به گزارش خبرآنلاین، «آن پیچت» سفرنامه نویس، ۱۰ سال پیش صاحب یکی از پرفروشترین کتابهای جهان بود که مخاطبان خود را با کتاب «سبک اپرایی» به آمریکای جنوبی برد و قصه تروریسم و عشق و اپرا را در کنار هم مخلوط کرد تا معجونی از شعر و داستان به دست آورد.
او همیشه عادت دارد در مناطق خود موجودات عجیب و غریب سایر کشورهای جهان را با جهانگردان غربی تجربه کند و این بار نیز بعد از ۱۰ سال دوری از دنیای ادبیات سفرنامهای با عنوان «وضعیت عجیب» به رشته تحریر درآورده است که خواننده را به کشور برزیل و جنگلهای آمازون میبرد. هرچند در این کتاب سیر داستانی به خوبی رعایت شده و بیشتر شبیه داستانهای پلیسی به نظر میرسد تنها درصدد ایجاد فضایی برای سرگرم کردن خواننده است ولی گویی پیامهای سیاسی دربردارد که خود نویسنده هم در مصاحبههای مختلف روی آنها تاکید کرده است.
داستان آخرین سفرنامه پیچت قصه ماجراهای عجیب و غریبی است که شخصیتهای اصلی آن افراد معمولی و عادی جوامع امروزی هستند ولی در لابه لای شاخ و برگ انبوه جنگل آمازون نمیتوانند دنیای بیرون خود را ببینند ولی در انتهای داستان با روشن شدن حقایق فضاهای بیشتری از طبیعت اطرافشان دیده میشود.
داستان در یک شرکت تولیدکننده محصولات دارویی در مینسوتا آمریکا شروع میشود. ماریا سینگ دانشمند زن این شرکت است که خبر کشته شدن همکارش در شرکت تحقیقاتی وابسته در جنگلهای برزیل به او میرسد و علاوه بر خبر کشته شدن دوست و همکارش علت مرگش نیز مشکوک عنوان شده است که همین امر او را مجبور میکند به این آزمایشگاه سفر کند.
مدیر آزمایشگاه واقع در جنگلهای آمازون از برخی روابط سیاسی اداری بین دولتها و برخی پروژههای سری نوشته که سفر دانشمند قصه را به آمازون به موضوع اصلی داستان تبدیل میکند. مدیر آزمایشگاه از تولید دارویی عجیب خبر میدهد که این پروژه بر اساس آن اداره میشود. سفر به قلب یک ناکجاآباد در میان جنگلهای آمازون نیمی از صفحات کتاب را به خود اختصاص میدهد و ماجراهایی مثل سایر سفرنامهها را در خود دارد که حوادث مربوط به آن نیز به همان تبادل فرهنگها که همیشه در فیلم های هالیوودی دیده میشود، مربوط میشود.
نویسنده، در نیمه انتهایی داستان وقتی سابقه مارینا و گذشتهاش در رابطه با درگیری با دکتر سوانسون، مدیر آزمایشگاه جنگل را پیش میکشد موضوع اصلی و در حقیقت هدف اصلی خود را عیان می کند که همان قصه قدیمی کنترل زندگی آدمهای معمولی توسط برخی افراد پشت پرده است.
دکتر سوانسون در همان ابتدای ملاقات با مارینا میگوید که تو نباید به اینجا میآمدی و مجموعه مکاشفههای شخصیت اول قصه از همین استقبال نیمه گرم کلید میخورد. در حقیقت مثل داستانهایی از این دست کتاب «وضعیت عجیب» پیچت نیز به موضوع تحقیقات غیر قانونی دولتها و شرکتهای دارویی غربی در جهان سوم میپردازد که همیشه باید عده ای از موضوع غافل باشند و بدون اینکه بدانند برای دولت کار کنند اگرچه همیشه یک حادثه تمام رشتهها را پنبه میکند که این حادثه در کتاب پیچت همان وجدان آدمهاست که از هر قدرت سیاسی بالاتر عمل میکند.
دکتر سوانسون سالهاست که با اهداف و مقاصد اقتصادی شرکت، از منابع طبیعی و انسانی منطقه سوء استفاده میکند و همین هدف درگیریهایی نیز بین او و مارینا به وجود میآورد که اولین آن در آگاه کردن انسانهای اولیهای است که در جنگلهای آمازون به دور از تکنولوژی به روز دنیا زندگی میکنند.
مدیر آزمایشگاه با لحنی تهدید آمیز خطاب به شخصیت اصلی داستان میگوید اینجا کسی قرار نیست از اهداف پروژه خبردار شود وگرنه به سرنوشت همکارمان منجر خواهد شد.
واشنگتن پست/۸ ژوئن/ ترجمه محمد حسنلو
۶۰۶۰






نظر شما