چکیده نظرات آقای شجونی در خصوص طنز و مطایبه را در زیر میخوانید.
- استفاده از ظرافت و شوخ طبعی توسط روحانیون در منابر باید به نحوی باشد که توهین از آن برداشت نشود. البته میزان و شدت و حدت این شوخیهای کاملا به مستمع و جمعیت بستگی دارد. طبیعتاً آن حرفهایی که در مسجد زده میشود با حرفهایی که از یک تریبون دانشگاهی بیان میشود تفاوتهای اساسی دارد و شناخت این تفاوتها از سوی یک روحانی امری بسیار مهم است.
- در گذشته و زمان شاه از روحانیت کاریکاتور نمیکشیدند. خود من برای بچههای مجله توفیق، از جمله نویسندهها و کارگرهای چاپخانه منبر میرفتم. توفیق آن زمان با همه شوخی میکرد، اما خودشان میگفتند ما مجاز به هر شوخیای با روحانیت نیستیم. حد و حدودهایی را رعایت میکردند.
- انتقاد از دولت و دولتمردان قطعا مشکلی ندارد و اگر به شکل نصیحت بیان شود که چه بهتر. اما باید مواظب بود کار به توهین نکشد. اینجا خط قرمز توهین است و نباید به شخصیت کسی حالا هرکس که میخواهد باشد بیحرمتی شود. یک امر مسلم است و آن اینکه با آبروی مردم نمیتوان شوخی کرد.
- تا قبل از پیروزی انقلاب مجلههای توفیق و بامشاد جزو نشریات طنز کشور بودند که خیلی هم طرفدار داشتند. خدابیامزرد آقای فلسفی را؛ یک بار در بحبوحه انقلاب و جنگ گفت: «آقا اینقدر هوس کردم که این مجلههای توفیق و بامشاد قدیمی را پیدا کنم، بنشینیم بخوانیم و از ته دل بخندیم؛ بیچاره شدیم توی این انقلاب از بس غصه خوردیم.»
- یک بار پزشکهای انگلیسی در لندن به آقای مهدوی کنی گفته بودند بهترین درمان برای شما این است که همراه دوستانتان هفتهای دو بار از تهران بیرون بزنید و در طبیعت بساط کباب را روبراه کرده و همگی تا میتوانید از ته دل بخندید.
28/242





نظر شما