلیس در این قاره تحسین می شد.
لیوینگستون جهانگرد انگلیسی برای کشورهای زیمبابوه و زامبیا مایه افتخار بود و برای بزرگترین آبشار جهان به جای یک نام آفریقائی، نام ملکه ویکتوریا یعنی سمبل استعمار انتخاب می شد. امروز نیز هنوز آبشار ویکتوریا در مرز زامبیا و زیمبابوه، یادآور این نامگذاری استعماری است.

هنگامی که جنگ های استقلال طلبانه علیه استعمار آغاز شد، رسانه ها و نویسندگان انگلیسی، مردم آفریقا را خشن و فاقد آداب و رسوم متمدنانه معرفی کردند، وجود قبایل آدمخوار و جادوگران و ساحران، اولین خبر این رسانه ها در مورد آفریقا بود. بسیاری از کارشناسان آفریقاشناس، معتقدند در هیچ نقطه از آفریقا قبیله ای آدمخوار نبوده و فرهنگ آدم خواری وجود نداشته است، اما انگلیسی ها برای توجیه حضور سلطه طلبانه خود در آفریقا، افسانه آدمخواری را خلق کرده و با ساخت فیلم های متعدد، اشاعه دادند.
نگاه انگلیسی به آفریقا نگاهی نادرست از روی غرض ورزی و ناآگاهانه و همراه با نادیده گرفتن حقوق انسانها بود. استعمار انگلیس پس از اخراج از آفریقا ، بذر درگیری های بسیاری را در این قاره پاشید که هنوز کم و بیش ادامه دارد. انگلیس برای استثمار آفریقا پس از دوره ختم استعمار، روش های خود را در این قاره عوض کرد.

در سال 1880 اولین گروه از اروپائیها به زامبیا مهاجرت کردند و کمپانی انگلیسی آفریقای جنوبی اولین شرکت مهم اروپائی بود که در رودزیای شمالی یا زامبیای فعلی مشغول به کار شد. با توجه به اینکه یکی از سیاست های اصلی زامبیا توسعه کشاورزی جهت دستیابی به خودکفایی غذایی و کاهش وابستگی به معادن بود، استعمار انگلیس، این کشور را تک محصولی و وابسته به ذرت ساخت. نقش استعمار انگلیس در تک محصولی کردن کشاورزی بسیار بارز است. دولت استعمارگر بریتانیا به دلیل درآمد خوب ذرت از کشت محصولات دیگر در زامبیا جلوگیری کرد. لندن برای تقویت این سیاست حتی ذرت را تبدیل به غذای اصلی زامبیا یعنی "میلی میل" نمود، غذایی که با آرد ذرت تهیه می شود و غذای اصلی مردم زامبیا و زیمبابوه است.
در ارتباط با حمایت انگلیس از نظام آپارتاید، یک بار آقای انزو، وزیر امور خارجه فقید آفریقای جنوبی گفت: "وقتی اولیور تامبو از رهبران کنگره ملی افریقا از جامعه بین الملل خواست تا با تحت فشار گذاشتن رژیم پرتوریا، برای آزادی نلسون ماندلا و به رسمیت شناختن کنگره ملی افریقا فعالیت نمایند، با مخالفت انگلیس مواجه شد. تامبو خواهان تحریم رژیم نژادپرست آفریقای جنوبی شد اما رونالدریگان رئیس جمهور امریکا ومارگارت تاچر نخست وزیر انگلیس به منظور جلوگیری از تحریم اقتصادی رژیم پرتوریا ، فعالیت های دیپلماتیک خود را تشدید کردند.
آن زمان شورای امنیت سازمان ملل متحد به کشورهای جهان توصیه کرده بود تا به تحریم آفریقای جنوبی رای مثبت داده و فروش هرگونه سلاح را به این کشور ممنوع کنند. اما آمریکا و انگلیس این قطعنامه را وتو کردند.

به دلیل سیاست های نژادپرستانه لندن و واشنگتن، اقلیت سفیدپوستان از بالاترین استاندارد زندگی در قاره آفریقا، که برابر سطح زندگی در کشورهای غربی جهان اول بود، برخوردار شده بودند و اکثریت سیاه پوستان از هر امتیازی همچون تحصیل، بیمه و حتی استخدام در ادارات دولتی محروم بودند . دولت برآمده از آپارتاید که وابسته به انگلیس بود، میان یک سیاه پوست، هندی و یا رنگین پوست آفریقای جنوبی فرقی قائل نبود و با تمامی آنها به عنوان شهروند درجه آخر رفتار می کرد.
براساس برداشت انگلیسی ها، انسان سیاه فاقد درک و فهم بود و تربیت او با استفاده از قوه قهریه مجاز شمرده می شد. حتی سردمداران کلیسا و بخصوص کلیساهای انگلیس نیز بر این طرز تفکر صحه می نهادند. متاسفانه با همان روش هایی که سرخپوستان آمریکایی نابود شده بودند، اروپا و در راس آن انگلیس کمر به نابودی تمدن های آفریقایی بست و سعی کرد نکات مثبت تمدن آفریقا را در معرض دید قرار ندهد. در این راه، استفاده از تبلیغ های دروغین در مورد این قاره در دستور کار غرب قرار گرفت. مبلغین مسیحی برای توجیه بی عدالتی های اتگلیس، انسان آفریقایی را آدمخوار هایی خواندند که باید بوسیله کشیش ها و با توسل به صلیب به راه راست هدایت می شدند. آنان صلیبی را به دست سیاه پوستان دادند که هیچ سنخیتی با تمدن و فرهنگ آنان نداشت.
مردم آفریقا حتی بومیان آنها دارای نظم و فرهنگ مخصوص به خود هستند، رئیس قبیله آفریقایی، ریش سفیدی است که تاریخ شفاهی را می داند و حافظ تمدن های آفریقائی است. ستایش از هنر مجسمه سازی در یونان باستان و روم امری عادی است اما غربی ها، ساخت مجسمه و عروسک های چوبی در آفریقا را خرافات می پندارند. هرعضو از قبیله تونگا یا بمبا در زامبیا مروج هنر است، هنری که آن را لمس می کند، با آن زندگی می کند و با ساخت صنایع دستی آفریقائی آن را بروز می دهد. هنر استفاده از مس در آفریقای جنوبی، زامبیا، زئیر و زیمبابوه، اوج زیبایی این فلز را به نمایش میگذارد.

پروفسور ارنست مولر" - آفریقاشناس بنام آلمانی که سال ها در آفریقا زیسته ، تمدن های آفریقا را همانند تمدن های ایران باستان و یونان می داند و اعتقاد دارد که مثلا صنعت بُرنز در کشور بنین، در نوع خود در جهان بی نظیر است. برخلاف "لوینگستون" که می گفت آفریقای سیاه باید با در دست داشتن چراغ اروپایی به دوران نو هدایت شود، پروفسور ارنست مولر اعتقاد داشت که آفریقا برای رهایی از عقب افتادگی باید به خویشتن خود برگردد و به همان راهی هدایت شود که سال ها و پس از استعمار از آن به دور افتاده است.
در اجرای سیاست استعمار، رسانه های غربی و در درجه نخست خبرنگاران انگلیسی، سهم بزرگی در اطلاع رسانی نادرست از این قاره داشته اند. برخی نشریات جهانی که اخبار تحولات دنیا را منعکس می کردند جز اخبار جهت دار و غالبا منفی در مورد آفریقا اشاعه نمی دادند. اطلاع رسانی در مورد آفریقا توسط خبرنگارانی منتشر می شد که یا اطلاع درستی از آفریقا نداشتند یا خود تحت تاثیر فضاسازی های غربی علیه این قاره بودند. از نظر آنان در بعد فرهنگی، آفریقا دیگر نه قاره زیبایی و تمدن های گوناگون، بلکه قاره ای وحشی و پر از انسان های بی تمدن بود که باید از سوی انگلیس اداره می شد. جهانگردانی مانند لوینگستون - که متاسفانه استانی از زامبیا نیز به نام وی است- با سفرنامه های خود، به این درک از آفریقا کمک کردند.

امروز فقر، بیماری و تقابل سیاسی حکومت ها دستمایه انگلیس برای اعمال نفوذ در آفریقا شده و انسان آفریقائی هیچگاه جنایات انگلیس  و نقض حقوق بشر در این قاره را فراموش نخواهد کرد. امروز انسان آفریقائی چاره ای جز بازگشت به خویشتن خویش ندارد و زمان آن فرارسیده که انسان آفریقائی، تاریخ آفریقا را بنویسد.

کد خبر 1507478

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 2 =