۶ نفر
۳۰ خرداد ۱۴۰۱ - ۱۴:۰۶
انقلاب کردیم که «دعایی» شویم

در مسیر انقلاب اسلامی، زنده‌یاد حضرت مستطاب حجت‌الاسلام‌ و المسلمین جناب حاج‌آقای سید محمود دعایی( علیه‌الرحمه) همچنان «دعایی» ماند.

امیدوارم روح ملکوتی حضرت استاد دعایی در جوار الطاف الهی آرام گرفته باشد و مغفرت و آمرزش حضرت حق تعالی ان‌شاءالله مشمول آن عزیز تازه‌گذشته شود. بنده با یادآوری دو روایت و دو نکته‌ی رسانه‌ای و سیاسی، یاد زنده‌یاد حضرت استاد دعایی را زنده نگاه می‌دارم و به‌نیکی از ایشان یاد می‌کنم.

حضرت امام جعفر صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید:
کُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ لِیَرَوْا مِنْکُمُ اَلْوَرَعَ وَ اَلاِجْتِهَادَ وَ اَلصَّلاَةَ وَ اَلْخَیْرَ فَإِنَّ ذَلِکَ دَاعِیَةٌ
یعنی؛ با غیرزبان، در عمل و با رفتار و کردار خویش مردم را (به کیش و مذهب خود) دعوت کنید. مردم باید ورع و کوشش و نماز و خیر شما را ببینند. این‌ها (اعمال و رفتار شما)، خود، دعوت‌کننده (به حق) باشند. (ر.ک.: الکافی، جلد دوم، صفحه‌ی ٧٨)

نیک می‌دانیم که وَرَعْ یا پرهیزکاری و پارسایی، حالتی در وجود انسان است که به نگه‌داری کامل نفس و ترس از لغزش منجر می‌شود. اگر بخواهم خود و دیگران را توجه بدهم، با صدای بلند فریاد می‌کنم که زنده‌یاد حضرت استاد دعایی، ترسو بود؛ "ترس از لغزش"، تمام وجود و نفس و روح آن مرحوم را در طول حیات پرخیروبرکتش فراگرفته بود. ایشان، با ولع ورع را دنبال می‌کرد و در کسب این مقام ارزشمند که بالاتر از تقوا است، چنان کوشا بود که پرهیزکاری و ترس از لغزش و گناه، شده‌بود ملکه‌ی ذهن و رفتارش. ترس از ارتکاب گناه و لغزش، ایشان را از شبهات و حتا کارهای مباح که محتمل بود، به گناه بیفتد، بازمی‌داشت و خودخواسته اجتناب می‌کرد؛ نمی‌لغزید. از همین‌رو، بدون تردید، زنده‌یاد حضرت استاد دعایی، شخصیتی بسیار وارسته و باتقوا داشت.

حضرت فاطمه (علیهاالسّلام) می‌فرماید:
مَن اَصعَدَ إلَی اللهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، اَهبَطَ اللهُ اَفضَلَ مَصلَحَتِه؛
هر کس عبادت خالص خود را پیشکش آستان حضرت حق تعالی کند، خدا هم بهترین مصلحت خود را بر او فرو می‌فرستد. (ر.ک.: تنبیه‌الخواطر، صفحه 108)
خداوند عبادت‌های ریاکارانه و متظاهرانه را نمی‌پذیرد. چون اصلاً با انجام چنین عبادت‌هایی، روح آدمی امکان صعود ندارد و هیچ عبادتی که متصف به وصف ریا باشد، بالا نمی‌رود و در حد و مرتبه‌ی زمین و مادیات و نفسانیات باقی می‌ماند.
این اخلاص است که بالی می‌شود و بنده‌ی خدا را تا عرش خدا می‌برد. و ازآنجاکه خدا کریم است، خدا به اقتضای کرم خویش آن‌چه را به مصلحت بنده‌ی مخلص خود بداند، به بنده‌اش ارزانی می‌دارد.

بنده با خودم نجوا می‌کنم؛ «رضا» فکر می‌کنی انجام عمل خالص و عبادت بی‌ریا راحت است. نه! بسی دشوار است.
زنده‌یاد دعایی هرگز در باتلاق ریا نیفتاد. چون همگان، دوست و دشمن می‌دانند که دعایی، هرگز به تظاهر و مردم‌فریبی و دنیاخواهی آلوده نشد.

نکته‌ی بسیار مهمی که نمی‌شه نگفت هرچند همه‌ی عزیزان حاضر در اتاق گفته باشند، اینه که
اگر بخواهیم "اخلاق در رسانه" را به‌عنوان یک واحد درسی در رشته‌های دانشگاهی مانند ارتباطات و روابط‌عمومی و روزنامه‌نگاری تدریس کنیم، باید از زنده‌یاد حضرت استاد دعایی به‌عنوان الگوی اخلاق در رسانه درس گرفت و درس گفت.
و
اگر بخواهیم به این پرسش نسل‌های آینده که چرا انقلاب کردیم، پاسخی درست بدهیم، باید بگوییم که؛
انقلاب کردیم که مانند دعایی شویم
اما... بگذریم
دعایی، راز مگوی انقلاب بود و رفت.
تا بود از و به‌عنوان تاریخ زنده‌ی انقلاب یاد می‌کردم؛
انسان بسیار شریفی بود که به نسل فاخر فکر می‌کرد. برای انسان بماهو انسان، حرمت قائل بود.
عاش سعیدا و مات سعیدا. خداوند رحمت فرماید ان‌شاءالله!

* پژوهش‌گر مسایل حقوقی tajgar.reza@gmail.com

کد خبر 1643230

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 0 =