۰ نفر
۱۲ مهر ۱۳۹۰ - ۱۳:۱۳

با وجودی که این فیلم یک پروژه جمع و جور و با بودجه‌ای محدود از یک کارگردان تازه‌کار است، اما مثل یک دوست بی‌ادعا با تماشاگر همراهی نشان می‌دهد.

نزهت بادی: فیلم هفته پیش «21 گرم» ساخته آلخاندرو ایناریتو گونزالس بود که یکی از فیلم کالت‌های دوران ماست و محبوبیت زیادی میان سینما‌دوستان دارد.
فیلم این هفته هرچند اثری درباره یک خواننده و دنیای موسیقی است، اما فیلمی بیوگرافیک‌وار نیست و شخصیتی که در فیلم می‌بینیم، واقعیت خارجی ندارد و هر کدام از بخش‌های زندگی‌اش می‌تواند قسمتی از زندگی یکی از خواننده‌های معروف را به یاد آورد.
از همان ابتدا که جف بریجز را سوار بر شورلت قدیمی‌اش در جاده‌ای رو به غرب می‌بینیم و ترانه‌ای را به سبک کانتری با صدای خسته و خش‌دار بریجز می‌شنویم، احساس می‌کنیم با یک مرد افسانه‌ای روبرو هستیم که خودش هم می‌داند به آخر خط زندگیش رسیده است.
اتفاقا همین خودآگاهی توام با بی‌اعتنایی نسبت به افول شهرت و موقعیت برترش است که به شخصیت وی خصلت عارفانه می‌بخشد. حالا او می‌تواند بعد از پشت سر گذاشتن همه ملاحظات و دغدغه‌هایی که یک خواننده معروف با آن درگیر است، همانطوری بخواند و بنوازد که خودش دوست دارد، مثل یک غریبه دوره‌گرد و آواره!
به همین دلیل وقتی پای زنی وسط می‌آید که می‌خواهد از او آدمی مسئولیت‌پذیر و متعهد بسازد و او را در یک گوشه دنیا پایبند کند، ارتباطشان ناکام می‌ماند و نمی‌توانند جفت خوبی برای هم شوند و همان بهتر که هر کدام به راه خود بروند. زن به همان خانه و کار و بچه‌اش بچسبد و مرد با گیتار کهنه و ماشین قراضه‌اش به دل جاده‌ها برگردد.
همین میل خودآگاهانه بریجز به ویرانی و سقوط است که باعث می‌شود کمبودها و نواقصش به جذاب‌ترین خصوصیات وی بدل شود. بریجز که برای بازی در این فیلم اسکار بهترین نقش اول مرد را به دست آورد، چنان از این آدم شکست‌خورده و تباه‌شده شخصیتی متعالی می‌سازد که ما بجای ترحم نسبت به زوال تدریجی شهرت وی، به حس رهایی و بی‌قیدی او حسرت می‌خوریم.
دقیقا همان حس متناقض و عجیبی که در یکی از ترانه‌هایش به آن اشاره می‌کند که حس سقوط شبیه پرواز است. انگار آدم وقتی در حال افتادن و سقوط است، بیشتر می‌تواند لذت اوج را درک کند.
صحنه‌ای در فیلم داریم که بریجز در یک کنسرت در حال خواندن است و بعد شاگرد قدیمی‌اش که حالا خواننده مشهور و پرآوازه‌ای شده در میان تشویق و هیاهو و استقبال پرشور طرفدارانش سر می‌رسد. بریجز به آرامی صحنه را به شاگردش می‌سپارد و آنجا را ترک می‌کند.
با وجودی که انتظار می‌رود با مردی تحقیر‌شده و سرخورده روبرو شویم، بیشتر مردی را می‌بینیم که دیگر شهرت، تشویق و طرفداران سرسخت برایش اهمیتی ندارد. حالا او در نقطه‌ای ایستاده که فقط از خود موسیقی لذت می‌برد، حتی اگر در یک کافه متروک با چند نفر مسافر و رهگذری باشد که شاید او را هم نشناسند.  
با وجودی که فیلم یک پروژه جمع و جور و با بودجه‌ای محدود از یک کارگردان تازه‌کار است، اما مثل یک دوست بی‌ادعا با آدم همراهی نشان می‌دهد و به دل می‌نشیند و بدون اینکه زیاد سرو صدا به راه بیندازد و شلوغ کاری کند، مخاطبش را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
به نظرتان درباره چه فیلمی حرف زدیم؟ منتظر نظراتتان هستم.

5858
کد مطلب 176557

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 5
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • نیما IR ۱۳:۴۵ - ۱۳۹۰/۰۷/۱۲
    0 0
    دل دیوانه، بازی جف بریجز فیلم رو زنده کرده.
  • Actor IR ۱۵:۱۵ - ۱۳۹۰/۰۷/۱۲
    0 0
    Crazy Heart (قلب دیوانه) با بازی فوق العاده و استثنایی جف بریجز که به حق جایزه اسکارو گرفت.
  • آفتاب ابدی ..... IR ۱۵:۴۲ - ۱۳۹۰/۰۷/۱۲
    0 0
    Crazy Heart (2009) Director: Scott Cooper Writers: Scott Cooper, Thomas Cobb (novel) Stars: Jeff Bridges, Maggie Gyllenhaal and Colin Farrell
  • آفتاب ابدی ..... IR ۱۵:۵۲ - ۱۳۹۰/۰۷/۱۲
    0 0
    از "جف بریجز" فیلم زیبای "لبوسکی بزرگ" ساخته "اتال و جوئل کوئن" قابل ذکر است که گذشت زمان دوست داشتن بیشتر فیلم را موجب میشود.
  • رها IR ۱۰:۱۱ - ۱۳۹۰/۰۷/۱۳
    0 0
    من بیشتر از هر چیز عاشق موسیقی فیلم دل دیوانه هستم. جالبه که خود جف بریجز تمام ترانه ها رو خونده!