یکی از شاگردان امام در نجف برایم میگفت که یک وقت امام در کاری با من مشورت کرد و من تعجب کردم و شرمنده شدم. اما امام به من گفت مشورت من با تو دو جنبه دارد:
1 ـ اینکه میخواهم به تو قدرتی بدهم که احساس کنی شخصیت شدی و در جامعه نفوذ داری و میتوانی صاحب اثر شوی و اگر کسی در کاری با تو مشورت کرد آماده باشی.
2 ـ من در مشورت کردن با تو ضرر نمیکنم. ممکن است من در کاری با ده نفر مشورت کنم و در آخر هم به نظر هیچ کدامشان عمل نکنم، ولی خیلی وقتها با این مشورت کردنها جرقهای به ذهنم خطور میکند و آن جرقه سبب یک پروژه عظیم میشود.
شهرستانی یادآور شد: ببینید که امام چقدر درایت داشت و چطور افراد را تربیت میکرد. ما اگر واقعاً همدیگر را داشته باشیم و حفظ کنیم و به همدیگر بها بدهیم، باور کنید خیلی از مسائل را میتوانیم حل کنیم.
نماینده آیت الله سیستانی به خاطراتی از دواندیشی امام اشاره کرد و افزود: این دوراندیشی امام نمونههای زیادی دارد. در همان دوران تبعید امام در نجف آقای بنی صدر به نجف آمد و به واسطه مرحوم فردوسیپور رحمة الله علیه خدمت آیت الله سیستانی رسید، البته با بیمیلی، چون میگفت اگر در نجف کسی باشد که بشود با او از این حرفها زد سید محمد باقر صدر است،
ولی وقتی به دیدار آیت الله سیستانی رفت از کتاب اقتصاد توحیدی خود سخن گفت و آقا چند ایراد وارد کرد، قبول نکرد و آقا ایرادهای دیگری مطرح کرد تا بعد از بحثهای طولانی تسلیم شد و در آخر درخواست کرد که من دلم میخواهد بعضی از نوشتههای مرا شما ببینید تا بعداً چاپ شود. وقتی نوشتههای خود را به آقا دادند،
ایشان دیدند در آن نوشتهها آمده است که ما از رهبری آیت الله خمینی باید استفاده کنیم، اما بعد از پیروزی انقلاب ممکن است خمینی هیچ کاره شود! آقا خیلی ناراحت شدند و جزوه را برداشتند و رفتند خدمت آقای خمینی و ماجرا را گفتند که اینها که پیرو شما هستند چنین طرز تفکری دارند و من نگران هستم! امام فرمودند من میدانم افکار انحرافی اینها را؛ ولی در این مرحله باید از همة نیروها استفاده کنیم، لکن امیدوار هستم با گذشت زمان ایشان برگردد و آدم خوبی شود. مقصودم این است که امام مسئله را کاملاً درک میکردند و میدانستند که چگونه باید عمل کنند. این درایت آن وقت خیلی مهم بود.
/6262






نظر شما